Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سلامت تن و روان / چگونه ارتباط سالم برقرار کنیم؟
روش های ارتباطی

چگونه ارتباط سالم برقرار کنیم؟

دکتر الهام گرامی |

انواع سبک‌های ارتباطی

چهار سبک ارتباطی: پرخاشگرانه، سلطه‌جویانه، سلطه‌پذیرانه و قاطعانه مورد بحث قرار گرفته است که قبل از ارائه توضیح درباره این سبک‌ها، ذکر این نکته ضروری است که هر کدام از ما در موقعیت‌های مختلف و در ارتباط با افراد مختلف ممکن است از تمامی این سبک‌ها استفاده کنیم، ولی الگوی غالب ارتباطی هر کس، معمولا یکی از این  سبک‌ها است و آن هم سبکی است که فراوانی تکرارش در فرد بیشتر و نمایان‌تر است.

1) سبک ارتباطی پرخاشگرانه:

افراد پرخاشگر همواره در پی‌بردن و رقابت با دیگران هستند. آنها هیشه فکر می‌کنند حق با آنها است و این دیگران هستند که مسئله و مشکل درست می‌کنند. از واژه های مستبدانه‌ای مثل باید زیاد استفاده می‌‌کنند. خیلی زود خشمگین می‌‌شوند و همواره دیگران را مسئول عصبانی شدن خود می‌دانند. این خصوصیت در طرز نگاه کردن آنها مشهود است و معمولا حتی در مواقعی که عصبانی هم نیستند به صورت هیجانی و بلند صحبت می‌کنند. یکی از عادت‌های معمول افراد پرخاشگر ناتوانی در گوش دادن و در میان سخن دیگران حرف زدن است. هنگامی که با آنان مخالفت می‌شود به شدت برافروخته می‌گردند، اما هنگامی که با آنها موافقت میشود، عصبانیتشان به سرعت فروکش می‌کند. اینگونه افراد معمولا فکر می‌کنند فقط دیدگاه آنان صحیح است و حاضر نیستند انتقاد و مخالفتی را در مورد دیدگاه‌هایشان تحمل کنند.

 

Elite College
Aviron

 

پرخاشگران از برچسب‌های تحقیرآمیز معمولا زیاد استفاده می‌کنند. نباید تصور کرد فرد پرخاشگر یعنی کسی که مدام در حال داد و بیداد است، بلکه خیلی از اوقات افراد پرخاشگر خشم خود را با برچسب‌های تحقیرآمیز زدن به دیگران و توهین و تمسخر نشان می‌دهند. چهره این اشخاص معمولا عبوس است و یا اینکه بی‌قراری در آن مشهود است، زیرا این اشخاص معمولا عجول و بی‌حوصله‌اند. در یک منظر و با توجه به عوامل محرک رفتار، پرخاشگری و سلطه‌گری هر دو یک هدف دارند و آن مهار و هدایت دیگران در جهت اهداف خود است. فرد پرخاشگر این عمل را آشکارا انجام می‌‌دهد، اما فرد سلطه‌گر به صورت پنهانی و با فریب، هدف خود را دنبال می‌کند. این دو الگوی رفتاری عمدتا از خودشیفتگی ریشه می‌گیرند.

2) سبک ارتباطی سلطه‌جویانه:

 این سبک ارتباطی تحت عناوینی چون بازیگرانه و پرخاشگری منفعلانه یا غیرمستقیم نیز نام برده می‌شود. این سبک به لحاظ تجلی با پرخاشگری تمایزهایی دارد، زیرا کنترل و زورگویی نه به طور آشکار، بلکه به صورت پنهان و با فریب اعمال می‌‌شود.

 فرد سلطه‌گر خود و دیگران را به عنوان شی، و نه انسان، مورد بهره‌کشی قرار می‌دهد و سعی می‌کند آنها را در جهت منافع خود فریب داده و مهار کند. نکته شایان توجه در مورد مهارگری افراد سلطه‌‎گر، انگیزه آنهاست. خیلی از اوقات فرد ممکن است بنا به دلایلی موجه و با هدفی انسانی سعی در کنترل و مهار خود و یا دیگران داشته باشد. برای مثال، گاهی پدر و مادر مجبورند با تدبیر و به صورتی زیرکانه رفتار کودک خود را مهار کنند و یا برای مثال اطرافیان فردی که به یک بیماری لاعلاج مبتلا شده و دانستن این امر در حال حاضر برای وی مفید نیست، ممکن است با سیاست‌های خاصی از آگاهی وی نسبت به این امر جلوگیری کنند. چنین اعمالی مواردی از مدیریت و تدبیر هوشمندانه با اهدافی انسانی و مبتنی بر نیت است.

اما در الگوی ارتباطی سلطه‌گرانه، مهار و کنترل دیگران با دیدی غیرانسانی و با هدف استثمار صورت می‌گیرد. در عین حال، این میل به بهره‌کشی، معمولا در پشت یک احترام افراطی و تصنعی پنهان می‌شود، و این تاکتیک سلطه‌گران برای کنترل دیگران است.

خشونت

افراد سلطه‌گر معمولا به یک سبک از رفتار و ارتباط خو می‌کنند و هر گونه رفتاری خارج از این چهارچوب‌ها، فرد سلطه‌گر را بشدت مضطرب و نگران می‌کند. برهمین اساس است که افراد سلطه‌گر سعی در مهار و بهره‌کشی دیگران، و حتی خود، در جهت حفظ تصورات قالبی خود دارند. چنین اعمالی منجر به احساس ایمنی آنها می‌‌شود.

به عنوان مثال، مادری که ارتباط نزدیک و حضور همیشگی کودک در کنارش، نیازهای عاطفی‌اش را ارضا کرده و به احساس ایمنی دست می‌‌یابد، تحمل بزرگ شدن و حرکت تدریجی فرزند خود به سمت استقلال را ندارد. در نتیجه با روش‌های غیرمستقیم و پنهانی سعی می‌کنند از مستقل شدن کودک خود جلوگیری کند. وی با انجام دادن کارها و رفع نیازهای کودک خود در ظاهر به وی محبت می‌کند، اما در باطن او را به خود وابسته‌تر و از یادگیری و مستقل شدن فرزند خود جلوگیری می‌‌کند. گاهی اوقات وقتی راهبردهای یک مادر سلطه‌گر به نتیجه نمی‌رسد، ممکن است با تحریک احساس گناه و ضرورت جبران محبت‌های مادر در وی، از پرواز و زندگی مستقل وی جلوگیری کند.

پایبندی افراد سلطه‌گر به تصورات و اعمال کلیشه‌ای و درست و نادرست‌های خود در جهت حفظ احساس ایمنی بقدری است که هیچگاه نمی‌توانند تفکر و عمل خارج از چهارچوبهای قالبی خود را در نظر بگیرند. همین امر به نوعی احساس محق بودن، نقد ناپذیری، و فریب و بهره کشی از دیگران منجر میشود.

اریک فروم در باب الگوی ارتباطی سلطه‌گری معتقد است جهت‌گیری استثماری منبع تمام خوبی‌ها را خارج از خود می‌داند و با زرنگی سعی می‌کند آنها را به درون مرزهای خود منتقل کند. چنین افرادی محبت و عاطفه را نیز متاعی خارج از خود در نظر می‌گیرند که باید آنرا با زیرکی بدست آورد. خلاصه اینکه زندگی برای یک فرد سلطه‌گر دریای پرتلاطم و ناایمنی است که باید با نیرنگ به بقای خود در آن ادامه دهد و خود و انسان‌های دیگر را در جهت اهداف قالبی به صورت پنهانی مهار و هدایت نماید.

3) سبک ارتباطی سلطه‌پذیرانه:

سبک ارتباطی منفعلانه یا عدم ابراز وجود نیز به آن گفته می‌‌شود.

افراد سلطه‌پذیر دل‌مشغولی پرهیز از برخورد با دیگران را دارند، حتی اگر این کار به قیمت ضایع شدن حق آنها منتهی شود. آنها معمولا حق را به دیگران می‌‌دهند و برای خود ارزش و احترامی قائل نیستند. چنین افرادی در مقابل انتقاد بسیار مضطرب می‌شوند و معمولا برخلاف میل خود عمل می‌کنند. هنگام ارتباط با آنها، علائم اضطراب همچون حرکات زائد، مالیدن دستها به هم، وول خوردن، بریده بریده حرف زدن، و نفس عمیق کشیدن کاملا مشهود است.

برای پیدا کردن علت مشکلات معمولا خودشان را سرزنش می‌کنند و گاهی این سرزنش به قدری شدید می‌شود که ماهیت خودآزاری پیدا می‌کند. هنگامی که تعارض پیدا می‌کنند گاهی با برانگیختن حس ترحم دیگران سعی می‌کنند از تعارض فرار کنند. به عبارت دیگر، افراد سلطه‌پذیر و کم‌رو به طور کلی هنگامی که با کسی مشکلی پیدا می‌کنند به جای حل مسئله سعی در پاک کردن صورت مسئله دارد. این حالت عقب‌نشینی حتی در طرز نشستن و راه رفتن آنها مشهود است. معمولا هنگام صحبت سعی می‌کنند تا در چشم دیگران نگاه نکنند. در جلسات و مهمانی‌ها معمولا ساکت هستند، وقتی کسی باعث ناراحتی آنها می‌شود، به جای صحبت و طرح مسئله با فرد مذکور مسئله را در دل خود نگه می‌‌دارند و تقلا می‌کنند آن را فراموش کنند. اما معمولا در این کار موفق نمی‌شوند و مسئله در دلشان باقی می‌ماند. گاهی نیز سعی می‌کنند با اخم کردن و حرکات و رفتارهای غیرمستقیم ناراحتی خود را به دیگران نشان دهند.

اگر فردی را دیدید که بشدت عصبانی و در حال پرخاش کردن است زود تصور نکنید که وی یک فرد پرخاشگر است. ممکن است چنین فردی یک آدم کاملا کم‌رو و سلطه‌پذیر باشد. افراد کم‌رو همیشه ناراحتی‌های خود از دیگران را در دلشان نگه می‌دارند. از این روی گاهی در اثر ناراحتی‌های مذکور منفجر می‌شوند و ممکن است بشدت پرخاشگر گردند. گاهی اوقات چنین افرادی در تبیین مخالفت نکردن و یا عدم ابراز ناراحتی های خود می‌گویند چون عصبانیت آنها خیلی شدید است نمی‌توانند آن را به صورت منطقی و مهار شده ابراز نمایید. بنابراین از خروش و تخلیه ناراحتی و خشم خود وحشت دارند و بشدت سعی می‌کنند آن را در دل خود نگه دارند. در واقع یک فرد کم‌رو یا سلطه‌پذیر، در کنار اینکه همیشه می‌ترسد مبادا دیگران از دستش عصبانی شوند، از افشای ناراحتی‌ها و هیجان‌های شدید خود نیز وحشت دارد.

پرخاشگری غیرمستقیم رفتار دیگری است که در افراد سلطه‌پذیر و کم‌رو زیاد دیده می‌‌شود. ترس از ناراحت کردن دیگران (به دلیل میل شدید به دوست داشتنی جلوه کردن) و شدت ناراحتی‌های حبس شده در سینۀ افراد سلطه‌پذیر سبب می‌شود به جای بیان منطقی ناراحتی و یا ابراز مستقیم عصبانیت خود از دست دیگران، خشم خود را به صورت غیرمستقیم تخلیه کنند. به عنوان مثال، کارمند سلطه‌پذیری که از دست مدیر خود شاکی است، ممکن است ناراحتی خود را با کم‌کاری یا بدگویی کردن از مدیر خود نشان دهد. تمامی صفات مذکور نشان می‌دهد برخلاف تصور عامیانه که معمولا کنار آمدن و کارکردن، و یا زندگی کردن با افراد کم‌رو را راحت می‌دانند، آسیب‌هایی که الگوی ارتباطی سلطه‌پذیر در دیگران وارد می‌کند، ممکن است شدید باشد.

4) سبک ارتباطی قاطعانه یا ابراز وجود:

یک فرد قاطع هم حق و حقوق خود و هم حق و حقوق دیگران را محترم می‌‌شمارد. نکته قابل توجه در افراد قاطع، توانایی برخورد مسئله مدار است. آنها برخلاف افراد سلطه‌پذیر که خود را متهم می‌‌کنند، و بر خلاف افراد پرخاشگر که همواره دیگران را متهم می‌‌کنند، در تبیین و پیدا کردن راه حل به جای متهم کردن دیگران، به مسئله و چگونگی حل آن توجه می‌‌کنند. چنین سبکی را مسئله مداری، در مقابل من مداری و تو مداری، می‌‌نامند.

افراد قاطع، نکات مثبت و منفی را هم در خود و هم در دیگران به صورتی منصفانه می‌‌بینند و در عین حال، هم برای خود احترام قائلند و هم برای دیگران.

برهمین اساس، در حل تعارضات هم قادرند دیدگاه‌های خود را به وضوح بیان کنند و هم احترام خود و دیگران را حفظ نمایند. افراد قاطع در حل تعارضات بیشتر بر گفتگو تاکید می‌‌کنند و مایل به برقراری رابطه با دیگران هستند.

بنیان اصلی که سبب پرورش الگوی ارتباطی قاطعانه می‌‌شود، صداقت و حرمت به خود و دیگران است. کسی که هم برای خود ارزش و احترام قائل است و هم برای دیگران، توانایی یادگیری گفتگو کردن، شنونده حرف دیگران بودن، منصف بودن، احترام گذاشتن و صریح بودن را خواهد داشت. افراد قاطع نسبت به افکار و احساسات دیگران حساسیت نشان می‌‌دهند و قادرند علاوه بر دیدگاه‌ها، شنونده احساسات دیگران نیز باشند. در عین حال قادرند افکار و احساسات خود را نیز به وضوح بیان کنند.

حال با توجه به توضیحات ارئه شده در خصوص چهار الگوی ارتباطی، فهرست ویژگی‌های رفتاری قابل تطبیق هریک از این الگوها را می‌‌توان به صورت جدول زیر مطرح کرد.

نکات کاربردی برای ایجاد یک ارتباط موثر

با توجه به موانعی که بر سر راه ارتباط قرار دارد و به آنها اشاره شد، یکی ازمسائل اساسی در جامعه ما ارتباط با دیگران است. افراد برای از میان برداشتن این موانع چه می‌‌توانند بکنند ؟

 الف) از نتیجه‌های بازخورد شده استفاده كنید:

اگر فردی از طرف مقابل خود بپرسد: (آیا آنچه را كه گفتم متوجه شدی؟) پاسخی كه به او داده می‌شود، نمایانگر نتیجه‌ای است كه بازخورد می‌شود. واژه یا كلمه (آری) یا (خیر) نمونه‌ای از نتیجه بازخورد شده است و بهتر است كه فرد از مخاطب بخواهد كه آن را به زبان خود بازگو كند. اگر آنچه بازگو می‌شود بیانگر چیزی باشد كه مورد نظر فرد بوده است، در آن صورت باید گفت كه تفاهم و درك مطلب عالی بوده است.

ب) در گوش دادن مهارت لازم را كسب كنید:

تحقیقات نشان می‌دهد حدود 60% از سوء تفاهم‌ها و اختلافات ناشی از خوب گوش نكردن است.

نكات زیر می‌تواند به افراد كمك كند تا بهتر گوش بدهند:

  • به چشمان گوینده نگاه كنید. ما با گوش‌های خود می‌شنویم، ولی قضاوت مردم درمورد گوش دادن ما این است كه آیا به چشمان آنان نگاه می‌كنیم یا خیر. تماس دو چشم باعث می‌شود كه سخنگو مورد توجه قرار گیرد.
  • با حركات چشم و ابرو گفته‌های او را تائید كنید. یك شنونده خوب از طریق حركات غیرگفتاری می‌كوشد تا گفته‌های گوینده را تائید كند. سر تكان دادن به علامت مثبت و نگاه كردن در چشمان گوینده باعث می‌شود این پیام به او مخابره شود كه فرد با تمام وجود به او گوش می‌دهد.
  • از حركات اضافی اجتناب كنید. كارهایی چون نگاه كردن به ساعت، ورق زدن كاغذ، بازی كردن با خودكار، امضاء یا پاراف نامه‌ها، صحبت كردن با تلفن، نشان دهنده خستگی و بی‌علاقگی شنونده و ایجاد احساس مزاحمت در گوینده است.
  • پرسش‌هایی را مطرح كنید. پرسش متضمن این است كه شخص مطالب را فهمیده است، آنها را تجزیه و تحلیل نموده و به گوینده اطمینان می‌دهد درحال گوش دادن است.
  • تفسیر كنید. كسی كه بصورت دقیق گوش می‌دهد، از چنین جملاتی استفاده می‌كند: (‌فكر می‌كنم شما می‌گویید…) یا (مقصود شما این است كه ….).
  • سعی كنید حرف گوینده را قطع نكنید. اجازه بدهید گوینده كلام خود را به پایان برساند و پس از آن پرسش‌های خود را مطرح كنید. هیچ گاه سعی نكنید حدس بزنید كه افكار گوینده متوجه چیست.
  • در صحبت كردن زیاده روی نكنید. بیشتر افراد تمایل دارند كه بیشتر حرف بزنند و نظرات خود را ابراز نمایند و كمتر به حرف‌های دیگران گوش دهند. حرف زدن لذت بخش‌تر است و سكوت موجب ناراحتی است، ولی نمی‌شود به صورت همزمان هم حرف زد و هم گوش داد.

ج) كنترل احساسات :

اگر ما درباره مساله‌ای برآشفته شده و دچار احساسات شویم، نمی‌توانیم پیام‌ها را به شكل صحیح دریافت كنیم و احتمالا نمی‌توانیم حرف و مقصود خود را به درستی بیان كنیم. در این حال  چه باید بكنیم ؟ بهترین راه این است كه چنانچه دچار احساسات شدیم، اندكی تامل كرده و منتظر شویم تا به وضع عادی برگردیم.

د) به ارتباطات غیرگفتاری توجه كنید:

پیام‌های غیر گفتاری دارای وزن نسبتاً زیادی هستند. با توجه به این واقعیت، كسی كه بخواهد ارتباطی اثر بخش را برقرار نماید، باید به ارتباط غیركلامی هم توجه كند و بداند كه آنها نیز همان پیام مورد نظر را مخابره می‌كنند.

هـ) در سطح دیگران ظاهر شوید:

افراد درصورتی می‌توانند ارتباط زیبا و موثری با دیگران برقرار سازند كه به شرایط روحی، روانی و ذهنی مخاطب توجه كنند، استعدادها و سلایق مخاطب خود را بشناسند، به موقعیت فردی و اجتماعی، جنسیت و سن و سال او توجه كرده و به زبان ساده سخن بگویند.

و) خود را خلع سلاح كنید:

حتی اگر معتقدید سخنان طرف مقابل شما به كلی اشتباه، غیرمنطقی یا غیرمنصفانه است، نكته مثبتی در عباراتش بیابید. اما طوری جواب دهید كه حتی در صورت پذیرش انتقاد، احترام و شأن و عزت نفستان حفظ شود.

ز) با مخاطب خود همدلی كنید:

خود را جای طرف مقابل بگذارید و مساله را از دریچه چشم او نگاه كنید. برای این كار حرف‌های او را خلاصه كنید، احساساتش را تائید نمایید و برای تائید احساساتش پرس و جو كنید: «مثل اینكه از من ناراحتـی، همین‌طوره؟»

ح) از عبارت «من احساس می‌كنم» استفاده كنید:

احساسات خود را با عباراتی كه مفهوم من احساس می‌كنم را تداعی می‌كند، ابراز كنید (مانند: ناراحتم) و از به كاربردن عباراتی كه با خطاب به تو شروع می‌شود (مانند: تو اشتباه می‌كنی، تو مرا خشمگین می‌كنی) خودداری كنید. اجازه دهید مخاطب شما بداند اگر جای او بودید چه احساسی داشتید: (اگر این مشكل برای من هم پیش می‌‌آمد، احساس شما را داشتم).

الهام گرامی
الهام گرامی

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

روانشناسی

وقتی نقش مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها تغییر می‌کند/ کارگاه ویژه توسط یکی از سرشناس‌ترین روانشناسان ایران در نوروززمین

یکشنبه سوم نوامبر کارگاهی تحت عنوان «وقتی نقش مادربزرگ و پدربزرگ تغییر می‌کند» با سخنرانی دکتر زهرا بازرگان در نورورزمین برگزار شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *