Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سلامت تن و روان / چرا پرسش یکی از مهمترین مهارت‌ها در روابط بین فردی است؟
پرسش

چرا پرسش یکی از مهمترین مهارت‌ها در روابط بین فردی است؟

دکتر الهام گرامی|

قسمت 2 و پایانی

پرسش رایج‌ترین مهارت در روابط بین فردی

پرسیدن متداولترین و در عین حال ساده‌ترین مهارت‌هاست. جمع‌آوری اطلاعات برای برقراری ارتباط از مهم‌ترین اهداف استفاده از این مهارت هستند. پرسش‌ها‌‌ می‌‌توانند به صورت کلامی یا غیرکلامی باشند؛ مثلا بیان جمله «می‌‌توانید بیشتر توضیح دهید؟» نشانگر این است که از طرف مقابل انتظار داریم صحبت خود را ادامه دهد (علائم کلامی)؛ یا هنگامی که در جمعی صحبت‌‌ می‌‌کنیم پس از اینکه از شخصی سئوال پرسیدیم،‌‌ می‌‌توانیم با اشاره چشم و سر این سئوال را از دیگران بپرسیم. پرسش‌های غیرکلامی کمتر به تنهایی در تعاملات به کار‌‌ می‌‌روند و بیشتر همراه با پرسش‌های کلامی، مانند پایین یا بالا بردن تن صدا در پرسش، استفاده‌‌ می‌‌شوند.

Aviron
Elite College

 

کارکرد‌های پرسش

پرسش به فراخور بافت تعامل، کارکردهای مختلفی دارد که نوع پرسش تعیین‌کننده این کارکردهاست.

از طریق این مهارت‌‌ می‌‌توان نیازهای شخص مقابل را شناسایی و آنها را برآورده ساخت، مانند یک بازاریاب، فروشنده یا حتی یک پزشک. اما کارکردهای اصلی پرسش عبارتند از:

  • کسب اطلاعات
  • کنترل تعامل
  • ایجاد علاقه و کنجکاوی
  • تشخیص مشکلات طرف مقابل
  • ابراز علاقه به طرف مقابل
  • تعیین نگرش‌ها،عقاید واحساسات طرف مقابل
  • به حداکثر رساندن فعالیت طرف مقابل
  • سنجش میزان دانش پاسخ دهندگان
  • تشویق تفکر انتقادی و ارزیابی
  • تشویق اعضای گروه به اظهار نظر در مورد پاسخ‌های دیگران
  • جلب توجه اعضای گروه از طریق پرسش‌های غیر مترقبه

البته باید گفت از پاسخ‌‌ها مشخص‌‌ می‌‌شود که آیا به اهداف خود دست یافته‌ایم یا خیر. بنابراین مفید بودن پرسش به مفید بودن پاسخ آن بر‌‌ می‌‌گردد.

انواع پرسش

پرسش‌‌ها با توجه به زمان، مکان و نحوه بکارگیری طبقه‌بندی‌‌ می‌‌شوند. به عبارتی نوع پرسش‌‌ها در مشاوره، طبابت، مصاحبه، بازاریابی متفاوت است. حال به بررسی بعضی از این دسته‌‌ها می‌‌پردازیم:

1پرسش‌های هدایت‌کننده

با مطرح نمودن اینگونه سئوالات، از شخص مقابل انتظار پاسخی خاص و معینی داریم. به بیان دیگر این پرسش‌ها، پاسخ دهنده را به سوی پاسخ موردنظر هدایت‌‌ می‌‌کنند. از کاربرد‌های این نوع پرسش‌‌ می‌‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

شروع تعامل:

این دسته از پرسش‌های هدایت‌کننده برای شروع گفتگوهای اجتماعی کاربرد دارند و از ویژگی‌های آن‌‌ می‌‌توان به داشتن پاسخی معین و معمولا صحیح اشاره نمود. مثلاً «چه روز سردی است؟»

تحت فشار قرار دادن شخص مقابل:

اینگونه از پرسش‌‌ها بدون توجه به احساسات و افکار پاسخ‌دهنده با تحت فشار قرار دادن او، فقط دارای یک جواب است. مثلاً « طرفدار گروه خاصی که نیستید؟»

2) پرسش‌های جهت‌دار

اینگونه پرسش‌‌ها به نحوه بیان بسیار تاکید‌‌ می‌‌کنند. هدف استفاده از اینگونه سئوالات، تغییر جواب با بهره‌گیری از بازی لغات است. مانند پژوهشی که در مورد داروهای ضد درد انجام می‌شود، در این تحقیق از آزمودنی‌ها در دو گروه سئوالات زیر مورد پرسش قرار گرفت :

آیا اغلب سردرد دارید و در این صورت هر چند مدت یکبار؟

آیا گاهی سردرد دارید و در این صورت هر چند مدت یکبار؟

3)  پرسش‌های مرکب

اینگونه از سوالات از ترکیب چند سئوال تشکیل‌‌ می‌‌شوند. این پرسش‌‌ها وقتی مفید هستند که علی‌رغم کمبود وقت، باید از طرف مقابل جوابی بگیریم. اما اغلب پرسش‌های مرکب باعث گیجی و سردرگمی پاسخ‌دهنده‌‌ می‌‌شود، چرا که او‌‌ نمی‌داند اول به کدام یک پاسخ دهد. مانند «امروز وقت آزاد دارید؟ بریم سینما؟ اصلا فیلم دوست دارید؟

4) پرسش‌های تسجیلی

در این گروه از پرسش‌‌ها از طرف مقابل انتظار پاسخ نمیرود، زیرا خود سخنگو به آن‌‌ها پاسخ خواهد داد. هدف از بیان این نوع پرسش جلب توجه و جذب مخاطب و همچنین یادآوری اطلاعات توسط آنان‌‌ می‌‌باشد. مانند «کیست که خدا را نشناسد؟»

5) پرسش‌های غیر کلامی

سئوالات غیرکلامی از طریق حالات و حرکات چهره و بدن مطرح‌‌ می‌‌شوند. کاربرد این پرسش زمانی است که به علت کمبود وقت یا دلایل دیگر، نیاز است صحبت‌های شخص مقابل قطع نشود. مانند بالا بردن ابروها و بیان کلمه  «اهوم» که شخص مقابل را به ادامه تعامل ترغیب‌‌ می‌‌کند.

نتیجه‌گیری

اگر درصدد به دست آوردن اطلاعات، عقاید و حتی حقایقی هستید باید سئوالات خود را با لحنی غیرمغرضانه مطرح کنید تا در طرف مقابل حساسیت ایجاد نکند. طرفِ تعامل تنها زمانی مایل است و‌‌ می‌‌تواند اطلاعات مورد نیازتان را ارائه نماید که به اندازه کافی احساس آرامش کند. پس باید اینطور بیان نمود که طرح پرسش بجا و مناسب، یک هنر است، هنری که با علم و تجربه حاصل‌‌ می‌‌شود.

مهارت‌های چهارگانه ارتباطات

برای اینکه در شغل و روابط خود موفق شویم باید ارتباط کلامی درست داشته باشیم و از کلمات با دقت استفاده کنیم . هر کلمه‌ای احساسات، عواطف خاص و عملکرد متفاوتی را در افراد برمی‌انگیزد و کلمات باید در جا و مکان مناسب خود بکار برده شوند. بنابراین حتی‌الامکان در هنگام مواجهه با طرف مقابل از بکارگیری کلمات منفی همچون:‌‌ نمی‌توانم، غیرممکن است، امکان ندارد، هرگز و … پرهیز شود. شما باید از نیروی کلمات و تاثیری که در دیگران دارند آگاهی داشته باشید .

کلمات بسیار مهم هستند و در پیامی که به دیگری منتقل‌‌ می‌‌کنید تاثیر فراوانی دارند. بنابراین از بکار گرفتن کلمات برحسب عادت و بدون اندیشه خودداری کنید .

فراموش نکنید که فرمان دادن یکی از برخورد‌های محکوم به شکست است. برای این که سخنان شما نافذ و موثر واقع شود باید نظریات خود را با کلمات مناسب و در چارچوب مشخص مطرح کنید . کلمات‌‌ می‌‌توانند تاثیر مثبت داشته باشند و یا با ایجاد حالت تدافعی گفت و گو را به بحث و جدل بکشانند .

پس چارچوب پیام خود را با دقت مشخص کنید و سپس با صراحت و بدون پیش‌داوری حقایق را با لحن و کلامی غیرمغرضانه شرح دهید .

بیان الفاظی دلپذیر و موزون موجب‌‌ می‌‌شود که شخصِ مقابل با متانت گوش فرا‌‌ می‌‌دهد، حقایق را جمع‌بندی می‌کند و به فکر حل مساله می‌شود . اما عبارات مغرضانه و کینه‌جویانه اغلب خشم فرد دیگر را برمی‌انگیزد و او را به جبهه‌گیری دعوت‌‌ می‌‌کند و در نهایت، روابط را به دشمنی و تعارض‌‌ می‌‌کشاند .

یک کلمه باید دقیقا مفهوم مورد نظر ما را دربرداشته باشد، نه کمتر و نه بیشتر.

به طور کلی کلماتی را انتخاب کنید که در الگوی زیر بگنجد: (صریح، کوتاه، دقیق، مودبانه، صــحیح و پر محتوا)

کلمات باید روشن و صریح باشند، یعنی بتوانند به درستی درونیات شما را به دیگران منتقل کنند .

مطلب را مختصر و مفید بیان کنید تا مخاطبین شوق شنیدن را از دست ندهند . تحقیقات نشان‌‌ می‌‌دهد که آدمی تنها قادر است بین 5 تا 9 نکته را در آن واحد به ذهن بسپارد . پیام خود را تا آنجا که‌‌ می‌‌توانید کامل بیان کنید .

برای درک ارتباط کلامی با مهارت‌های چهارگانه ارتباط کلامی آشنا‌‌ می‌‌شویم:

شنیدن ، گفتن، خواندن ، نوشتن

مهارت‌های چهارگانه، ارتباط کلامی هستند که آدمیان به طور طبیعی و به ترتیب آنها را آغاز می‌کنند:

گفتن: 2 سالگی

شنیدن: 4 سالگی

خواندن: 6 سالگی

نوشتن: 8 سالگی

ما از زمان تولد می‌شنویم، اما شنیدن بعنوان مهارت از زمانی آغازمی‌شود که فرد تصمیم می‌گیرد و با اراده انجام می‌دهد.

گفتن

سخن گفتن، فن یا هنری است که آدمی به وسیله آن بر دیگران تأثیر می‌گذارد. دیگران را ترغیب و اقناع می‌کند و همواره در مراودات اجتماعی کاربرد دارد.

در اولین لحظه برقراری ارتباط، شما با سلام و یا احوال‌پرسی قدرت بیان خود را نشان می‌دهید. اینکه چقدر با صلابت سلام کنید یا از روی ترس یا ناراحتی و یا چیز دیگری.

گفتن در بین مهارت‌های چهارگانه، بیشترین کاربرد را دارد و برای برقراری ارتباط مهم تلقی می‌شود. لذا بایستی در هنگام سخن گفتن و یا سخنرانی نکاتی را رعایت کنیم :

  • خوب گوش کردن، ما را برای بهتر گفتن آماده می‌کند.
  • مطالعه کردن به ما فرصت می‌دهد تا حرفی برای گفتن داشته باشیم.
  • درباره آنچه اطلاعات نداریم، اظهارنظر و صحبت نکنیم.
  • از به کار بردن کلماتی که معنای آن را نمی‌دانیم خودداری کنیم.
  • به جز آغاز ارتباط، سعی کنید اگر از شما پرسش نشد درباره خودتان سخن نگویید.
  • هنگام گفتگو به دیگران نیز فرصت گفتن بدهید.
  • درباره آنچه علاقمند هستید و اطلاعات دارید صحبت کنید.
  • سعی کنید از نظرات بزرگان هنگام سخن گفتن نقل قول کنید.
  • در سخن گفتن از دیگران تقلید نکنید.

شنیدن

سرچشمه بسیاری از مشکلات روزمره، عدم توجه به سخنان دیگران است. چرا که بسیاری اوقات بدون اینکه بدانیم دیگری درباره چه چیزی سخن خواهد گفت فکر می‌کنیم همه چیز را می‌دانیم.

« شنیدن، بهره‌مندی از دانایی تمامی افرادی است که با آنان زندگی می‌کنیم».

   حال چگونه از این مهارت بهتر و بیشتر بهره‌مند شویم:

  • بپذیریم که دیگران حق حرف زدن دارند.
  • از قطع کردن حرف دیگران خودداری کنیم.
  • همواره سعی کنیم فقط به حرف یک گوینده گوش فرا دهید.
  • شنونده فعالی باشیم یعنی آنچه را که گوینده درست می‌گوید تأیید نماییم.
  • اگر ابهامی درباره سخنان گوینده دارید سئوال کنیم.
  • برای کودکان و نوجوانان خیلی مهم است که والدین آنان به سخنانشان گوش دهند.
  • گوش دادن یعنی اینکه برای دیگران و حرف آنان احترام قائل هستید.

خواندن

خواندن سومین مهارت ارتباطی است که به طور طبیعی آدمیان از 6 سالگی آن را شروع می‌کنند، توانایی خواندن امتیازی است که انسان‌ها را به دو دسته باسواد و بیسواد تقسیم می‌نماید و مهارتی است که این فرصت را ایجاد می‌کند تا ما بتوانیم از اندیشه‌های انسان‌های بزرگ که عمدتاً مکتوب است، بهره‌مند شویم . نکات مهمی وجود دارد که به ما کمک می‌کند تا با درست خواندن به سوی یکی از اساسی‌ترین نمادهای خودشکوفایی یعنی نوشتن حرکت کنیم :

  1. هر کس هر مطلب یا هر موضوعی را وقتی برای دومین بار می‌خواند بهتر و عمیق‌‌تر درک می‌کند. بنابراین تکرار در مطالعه ابزاری مهم در یادگیری است.
  2. برای مطالعه فعال، نوشتن نکات مهم در حین خواندن ضروری است. خواندن بدون یادداشت‌برداری علت مهم فراموشی است.
  3. خواندن با خط کشیدن زیر نکات مهم، حاشیه نوشتن، خلاصه‌نویسی و یادآوری دوام می‌یابد. حتماً باید در حال مطالعه خلاصه‌برداری کنید.
  4. پیش از مطالعه از صرف غذاهای چرب و سنگین خودداری کنید.
  5. حداکثر زمانی که افراد می‌توانند فکر خود را برای مطالعه روی موضوعی متمرکز کنند 30 دقیقه است، پس از مطالعه 10 دقیقه استراحت کنید.
  6. پژوهشگران ثابت کرده‌اند اگر 30 درصد وقت خود را به خواندن و 70 درصد دیگر را به یادآوری اختصاص دهید بسیار مفیدتر از آن است که تمام وقت خود را به خواندن بگذرانید. بهتر است پس از مطالعه، مطالب را به زبان خودتان بازگو نمایید.
  7. خواننده باید آنچه را می‌خواند بفهمد.

نوشتن

زبان و خط عمده‌ترین شیوه‌های ارتباط کلامی است و انسان‌ها برای بیان احساسات بیشتر از زبان و برای ابراز افکار عمدتاً از خط یاری می‌طلبند. توسعه علمی جهان نیز مدیون اختراع چاپ است که به تکثیر و توسعه افکار و نوشته‌های آدمیان انجامیده است.

  • اگرچه خوب نوشتن کار دشواری است و نوشتن سخت‌ترین مهارت ارتباطی است اما چگونه بهتر بنویسیم:
  • مدت کوتاهی قبل از آغاز نوشتن، درباره  آن موضوع فکر کنید.
  • نوشته کوتاه حداقل با بیش از 3 بخش «مقدمه، متن و نتیجه» تشکیل شود.
  • نوشته بلند حداقل بایستی دارای پنج بخش «تیتر، مقدمه، متن، نتیجه و منابع» باشد.
  • برای خوب نوشتن به طور گسترده مطالعه کنید.
  • غلط انشایی و یا املایی در نوشته تأثیر شگرف بر خواننده دارد.
  • از نوشتن کلماتی که معنای آن را نمی‌دانید، خودداری کنید.
  • دقت کنید نوشته‌ها از گفته‌ها تأثیر جدی‌تر و ماندگارتری بر دیگران می‌گذارد.
  • همیشه بایستی متن نوشته پس از اتمام نوشتن و قبل از ارسال به گیرنده یک بار خوانده شود.

 

بیشتر بخوانید:  ویژگی‌های یک ارتباط‌ خوب و خصوصیات یک ارتباط بد کدامند؟ | مهارت روابط بین‌فردی

 

الهام گرامی
دکتر الهام گرامی

 

 

 

 

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

تجارب تدریس زبان مادری در کانادا

نمونه‌ای از تجارب تدریس زبان مادری در کانادا

قسمت نخست این مطلب در شماره ۴۷۶ تقدیم شما گرامیان شده بود. بخش 2 و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *