Fengye College Center
خانه / جامعه / جنگ با هووها یا برندگان جایزه‌های بزرگ جهانی؟ آینده ایران در دستان قدرتمند زنان؟
زنان موفق
مریم میرزاخانی، نخستین زنی است که توانسته مدال فیلدز ( نوبل ریاضی) را تصاحب کند. او همچنین نخستین زن مسلمانی است که تصویر بی‌حجابش در یک روزنامه ایرانی داخل ایران چاپ شد.

جنگ با هووها یا برندگان جایزه‌های بزرگ جهانی؟ آینده ایران در دستان قدرتمند زنان؟

آن‌چه بیشتر از هر چیزی باعث دلسردی می‌شود، برخورد جامعه با موضوع چند همسری است. در پیام‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی از سوی کاربران گذاشته شده، گروهی موافق چند همسری هستند. حتی برخی از کسانی که با پروفایل زنانه در این شبکه‌های اجتماعی حضور دارند، اعلام آمادگی کرده‌اند که دوست دارند به عقد موقت افراد مومن درآیند.

هفته گذشته دو خبر روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت و عجیب آن‌که هر دوشان اشک را به چشمان می‌آورد، یکی اشک شادی و دیگری اشک حسرت. از آن‌جایی که در حال نوشتن این مطلب به نظرات شما دسترسی ندارم و نمی‌توانم بپرسم که دوست دارید خبر خوب را اول بشنوید یا خبر بد را، خودم با خبر خوب شروع می‌کنم.

ینیاد جایزه پیشرفت شگرف( Breakthrough Prize ) هفته گذشته اعلام کرد جایزه‌ای برای زنان ریاضیدان جوان در نظر گرفته و آن را به نام مریم میرزاخانی نامگذاری کرده است. این جایزه ۵۰ هزار دلاری که در بخش «مرزهای نو» ویژه زنان جوان ریاضیدان در نظر گرفته شده است، به چهره‌های شاخصی اهدا خواهد شد که در دو سال منتهی به زمان اعلام جایزه، دکترای خود را در همین زمینه دریافت کرده باشند.

Elite College
Aviron
Aviron

 

اگر این بنیاد را نمی‌شناسید بد نیست بدانید که بنیاد «جایزه پیشرفت شگرف» توسط شماری از چهره‌های سرشناس دنیا‌ی علم و فناوری نظیر سرگئی برین، موسس گوگل و مارک زاکربرگ موسس فیسبوک تاسیس شده است و از سال ۲۰۱۳ در سه رشته ریاضیات، فیزیک بنیادی و علوم زیستی جوایزی را به سرآمدان دنیای علم اهدا می‌کند.

خبر دوم را باید فراتر از یک خبر دید و بیشتر باید به آن به چشم یک جریان نگاه کرد. هفته گذشته انتشار پوستری که هدف از آن تبلیغ چند همسری بود، در شبکه‌های اجتماعی توفانی به راه انداخت. این پوستر برای اطلاع‌رسانی در مورد برگزاری یک کارگاه آموزشی درباره مهارت‌های ارتباطی خانواده‌های چند همسری طراحی شده بود.

بسیاری کارشناسان، چندهمسری و ترویج این موضوع در جامعه را پاک کردن صورت مسئله و ضربه‌ای بر بنیان خانواده در ایران و به خطر انداختن امنیت روانی زنان می‌دانند.

تبلیغ
انتشار پوستر کارگاه آموزشی درباره مهارت‌های ارتباط خانواده‌های چند همسری، با اعتراض‌های بسیاری در فضای مجازی همراه بود.

شاید انتشار یک پوستر نباید خیلی جنجال و هیاهو داشته باشد. اما وقتی سابقه خبر را دنبال می‌کنیم، به نکاتی می‌رسیم که شاید روشن‌گر واکنش‌های شدید نسبت به این پوستر باشد. نخست آن‌که این سومین کارگاهی است که « موسسه وطن توحیدی حیات حُسنی» برگزار می‌کند و احتمالا این موسسه قصد دارد تا این کارگاه‌ها را ادامه دهد.

چنان‌چه یکی از مدرسان این کارگاه گفته است، شرکت‌کنندگان در این دوره‌ها هیچ هزینه‌ای پرداخت نمی‌کنند، چرا که هزینه‌ها را «نیکوکارانی» تامین می‌کنند که دغدغه تسهیل ازدواج دختران مجرد را دارند.

اما سابقه بحث را می‌توان در جاهای دیگر هم دنبال کرد. حدود دو هفته قبل، تلویزیون دولتی ایران در برنامه‌ای با عنوان « بدون توقف» موضوع چند همسری را پیش کشید. غلامرضا قاسمیان، مدرس حوزه، در این برنامه از کسانی که همت می‌کنند و همسر دوم و سوم اختیار می‌کنند به شدت تجلیل کرد.

مرور این دو خبر، یکی نامگذاری یک جایزه مهم علمی به نام مریم میرزاخانی و دیگری تبلیغ چند همسری، این سوال را در ذهن ایجاد می‌کند که جایگاه زنان ایرانی کجاست؟ آیا آن‌ها باید در صحنه‌های اجتماعی، سیاسی، علمی و فرهنگی در مسیر کسب افتخار بکوشند یا حواس‌شان به هوو‌هایشان باشد که شوهرشان را بیشتر از سهم‌شان استفاده نکنند؟ زنان ایرانی، کجای جهان ایستاده‌اند؟

چرا چند همسری در ایران تبلیغ می‌شود؟

کسانی که چند همسری را در ایران تبلیغ می‌کنند، مثلا به فکر زنانی هستند که بدون شوهر مانده‌اند و کسی سراغ‌شان را نمی‌گیرد. مثلا به فکر مسایل جنسی و حس مادر شدن آن‌ها هستند.

فردای روز برنامه « بدون توقف»، غلامرضا قاسمیان در گفتگو با مشرق نیوز گفت: «در حال حاضر بالای سه میلیون و چهارصد هزار خانم بالای ۳۰ سال داریم که مجرد هستند یا مطلقه و یا همسرشان را از دست داده‌اند و همین طور ۸۰۰ هزار آقا با همین شرایط. اگر این افراد به همین شکل بدون خانواده بمانند در ۲۰ تا ۳۰ سال آینده ایران تبدیل به یک سرای سالمندان بزرگ خواهد شد و دلیل آن تراکم جمعیتی متولدین دهه ۶۰ است که اغلب آقایان متولد این سال‌ها برای ازدواج افراد کم سن‌تر از خود را انتخاب کردند و به همین دلیل جمعیت خانم‌های مجردی که می‌توانستند با این مردان ازدواج کنند رو به افزایش گذاشته است.»

او در دفاع از چند همسری، ازدواج مجدد را « نه خیانت، که مسئولیت‌پذیری» نامیده است. این درحالی است که بسیاری کارشناسان، چندهمسری و ترویج این موضوع در جامعه را پاک کردن صورت مسئله و ضربه‌ای بر بنیان خانواده در ایران و به خطر انداختن امنیت روانی زنان می‌دانند.

فعالیت اجتماعی
کسی نمی‌تواند از فعالیت‌های اجتماعی اخیر ایران بنویسد و از سپیده قلیان چیزی نگوید.

به باور این کارشناسان، نتیجه این فعالیت‌ها، نه تنها به افزایش میل به ازدواج نمی‌انجامد که به ترس از بی‌ثباتی خانواده و ناامنی به عنوان زن در چارچوب زناشویی منجر می‌شود. معصومه ابتکار، معاونت زنان و نهاد خانواده ریاست جمهوری هم درمان را در رفع معضلات و مشکلات سر راه جوانان می‌داند و نه تبلیغ چندهمسری.

البته بسیاری از نهادهای دینی‌سیاسی، مخالف چند همسری هستند. خبرگزاری فارس نقل قولی از آیت‌الله خامنه‌ای منتشر کرد که او حتی شوخی در این باره را باعث دلسردی زنان دانسته و انتساب فتوایی به خودش در مورد مستحب بودن تعدد زوجات را رد کرده است. در این خبر از رهبر ایران نقل شده که اگر کسی در بیت رهبری همسر دوم اختیار کند اخراج می‌شود.

آن‌چه بیشتر از هر چیزی باعث دلسردی می‌شود، برخورد جامعه با موضوع است. در پیام‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی از سوی کاربران گذاشته شده، گروهی موافق چند همسری هستند. حتی برخی از کسانی که با پروفایل زنانه در این شبکه‌های اجتماعی حضور دارند، اعلام آمادگی کرده‌اند که دوست دارند به عقد موقت افراد مومن درآیند.

وقتی این زنان را، با زنانی همچون مریم میرزاخانی مقایسه می‌کنیم، نمی‌دانیم جایگاه زن ایرانی دقیقا کجاست. وقتی نگاه به زن ایرانی را چنین می‌بنیم، دقیقا نمی‌دانیم که آیا قصد دارند زن ایرانی را به وسیله این کارها از نفس بیاندازند، می‌خواهند اعتماد به نفس و عزت او را بگیرند یا واقعا کمکش کنند. به نظر نمی‌رسد کمکی در کار باشد.

دختران ایرانی، از انقلاب تا آرزوهای بزرگ

ینیاد جایزه پیشرفت شگرف( Breakthrough Prize ) هفته گذشته اعلام کرد جایزه‌ای برای زنان ریاضیدان جوان در نظر گرفته و آن را به نام مریم میرزاخانی نام‌گذاری کرده است. این جایزه ۵۰ هزار دلاری که در بخش «مرزهای نو» ویژه زنان جوان ریاضیدان در نظر گرفته شده است، به چهره‌های شاخصی اهدا خواهد شد که در دو سال منتهی به زمان اعلام جایزه دکترای خود را در همین زمینه دریافت کرده باشند.

در سال انقلاب 1357 یک سوم جمعیت دانشگاه‌های کشور را دختران تشکیل می‌دادند. دختران ایرانی در حالی می‌توانستند به دانشگاه‌ها بروند که هنوز جمعیت سنتی ایران، ترجیح می‌داد دختران را به جای دانشگاه، به خانه بخت بفرستد.

دختران در سال‌های بعد از انقلاب، سهم بیشتری در دانشگاه‌ها یافتند به طوری که تعدادشان از پسران فزونی گرفت و بحث از سهمیه‌بندی جنسیتی در دانشگاه‌ها شد. دختران در بسیاری از مسایل دیگر هم حرکت‌های پیشرویی داشتند. مثلا در سال‌های پیش از انقلاب، ما در سینمای ایران تقریبا کارگردان زن نداشتیم، اما در سال‌های بعد از انقلاب کارگردان‌های موفق زن در سینمای ایران به زبان زیبایی در سینما رسیدند.

با این‌همه، بخشی از جامعه سنتی ایران که از سوی بخش مهمی از روحانیون حمایت می‌شوند، دوست دارند زنان را به دوران ماقبل مدرن و سنتی پیش ببرند. طرح حجاب اجباری، یکی از مهمترین نکاتی است که آزادی زنان را از پوشش مورد علاقه‌شان منع می‌کند.

طرح‌های زیادی در ایران جدا شده که تقریبا بسیاری از آن‌ها خواسته یا ناخواسته سبب جدایی مردان از زنان و بردن زنان به اندرونی‌هاست. بحث جدایی زنان و مردان در اتوبوس‌ها و وسایل نقلیه عمومی، بحث حق نداشتن زنان برای قاصی شدن، بحث اجازه حضور نداشتن زنان در بسیاری از مراکز عمومی از جمله ورزشگاه‌ها، بحث اجازه نداشتن زنان برای اجرای کنسرت موسیقی، تنها بخشی از این نوع نگاه به زنان در ایران چهار دهه اخیر است.

شطرنج
درسا درخشانی که از سوی جمهوری اسلامی به مسابقات جهانی شطرنج اعزام شده بود، در مسابقات بدون حجاب شرکت کرد و هرگز به ایران برنگشت.

با این همه زنان در سال‌ها اخیر، نه تنها عقب ننشستند که در صف نخست مبارزه ایستادند. از دختران خیابان انقلاب گرفته که روسری بر چوب کردند و از «تو سری» نترسیدند تا زنانی که در مسابقات جهانی حجاب از سر برداشتند و نترسیدند.

مریم میرزاخانی نمونه کامل یکی از این زنان ایرانی بود که نتوانستند او را سانسور کنند. او تنها زن ایرانی است که در سال‌های بعد از انقلاب، تصویر بی‌حجابش را در روزنامه‌های ایرانی چاپ کردند و حتی می‌خواستند خیابانی در تهران را به نامش کنند که گویا با مخالفت خانواده‌اش همراه شد.

مریم میرزاخانی یکی از بازماندگان حادثه سقوط اتوبوس حامل دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۷۶ بود که طی آن هفت نفر از دانشجویان در مسیر بازگشت از اهواز جان خود را از دست دادند. او در ایران نماند، چه از ترس جانش و چه به دلیل محدویت‌هایی که داشت.

شاید اگر مدال فیلدز (معادل نوبل ریاضیات) به مریم اهدا نمی‌شد، شاید اگر او همچون فروغ فرخزاد جوانمرک نمی‌شد هرگز نامش نمی‌شنیدیم. چه بسیار مریم میرزاخانی‌ها که هم‌اکنون در حجره‌ها، در جدال‌ با هووهایند و دست‌شان به کتاب نمی‌رسد.

افرادی هم همچون مریم میرزاخانی از خانه می‌گریزند تا بتوانند انسان بودن را تجربه کنند. ما او را دوست داریم چون نام ایران را در جهان زنده نگاه داشته است و حتی خواسته که فرزندنش، با این‌که در آمریکا متولد شده، تابعیت ایرانی داشته باشد، اما شاید هرگز درسا درخشانی را نشاسیم.

مریم میرزاخانی نمونه کامل یکی از این زنان ایرانی بود که نتوانستند او را سانسور کنند. او تنها زن ایرانی است که در سال‌های بعد از انقلاب، تصویر بی‌حجابش را در روزنامه‌های ایرانی چاپ کردند و حتی می‌خواستند خیابانی در تهران را به نامش کنند که گویا با مخالفت خانواده‌اش همراه شد.

دُرسا درخشانی که به عنوان عضو تیم ملی شطرنج ایران در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ در چند رقابت بین‌المللی بدون حجاب شرکت کرده بود، راه برگشت به ایران نداشت. او عضو تیم ملی آمریکا شد. گفته می‌شود او پس از سارا خادم‌الشریعه، دومین شطرنج‌باز زن ایرانی است که علاوه بر کسب درجه استاد بزرگ بانوان در سن ۱۸ سالگی، در هشتاد و هفتمین کنگره شطرنج جهان، عنوان استاد بین‌المللی شطرنج را به دست آورد. او از ایران گریخت.

کتاب
کتاب «جهاد رژ لبی» ( Lipstick Jihad) از نقش پیشروی زنان ایرانی در عرصه‌های اجتماعی می‌گوید.

آیا ملتی چنین به مرگ خویش برخواسته که ما؟

جهاد رژلب

آزاده معاونی، خبرنگار ایرانی‌تبار واشنگتن‌پست، که روزگاری برای مجله  تایم می‌نوشت، کتابی نوشته است با عنوان «جهاد رژِ لبی»  Lipstick Jihadکه شامل خاطرات او از سفر به ایران است. گرچه او به طور مستقیم از نقش زنان در هدایت فکری جامعه ایران نمی‌نویسد، اما عنوان کتاب او یادآور این است که اگر قرار باشد تحولی در ایران روی دهد، احتمالا باید توسط زنان باشد.

البته بسیاری از وب‌سایت‌های تندروی مخالف جمهوری اسلامی، معاونی را در کنار اصلاح‌طلبان می‌دانند، و از او به عنوان «ماله‌کش جمهوری اسلامی» یاد می‌کنند، اما او با کتاب «مهمان خانه بیوه‌های جوان» یکی از شش نامزد نهایی جایزه بیلی جیفورد (The Baillie Gifford Prize) است. برندگان این جایزه ۱۶ نوامبر اعلام می‌شوند.

زنان ایرانی، از مسیح علی‌نژاد تا شیرین عبادی، در جهان در حال درخشش‌اند. چه شیرین عبادی را دوست داشته باشیم و چه نه، او تنها ایرانی برنده جایزه نوبل است. چه مسیح علی‌نژاد را دوست داشته باشیم و چه نه، نمی‌توانیم از نقش او به سادگی بگذریم.

به یاد دارم در روزهایی که با علی‌نژاد در روزنامه اعتماد همکار بودیم، او فیش عیدی یکی از نمایندگان را در روزنامه منتشر کرد، نماینده‌ای که ادعا می‌کرد میزان عیدی‌اش به اندازه یک کارمند معمولی است و نبود. شیرین عبادی را از زمانی که در نشریه «طرح روز» صفحه‌ای مختص زنان داشت به یاد دارم. او درباره حقوق زنان می‌نوشت.

آیا کسی می‌تواند از مسایل اجتماعی امروز ایران بنویسد و از سپیده قلیان ننویسد. او یکی از فعالان مدنی است که در جریان برخورد با کارگران معترض نیشکر هفت‌تپه سال گذشته بازداشت شد و در زندان قرچک ورامین زندانی بود. به تازگی گزارش شده که قلیان را با قید وثیقه یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومانی به طور موقت آزاد کرده‌اند.

جایزه نوبل
شیرین عبادی تنها ایرانی تاریخ است که توانسته به جایزه نوبل برسد.

شاید نام‌ بردن از زنان بسیاری که در سال‌های اخیر درخشیده‌اند و در صف مقدم مبارزه با واپسگرایی بوده‌اند، بحث را به درازا بکشاند، از کسانی همچون نیوشا توکلیان که عکس‌هایش بر جلد مجله تایم می‌رود و در آژانس عکس مگنوم مطرح می‌شوند تا شیرین نشاط که او را یکی از مهمترین زنان هنرمد معاصر می‌دانند.

هر چه است، آینده ایران ما گویا چشم انتظار دخترانی است که تا آن را نجات دهند. آیا تفکری که از «انقلاب رژ لبی» می‌ترسد، می‌خواهد زنان را از عزت نفس بیندازد؟ طرح مجدد مسایلی از جمله چند همسری، آیا از این رو نیست که می‌خواهند نقش و تاثیر زنان را فرو بکاهند.

 

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

یک نظر

  1. من کاملا به این موضوع ایمان دارم که زنان نقش بسیار مهمی در آینده ایران بازی خواهند کرد. در ویديوهایی که در چند روز اخیر در فضای مجازی منتشر شده می‌بنیم که زنان حضور قدرتمند و تاثیرگذاری دارند. شیرزنان ایرانی، تازیخ ایران را عوض می‌کنند. به این نکته ایمان دارم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *