Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / استاد عبدالمحمد همآهنگ، هنرمندی همیشه محبوب
عبدامحمد هماهنگ

استاد عبدالمحمد همآهنگ، هنرمندی همیشه محبوب

در شماره‌های قبلی مجله درباره تاریخچه موسیقی افغانستان که از عصر ویدی و از آن بعد در افغانستان مروج و به‌مرور زمان رشد و پیشرفت و تا این مرحله رسیدن آن، معلومات فشرده ارائه گردید.

از سبک‌های موسیقی که شامل، سبک کلاسیک، پاپ، محلی، فولکلوریک و آماتور است نیز یادآوری شد. در نوشته‌های آخر بنیان‌گذاران موسیقی معاصر افغانستان عنوان صفحه آریانا بود که با معرفی استادان بزرگ چون قاسم افغان، غلام حسین، سرآهنگ، نتو، فرخ افندی، رحیم بخش، شیدا، ببرک وسا، برشنا، نینواز، امیرمحمد، الفت آهنگ و زلاند این صفحه مزین گردید. درین بخش یکی دیگر از استادان مشهور افغانستان معرفی می‌شود.

من به عشقت سازگاری داشتم دارم هنوز

هم ز تو امید یاری داشتم دارم هنوز

عبدالمحمد همآهنگ در سال ۱۳۱۶ خورشیدی در کوچه خرابات کابل چشم به جهان گشود. در ۱۷ جوزا سال ۱۳۹۱ در همین کوچه چشم از جهان فرو بست. او ده‌ها آهنگ مشهور و صدها خاطره شیرین برای طرفداران‌اش به یادگار گذاشته است.

استاد همآهنگ در میان مردم عام محبوبیت زیادی داشت. پس از او بسیاری از خواننده‌گان دیگر کار او را تقلید کردند ولی هیچ‌کس نتوانست صدای او را تقلید کند. او از نوجوانی به شغل پدری که موسیقی بود روی آورد. ابتدا نزد استاد غلام دستگیر شیدا به شاگردی نشست. شیدا از صدا و شخصیت این جوان بسیار خوشش آمد و لقب شیدایی را بر او نهاد و بعدها دخترش را به زنی او درآورد.

همآهنگ در جوانی به هند رفت تا نزد استادان هندی موسیقی بیآموزد؛ اما استاد هندی‌اش در کلکته او را پس به کابل فرستاد و به او گفت وقتی با محمدحسین سرآهنگ در یک کوچه زنده‌گی می‌کنی چرا به هند آمده است. همآهنگ پس به کابل آمد، روزی با پدرش به خانه سرآهنگ رفت تا نزد او «گر» بنشیند و تا وقتی‌که استاد غزل افغانستان زنده بود در کنار او بود.

اوج موفقیت او در دهه ۴۰ و ۵۰ خورشیدی بود. بخصوص در ایام جشن‌های استقلال که در شرق شهر کابل برگزار می‌شد در کمپی که وزارت مالیه برپا کرده بود آواز می‌خواند.

همآهنگبه اکثر ولایت‌های افغانستان برای اجرای کنسرت می‌رفت. او به‌خصوص در ایام سال نو به شهر مزار شریف می‌رفت و برای مردمی که از سراسر افغانستان به میله سال نو می‌رفتند آواز می‌خواند و این برنامه را برای ۳۷ سال پیاپی ادامه داد و از این طریق با مردمان زیادی از تمام قرا و قصبات کشور آشنایی حاصل کرد.

در دهه ۷۰ که شهر کهنه کابل به شمول خرابات با بمباردمان‌های ممتد مجاهدین به خاک یکسان شد. استاد همآهنگ با سیلی از خراباتیان دیگر مجبور به ترک دیار شد و در پیشاور منزل گزید. او در پیشاور کار موسیقی‌اش را ادامه داد و در آنجا ازجمله آهنگ «آهنگ کابل جان درگرفت دودش برآمد» در مورد ویرانی کابل خواند که بسیار موردتوجه قرار گرفت. در قسمتی از این آهنگ از مرگ موسیقی در کابل یاد می‌کند:

دگر به جنس هنر در وطن بهایی نیست

دگر ز کوی خراباتیان صدای نیست

همآهنگ در آخر زنده‌گی‌اش به مریضی قلبی دچار شد. در هند به تداوی رفت. دکتر او را از خواندن آواز منع کرد پسرش می‌گوید، همآهنگ پس‌ازآن روزها از بالکن خانه‌اش به تماشای کابل می‌نشست و با شنیدن کست‌های قدیمی‌اش اشک‌هایش جاری می‌شد و خاطرات جوانی‌اش را مرور می‌کرد.

همآهنگ برای اجرای کنسرت به ده‌ها کشور خارجی سفر کرد. ولی هیچ‌گاه نتوانست آرامشی را بیابد که در کوچه خرابات کابل می‌یافت. این شعر حافظ را همیشه زمزمه می‌کرد:

مقام هستی ما گوشه خرابات است

خداش اجر دهد هر که این عمارت کرد

 در مورد تاریخ وفات آخرین آوازخوان خرابات جناب « الیاس ابدالی» نوشته است: «همآهنگ در ۱۸ جوزای ۱۳۹۱ خورشیدی به عمر ۸۵ سالگی درگذشت. ۲۵۰ آهنگ در آرشیف رادیوی و ده‌ها آهنگ در آرشیف تلویزیون ملی بجا مانده است.»

چه کردم که ز جانان خود جدا شدم

چه گفته‌ام که گرفتار این بلا شدم

به آه و غصه و افسوس و اشک و بیداری

میان هم‌سفران بی تو آشنا شدم

به من نگفته کسی تاکنون گناهم چیست

کزین گناه سزاوار این جزا شدم

ز آب‌دیده زمین را نمودم دریا

درون کشتی غم بی تو آشنا شدم

نگارشگر زنده‌گی نامه همآهنک؛ جناب علی کریمی.

ادبیات افغان
حبیب عثمان

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

استاد جلیل زلاند و نقش او در موسیقی افغانستان

موسیقی پاپ افغانی ترکیبی از موسیقی هندی، موسیقی محلی و آهنگ‌های فولکلور افغانی به زبان‌های دری، پشتو و هندی است. زلاند در جمع‌آوری و تدوین مجمع آهنگ‌های فولکلوریک زیر نظر استاد برشنا، اولین رئیس رادیوی افغانستان بسیار کوشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *