Fengye College Center
خانه / جامعه / خشونت، تیراندازی و همه چیزهایی که امنیت کانادا را تهدید می‌کند: چرا جامعه‌ی ما هیولا می‌سازد؟
حادثه‌های مرگبار تورنتو
حادثه‌های مرگبار اخیر تورنتو موجی از نگرانی‌ها را در جامعه ایجاد کرده است.

خشونت، تیراندازی و همه چیزهایی که امنیت کانادا را تهدید می‌کند: چرا جامعه‌ی ما هیولا می‌سازد؟

گاهی برخی از شب‌های هفته، به ویژه آخر هفته، به دلیل شغلم دیر به خانه برمی‌گردم. مونترال، مثل بسیاری دیگر از شهرهای جهان، چهره‌ای متفاوت در شب‌ها دارد، مخصوصا شب‌های تابستان. البته تابستان سال گذشته، مثل امسال بوی ماری‌جوانا از بارها بیرون نمی‌زد، اما این شب‌ها دود الکل، ماری‌جوانا و احتمالا چند چیز دیگر قاطی خنده‌ها و هیاهوی جوانانی می‌شود که می‌خواهند آخر هفته را در بی‌تهایتش خوش باشند.

این تصویر آخر هفته گذشته از همیشه برایم پررنگ‌تر بود، چنان‌چه وقتی می‌خواستم با ماشینم از محوطه یک پارکینگِ نزدیکِ به یک بار بیرون بزنم، پنجره‌ها را بالا کشیدم تا با اصطلاح بخوری نشوم و بتوانم تا خانه به سلامت رانندگی کنم؛ اما با این‌که پنجره‌های ماشین بالا بود، بوی‌های مختلف به مشام می‌رسید.

Aviron
Elite College

 

الک میناسیان
الک میناسیان سال گذشته با ون اجاره‌ای‌اش رهگذران را زیر گرفت و کشت. این حرکت جنایت‌کارانه او نشان داد که گاهی برای کشتن دیگران حتی به اسلحه گرم هم نیاز نیست.

آیا جوانی که به جستجوی تغییری اساسی به کشوری مثل کانادا می‌آید و مجبور می‌شود سخت کار کند و با این همه تلاش، خوشی خاصی هم نداشته باشد، مستعد انجام یک جنایت نیست؟ آیا جامعه در حال تولید یک هیولا نیست؟ آیا احساس حقارت از او یک جنایتکار نمی‌سازد؟

باید به صداها، هیاهو و بوی عجیبی که در هوا پیچیده بود صدای عربده‌هایی را هم اضافه کرد که به زبان‌های گوناگونی ادا می‌شدند. همه این‌ها من را وارد فضایی کرد که بی‌شباهت به رمان‌های گابریل گارسیا مارکز نبود، به‌ویژه وقتی چند دقیقه بعد زنی را دیدم که کنار خیابان در انتظار مشریانش ایستاده بود. لباس، نوع حرکات و آرایشش چنان بود که هیچ شکی را باقی نمی‌گذاشت که منتظر مشتری‌اش کنار خیابان ایستاده است.

در کانادا می‌توان به طور قانونی و برای مخافظت از خود اسلحه خرید، اما تهیه سلاح گرم در کانادا به سادگی آمریکا نیست. با این همه آن‌چه بیش از همه ایجاد نگرانی می‌کند، ایجاد وضعی است که یک انسان در آن به درجه‌ای از بحران روانی می‌رسد که دست به اسلحه می‌برد یا به هر شیوه دیگری می‌خواهد دیگران را بکشد.

تصاویری از این دست، حتی چندین برابر شدیدتر، در بسیاری از شهرهای جهان وجود دارند، اما دیدنشان برای من تعبیر و تفسیر دیگری داشت. دیدن این لحظات من را یاد تیراندازی تورنتو، قتل‌های استان‌های کانادا و همه اتفاق‌های دیگری انداخت که امنیت ما تهدید می‌کنند. آیا بخشی از این خشونت‌ها نتیجه مصرف بیش از حد مواد مخدر و الکل نیستند؟ چرا این همه مصرف الکل و مواد مخدر؟

بیاییم از سوی دیگر به ماجرا نگاه کنیم. آیا جوانی که به جستجوی تغییری اساسی به کشوری مثل کانادا می‌آید و مجبور می‌شود سخت کار کند و با این همه تلاش، خوشی خاصی هم نداشته باشد، مستعد انجام یک جنایت نیست؟ وقتی این جوان از دوستانش می‌شنود که از خوشی‌های شبانه آخر هفته‌شان می‌گویند و او توان مالی داشتن این خوشی‌ها را ندارد، آیا احساس حقارت از او یک جنایتکار نمی‌سازد؟ آیا جامعه‌ی ما در چنین وضعیتی در حال تولید هیولا نیست؟

داستان‌های چند وقت اخیر

هفته نخست ماه اوت، یک نفر با خونسردی تمام در یک بار شبانه پر از جمعیت واقع در تورنتو به سوی جمعیت شلیک کرد و با این‌که پلیس خوشحال بود که کسی نمرده است، اما از حدود صد نفری که در این بار بودند، سی و سه نفر زخمی شدند که حال چند نفرشان وخیم گزارش شد.

مسئولان پلیس اعلام کردند یک اختلاف و درگیری که میان افراد در پشت باشگاه شبانه روی داد علت این تیراندازی بوده است. بازرسان پلیس تورنتو پوکه‌های فشنگ را هم در داخل و هم بیرون این میخانه پیدا کردند.

اما این تنها درگیری چند وقت اخیر تورنتو نبود، اتفاق‌ها و تیراندازی‌های دیگری هم بودند که از آن‌ها به عنوان موج تیراندازی‌ها و خشونت یاد کرده‌اند. کمی بعد از این حادثه خونین، پلیس تورنتو تماسی تلفنی دریافت کرد مبنی بر این‌که حادثه دیگری با استفاده از سلاح گرم در محله لاورنس هایتز در جنوب مرکز تجاری یورکدیل اتفاق افتاده است.

در تیراندازی دیگر که باز هم در تورنتو رو داد و این‌ بار مر‌گ‌بار بود، قربانی یک مرد شصت‌وچهار ساله به نام پائولو کاپوتو از اهالی منطقه ریچموند هیل در شمال تورنتو بود. این تیراندازی درست روبروی رستوران ایتالیایی دومانی (Domani) که در بلوار روسنسوالز واقع شده است، روی داد. بازرسان پلیس اعلام کردند تیراندازی از داخل یک خودرو صورت گرفته و احتمالاً فردی که کنار راننده خودرو بوده اقدام به تیراندازی کرده است.

حادثه بعدی در نقطه دیگری از شهر، در بیرون از یک ساختمان در اسکاربورو نزدیک تقاطع خیابان‌های لاورانس و موسبنک روی داد. در این تیراندازی که در ساعت ۱۱ شب روی داد هم تلفات جانی وجود نداشت، اما وقوع آن اهالی تورنتو را به شدت نگران کرد، به طوری‌که مارک ساندرز رئیس پلیس تورنتو در کنفرانسی مطبوعاتی از موج تیراندازی‌ها در این شهر ابراز نگرانی کرد.

اگر به رویدادهای اخیر، رویدادهایی همچون زیر گرفتن افراد پیاده توسط الک میناسیان را که سال گذشته روی داد اضافه کنیم، می‌بینیم که وضعیت کمی نگران کننده است. الک میناسیان بیست و پنج ساله در آوریل سال گذشته با راندن ون سفید کرایه‌ای خود به میان رهگذران، ۱۰ نفر را کشت و پانزده نفر را زخمی کرد.

جنایت در ال‌پاسو
جنایت هفته گذشته در ال‌پاسو، موجی از نگرانی را در آمریکا ایجاد کرد. تظاهرات و اعتراض‌های بسیاری برای غیرقانونی شدن داشتن اسلحه بعد از این حادثه در آمریکا روی داد.

تیراندازی هفته گذشته در یک مرکز خرید در شهر مرزی ال‌پاسو تگزاس ۲۰ کشته و ۲۶ مجروح برجای گذاشته است. البته پلیس هیچ گاه آمار دقیق قربانیان را هنوز اعلام نکرد، اما آن‌چه بیش از هرچیزی سبب نگرانی می‌شود، حسی است که بعد از این حملات در شهروندان ایجاد می‌شود: نداشتن امنیت.

در این حمله که حدود ساعت یک و بیست و پنج دقیقه‌ی ظهر دوشنبه ۲۳ آوریل در تقاطع پر رهگذر خیابان‌های فینچ و یانگ در منطقه‌ی ایرانی‌نشین نورث‌یورک تورونتو رخ داد، میناسیان ابتدا با راندن در پیاده‌رو چندین نفر را زیر گرفت، به خیابان برگشت و قدری جلوتر دوباره به درون پیاده‌رو راند و چندین تن دیگر را زیر گرفت.

البته وقتی این کل خشونت‌ها را با رویدادهای همسایه جنوبی‌مان مقایسه می‌کنیم، از تلخی ماجرا کمی کاسته می‌شود، اما هنوز نگرانی‌هایی جدی برای امنیت خانواده‌ها در کانادا وجود دارد. آیا کانادا در آینده شاهد جنایاتی بیشتر خواهد بود؟

در کانادا می‌توان به طور قانونی و برای مخافظت از خود اسلحه خرید، اما تهیه سلاح گرم در کانادا به سادگی آمریکا نیست. با این توضیح اضافه که ورود غیر قانونی اسلحه از مرزهای آمریکا هم چنان دشوار به نظر نمی‌رسد. با این همه آن‌چه بیش از همه ایجاد نگرانی می‌کند، ایجاد وضعی است که یک انسان در آن به درجه‌ای از بحران روانی می‌رسد که دست به اسلحه می‌برد یا به هر شیوه دیگری می‌خواهد دیگران را بکشد.

نگرانی به خاطر افزایش استفاده از اسلحه

یکی از مشکلاتی که امنیت بسیاری از کشورها را تهدید می‌کند، قانونی بودن استفاده از اسلحه است. همین قانون سبب شده تا بسیاری در آمریکا به سادگی بتوانند به اسلحه دسترسی داشته باشند. هفته و ماهی نیست که کسی دیگران را در آمریکا به رگبار نبندد.

تیراندازی هفته گذشته در یک مرکز خرید در شهر مرزی ال‌پاسو تگزاس ۲۰ کشته و ۲۶ مجروح برجای گذاشته است. البته پلیس هیچ گاه آمار دقیق قربانیان را هنوز اعلام نکرد، اما آن‌چه بیش از هرچیزی سبب نگرانی می‌شود، حسی است که بعد از این حملات در شهروندان ایجاد می‌شود: نداشتن امنیت.

مطابق متمم دوم قانون اساسی آمریکا که در سال ۱۷۹۱ تصویب شده، همه افراد می‌توانند برای حفاظت از خود از اسلحه استفاده کنند؛ اما همین ماجرا کلی دردسر برای آمریکایی‌ها درست کرده. ماجرای کشته شدن زنان و کودکان به یک طرف، ترورهای بسیار مهمی که در آمریکا روی داده به طرف دیگر. فقط یازده رییس‌جمهوری آمریکا هدف ترور بودند: از ابراهام لینکلن گرفته تا جان اف کندی. تئودور روزولت هم ترور شد، اما جان سالم به در برد.

داشتن اسلحه به تنهایی برای انجام یک جنایت کافی نیست. برای آن‌که یک فرد اسلحه به دست بگیرد و به سمت دیگران شلیک کند به دلایلی بسیار قوی‌تری نیاز دارد. داشتن دلایلی قوی‌تر گاه سبب می‌شود یک فرد، مثل الک میناسیان، اتومبیلی کرایه کند و آن‌را به میان مردم براند و آن‌ها را بکشد.

موافقان داشتن اسلحه معتقدند که خلافکارها به هر نحوی که شده به اسلحه دست پیدا می‌‌کنند، در نتیجه باید برای افراد عادی امکان داشتن اسلحه فراهم شود تا بتوانند از خود دفاع کنند. می‌گویند در بیشتر ایالت‌های آمریکا، برای خریدن اسلحه باید گواهی سوپیشینه داشته باشید. یا مثلا در برخی از ایالت‌ها، وقتی اسلحه می‌خرید، ۱۰ روز دیگر می‌توانید آن را تحویل بگیرید، به دلیل که خدای نکرده تحت تاثیر یک جنون آنی قرار نگرفته باشید؛ اما این موافقان هیچ جوابی برای اسلحه‌های به سرقت رفته ندارند. در آمریکا سالیانه ۳۴۰ هزار قبضه اسلحه به سرقت می‌رود.

نگهداری اسلحه در کانادا هم برای حفاظت از خود است و قوانین بسیار سخت‌گیرانه‌تری برای ارایه گواهی خرید اسلحه وجود دارد، اما به هر حال افراد می‌توانند به طور قانونی به اسلحه دست پیدا کنند.

قتل دیگری و خود

پیش از این اشاره کردم که داشتن اسلحه به تنهایی برای انجام یک جنایت کافی نیست. برای آن‌که یک فرد اسلحه به دست بگیرد و به سمت دیگران شلیک کند به دلایلی بسیار قوی‌تری نیاز دارد. داشتن دلایلی قوی‌تر گاه سبب می‌شود یک فرد، مثل الک میناسیان، اتومبیلی کرایه کند و آن‌را به میان مردم براند و آن‌ها را بکشد.

برای رسیدن به دلایل این‌که چرا یک فرد چطور می‌تواند دست به جنایت بزند، حتماً دلایل فروانی وجود دارد. داشتن مشکلات عاطفی و خانوادگی، نرسیدن به اهدافی که طرف از پیش برای خود تعیین کرده، بحران‌ها هویتی، مشکلات اقتصادی و شکاف طبقاتی و درنهایت شوک‌های فرهنگی بخشی از این دلایل را تشکیل می‌دهند.

مثلاً مردی خاورمیانه‌ای که از یک خانواده دارای فرهنگی طبقه فرودست به یک کشور غربی می‌رود، به دلایل فرهنگی و خانوادگی که پیش از آن با آن‌ها بزرگ‌شده نمی‌تواند از آزادی‌های غربی استفاده کند، درحالی‌که می‌خواهد چنین کند. یا کسی که به دلیل مشکلات مالی نمی‌تواند به خوشی‌هایش برسد، قطعاً از درون به بحران می‌رسد.

نتیجه این مشکلات هیولاهایی را تولید می‌کند که اگر انسان‌های آرام‌تری باشد خودشان را می‌کشند و اگر روحیه‌ای ناآرام داشته باشند، به قتل دیگران دست می‌زنند. تروریست‌هایی که هرلحظه ممکن است در برابر ما و یا یکی از اعضای خانواده ما اسلحه به دست بگیرند و فاجعه‌ای دیگر تولید کنند، زاییده همین مشکلات فردی هستند.

بخشی از افرادی که رهایی خود را از مشکلات در نوشیدن بی‌رویه الکل یا مواد مخدر می‌جویند، قربانی همین مشکلات شخصی و خانوادگی هستند. برخی دیگر از جوانان که سراغ الکل و مواد مخدر نمی‌روند، گمشده‌های روانی، مالی و خانوادگی خود را در افراطی‌گری‌های دیگری می‌جویند، مثل افراط در داشتن مذهب.

به‌طورقطع داشتن مذهب تا زمانی که به از دست رفتن آزادی‌های شخصی دیگران نیانجامد، با هیچ مشکلی مواجهه نخواهد بود؛ اما به‌صرف آن‌که کسی به دلیل داشتن عقیده‌ای (هر نوع عقیده و باوری) دست به اسلحه می‌برد و می‌خواهد جان دیگری را بگیرد، ما به یک افراط‌گرایی روبروییم.

در کانادا تلاش‌های فراوانی می‌شود تا دلایل مالی منجر به بحران‌های فردی را با راه‌کارهای گوناگون رفع‌ورجوع کنند؛ مثلاً کمک‌هایی که به خانواده‌های با درآمد کم می‌شود یا حقوقی که دولت به افراد بیکار می‌پردازد؛ اما در این عرصه هنوز مشکلات بسیاری وجود دارد.

در کنار این، بسیاری از کانادایی‌ها از مشکلات و بحران‌های روحی و روانی رنج می‌برند. بسیاری در کانادا مشکلات خانوادگی دارند. بسیاری هستند که از تنهای رنج می‌برند. دولت توجه چندانی به این موضوع ندارد و این می‌تواند برای آینده ما بد باشد.

ما باید همه‌چیزهایی را که از انسان یک هیولا می‌سازد بشناسیم و درستشان کنیم، وگرنه هیچ راه‌کار دیگری، مثل افزایش حقوق پلیس‌ها یا اضافه شدن‌شان دردی از ما دوا نخواهد کرد.

 

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

مطلب پیشنهادی:

دانشجو

سمیناری برای تازه مهاجران مونترال در دانشگاه پلی‌تکنیک

تازه‌مهاجر بودن در شهری مثل مونترال با خود دغدغه‌های فراوانی به بار می‌آورد. از اسکان اولیه تا بازنشستگی، همه زندگی‌ات می‌شود یک دنیا علامت سؤال که در وطن خود برای یافتن پاسخش همه دوران جوانی را وقت داشتی و اینجا باید در مدت بسیار کوتاهی، راه و چاه را بشناسی تا زندگی‌ات زودتر روال معمول به خود گیرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *