Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / دموکراسی، انتخابات، هرج و مرج و خشونت خیابانی | خشونت، خشونتی بزرگ‌تر می‌زاید
دموکراسی
یک مامور در حال پاک کردن شعارهایی است که مردم خواستار دموکراسی در هنک‌کنگ روی دیوار نوشته‌اند.

دموکراسی، انتخابات، هرج و مرج و خشونت خیابانی | خشونت، خشونتی بزرگ‌تر می‌زاید

هنگ‌کنگ تنها نقطه‌ای از جهان نیست که این روزها ناآرامی را از سر می‌گذراند، بااین‌همه از یک نظر روند منحصربه‌فردی را تجربه می‌کند: هنگ کنگی‌ها خواستار دموکراسی زیر نظر دولتی هستند که سال‌هاست نطفه هرگونه اعتراضی را خفه کرده است.

هنگ‌کنگ مدت‌ها مستعمره انگلستان بود. دولت بریتانیا در سال ۱۸۹۸ این بخش از خاک چین را به مدت ۹۹ سال اجاره کرد، اجاره‌ای که مدت آن در سال ۱۹۹۷ به پایان رسید. به این ترتیب کشوری که مدت‌ها به شیوه‌ای غربی اداره می‌شد و اقتصاد آزاد داشت، زیر نظر دولتی قرار گرفت که در سال ۱۹۹۰ و میدان تیامین پکن چنان کشتار کرد که تا سال‌ها کمتر کسی جرات اعتراض پیدا کرد.

 

Elite College
Aviron

 

هر‌چند بعد از جابه‌جایی قدرت در هنگ‌کنگ، دولت چین پذیرفت که سیاست‌های پیشین را تا اندازه زیادی رعایت کند و به عبارتی «یک دولت با دو سیاست» باشد، اما گلوله‌ای که روز اول اکتبر سینه یک معترض را شکافت نشان داد که وقتی پای عمل برسد، همان یک دولت با یک سیاست سرکوب‌گر خواهد بود.

با آن‌که ‌مردم هنگ‌کنگ با شرایطی خاص روبرو بوده‌اند و از یک فضای غربی به فضای استبدادی چینی با ظاهر اقتصاد آزاد رسیده‌اند، اما در یک مورد با بسیاری از نقاط جهان یکسانند. آن‌ها خواستار دموکراسی هستند و حاضرند برای رسیدن به آن هزینه هم بپردازند.

اعتراضات هنگ کنگ
نمایی از اعتراض‌های اخیر هنگ‌کنگ. آیا می‌توان با خشونت به دموکراسی رسید؟ تاریخ پاسخی منفی بر این پرسش دارد.

تا این‌جای کار ما با نکته‌ی خاصی روبرو نیستیم. موردی که همیشه در ذهنم با پرسش روبرو بوده این است که مردم هنگ‌کنگ یا مردم هر کجای دیگر جهان، برای رسیدن به دموکراسی باید دقیقا چه کنند؟ وقتی طرف مقابل گلوله، سرباز، تانک و رسانه دارد، مردم از کدام توان خود می‌توانند بهره بگیرند؟ یک پرسش اساسی دیگر: آیا برای رسیدن به دموکراسی، می‌توان اموال عمومی را شکست، آتش زد و ویران کرد؟

اگر به اعتراضات مردمی در سراسر دنیا نگاه کنیم خواهیم دید که اغلب با نوعی خرابکاری همراه بوده است، از آتش زدن ماشین‌ها گرفته تا شکستن شیشه بانک‌ها و سرقت‌شان. با این همه آیا کسانی که دموکراسی می‌خواهند، آیا مجازند تا رفتاری چنین داشته باشند؟

وقتی مسیر‌ها بسته است

مهم‌ترین نکته‌ای که معترضان را به سمت خشونت می‌‌کشاند، بستنِ فضایی است که در آن می‌توان اعتراضی آرام و بدون خشونت داشت. طرفداران دموکراسی، در موارد بسیاری خواستار راهپیمایی‌های صلح‌آمیز شده‌اند، اما دولت‌های توتالیتر معمولا چنین اجازه‌ای به ‌آن‌ها نمی‌دهند.

خوشبختانه امکان راهپیمایی‌های آرام و بدون خشونت در کانادا وجود دارد، اما این اتفاق شاید هرگز در چین و هنگ‌کنگ یا بسیاری از نقاط جهان برای معترضان مهیا نباشد. وقتی اجازه راهپیمایی مسالمت‌‌آمیز به معترضان داده نمی‌شود و رفتاری خشن با آن‌ها انجام می‌شود، احتمال این‌که وضعیت بحرانی شود افزایش می‌یابد.

به طور مثال هفته گذشته حامیان دموکراسی پیش از برگزاری مراسم هفتادمین سالگرد تاسیس جمهوری خلق چین، از مقامات هنگ‌کنگی درخواست مجوز تظاهرات کرده بودند و مقام‌های دولتی این درخواست را رد کردند. اما با آن‌که دولت هنگ‌کنگ درخواست راهپیمایی مسالمت‌آمیز را رد کرده بود، معترضان در روز ملی چین به خیابان‌ها آمدند و ادعای وحدت ملی شی جین‌پینگ، رئیس جمهور چین، را زیر سوال بردند.

به زبان ساده‌تر، رد درخواست راهپیمایی نه تنها سبب نشد تا مردم برای اعتراض به خیابان‌ها نیایند که حتی شاید سبب شد تا افراد بیشتری و احتمالا با نگاهی خشونت آمیز راهی خیابان‌ها شوند. از آن‌سو پلیس هم به جای گلوله پلاستیکی، از گلوله واقعی استفاده کرد. خشونت، خشونتی بیشتر زایید.

نتیجه این نوع برخورد و نگاه این می‌شود که مطابق خبرهای رسمی، ۱۵ نفر از معترضان به بیمارستان منتقل شده‌اند و چنان‌چه پلیس هنک‌کنگ می‌گوید بیست و پنج نیروی پلیس هم زخمی شده‌اند. شاید بهتر آن بود که دولت هنک‌کنگ به معترضان اجازه می‌داد که بدون سر و صدا به خیابان بیایند، به هر حال مردم این کشور حدود چهار

جنبش دانشجویی
جنبش دانشجویی ۱۹۶۸ فرانسه هرچند که در مقایسه با بسیاری از انقلاب‌ها و جنبش‌ها چندان خشن نبود، با این همه خشونت‌های بسیاری را در خود داشت.

ماه است که در اعتراض به سر می‌برند. آیا افزودن چند نفر دیگر به ۹۰۰ نفری که از تابستان امسال تاکنون بازداشت شده‌اند، دردی از کسی دوا می‌کند؟

فردای روز ملی چین که با اعتراض گسترده هنک‌کنگی‌ها همراه بود، هزاران طرفدار دموکراسی در این منطقه بار دیگر به سوی فرودگاه این شهر رفته و فعالیت‌های این فرودگاه را برای چندمین بار با اختلال مواجه کردند. پلیس هنگ‌کنگ از ورود این معترضان به داخل ترمینال فرودگاه جلوگیری کرد و مخالفان در بیرون فرودگاه جمع شدند و مسیرها را بستند.

اما درست دو هفته قبل از حرکت اعتراضی هنگ‌کنگی‌ها، نا آرامی‌ها و اعتراضاتی در فرانسه روی داد که در ادامه اعتراض‌های خیابانی موسوم به جلیقه زردها بود. در جریان اعتراضات جلیقه‌زردها در شهر نانت فرانسه بار دیگر بین نیروهای پلیس و معترضان درگیری‌هایی روی داد.

در برخی دیگر از شهرهای فرانسه نیز گزارش‌هایی درباره تدوام تظاهرات و اعتراضات منتشر شده است. از جمله در تولوز، نانسی، لیون و پاریس نیز عده‌ای دست به اعتراض زدند. بر اساس اطلاعاتی که پلیس فرانسه در اختیار رسانه‌ها قرار داده است، معترضان از درون قطار اقدام به پرتاب سنگ کردند، به فروشگاه‌ها حمله کرده و سطل‌های زباله را در سطح شهر به آتش کشیده‌اند.

آیا انقلاب‌ها و حرکت‌های خشونت‌آمیز موفق‌ خواهند بود؟

جنبش جلیقه‌زردها، نخسین حرکت اعتراضی فرانسوی‌ها نیست و احتمالا آخرین هم نخواهد بود. از زمانی که درباریان به ماری آنتوانت گفتند که مردم به دلیل گرسنگی و نداشتن نان دست به اعتراض زده‌اند و او گفت که «چرا کیک نمی‌خورند» و این جمله طنزی تلخ در تاریخ شد، تا امروز فرانسه خشونت‌ها و اعتراض‌های بسیاری را به خود دیده است.

انقلاب فرانسه در قرن هجدهم، گرچه بدون دستاورد نبود و در آینده این کشور را به یکی از دموکراتیک‌ترین کشورها بدل کرد، اما آنچنان که باید پیش نرفت.

انقلاب با خشونت آغاز شد، با خشونت تداوم یافت و در نهایت با خشونت از اهداف خود دور ماند. فرانسه هر چند سال‌ها بعد حکومتی دموکراتیک را تجربه کرد، اما تجربه انقلاب فرانسه در قرن هجدهم ثابت کرد که مسیر دموکراسی خواهی از خشونت‌طلبی نمی‌گذرد.

حتی جنبش دانشجویی مه ۱۹۶۸ هم با خشونت همراه بود، گرچه خشونت آن با حمام خونی که روبپسیر بعد از انقلاب فرانسه راه انداخت قابل مقایسه نبود. متعرضان که اغلب‌شان دانشجو بودند از تسخیر کافه‌تریای دانشگاه شروع کردند و در نهایت به سنگربندی خیابانی رسیدند. با این همه گفته می‌شود شمار کشته‌شدگان این جنبش حدود ۱۰ نفر بوده است.

نه این جنبش و نه انقلاب فرانسه به دموکراسی آرمان‌شهری منجر نشد که اگر چنین بود مردم بار دیگر با جلیقه‌های زرد به خیابان‌ها بر نمی‌گشتند. دست‌کم می‌توان ادعا کرد که دموکراسی فرانسه نتیجه جنبش‌های اصلاح‌طلبانه‌ایی است که جامعه کم‌کم آن را انجام داده است.

انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، یا هر نام دیگری که بر این رویداد بگذاریم، تجربه مشابهی را پیش روی ما می‌گذارد. چه در سال‌های پیش از انقلاب و چه در سال‌های بعد از آن، خشونت‌های بسیاری روی داد، چه از سوی حکومت پهلوی و چه از سوی مخالفان آن.

اوضاع چنان پلیسی بود که می‌گفتند دیوار همه خانه‌ها موش دارد و موش‌‌ها گوش و این اشاره‌ای بود بر این‌که اگر در خانه بجنبید، ساواک آن را رصد می‌کند. زندان‌های ساواک در شکنجه چنان افراط کرده بودند تا وحشتی در دل مخالفان بیاندازند، که البته موفق نبودند. با خشونت و شکنجه نمی‌توان حکومت کرد.

انقلاب ایران
شاملو در مورد انقلاب سال ۵۷، از جایگزینی خشونتی با خشونت دیگر سخن گفت. آیا این جابه‌جایی با عاقبت‌به‌خیری مردم ایران همراه شد؟

مخالفان هم هرگاه فرصت یافتند خشونت به خرج دادند، از اعدام‌های انقلابی گرفته تا ربودن دیپلمات‌های خارجی. از سنگربندی خیابانی گرفته تا کشتن ماموران درجه چندم ساواک و البته گاه کسانی را به اشتباه، چون اساسا به ماموران درجه یک و شکنجه‌گر دسترسی وجود نداشت.

بعد از انقلاب هم دادگاه خلخالی چنان کرد که روی دادگاه‌های تفتیش اعقاید قرون وسطا سفید شد. چنان کشتند و اعدام کردند که کمتر کسی چنین دیده بود. شاملو به درستی انقلاب ایران را جایگزینی خشونتی با خشونت دیگر دانسته بود، خشونتی که در نهایت مردم را عاقبت به خیر نکرد.

چه باید کرد؟

قطعا نمی‌توان به سادگی دریافت که مسیر رسیدن به دموکراسی دقیقا چیست، اما می‌توان به طور قطعی گفت که خشونت چاره راه نیست. راه‌حل‌های احتمالی را باید با توجه به تاریخ، فرهنگ و بسترهای اجتماعی هر جامعه جست. مثلا راه‌حلی که در نروژ و دانمارک به دموکراسی ختم شده، احتمالا در چین و ایران به نتیجه درستی نخواهد رسید.

با این‌ همه می‌توان از راه‌حل‌های کلی سخن گفت. مثلا برای رسیدن به دموکراسی باید صبور بود. همچنان که چند سال می‌گذرد تا یک درخت به میوه برسد، برای دموکرات بودن هم باید بسترهای آن را فراهم کرد. نگاهی از درون به جامعه ایران نشان می‌دهد که جامعه مردسالار و عصبانی ایران، برای رسیدن به دموکراسی باید مسیری طولانی را پشت سر بگذارد.

یکی دیگر از راه‌های دیگر رسیدن به دموکراسی، صندوق‌های رای‌گیری است. درست است که انتخابات ایران، به دلیل محدودیت‌هایی که شورای نگهبان ایجاد می‌کند این علاقه را از مردم سلب کرده که انتخابات را جدی بگیرند، اما دست‌کم می‌توان مسیر رسیدن صندوق‌های رای به دموکراسی را در کانادا جدی‌تر گرفت.

امیدوارم هم در این مورد و هم در مورد مسیرهای دیگر رسیدن به دموکراسی در آینده بیشتر بنویسیم.

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

مطلب پیشنهادی:

تورنتو

بحران سیاسی در هنگ‌کنگ به تورنتو نیز کشیده شد

دو گروه تظاهرکننده که یکی حامی جنبش اعتراضی در هنگ‌کنگ بود و دیگری از هواداران دولت نزدیک به پکن هنگ‌کنگ تشکیل شده بود، شنبه 17 اوت 2019 در مرکز شهر تورنتو رو درروی هم قرار گرفتند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *