قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته ۵۸۹

طنز و حکایت هفته ۵۸۹

نکته مثبت هفته

هرکجا عشق آید و ساکن شود، هر چه ناممکن بود ممکن شود.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام

حکایت هفته

«درباره افلاطون»

افلاطون یونانی نام اصلی‌اش آریستوکلس و از بزرگ‌ترین فیلسوف‌های تاریخ بشر است، اما ظاهراً همشهری‌های آتنی وی بیشتر از اینکه به افکارش نظر داشته باشند به هیکل بزرگش توجه داشتند، به همین علت وی را افلاطون به معنی «غول‌پیکر» صدا می‌زدند. غول‌پیکر نظریه جالبی داشت که طبق آن هر یک از انواع و امور دنیا بر اساس یک «ایده» یا «مُثُل» یا «قالب» شکل ‌گرفته است. مثلاً کل انسان‌های زنده و مرده یک قالب به‌عنوان الگو و نمونه داشته‌اند و بر پایه آن شکل‌ گرفته‌اند، چراکه به همه آنها انسان گفته می‌شود.

این نظریه که برای اولین بار مسئله کلیات را طرح کرد، محل ابراز نظرهای بسیاری قرار گرفت. اولین کسی که آن را نقد کرد یک عرب به نام «اصغر» بود که در آتن برده بود و به علت هیکل بسیار ریزه‌اش او را «اصغر صغیر» صدا می‌زدند. اصغر صغیر روزی که در کوچه‌پس‌کوچه‌های آتن افلاطون را دید در نقد نظریه وی گفت: چطور تو به این درشتی و من به این ریزی هر دو یک قالب داریم؟!

آدم آس‌وپاسی خوشحال از اینکه بالاخره صاحب چیزی شده از نظریه افلاطون دفاع کرد و گفت: من در هفت‌آسمان، نه چیزی دارم و نه در چیزی با کسی شریکم، فقط یک مُثُل دارم که با تمام زنده و مرده‌ها شریکم.

وقتی اندیشه مُثُل از یونان به ایران رسید، فوراً مزدکی‌ها همه‌چیز را راست و ریس کردند و گفتند: همه باهم برابریم، چون همه از یک مُثُل هستیم.

پادشاهی خطاب به بشریت گفت: همه‌تان از مُثُل من استفاده کردید. یک نفر از اهل کلام گفت: فقط اولین آدم است که از مُثُل فابریک استفاده کرد.

باز چپی‌ها چیزی به ذهنشان رسید و دست‌به‌کار شدند: حتی بزرگ‌ترین پادشاهان و حکام هم از مُثُل درجه چندم استفاده کردند. یکی از مسئولان محیط‌زیست گفت: نسل بعضی از حیوانات و گیاهان چنان از بین رفته که می‌ترسیم مُثُلشان هم ازمیان‌رفته باشد.

ارسطو در انتقاد به استادش گفت: افلاطون با نظریه‌اش انواع و امور عالم را دو برابر کرده است!

یکی با زیربنای فکری دیگری گفت: ما که هم قالب هستیم، چرا هم‌فکر نباشیم؟!

معتقدین به این نظر وقتی زیاد شدند پیشروی کردند و گفتند: ما که هم قالب هستیم، باید چون ید واحده همفکر هم باشیم.

یک نویسنده وطنی که از پیشروی گروه اخیر نگران بود گفت: افلاطون همه انسان‌ها را از یک قالب و ایده بیرون آورد و اینها می‌خواهند همه را در یک قالب و ایده بکنند. نمی‌دانید چه فشاری می‌آید!

منبع: (مو، لای درز فلسفه، اردلان عطاپور. تهران؛ نشر علم، ۱۳۹۱. قسمتی از متن درباره افلاطون)

Aviron
Aviron

 

بیشتر بخوانید:

لطیفه‌های هفته

رفیق بی کلک فقط دوربین جلوی گوشی … همه عیب‌هات رو جوری میاره جلوی چشمت که عمراً هیچ‌کس روش نشه با همون وضوح بهت بگه!

والله توی این مملکت مدرک تحصیلی اصلاً مهم نیست … ما سه ساله داریم به ساقی محل‌مون می‌گیم دکتر … اونم اسم مارو توی گوشیش سیو کرده مهندس!

طرف اسمش کاظم بوده، به نامزدش و خانوادش گفته اسمم کامران هست … شب خواستگاری به مامانش تأکید می‌کنه کامران صداش کنه … مامانش وسط جلسه یادش می‌ره اسمِ چی بود می‌گه: کاظم اسمت چی بود؟!

گوگل جوریه که بری سرچ کنی برای علائمت، شاید اون مرض مدنظرت رو نداشته باشی … ولی دست‌خالی برنمی‌گردی!

استادمون کلاس آنلاین گذاشته وسط کلاس مامانم اومده به سعید همکلاسیم میگه مامانت خونه‌ست؟ … مامانش اومده وسط کلاس داره دستور پخت کوفته میده به مامانم. استادم دست‌به‌سینه نشسته نگاه می‌کنه! … حس غریبی بهم میگه قطعاً این درس رو افتادم.

تو اتوبوس یک زن چادری به دختری گفت: دخترخانم موهات معلومه، این چه وعضشه؟ … دختره هم برگشت گفت: موی من هم مثل زبون شما سر جاش بند نمیشه! … اتوبوس رفت رو هوا.

به مامانم گفتم چای داریم؟ گفت آره … حالا دوتایی نشستیم و سکوت کردیم منتظریم چاییا خودشون بیان!

دیشب تو خونه یهو زدم زیر آواز … بابام تو حال خودش بود یهویی ترسید … برگشت گفت: زهر خر کره مار … بیشتر از توانش عصبانی شده بود!

نکته هفته

تنها زمانی که یاد بگیری خودت رو دوست داشته باشی، می‌تونی شروع به آفرینش چیزهای زیبا در زندگی کنی.

نقل‌قول هفته

جک لندن: هیچ می‌دانی فرصتی که از آن بهره نمی‌گیری، آرزوی دیگران است.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: آدم خوش‌معامله شریک مال دیگران است.

مغولی: اگر می‌خواهید ساختمان بلندتری بسازید باید عمیق‌تر حفر کنید.

شعر طنز هفته

«گل‌آرایی»

کاری نکن نگاه به دمپایی‌ات کنند

از روی شست پات شناسایی‌ات کنند

ای حجره! بس که نان نرساندی به این و آن

باید خراب کرده و نانوایی‌ات کنند

طبع عقیم من! بنشین تا که سکه‌ها

فکری به حال مشکل نازایی‌ات کنند

ای کارمند جزء! دعا کن که چند ماه

مأمور در وزارت دارایی‌ات کنند

مردم فریب خطبه و وعظت نمی‌خورند

وقتی نظر به خانۀ ویلایی‌ات کنند

ای خان! کمی بیا و به پایینیان برس

تا کدخدای قریۀ بالایی‌ات کنند

پیکان سالخورده! نترس از عوض شدن

این بار می‌برند گل‌آرایی‌ات کنند

منبع: (هِی شعر ترانگیزد، سعید بیابانکی. مشهد؛ سپیده‌باوران، ۱۳۹۷)

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

کانون فرهنگی خانه ما

یک شب شعر با شعر طنز

در نود و یکمین شب شعر گروه فرهنگی خانه ما، سعید عطایی که یکی از فعالان فرهنگی و شعردوستان مونترالی است، درباره تاریخچه طنز در ادبیات کهن فارسی صحبت خواهد کرد.

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *