Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سلامت تن و روان / چرا «تفکر نقاد» را باید یاد گرفت و به فرزندان آموزش داد؟
تفکر نقاد

چرا «تفکر نقاد» را باید یاد گرفت و به فرزندان آموزش داد؟

پرسشگری سقراطی و پرورش تفکر نقاد

دکتر الهام گرامی|

 

ویژگی‌های افرادی که دارای تفکر نقادانه هستند:

  • روحیه‌ی پرسشگری دارند.
  • خود نقد پذیرند.
  • داوری و قضاوت آن‌‌ها ‌به دور از تعصب و لجبازی است. 
  • هر چیزی را به سادگی و بدون تفکر، نه می‌پذیرند و نه رد می‌کنند.  
  • از منابع مختلف اطلاعات مناسب و دقیقی درباره موضوع مورد نقد به دست می‌آورند.    
  • نسبت به مسایل دید وسیع و دقیقی دارند.   
  • به جنبه‌های مثبت و منفی مسئله توجه داشته و یک‌سونگر نیستند.  
  • قدرت تجزیه و تحلیل و استنتاج موضوعات مختلف را دارند. 
  • با ذهن باز و متفکرانه نسبت به مسایل اظهار نظر می‌کنند.
  • معمولاً قدرت تشخیص درست از نادرست را دارند.
  • گوینده‌ای متفکر و منطقی و شنونده‌ای فعال هستند.  
  • در حین این که کل موضوع را در نظر می‌گیرند، به جزئیات نیز توجه می‌کنند.
  • به این مسئله واقفند که ممکن است حرف یا راه حل دیگران یا خودشان همیشه درست نباشد.   
  • چون به عاقبت کار می‌اندیشند، معمولاً فریب وعده‌های دیگران را ‌نمی‌خورند.
  • معمولاً به راحتی جذب گروه‌ها و افراد ‌نمی‌شوند. 
Elite College
Aviron

توصیه‌هایی به منظور تقویت مهارت تفکر نقاد در کودکان و نوجوانان

1) تفکر: پيش ازتصميم‌گيری و يا انجام هر اقدا‌‌می ‌به خود فرصت تفكر و تامل دهيد. بدين منظور بهتر است با عجله تصميم نگيريد و فورا اقدام نكنيد، بلكه به خود فرصت دهيد تا بتوانيد فكر كنيد. بهترين كار تأمل و تفكر است، يعنی  برای مدتی تصميم‌گيری را به عقب بيندازيد تا در اين مدت بهتر بتوانيد فكر كنيد.               

2) بررسی جوانب مختلف موضوع: ابعاد مختلف موضوع را بررسی کنید. نكات مبهم يا متناقض را بيرون بكشيد و مثبت و منفی‌های آنرا مرور کنید.

3) پرسش در مورد هر يك از ابعاد موضوع: درباره موضوع، سؤالاتی مطرح كنيد. ایجاد پرسش به وضوح و روشنی موضوع کمک خواهد کرد. 

4) توجه همه جانبه به فرضیات متفاوت: افكار، عقايد، فرضيه‌‌ها ‌و احتمالات ديگر را نيز مورد توجه قرار دهيد. در اين مرحله، فرد احتمالات و فرضيه‌های ديگری را مطرح ‌‌می‌كند. اين فرضيه‌‌ها ‌با «شايد»، «ممكن است» و … مطرح ‌‌ می‌شوند و فرد آنها را مورد آزمايش و بررسی قرار ‌‌می‌دهد تا درستی يا نادرستی آنها روشن شود. 

5) جمع آوری اطلاعات: در اين زمينه ‌‌می‌توانيد با ديگران نيز مشورت كنيد و از آنان راهنمايی بخواهيد، يا از آنان بخواهيد كه شما را به افرادی معرفی كنند كه درباره موضوع مورد نظر شما اطلاعات بيشتری دارند يا بهتر ‌‌می‌توانند شما را راهنمايی كنند. 

6) آنچه را كه به دست آورده‌اید بررسی كنيد و ابعاد مختلف موضوع را بسنجيد: پيامدهای مختلف هر يك ازابعاد موضوع را ارزيابی كنيد. برای اين كار روش تفكرِ «اگر….آن گاه…..» بسيار كمك‌كننده است.

ارزيابی كنيد كه : 

اگر اين كار را انجام دهم، آنگاه آیا :

خودم آسيب نمی‌بينم؟

ديگری آسيب نمی‌بيند؟

جامعه آسيب نمی‌‌بيند؟

آيا به خانواده‌ام می‌توانم بگويم كه چنين كاری كرده‌ام؟

اگر حتی جواب يكی از سه سؤال اول آری و جواب سؤال آخر نه است، آن رفتار يا تصميم، ناسالم و نادرست است و بنابراين بهتر است آن اقدام را انجام ندهيد.

براساس نتيجه‌ی تفكر و بررسی خود تصميم بگيريد و اقدام مناسب را انجام دهيد.

پرسشگری سقراطی و پرورش تفکر نقاد

همانطور که در مبحث بالا توضیح داده شد، انسان برای زندگی در دنيای پرچالش و پرتحول امروز نيازمند مهارت‌های فکریِ سطح بالاست. از جمله‌ی اين مهارت‌‌ها ‌تفکر نقاد است که به تعبيری فرايند تفکر درباره‌ی ارزيابی هوشيارانه‌ی فرد از افکار خود است. چنين مهارتی تنها از طريق آموزش و تمرين قابل دستيابی است.

يکی از قدیمی‌ترين و درعين حال کارآمدترين روش‌‌ها ‌برای آموزش تفکر نقاد «پرسشگری سقراطی» است. روش سقراطی که به نام‌هايی چون روش افلاطونی، تلنخوس (بازجويی) و ديالکتيک (جدل) نيز خوانده شده، روشی برای مباحثه ‌است که بر اساس سوال و جواب متوالی و هدفمند بنا شده، به طوری ‌که با اختيار موضع طرف مقابل، ابتدا موافقت و همراهی او جلب شود و سپس تناقضات استدلال‌های او آشکار و با استفاده از موضع خودِ شخص، ادعايش رد شود.

پرسشگری سقراطی : کنجکاوی با صدای بلند درباره درستی و معنا

بحث سقراطی با ترغيب افراد به کاستن از سرعت فکر کردنشان و دقيق شدن روی آن، به آنان فرصت ‌‌می‌دهد تا ايده‌های خود را –باورهايی که به طور خودجوش پيدا کرده‌اند و آنهايی که آموخته‌اند– بپرورانند و محک بزنند.

بدين ترتيب، افراد می‌توانند باورهای خود را به صورت ديدگاهی يکدست‌تر و پرورده‌تر دربياورند. پرسشگری سقراطی ما را ملزم ‌‌می‌‌کند به جدی گرفتن آنچه ‌‌ می‌گويیم و می‌انديشیم : معنای آن و اهميتش، رابطه‌اش با ديگر باورها، چگونگی محک زدن آنها، واينکه تا چه حد و از چه نظر درست يا معقول‌اند.

افرادی که درباره معنا و درستی گفته‌‌ها ‌فکر ‌‌می‌کنند ‌‌می‌توانند اين کنجکاوی را در قالب پرسش‌های استنطاقی بيان کنند. به وسيله کنجکاوی با صدای بلند، هم علاقه و احترام به فکر دیگران نشان داده می‌شود و هم اقدام‌های تحليلی ایجاد می‌شود. بحث سقراطی اين پيام روشن را به ما می‌دهد که انتظار می‌رود فکر کنیم و باورهای همه کس را جدی بگيریم.

مبنای پرسشگری سقراطی اين ايده است که هر تفکری يک منطق يا ساختار دارد و هر تک‌گزاره فقط تا حدودی تفکر نهفته در خود را آشکار ‌‌می‌کند و قصد آن نمودار کردن منطق تفکر فرد است. استفاده از پرسشگری سقراطی بر اين نکته‌‌ها ‌دلالت ‌‌می‌کند:

هر تفکر مفروضاتی دارد؛ ادعاهايی مطرح ‌‌می‌کند يا معنایی ‌می‌آفريند؛ دلالت‌های ضمنی و پيامدهايی دارد؛ روی بعضی چيزها متمرکز می‌شود و چيزهای ديگر را به پس‌زمينه می‌راند، بعضی مفاهيم يا ايده‌‌ها ‌را به کار ‌‌می‌گيرد و بعضی ديگر را نه. بعضی ملاک‌‌ها ‌را به کار می‌گيرد و بعضی ديگر را نه؛ به چه نسبت روشن يا مبهم است.

از اين پرسش‌ها می‌توان در يک گروه بزرگ، در گروه‌های کوچک، دو نفره و حتی به تنهايی استفاده کرد. آنها را می‌توان با قصدهای مختلف مطرح کرد. نقطه اشتراک همه صورت‌‌ها ‌اين است که تفکر يک انسان در نتيجه پرسيدنِ سؤالهای استنطاقی و برانگيزاننده پرورش ‌‌می‌يابد..

انواع سه‌گانه بحث سقراطی

پرسشگری سقراطی را می‌توان به سه صورت کلی دسته‌بندی کرد و سه نوع زمينه چينی اوليه برای آن درنظر گرفت

  • خودجوش يا برنامه‌ريزی نشده

ما بايد کنجکاوی و حيرتمان را همواره زنده نگه داريم. اگر چنين کنيم، موقعيت‌های بسياری پيش خواهد آمد که خودبه‌خود خواهيم پرسيد منظور چيست و بررسی خواهيم کرد که از کجا می‌توانيم بفهميم درست است يا نه. مثلا اگر کسی بگويد قسمت اعظم فضا تهی است، ما خودبه‌خود برانگيخته ‌‌می‌شويم بی‌درنگ سوال کنيم اين چه معنايی می‌تواند داشته باشد و ما از کجا ‌‌می‌توانيم بفهميم. اين گونه بحث‌های خودجوش شيوه‌هايی از گوش دادن نقادانه و نيز بررسی باورهای بيان شده را در اختيار می‌گذارد.

اگر گفته‌ای سؤال برانگيز، گمراه کننده، يا نادرست به نظر برسد، پرسشگری سقراطی راهی برای کمک پيش پا می‌گذارد.

بحث سقراطی خودجوش به ويژه وقتی مفيد از کار در ‌‌می‌آيد که ما به يک قضيه علاقه‌مند شویم، مسئله مهمی ‌را مطرح کنیم، درحال درک بينشی نو قرار گیریم و يا وقتی که بحث به بن‌بست‌‌ می‌رسد يا آشفته يا خصومت‌آميز مي‌شود.

پرسشگری سقراطی زمانی است که بایستی به طور مؤثر با مسئله برخورد کرد، به تلفيق و گسترش بينش کمک کرد، بحث مسئله‌سازی را پيش برد، آنچه را که گيج کننده به نظر ميرسد روشن کرد يا سروسامان داد و دلسردی يا خشم را برطرف نمود.

با اين که بحثِ خودجوش، بنا به تعريف، برنامه‌ريزی قبلی ندارد، افراد ‌‌می‌توانند از طريق آشنا شدن با پرسش‌های سقراطیِ عام و مطرح کردن پرسش‌های پی‌گيرانه و دادن پاسخ‌های ترغيب‌کننده و مفيد، خود را آماده کنند.

اگر مثال، شاهد يا دليل بخواهيد، مثال نقض بياوريد، از بقيه بپرسيد آيا با نکته مطرح‌شده موافق‌اند يا خير.

از متداول‌ترین اقدامات اولیه برای این نوع پرسشگری اینست که موارد مشابهی را مطرح کنيد، بخواهيد نظرهای مخالف را بازگو کنند، پاسخ‌‌ها ‌را به طور روشن و خلاصه بازگو کنيد و به جمع‌بندی برسید.

  • پرسشگری اکتشافی

پرسشگری اکتشافی به روش سقراطی برای زمانی مناسب است که بخواهیم بفهمیم افراد چه ‌‌می‌دانند يا چه فکر می‌کنند و مي‌خواهیم تفکر بقیه را درباره موضوع‌های متنوع واکاوی کنیم.

با استفاده از این نوع پرسش‌ها، می‌توانيم حوزه‌‌ها ‌يا موضوع‌های مورد علاقه‌مان را کشف کنيم، يا پی‌ببريم که کجا و چطور موضوعات را در باورهای خود تلفيق کرده‌ایم.

‌‌ می‌توانيم يک قضيه مطرح شده در بحث را درنظر بگيریم و ديدگاه شخصی خود را بيان کرده يا آنها را گروه‌بندی کنيم و درباره آن قضيه يا مطلب بحث کنیم. ما با اين نوع پرسشگری سقراطی صرفاً نه يک موضوع يا مفهوم، که دامنه وسيعی از موضوع‌‌ها ‌و مفاهيمِ به هم مرتبط را مطرح و کندوکاو ‌‌می‌کنيم.

اين نيازمند کمترين برنامه‌ريزی است. نظم يا ساختاری نسبتاً آزاد دارد. برای زمينه چينی‌‌ می‌توانيد چند پرسش کلی  از پيش آماده داشته باشيد تا در وقت مناسب با درنظرگرفتن مبحث يا موضوع، موضوع‌های مرتبط و مفاهيم کليدی را مطرح کنيد. همچنين مي‌توانيد با پيش‌بينی محتمل‌ترين پاسخ‌ها و آماده‌کردن چند پرسش پی‌گيرانه مقدمات کار را فراهم کنيد. با اين حال، به ياد داشته باشيد که وقتی فکر برانگيخته شود به هيچ وجه نمی‌‌توان دقيقاً پيش‌بينی  کرد که بحث به کجا کشيده خواهد شد.

  • پرسشگری متمرکز / هدفمند

بيشتر اوقات، رويکرد ما در بررسی موضوعات پوشش دادن حوزه‌‌ها ‌و موضوع‌های خاص است. اين زمان مناسبی برای پرسش سقراطی هدفمند است.

برای  کندوکاوِ واقعاً عميقِ يک موضوع يا مفهوم و برای واداشتن افراد به روشن‌سازی، دسته‌بندی، تحليل و ارزشيابی افکار و ديدگاه‌ها، تميز دادن معلوم‌‌ها ‌از مجهول‌‌ها ‌و ترکيب عوامل و اطلاعات مربوط، می‌توان آنها را درگير يک بحث مبسوط و هدفمند کرد. 

اين نوع بحث به ما فرصت می‌دهد تا بنيادی‌ترين مفروضات خود را از زوايای مختلف و با توجه به دورترين دلالت‌های ضمنی و پيامدهای آنها وارسی کنیم. اين بحث‌‌ها ‌تجربه درگير شدن در يک بحث مبسوط، سامان يافته و منسجم را می‌دهد؛ بحثی که کشف، پروراندن و به اشتراک گذاشتن ايده‌‌ها ‌و بينش‌‌ها ‌را در طی آن تجربه ‌‌می‌کنیم.

اين مستلزم برنامه‌ريزی قبلی يا تفکر دقيق درباره ديدگاه‌های ممکن نسبت به موضوع، نتيجه‌گيری، مفاهيم مسئله‌ساز، دلالت‌ها و پيامدهاست. برای آمادگی بيشتر ‌‌می‌توانيد درباره موضوع‌های مرتبط با قضيه فکر کنيد: روش‌ها، معيارها، تمايزها، مفاهيم بنيادین، و روابط متقابل.

هر سه نوع بحث سقراطی مستلزم فراگيری هنرِ پرسشگری است و ما را ملزم به آشنا شدن با انواع و اقسام اقدام‌های فکری و حساس شدن به زمان مناسب برای پرسيدن سؤال‌های مناسب ‌‌ می‌کند، هرچند که به سختی  ‌‌می‌توان گفت برای هر موقعيت خاص چه سؤالی بهترين است.

دسته‌بندی پرسش‌های سقراطی يا روشنگر

پرسش‌هايی که مفروضات را می‌کاوند: چه چيزی را فرض گرفته‌اي؟ به نظرم فرض کرده‌ای که …  منظورت از … چيست؟  چه ‌‌می‌خواهی بگويی؟ حرف اصلی‌ات چيست؟ …. چه ربطی به …. دارد؟  ‌می‌توانی طور ديگری آن را مطرح کني؟ می‌توانی برايم يک مثال بزنی؟

آيا درست فهميده‌ام؟  آيا هميشه همين طور است؟ چرا فکر ‌‌می‌کنی اين فرض در اينجا صادق است؟

پرسش‌هايی که دلايل، شواهد و علت‌ها ‌را ‌‌می‌کاوند: دلايل تو برای گفتن اين حرف چيست؟ چه اطلاعات ديگری  لازم است داشته باشيم؟ آيا اين دلايل کافی است؟  فکر می‌کنی علت چيست؟ چرا اين را گفتي؟ آيا شاهدی  برای اين ادعا داری؟ با چه استدلالی به اين نتيجه رسيدي؟ چه چيزی تو را به اين باور رساند؟

پرسش درمورد نظرها يا ديدگاهها: به نظر مي‌رسد از زاويه دیگری به قضيه نگاه ‌‌ می‌‌کني. چرا اين ديدگاه را به جای  آن يکی برگزيدي؟ گروه‌‌ها ‌و آدم‌های ديگر چطور به اين قضيه واکنش نشان خواهند داد؟ چرا؟ چه چيزی آنها را تحت تأثير قرار ‌‌می‌دهد؟ اگر کسی فلان ايراد را وارد کند، چه پاسخی  ‌می‌دهي؟ کسی که مخالف اين باشد چه خواهد گفت؟

 – پرسش‌هايی که دلالت‌های ضمنی و پيامدها را ‌‌می‌کاوند: می‌خواهی چه نتيجه‌ای از اين حرف بگيري؟ وقتی که ‌‌می‌گويی …، آيا ‌‌ می‌خواهی اين را برسانی که … ؟ آيا چنين چيزی لزوماً رخ ‌‌می‌دهد يا فقط احتمال دارد رخ بدهد؟ گزينه ديگر چيست؟ 

پرسش درمورد مسئله:  از کجا می‌توانيم بفهميم؟ چطور ‌‌می‌توان اين مسئله را حل‌و‌فصل کرد؟ آيا پاسخ دادن به اين سؤال آسان است يا سخت؟ چرا؟ آيا اين قضيه همانند … است؟  چرا اين مسئله مهم است؟ برای پاسخ دادن به اين سؤال اول بايد به چه سؤال‌های ديگری پاسخ داد؟

الهام گرامی
دکتر الهام گرامی

 

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

مهارت ارتباط موثر

هفت گام اساسی در برقراری ارتباط موثر | آنچه باید درباره مهارت ارتباط موثر بدانیم

درحالی كه به نظر می‌رسد گوش دادن به دیگران بسیار ساده است، اما اگر شنونده، فن گوش دادن را نتواند به درستی ‌بكار ببندد ارتباط، دچار مشكل می‌شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *