Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / یک متخصص ضدعفونی در بیمارستان چه می‌کند؟

یک متخصص ضدعفونی در بیمارستان چه می‌کند؟

حبیب عثمان |

با محمدالیاس سالک، استاد پوهنتون در کابل و تکنیشن طبی در کانادا

محمدالیاس سالک

سامان‌آلات طبی نه تنها، ضدعفونی و تعقیم شود، بلکه در نگهداری آن دقت نیز شود که نشکند و متضرر نشود. زیرا قیمت یا ارزش بعضی از دستگاه‌ها ۸۰ تا۱۰۰هزار دالر است. مثل لوازم اندوسکوپی، لوازم جراحی عصبی … و غیره.

هر مهاجر (بخصوص جوانان) در حد توان باید رشته‌ی را طور مسلکی بیآموزد. هر شغل و مسلکی که می‌آموزد مقدس است، به آن افتخار کند و بداند که از راه مشروع با زحمت‌کشی عایدی به دست میآورد.

با کسانی که تجربه‌کاری و تحصیلی داشته باشند در تماس شوند، هیچ گاه از افراد کاهل مشوره نگیرند زیرا شخص را تشویق به کار نکرده تنبل و کاهل می‌سازند.

اطفال بعضی از خانواده‌ها به دلیل عدم توجه والدین، زبان مادری و فرهنگ خویش را کاملاٌ فراموش می‌کنند.

محمدالیاس متولد و بزرگ‌شده گذرگاهِ شهر کابل افغانستان است. تحصیلات ابتداییه و ثانوی را در مکتب استقلال و عالی را در فاکولته ادبیات دیپارتمنت زبان فرانسوی پوهنتون کابل در سال ۱۹۸۴میلادی به اتمام رسانیده است. بعد از آن منحیث استاد زبان فرانسوی در فاکولته ادبیات پذیرفته شد. زمانی که محصل بود در مرکز کلتوری فرانسه نیز ترجمانی می‌کرد. تا سال ۱۹۹۱در کابل مصروف کار بود. در همین سال به شهر پیشاور – پاکستان مهاجر شد. آنجا منحیث استاد فرانسوی در مکتب استقلال نیم روز و نیم روز دیگر را در کمیته اتحادیه اروپا ترجمانی می‌نمود. برای اتباع خارجی چون؛ سویسی، کانادایی و امریکایی تدریس خصوصی و گروهی زبان فرانسوی می‌کرد. در زمان اقامتش در پیشاور در گروپ زبان‌شناسان جهان مدت سه ماه به فرانسه سفر کرد. پرداختن به چهره‌های فعال جامعه افغان یکی از بخش‌های مهم «هفته» است و این بار گفت و شنودی داشتم با جناب محمد الیاس سالک که در اینجا تقدیم می‌شود.

 

جناب محمد الیاس سالک، از مهاجرت به کانادا و از فراز و نشیب روز‌ها و سال‌های که گذشت تعریف کنید.

در سال ۱۹۹۸باخانواده‌ام به کانادا مهاجرت کردیم. از آنجا که به زبان فرانسوی آشنایی داشتم در دوسال اول زبان انگلیسی را آموختم. همان وقت مدارک تحصیلی‌ام قبول و اجازه رفتن به یونیورستی برایم داده شد. دوبار اقدام کردم اما هر دو دفعه به بهانه‌های مختلف رد می‌شد. در آن زمان در سه جا کار می‌کردم.

در رستوران، وظیفه دولتی در وزارت تعلیم و تربیه و دفتر مهاجرین جهت ترجمانی زبان دری در مکاتب، محکمه عالی، سی ال سی برای افغان‌ها و ایرانی‌ها که ضرورت می‌شد و زنگ می‌آمد…. تا سه چهار سال این کار‌هایم ادامه داشت…. تصمیم گرفتم رشته خود را تغییر دهم بنآء ترجمانی را کنار گذاشته در بخش صحی شروع کردم. در کالج سن لوران مدت یک سال در رشته تعقیم آلات طبی درس خوانده دیپلومم را بدست آوردم. ابتدا در شفاخانه جانتلون و بعد از مدتی در میزونوف روزمونت کار می‌کردم. تا مدت چهار سال، سپس کار در جانتلون را ترک کرده اکنون فقط در شفاخانه روزمونت مصروف کار استم.

Elite College
Aviron
 

 

لطفآ در مورد کارتان در شفاخانه روزمونت معلومات ارایه فرمایید؟

هفته پنج روز از ساعت ۴عصر تا ۱۲شب در این شفاخانه کار می‌کنم، البته بعضی اوقات روزهای شنبه را نیز کار می‌کنم.

وظیفه‌ام تعقیم یا ضدعفونی کردن سامان آلات جراحی است. کار بس مهم و دقیق است که به دقت باید  انجام داده شود. اگر این کار مطابق پلان و به موقع پیش برده نشود؛ لطمهِ شدیدی به برنامه‌های عملیات جراحی وارد می‌کند. در قدم اول عملیات‌های جراحی کنسل می‌شود ضربه بعدی به امور اداری شفاخانه است. در این وظیفه باید توجه نمود که اندک سهل‌انگاری باعث مکروبی شدن و حتی منجر به مرگ مریض خواهد شد. اگر ذره ی آلودگی در یکی از لوازم دیده شود همان باکس را جدا کرده مکروبی محسوب می‌گردد. باید تمام نرم‌ها و مقررات وزارت صحیه مراعات شود.

سامان‌آلات طبی نه تنها، ضدعفونی و تعقیم شود، بلکه در نگهداری آن دقت نیز شود که نشکند و متضرر نشود. زیرا قیمت یا ارزش بعضی از دستگاه‌ها ۸۰ تا۱۰۰هزار دالر است. مثل لوازم اندوسکوپی، لوازم جراحی عصبی … و غیره.

 

آیا هرگز در محل کار به مشکلی مواجه شدید؟

در سال ۲۰۰۹ شروعِ کار مسلکی‌ام در شفاخانه بود. در آغاز کمی با مشکلات مواجه بودم. به مرور زمان با پشت کار و تسلط به مسلک توانستم جایی برای خودم باز و اعتماد شفاخانه را جلب نمایم. اکنون همه از کارم راضی استند. از جهت دیگر حاکمیت‌ام به زبان فرانسوی نیز موثر بود.

فعلآ مصروفیت دیگری هم دارید؟

با یک کار نمی‌توان زنده‌گی را چرخاند پس درکنار کار شفاخانه مشاور رسمی خرید و فروش املاک استم و به این مسلک علاقه مندم. در کانادا بایستی در هر رشته‌ی تحصیلات مسلکی داشت. در کالج میزونوف در رشته «مشاور املاک» تحصیل کردم، بعد از سپری نمودن امتحان دولتی و اخذ دیپلوم جواز کار برایم داده شد. عضو دفتری به نام «اکسپر ایموبیلی» استم که ۷۰۰ نفر آنجا مصروف کار استند.

می‌خواهم مطلبی را ارایه کنم که: از تجربه یکی از هم صنفی‌هایم در کالج میزونوف که اکنون مشاور املاک است، می‌گویم؛ با تمام شناختی که با جامعه چین مونترال و … داشت آنقدر پیشرفت نموده و زنده‌گی‌اش سرو سامان گرفته که قابل تصور نیست.این جا مسئله حمایت، تشویق و پشتبانی آن‌ها مطرح است.

همیشه با مردم و ملیت‌های مختلف در تماس بودم که از این رابطه شناخت با محیط نیز پیدا می‌شود. از مراجع که چند سال آنجا کار و خدمت کردیم مشتری می‌آید چون با من آشنایی دارند.

کانادایی‌ها وقتی به خرید و فروش املاک اقدام می‌نمایند،با تمام قوانین و مقررات آشنا استند، تکس می‌دهند، حق‌الزحمه یا سهم مشاور املاک را به خوبی و راحتی آنچه معمول است می‌پردازند. اما مشتری‌های ما که بیشتر از کشور‌های آسیایی استند و به قوانین و مقررات کانادا کمتر آشنایی دارند یا اینکه عادت نکرده‌اند پرداخت تکس، سهم مشاور املاک یا اجنت برای‌شان گران تمام شده آن را یک چیزی اضافی می‌پندارند، می‌کوشند ملکیت قیمت بالا را با پول کمتر بدست آرند یا اینکه قیمت ارایه شده را چنان کسر می‌کنند که قابل تصور نبوده شوک دهنده است….

مشتریان ما از کشور‌های، الجزایر، ایران، افغانستان، و سایر کشور‌ها استند.

 

آیا از تجربه‌های مهاجرت‌تان درسی برای تازه واردان به کانادا دارید؟

پرسش بسیار خوبی است. آنچه برایم تجربه شده و امیدوارم هر مهاجری بخصوص افغان‌های که تازه وارد کانادا می‌شوند از این تجربه استفاده کنند این است که بهتر است با کسانی که تجربه کاری و تحصیلی داشته باشند در تماس شوند، هیچ گاه از افراد کاهل مشوره نگیرند زیرا شخص را تشویق به کار نکرده تنبل و کاهل می‌سازند.

تازه‌واردان باید در قدم اول باید لسان بیآموزند تا برهمه چیز حاکمیت بدست آرند، راه‌های کار، فعالیت و پیشرفت خود به خود باز می‌شود. چون به مرور زمان به همه چیز‌ها آشنایی حاصل می‌شود.

هر مهاجر (بخصوص جوانان) در حد توان باید رشته‌ی را طور مسلکی بیآموزد. هر شغل و مسلکی که می‌آموزد مقدس است به آن افتخار کند و بداند که از راه مشروع با زحمت کشی عایدی به دست میآورد. هیچ گاه مسلک و پیشه کسی را انتقاد و مسخره نمود ! بدبختانه این مفکوره نزد مردم موجود است.

حسود، منفی باف و استفاده جو نبوده و هیچ گاه مانع پیشرفت مردم نشوید یعنی «به ریشه دیگران تیشه نزنید».

 

اگر ممکن است در مورد خانواده‌تان اندکی معلومات دهید ؟

من ازدواج کردم. دو پسر و دو دختر دارم. همسرم در رشته تاریخ و فلسفه پوهنتون کابل افغانستان تحصیل نموده، معلم بود. اینجا کالج پروفشنل را خوانده و معلم کودکستان است. ابتدا در شفاخانه‌ها مصروف همین کار بود بعد درخانه کودکان را نگهداری می‌کرد. اکنون این کار را کنار گذاشته است.

پسر اولی‌ام فارغ‌التحصیل رشته اقتصاد یونیورستی کانکوردیا ست. اکنون در مرکز بانک ملی بحیث تحلیل‌گر و مشاور مالی مصروف خدمت است. تصمیم دارد ادامه تحصیل بدهد.

دختر بزرگم رشته حقوق را برگزید سه سال درس خواند اما ادامه نداد و تغییر مسلک داد و در رشته کودکستان درس خواند، اما درحال حاضر در بخش (کسمتی مغازه له بی) مصروف کار است.

پسر دومم، رشته مخابرات را در کالج میزونوف تمام کرده و در یک کمپنی امریکایی کار می‌کند.

دختر دومم (فرزند چهارمی‌ام) امسال شامل کالج میزونوف شد.

شما پدر چهارفرزند در سنین مختلف استید. در مهاجرت تربیت فرزندان چگونه تفاوت می‌کند؟

اطفال مهاجر گرچه خواهی‌نخواهی در فرهنگ و کلتور جدید وارد شده بالاخره آن را می‌پذیرند. اما در پهلوی آن فرهنگ و کلتور خویش را نباید فراموش و از دست دهند. در این قسمت والدین باید مسؤولیت‌پذیر باشند و این وظیفه را ساده تلقی نکنند. به خاطر زنده‌نگهداشت این مساله افغان‌ها باید با هم یکجا و منسجم شوند، تا اطفال شان به خاطری نداشتن هم‌زبان مشترک کمبود احساس نمایند. دیده شده که اطفال بعضی از خانواده‌ها به دلیل عدم توجه والدین، زبان مادری و فرهنگ خویش را کاملآ فراموش نموده.

راه حل مشکل این است که در محیط خانواده صحبت نمودن به زبان مادری باشد. البته دید و بازدید فامیل‌ها، دایر نمودن محافل و نشست‌های خانوادگی نیز بسیار مهم است. هرگاه والدین درین مورد توجه نمایند اطفال نیز با هم زبانان خود تماس حاصل می‌نمایند. زیرا خانواده نمونه‌ی ست برای اولاد‌ها. متأسفانه در عالم مهاجرت بعضی فامیل‌ها از همدیگر دوری اختیار کرده‌اند. نکات دیگر که در کانادا باید به آن توجه کنیم این است که مثلا:

والدین نباید برای فرزندان مسلک و رشته‌ی را انتخاب کنند. به اولاد خود نزدیک باشند. آنچه آن‌ها شوق، علاقه، استعداد، گرایش و توانایی داشته باشند آن‌ها را تشویق نمایند.

پدر و مادر با فرزندان خویش دوست، همراز و صمیمی بوده تا اعتماد آنها را جلب نمایند که بتوانند بی‌هراس و دوستانه مشکلات خود را با خانواده خویش در میان بگذارند. هرگاه رابطه‌ی سرد، خشن و بی مهر و محبت بین اولاد، پدر و مادر باشد در چنین حالت اطفال از فامیل دوری نموده گریزان می‌شوند به دیگر کسان پناه برده رابطه قایم می‌کنند.

مراقب دوستان و آشنایان و هم قطاران اطفال خود باشیم، زیرا بیشتر وقت‌شان با آن‌ها می‌گذرد. هرگاه با اشخاص نامطلوب و … تماس و رابطه داشته باشند آنها را متوجه ساخته مبادا بدام و مصیبتی دچار شوند. اگر مسٔله پیشروی کرد جلوگیری آن مشکل است.

 

جناب محمد الیاس سالک از شما سپاسگزاریم 

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

طوفان مونترال

طوفان مونترال و کبک؛ خرابی‌های گسترده، قطع برق، درختان شکسته، ماشین‌های تخریب‌شده

صبح روز پنجشنبه هفدهم اکتبر دگرگونی شرایط جوی و وزش باد شدید در جنوب و شرق استان کبک نزدیک به یکصد و چهل هزار نفر از مشتریان شرکت هیدرو کبک را عمدتا در مونترال و مونته رژی از برق محروم کرد زندگی آنها را برای ساعاتی هم که شده تحت تاثیر قرار داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *