Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا /  شکستن ساختار نابرابر؛ گامی برای رهایی زن
برابری زنان و رهایی زن

 شکستن ساختار نابرابر؛ گامی برای رهایی زن

نرگس هاشمی

از هشتم مارچ، روز جهانی هم‌بستگی زنان همه‌ ساله در سراسر جهان تجلیل می‌شود. این مناسبت بهانه‌ای است که از مقام انسانی زن گرامی داشت شده و از رنج‌ها و دشواری‌هایی که زنان با آن رو‌ به‌ رو اند، یادآوری شود.

زنان در سراسر جهان به نحوی با محدودیت‌ها و نقض حقوق‌شان‌ رو‌ به ‌رو اند. اما در این میان زنان در جوامع توسعه‌نیافته با ساختار طبقاتی و فرهنگ سنتی، بیشتر با ستم و تبعیض مواجه اند. هرچه ساختار جامعه بسته و طبقاتی باشد، از نظر دانش در سطح پایین‌تری قرار داشته باشد و فرهنگ و ارزش‌های مردسالارانه در آن‌ حاکم باشد، در آن جامعه ستم و محدودیت علیه زنان ساختاری‌تر و ریشه‌دارتر است.

تاریخ مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی زنان، حکایت‌گر این واقعیت است که ناتوانی زنان، علت اساسی ستم و نقض حقوق زنان بوده و روایت‌ها و تعریف‌های نادرست از شخصیت زن را توجیه‌پذیر می‌سازد. اولین گام، برای رهایی زنان از ستم و خشونت این است که ساختار ها و مناسبات نابرابر در جامعه شکسته شوند و زمینه‌های رشد و توان‌مندی برای افراد جامعه آماده شده، جنبش دادخواهی زنان توسط خود زنان شکل بگیرد و رهبری شود و زنان برای توان‌مند‌شدن و گرفتن حقوق‌شان، مبارزه‌ی دوام‌دار کنند.

و اما در افغانستان شیوۀ مردانه در زندگی زنان افغان مفهومی والا دارد که این خود باعث شده تا زنان نسبت به خود نگاهی مردانه داشته باشد.

جنگ های داخلی و رژیم سیاه طالبان پدیده‌هایی بودند که در زندگی زنان و نسل جدید زنان تغییرهای اساسی ایجاد کرد. نگاهی دوباره به خود، زن بودن، جنس دوم بودن، وظیفه زنانه و نگرش جامعه مردانه به خود را در بین زنان به وجود آورد. بسیاری از زنان قربانی جنگی مردانه شدند که نه با عقاید اسلامی و نه با ارزش‌های وطن‌پرستانه هم خوانی داشت .

این جا هم به بهانه هشت مارچ به معرفی نادیا انجمن شاعر نامدار افغان می پردازم که تا آخرین لحظه حیات دست از مبارزه آزادی خواهی بر علیه بی عدالتی و مرد سالاری بر نداشت و با قلم زنانه اش خود را ثبت تاریخ در ادبیات فارسی دری نمود:

نادیا انجمن از شاعران جوان افغان است که به سرایش غزل و شعر نو می‌پرداخت و عضو انجمن ادبی مخفی کارگاه سوزن طلایی در زمان طالبان بود. او در سال ۲۰۰۵ به دلیل ضرب و شتم توسط شوهرش کشته شد.

نادیا در ۶ دی ماه (جدی) سال ۱۳۵۹ خورشیدی، در هرات در غرب افغانستان به دنیا آمد. او از پانزده سالگی به سرودن شعر آغاز کرد، اما آغاز شاعری او، مصادف بود با اشغال شهر هرات توسط گروه بنیادگرای طالبان. طالبان، هر گونه فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و سیاسی زنان و دختران افغان را ممنوع قرار داده بودند. نادیای نوجوان نیز، سال های پر تب و تاب نوجوانی خود را در زیر سایه حاکمیت تند رو های طالبان گذراند.

او در آن سال ها که زنان بدون داشتن محرم، حق بیرون رفتن از خانه را نداشتند، در خانه به‌طور خصوصی درس می‌خواند و در جلسات خصوصی و مخفیانه ادبی هرات شرکت می‌کرد.

نادیا انجمن از ایجادگران کارگاه سوزن طلایی است. این کارگاه، در زمان حاکمیت طالبان، توسط شماری از فرهنگیان هرات ایجاد شده بود و در پوشش آموزش خیاطی به زنان، جلسات نقد ادبی و شعرخوانی دایر می‌کرد.

با سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ میلادی، نادیا انجمن هم به ادامه تحصیل در مدرسه پرداخت و بعد وارد دانشگاه هرات شد و در دانشکده ادبیات و علوم انسانی به تحصیل پرداخت. نادیا با یکی از کارمندان دانشکده ادبیات هرات ازدواج کرد و بعد از ازدواج شوهرش مانع کار های فرهنگی و ادبی نادیا می شد و او را از شرکت در جلسات مشاعره و نقد ادبی که در انجمن ادبی هرات برگزار می شد باز می داشت.

نادیا شاعر جوان سرانجام در ۱۵ عقرب ۱۳۸۴ مصادف با پنجم نوامبر سال ۲۰۰۵ میلادی در هرات به قتل رسید. علت مرگش به نقل از اخبار فارسی بی بی سی و گزارش پولیس آثار ضرب و شتم و جرح در جسد نادیا انجمن مشهود بود توسط شوهرش اعلام شد و همچنان پولیس گفت که شوهر او در بازجویی های اولیه به ضرب و شتم همسرش اعتراف کرد.

برخی از نویسنده گان و شاعران افغان در هرات، معتقد اند که نادیا انجمن، دست بالایی در سرودن شعر به خصوص غزل و شعر سپید داشت و می‌توانست بهترین شاعر زمانش در افغانستان باشد. اما افسوس که مرگ این فرصت را از او گرفت و مدفون خاک ساخت.

در این شعر نادیا آثار شکنجه و اسارت زندگی زناشوهری او به خوبی هویدا ست:

نیست شوقی که زبان باز کنم از چی بخوانم ؟

من که منفور زمانم چه بخوانم چه نخوانم

چه بگویم سخن از شهد که زهر است به کامم

وای از آن مشت ستمگر که بکوبیده دهانم

نیست غمخوار مرا در همه دنیا که بنازم

چه بگریم چه بخندم چه بمیرم چه بمانم

من و این کنج اسارت غم ناکامی و حسرت

که عبث زاده ام و مهر بباید به دهانم

دانم ای دل که بهاران بود و موسم عشرت

من پر بسته چه سازم که پریدن نتوانم

گر چه دیری است خموشم نرود نغمه ز یادم

زان که هر لحظه به نجوا سخن از دل برهانم

یاد آن روز گرامی که قفس را بشکافم

سر برون آرم از این عزلت و مستانه بخوانم

من نه آن بید ضعیفم که ز هر باد بلرزم

دخت افغانم و برجاست که دایم به فغانم .

منبع : معرفی نادیا انجمن، ویکی پدیا

نویسنده: هفته

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *