Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / فرهنگ و هنر / روزی روزگاری در هالیوود، نوستالژی دوران تغییر

روزی روزگاری در هالیوود، نوستالژی دوران تغییر

هشدار: این یادداشت داستان فیلم را لو می‌دهد!

آرمان نجفیان |

روزی روزگاری در هالیوود Once upon a time in Hollywood، فیلم جدید کوئنتین تارانتینو Quentin Tarantino نویسنده و کارگردان مشهور آمریکایی، تابستان امسال در مونترال اکران شد و پیش‌بینی می‌شود که اکران آن در سینماهای مونترال تا ماه اکتبر ادامه پیدا کند. موضوع فیلم و نقش‌آفرینی ستارگانی چون لئوناردو دیکاپریو، برَد پیت، مارگو رابی، و آل پاچینو باعث شده تا این فیلم با وجود مدت زمان 160 دقیقه‌ای خود، در گیشه نیز موفق ظاهر شود.

لئوناردو دیکاپریو، مارگو رابی و برَد پیت بازیگران اصلی فیلم جدید تارانتینو هستند.

 

فیلم تارانتینو در سه روز از سال 1969 می‌گذرد و تلفیقی از وقایع و اشخاص حقیقی و خیالی را ارائه می‌کند. برای فهم بهتر فیلم باید به دههٔ 60 میلادی بازگردیم. زمانی که سرتاسر دنیای غرب در حال تغییرات جدی اجتماعی و فرهنگی بود. جوانان عاصی از نظم موجود دست به تظاهرات گسترده می‌زدند، تظاهرات ضد جنگ و ضد استعمار کشورهای در حال توسعه. جنبش‌های مدنی برای دفاع از حقوق زنان و اقلیت‌های نژادی شکل گرفتند. انقلاب جنسی با تأکید بر آزادی افراد، روابط جنسی افراد را اساساً زیر و رو کرد. موسیقی راک اعتراضی در اوج تأثیرگذاری و محبوبیتش بود. استفاده از ماری‌جوانا برای مصارف تفریحی به شدت رواج پیدا کرد. سینما نیز از انقلاب بی‌بهره نماند؛ تقریباً به طور هم‌زمان در فرانسه و آمریکا و ایتالیا و سایر کشورها «موج نو»های سینمایی و جریان‌های فیلم‌سازی مستقل شکل گرفتند. فیلم‌های به مراتب کم‌هزینه‌تر از قبل، بدون دخالت استودیوها ساخته شدند و سینما بدل شد به رسانه‌ای در دسترس همگان. خلاصه آنکه شعار معروف سورئالیستها در دههٔ 20 میلادی، در دههٔ 60 به دست جوانان غربی عملی شد: منع کردن ممنوع!

 

هیپی‌ها در دههٔ 60 علیه نظم موجود دست به تظاهرات می‌زدند.

 

ژان-لوک گُدار سوئیسی–فرانسوی، تنها فیلم‌ساز در قید حیات از نسل سینماگران موج نوی فرانسه است که در دههٔ ۶۰ سینما را برای همیشه دگرگون کردند.

سال 1969 زمانی بود که هالیوودِ کلاسیک رو به مرگ بود و هالیوودِ مدرن با چهره‌هایی جدید در حال ظهور. به جای جان فورد و «دلیجان»اش، رومن پولانسکی آمد با «نوزاد رُزماری». همفری بوگارت جای خودش را داده بود به جَک نیکولسون، و در یک کلام، رسمیت، جدیت و شکوه هالیوود از بین رفته بود و به جایش «هالیوود هیپی» درحال شکل‌گیری بود. فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» دو شخصیت اصلی دارد که حقیقی نیستند: بازیگری به نام ریک دالتون (با بازی لئوناردو دیکاپریو) و بدلکار او کلیف بوث (با بازی برَد پیت). ریک دالتون ستارهٔ سریال‌های تلویزیونی وسترن دههٔ 50 بوده و اکنون با تغییرات انقلابی در هالیوود جایگاه قبلی خود به عنوان یک ستاره را از دست داده و برای باقی ماندن در هالیوود به عنوان نقش اول دست و پا می‌زند. کلیف بوث بدلکار، راننده و دوست صمیمی ریک است که بدون دغدغهٔ آینده و بدون توجه به وضعیت مالی  و شغلی نامساعدش سرخوشانه زندگی می‌کند.

 

 

 

 

چارلی مَنسُن جنایت‌کار آمریکایی و رهبر خانوادهٔ مَنسُن.

از طرف دیگر فیلم تارانتینو پُر است از شخصیت‌های حقیقی. از بروس لی گرفته تا میشل فیلیپز، از استیو مک‌کوئین گرفته تا رومن پولانسکی. اما مهم‌ترین شخصیت حقیقی که در فیلم تارانتینو حضور دارد، شارون تِیت بازیگر و همسر رومن پولانسکی است. فیلمْ هم‌زمان با داستان تَقَلّای ریک دالتون برای ماندن در هالیوود، داستان یکی از معروف‌ترین پرونده‌های جنایی آمریکا را نیز روایت می‌کند و آن پروندهٔ قتل‌های  خانوادهٔ مَنسُن Manson family است.

 

 

چارلز منسن رهبر این خانوادهٔ تقریباً صد نفری بود که عمدتاً از دختران جوان فراری تشکیل می‌شد. ذهنیت هیپی آن سال‌ها که دنیا را در حال تغییر می‌دید و هر گونه نظم و هنجار قدیمی را منسوخ و مغایر با آزادی انسان می‌دانست، انقلاب جنسی که روابط آزادانه و ماجراجویانهٔ جنسی، به خصوص برای زنان، را نوعی عصیان علیه هنجارهای جامعه می‌دانست، به علاوهٔ مواد مخدر و موسیقی راک موجب شدند چارلز منسن بتواند این افراد را شست‌وشوی مغزی بدهد و آنان را در اصطبلی متروک جمع کند، فرقهٔ خودش را پایه‌گذاری کند، «مسیح» پیروانش بشود و آنان را وادار به انجام کارهایی که می‌خواست بکند، هر کاری حتی آدم‌کشی. شارون تیت که در نهمین ماه بارداری‌اش به سر می‌برد، خود و سه نفر از دوستانش از قربانیان قتل‌های خانوادهٔ منسن بودند. حادثه در خانهٔ پولانسکی در لس‌آنجلس اتفاق افتاد، گرچه خود رومن پولانسکی آن شب برای فیلم‌برداری در انگلستان بود. سلاخی به دست چهار نفر از مریدان چارلز منسن، یک مرد و سه زن، با ضربات متعدد چاقو انجام شد. چارلز منسن و قاتلان سرانجام دستگیر و به حبس ابد محکوم شدند. برخی از آنان، از جمله خود چارلز منسن، در زندان مُردند و بقیه کماکان در زندانند. پروندهٔ قتل شارون تیت از معروف‌ترین پرونده‌های جنایی آمریکاست و اکثر آمریکاییان با آن آشنا هستند. تارانتینو این را می‌داند و از این آشنایی در فیلمش استفاده می‌کند.

 

قاتلین شارون تِیت، آوازخوان و لبخند بر لب در دادگاه حاضر شدند. این دختران نوجوان به حبس ابد محکوم شدند.

مارگو رابی نقش شارون تیت را بازی می‌کند: زنی در اوج خوش‌بینی، موفقیت و لذت از زندگی، راضی از ازدواجش، راضی از حرفه‌اش به عنوان یک بازیگر، راضی از خانه و شهر زیبایی  که در آن زندگی می‌کند، راضی از حلقهٔ دوستانش، خوشحال از همه چیز و در آستانهٔ بچه‌دار شدن. تماشای این میزان امید و خوش‌بینی در این شخصیت در عین آگاهی از پایان تراژیکی که در انتظار اوست، مخاطب را از نظر احساسی درگیر می‌کند و تعلیق ظریفی ایجاد می‌کند. اما تارانتینو در این فیلم نیز همانند فیلم دیگرش «حرامزاده‌های بی‌آبرو» که در آن هیتلر در سینما کشته می‌شود، روایت خودش از تاریخ را بیان می‌کند. حوادث در این فیلم نه آن طور که واقعاً اتفاق افتاده بلکه آن طور که تارانتینو می‌خواست، اتفاق می‌افتد. تارانتینو در سکانس پایانی فیلم، قتل‌ها را هجو می‌کند و مخاطبی که در انتظار بازآفرینی یکی ازمعروف‌ترین قتل‌های تاریخ آمریکاست را غافل‌گیر می‌کند.

 

 

 

رومَن پولانسکی و همسرش شارون تِیت. تِیت در ماه نهم بارداری‌اش بود که در خانه‌اش با ضربات چاقو به دست افراد خانوادهٔ مَنسُن به طرز فجیعی کشته شد. پولانسکی آن شب در انگلستان بود.

سینمای کوئنتین تارانتینو را می‌توان حاصل تلفیق دو سَبکِ فیلم‌سازی دانست. سبک اول، سینمای ساختارشکن اروپایی نظیر آنچه در آثار سِرجیو لِئونه (که ژانر وسترن کلاسیک هالیوود را به کلی متحول کرد و نوعی از وسترن را جا انداخت که امروز از آن با نام وسترن اسپاگتی یاد می‌شود) و ژان پیِر مِلویل (که قوانین فیلم‌های گانگستری دههٔ 30 هالیوود را به کلی زیر و رو کرد و نوع جدیدی از فیلم‌های گانگستری به دنیا ارائه کرد) است و سبک دوم سینمای بهره‌جو Exploitation Cinema است که نوعی سینمای کم‌بودجه است که موفقیت تجاری‌اش را با استفادهٔ بیش از حد از مفاهیم شوک‌آور همچون سکس و خشونت تأمین می‌کند.

 

 

 

 

کوئنتین تارانتینو

تارانتینو طی سی سال کار حرفه‌ایش مسیر بازیگوشانهٔ ساختارشکنی در ژانر سینمای بهره‌جو را پیش گرفته و توانسته با این سَبک دربارهٔ موضوعات مهم و جدی تاریخی نظیر برده‌داری (فیلم «جانگوی آزاد شده») و جنگ جهانی دوم (فیلم «حرامزاده‌های بی‌آبرو») فیلم بسازد. روزی روزگاری در هالیوود هم از این قاعده مستثنی نیست؛ تارانتینو با همان سبکش فیلمی نوستالژیک ساخته. نوستالژی برای دوران کودکی خود او در لُس‌آنجلس. نوستالژی برای آخرین روزهای شکوه هالیوود کلاسیک.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

لوگو مجمع ملی کبک

لوگو از هالیوود چه می‌خواهد؟ ماجرای سفرهای وزیر اول کبک در کالیفرنیا چیست؟

فرانسوا لوگو وزیر اول استان کبک پس از یک نشست پارلمانی پرهیاهو روز یکشنبه هشتم دسامبر به منظور شرکت در یک نشست اقتصادی چهار روزه به کالیفرنیا سفر خواهد کرد به امید این که بتواند با دیدارها و گفتگو‌های خود با مسئولان و فعالان اقتصادی، پای سرمایه‌گذاران جدیدی را به استان کبک باز کند

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *