Fengye College Center
خانه / اخبار مونترال / دانستنی‌های مونترال / مونترال و یک استادیوم خاطره از المپیک 1976 / روایت‌های دختر جوان ایرانی از سفر به کانادا (6)
دیدنی های مونترال

مونترال و یک استادیوم خاطره از المپیک 1976 / روایت‌های دختر جوان ایرانی از سفر به کانادا (6)

من یک دختر جوان از ایران هستم و در حال حاضر در کانادا. دوست دارم تجربیاتی را در مدت یک‌ماهه‌ی حضور در کانادا به دست می‌آورم و همچنین پستی‌وبلندی‌های سفرم را با شما به اشتراک بگذارم. مجله هفته این فرصت را به من داد تا با شما در تماس باشم. امیدوارم از خواندن رشته‌ی روایت‌های من لذت ببرید. بهناز کاوندی / ژوئن 2019 / کانادا

 

بهناز کاوندی|

سلام مونترال، صبح بخیر

امروز حالم بهتر شده و باید تا ساعت 11 اتاق را تحویل بدهم ولی دوست دارم بمانم. سراغ مسئول رزواسیون می‌روم، با تعجب متوجه می‎شوم هزینه اقامت بالا رفته!… چرا!!

 

Aviron
Elite College

 

در جواب می‌شنوم: بخاطر فستیوالی که آخر هفته برگزار می‌شود؛ یک مسابقه رالی ماشین و همچنین فستیوال‌های دیگر. عجب شانسی، ولی متأسفانه بخاطر بودجه باید خرج کردنم را بیشتر مدیریت کنم. برای همین فقط 1 روز دیگر را تمدید می‌کنم که بمانم.

امروز باید بیشترین استفاده را از زمان ببرم. روی نقشه نگاه می‌کنم و چشمم به استادیوم می‌خورد. دوست دارم بروم آنجا را ببینم. سریع آماده می‌شوم. و سپس حرکت به سمت مترو. بخش دیگری از دیدنی‌های مونترال

خوب من دو ایستگاه دارم که یکی‌اش قبل و دیگری بعد از استادیوم است. من ایستگاه قبل را انتخاب می‌کنم پیاده می‌شوم و سریع بیرون می‌آیمیم‌آیک تا ببینم استادیوم را می‌بینم یا نه؟

باید اینترنت پیدا کنم، بسرعت رستورانی پیدا می‌کنم. در همین حین از دور سقف استادیوم را می‌بینم.

 

پیش به‌سوی استادیوم

از در پارکینگ وارد می‌شوم، چقدر بزرگ و پر ابهت. یک تابلو می‌بینم که نوشته: ورودی. سریع وارد می‌شوم اینجا محل ورود به استادیوم برای بازی‌هاست. استندهای بزرگ و تابلوهای زیبا از چهره بازکنان ردیف شده‌اند. محوطه بزرگی با چندین کافی‌شاپ کنارش. از طریق تابلوها وارد بخش دیگری می‌شوم که هنوز پیاده‌روی دارد. پس از حدود نیم ساعت راهپیمایی به قسمتی می‌رسم که انگار وسط مجموعه ا‌ست. کنارش یک برج دیدبانی بلند و این سمت یک سالن بسیار زیبا و بزرگ و در سمت دیگر فکر کنم یک سالن ورزشی هست که بیشترین رفت و آمد از آن جاست. وارد این سالن می‌شوم.

وقتی در را هول می‌دادم که باز بشود، بوی استخر به مشامم رسید. وارد سالن اصلی شدم، درست یک استخر بزرگ آنجاست. بعد از یک راهرو، می‌روم سمت دیگر سالن، آنجا می‎توانم یک تور برای بازدید از کل مجموعه و برج بلندی که کنار سالن اصلی است بگیرم. قبل از شروع تور می‌توانیم در اطراف بازدیدی از تصاویر و ایکن‌های موجود از المپیک داشته باشیم. در یک ساعت مانده تا شروع بازدید، قدم‌زنان می‌روم تا همه‌جا را ببینم. در همین حین به این موضوع فکر می‌کردم که چقدر خوب از حداقل امکانات استفاده می‌کنند تا درآمدزایی داشته باشند. درصورتی‌که در ایران بااین‌همه تنوع و امکانات هیچ‌وقت این فرصت ایجاد نمی‌شود. مثلاً می‌توانند در زمان‌هایی که هیچ بازی‌ای در باشگاه‌های بزرگ نیست یک تور بازدیدی بگذارند برای همه حتی خانوم‌ها؛ تا بتوانند وارد استادیوم‌ها شدهتا از سالن‌ها و رختکن‌ها و حتی ساختار استادیوم دیدن کنند.

در پایان راه همه‌ی بازدیدهایی که تا به امروز داشتم، همیشه یک قسمتی بوده که می‌توان هدایایی که سنبل آن مکان است را خریداری کرد. این هم یک فرصت بسیار خوبی که می‌تواند برای باشگاه و استادیوم درآمدزایی داشته باشد.

بازدید از بخش‌های مختلف استادیم و برج حدود 2 ساعت طول کشید. امیدوارم همه دوستان یک روز فرصت این بازدید را داشته باشند. مخصوصاً ورزش‌دوستان. الآن دیگر به ظهر نزدیک می‌شویم، من هم گرسنه شدم باید دنبال جای خوبی برای ناهار باشم. در مسیر تور با دو ایرانی آشنا شدم دعوتم کردند که با آن‌ها برای ناهار همراه باشم.

چقدر خوشحالم که با ایرانی‌های خوبی آشنا شدم. این دوستان برای دیدن دخترشان که دانشجوست آمدند. باهم می‌رویم سمت یک رستوران که آن‌ها می‌شناسند، ناهار بسیار خوبی بود. یکی از موارد بسیار خوب اینجا، اینکه خود گارسن فاکتورهای جداگانه می‌آورد تا دیگر یک نفر مجبور نباشد هزینه همه را پرداخت بکند و بقیه با او طرف باشند. به راحتی در رستوران جداگانه پرداخت می‌کنید.

خوب الآن یک نصف روز وقت دارم که بقیه مونترال زیبا و دوست‌داشتنی را بگردم. فکری به ذهنم رسید؛ سوار اتوبوس‌ها بشوم و مسیرهای مختلف را امتحان کنم. از مزیت‌های دیگر اینجا این است که همیشه هر جا باشی می‌توانی یک ایستگاه اتوبوس یا مترو پیدا کنی و وارد شبکه مرکزی بشی و راهت را پیدا کنی. سوار اتوبوس می‌شوم و کنار پنجره می‌نشینم تا بتوانم بهترین دید را داشته باشم. اولین نکته‌ایی که به چشمم آمد ساخت‌وسازهای بسیار زیادی بود که حتی در مسیر جاده‌ایی دیده می‌شد. می‌پرسم چرا؟ یک نفر جواب می‌دهد چون شهر در حال رشد هست؛ زیرساخت‌های شهری را نیز دولت دارد بهسازی می‌کند. من مطمئن هستم اگر قسمت بشود و دفعه دیگه برگردم حتماً با یک شهر بسیار متفاوت و زیبا روبرو خواهم شد.

یکی از هزاران خصوصیت بسیار خوب دیگر مونترال این است ‌که در کنار بافت قدیمی، بافت جدید شهر قرارگرفته، بدون نابودی بخش‌هایی که حاکی از گذشته و تاریخ هر شهر می‌تواند باشد. در کنار آنها قسمت‌هایی که زیبایی‌های خاصی دارد مثل محله چینی‌ها، ایتالیایی‌ها و… نیز به چشم می‌خورد.

داخل مترو در حال برگشت یک صحنه جالب به چشمم خورد؛ یک آدم نابینا نشسته روی صندلی در حال کتاب خواندن. این هم نکته بسیار جالبی که همه جا به چشم خورده؛ همه جا کتاب دست آدم‌ها هست و دارند می‌خوانند.

آدم دلش می‌خواهد ساعت‌ها و روزها در کوچه پس‌کوچه‌ها… راه برود و زیبایی‌های بیشتری را تجربه کند، یا در یک کافه بنشیند و به رفت‌وآمد مردم نگاه کند و کتاب بخواند. اینجا می‌شود سال‌ها به شادی روز اول ورود زندگی کرد. البته می‌دانم شاید برای من جذاب و جدید باشد و کسانی که اینجا زندگی می‌کنند بخاطر روزمرگی متوجه آن نباشند؛ اما می‌دانم کافیست یک روز بدون توجه به مشغله‌ها شروع به راه رفتن در شهر کنند. مطمعناً با من هم عقیده خواهند شد.

بعضی اوقات آنقدر درگیر هستیم که زیبایی‌های به این خوبی که برایمان فراهم شده را نمی‌بینیم. این همه سرسبزی و زیبایی چقدر در روحیه موثر خواهد بود! من با انرژی فراوانی این‌ها را می‌نویسم و امیدوارم با خواندنشان حس خوبی پیدا کنید و انرژی بگیرید. / ادامه دارد

بیشتر بخوانید:

صدف مونترال و گوهرهایی از تاریخ المپیک

 

سفرنامه

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

تئاتر ویولانت

تئاتر “ویولانت” یا “چگونه خرج سفر تفریحی خود به کانادا را تأمین کنیم”

ترکیب کلمات «کمدی»، «امیرمهدی ژوله» و «امیرحسین رستمی» که در تمامی تبلیغات تئاتر ویولانت به چشم می‌خورد، باعث شد به امید دیدن یک تئاتر کمدی، بلیت تئاتر مهدی کوشکی را تهیه کرده و در شب 8 نوامبر 2019، خود را با هیجان به سالن اسکار پترسون مونترال برسانم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *