Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / خوانندگان / آنچه باید درباره جشن آبانگان بدانید
خوانندگان هفته

آنچه باید درباره جشن آبانگان بدانید

بخش «خوانندگان» هفته متعلق به خوانندگان است. تنها محدودیت انتشار مطالب در این صفحه قوانین کاناداست. سلیقه سردبیر و دست‌اندرکاران هفته در انتشار مطالب در این بخش تأثیری ندارد.

 

اشرف حمیدی |

زمین عطش‌ناک و خشک؛ کویر دهان باز کرده و منتظر قطره‌ای از باران‌؛ درختان کهنسال برگ‌ها و جوانه‌های خود را از دست داده‌اند؛ در میان مرغزارها دیگر گیاهی نمی‌روید و کشاورزان خسته و فرسوده در انتظار باران؛ هشت سال است که خشکسالی سراسر سرزمین پارس را فرا گرفته و از کوه هًکر تا چکاد البرز تا به دریای فراخکًرت زمین تشنه است.

اما امروز روز دیگریست دهم آبانگان از سال ؛ نمی‌دانم؛…شاید دو یا سه هزار سال پیش از میلاد حضرت مسیح.

 

Elite College
Aviron
Aviron

 

اکنون زنان با لباس‌های رنگی و شال یا ( مًکنا) که بر سر دارند و جامه و لباسی به نام (شٍوال) بر تن، شال‌ها را که معمولا در‌ آب انار جوشانده‌اند که رنگ سرخشان طراوت دانه‌های انار را تداعی‌ می‌کند و رنگ‌های سبزشان سرسبزی برگ‌های بهاری را‌ می‌نماید. مردان نیز باجامه‌های تمیز و آراسته‌شان بدنبال موبدان رهسپارند تا به دامنه‌ی کوه هکر و بدخشان برسند موبدان پارسی آتشدان‌های بزرگی در دست دارند و عود و عنبر در آن می‌سوزانند؛ رایحه دل‌انگیزش با باد صبا آمیخته می‌شود و از میان توده زنان و مردان‌ می‌گذرد و آ‌نها را مسحور‌ می‌کند .

و اینان مردم سرزمین پارس هستند مردمی که در دلشان عشق است؛ عشق به ذات اهورامزدا و امروز آمده‌اند تا خدای خویش را سپاس و ستایش نموده و بدرگاهش نیایش کنند؛ آنها درخواست بارش باران را دارند. آنها بر این باورند که الهه آب؛ که همان‌ آناهید یا آناهیتا است و در بلندترین طبقه‌ آسمان جای گزیده است و بر کرانه هر دریاچه‌ای خانه‌ای آراسته با صد پنجره درخشان و هزار ستون خوش تراش دارد و او از فراز‌ آسمان به فرمان اهورامزدا باران و برف و تگرگ را فرو می‌باراند و اکنون بر این باورند که الهه‌ آب صدا و درخواست ‌آنان را به اهورامزدا خواهد رساند.

در این میان یکی از موبدان سرود نیایش را آغاز کرده و زنان و مردان با او دم می‌گیرند و این نجوا چنین آغاز می‌شود که: زمین عطش‌ناک است … ای الهه‌ آب‌ آناهید از تو‌ می‌خواهیم به یاری بیایی و پیام ما را به ذات کبریایی اهورامزدای پاک برسانی و باران رحمتت را بر ما بباری ….

آنگاه زمانی که این اصوات به‌ آسمان می‌رسد به فرمان پروردگار ابرها در هم‌ می‌آمیزند و رعد و برقی ساطع‌ می‌شود و سپس باران رحمت الهی شروع به باریدن می‌کند. ده روز و ده شب باران فرو ریخت بارانی که هر قطره آن پیاله‌ای را پر‌ می‌کند. و آب در روی زمین به ارتفاع قد یک انسان بالا آمد آفریدگار اهریمن (شیطان) را پس از اینکه توسط باران به هلاکت رساند به اعماق زمین فرستاد .

جوی‌ها و نهرها و دریاها پر‌ آب شدند و بیشتر از وسعت خاک زمین؛‌ آب همه جا را فراگرفت و کشت و زراعت دوباره رونق یافت. و شور و شعف و نشاط را برای مردم به ارمغان آورد.آناهید

آناهیتا یا الهه باران در اسطوره‌های ایرانی یکی از تابناک‌ترین چهره‌‌‌ها و یکی از کارآمدترین نقش‌ورزان است و از روزگار باستان تا به امروز دهمین روز از ماه ‌آبان جشن آبانگان است که مانند سایر جشن‌های باستانی در دل این جشن‌‌ها مناسبت ویژه‌ای نهفته است اما رکن اصلی از برگزاری این جشن‌‌ها به قصد سپاس و ستایش از خدای یکتاست و افسانه دیگری که در لابلای افسانه‌های کهن در باره جشن آبانگان در متون اسطوره‌ای نقش بسته است حکایت از این داستان است که:

«زٌو پسر طهماسب از سلسله‌ی پیشدادیان به شاهی رسید و مردم را به کندن قنات‌‌‌‌ها و نهر‌‌‌‌ها و بازسازی آنها فرمان داد در این روز به کشور‌های هفتگانه خبر رسید که فریدونٍ بیوراسب، ضحاک مار دوش را اسیر کرده و خود به پادشاهی رسیده و به مردم دستور داده که آنها دوباره می‌توانند خانه و زندگی خود را دارا شوند …»            

هدف از برگزاری تمامی جشن‌‌‌‌ها که در افسانه‌های اساطیری آمده و در ایران باستان برگزار می‌شده؛ ستایش پروردگار؛ گردهمایی مردم؛ سرور و شادمانی؛ دادو دهش و بخشش به بینوایان و زیردستان بوده است.

در برگردان فارسی اثارالباقیه ابوریحان بیرونی‌ می‌خوانیم که دهم روز از این ماه آبان نام دارد که مصادف شدن نام روز آبان درماه آبان را مردم عید‌ می‌دانند و آن را آبانگان‌ می‌نامند.

هرودت مورخ یونانی‌ می‌گوید: «ایرانیان‌ آب روان را که یکی از عناصر چهار گانه هستی است (آب، باد، خاک، آتش) و آفریده خالق هستی بخش است مقدس‌ می‌دانستند. آنها در‌ آب روان‌ آب دهان نمی‌اندازند؛ دست و رو نمی‌شویند.»

استرابون جغرافی‌دان یونانی‌ می‌گوید: «ایرانیان در‌ آب جاری خود را شستشو نمی‌دهند؛ در‌ آب، لاشه مردار نمی‌اندازند.»

کریستین سن‌ می‌نویسد: «ایرانیان احترام به‌ آب را بیش از اندازه واجب‌ می‌دانستند.» 

شاید ….هزاران سال بعد الهه‌ آب می‌آید در گوش شاعری در عصر ما نجوایی‌ می‌کند که او هم پاکیزگی و قداست‌ آب را به ما یادآوری‌ می‌کند و این چنین زیبا‌ می‌سراید:

آب را گل نکنیم

در فرودست انگار کفتری‌ می‌خورد‌ آب

یا که در بیشه‌ای دور سیره‌ای پر‌ می‌شوید

یا در آبادی کوزه‌ای پر‌ می‌گردد

آب را گل نکنیم

شاید این‌ آب روان‌ می‌رود پای سپیدار تا فرو شوید اندوه دلی

دست درویشی شاید نان خشکیده‌ای فرو برده در‌ آب

آب را گل نکنیم

روی زیبا دو برابر شده است

چه گوارا این‌ آب  

مردم بالادست چه صفایی دارند چشمه‌هاشان جوشان

من ندیدم دهشان بی‌گمان پای چپرهاشان جای پای خداست

مهتاب آنجا‌ می‌کند روشن پهنای کلام

بی‌گمان در ده بالادست چینه‌ها کوتاه است

مردمش‌ می‌دانند که شقایق چه گلی است

بی‌گمان آنجا آبی؛ آبی‌ست

غنچه‌ای‌ می‌شکفد اهل ده باخبرند

چه دهی باید باشد کوچه باغش پر موسیقی باد

مردمان سر رود‌ آب را‌ می‌فهمند گِل نکردندش

ما نیز‌ آب را گِل نکنیم

پاییز 1398

نویسنده: هفته

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *