Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست / آنچه بر زنان بومی رفته نسل‌کشی است / سؤال مهم یک خواننده، و پاسخ به آن
نسل کشی

آنچه بر زنان بومی رفته نسل‌کشی است / سؤال مهم یک خواننده، و پاسخ به آن

توضیح و پوزش: پرسش خواننده گرامی بلافاصله بعد از انتشار مطلب مورد بحث به مجله هفته رسیده بود و پاسخ نویسنده نیز بلافاصله آماده شده بود اما به دلیل بی‌نظمی در تحریریه انتشار این سوال و جواب به تاخیر افتاد از خواننده و نویسنده گرامی پوزش می‌خواهم. / سردبیر

 

بیشتر بخوانید:

آنچه بر زنان بومی رفته نسل‌کشی است؛ گزارش رسمی کمیته ملی حقیقت‌یاب| پرونده1

عباس محرابیان|

در ارتباط با پروندهٔ هفتهٔ شمارهٔ ۵۴۰ و گزارش کمیتهٔ ملی حقیقت‌یاب که برخورد حکومت کانادا با بومیان را نسل‌کشی قلمداد کرده است، آقای سینا هنری پرسش زیر را از مجله هفته پرسیدند که این‌جا به آن پاسخ می‌دهیم: این قتل سیستماتیک که می‌گویند الان همچنان در برخی اشکال ادامه دارد، چطور دارد اتفاق می‌افتد؟ آیا خود بومی‌ها به کارهای پرخطرتری مشغولند که احتمال مرگشان را بالا می‌برد، یا دولت کاری می‌کند؟ اگر دولت کاری می‌کند، آن‌ها چه هستند و چرا چند مثال یا سرنوشت ارائه نشده و چرا درباره نهادهای مسئول تصمیم‌گیری نشده؟

 

Aviron
Elite College

 

پیش از آغاز پاسخ می خواهم یادآوری کنم که گزارشی که محور مقاله ما در شماره 540 مجله هفته است، نه توسط یک رسانه بلکه توسط یک کمیته رسمی دولتی طی تلاشی طولانی، بررسی اسناد و گفت وگو با شاهدان تهیه شده است. و حال توضیحات درباره سوال خواننده گرامی.

این نسل‌کشی سیستماتیک که در گزارش به آن اشاره‌شده است، به روش‌های مختلفی انجام می‌شود، که چند روش را در ادامه ذکر می‌کنیم. در سندی از گزارش منتشرشده که مربوط به کبک است، به نشانی https://www.mmiwg-ffada.ca/wp-content/uploads/2019/06/Final_Report_Vol_2_Quebec_Report-1.pdf، (بخش چهارم، صفحهٔ ۵۵ تا ۹۰) بیست مثال خاص بیان‌شده که خانواده‌های قربانی آن‌ها را روایت کرده‌اند. از این بیست مثال، یکی از آن‌ها را در همین پرونده، در صفحهٔ ۳۲ مجلهٔ شمارهٔ ۵۴۰، تحت عنوان «داستان غم‌انگیز تونی و امیلی» آورده‌ایم. چند مورد از انواع قتل‌ها را هم در ادامه ذکر می‌کنیم.

۱. گاهی یک بومی کشته یا ربوده می‌شود، عمدتاً به دلایل نژادپرستانه و به دست یک یا چند سفیدپوست. ولی وقتی اقوامش به پلیس مراجعه می‌کنند، پی‌گیری جدی به عمل نمی‌آید، یا پلیس ادعای خودکشی را مطرح می‌کند، یا در مورد کسی که ناپدیدشده است می‌گوید صبر کنید، خود شخص برخواهدگشت.  یا حتی گاهی کسی که متهم به قتل می‌شود، قاضی محکومش نمی‌کند یا حکم سبکی برایش می‌دهد. این باعث می‌شود سفیدپوستانی که به دلایل نژادپرستانه دست به قتل و آدم‌ربایی می‌زنند، به رفتار خود ادامه بدهند چون می‌بینند پلیس و دادگاه از آنها حمایت می‌کند. یک مجموعهٔ گسترده از این موارد به نام Highway of Tears معروف است و در اینترنت اطلاعات زیادی درباره‌اش هست.

۲. یک روش سیستماتیک که تقریبا در تمام طول قرن بیستم رواج داشته مدارس شبانه‌روزی بود. داستان غم‌بار قربانیان از این قرار بود که بچه‌های بومی را از خانواده جدا می‌کردند و به اجبار به این مدارس می‌فرستادند تا آنان را بافرهنگ غربی بار بیاورند. وضعیت بهداشت در این مدارس خیلی بد بوده و تعداد زیادی (طبق گزارش دکتر پیتر برایس در ۱۹۰۷،  بیش از ۳۰ درصد) دانش‌آموزان از انواع بیماری‌های می‌مردند. باقی‌ماندگان نیز که بافرهنگ غربی بار می‌آمدند، وقتی پیش خانواده‌شان برمی‌گشتند نمی‌توانستند ارتباط برقرار کنند، و بدین ترتیب ساختار جوامع بومی صدمه می‌دیده. این مدارس حدود ۲۰ سال پیش بسته شدند ولی اثراتشان هنوز ادامه دارد. اگر در اینترنت عبارت residential schools in Canada را جست‌وجو کنید گزارش‌ها و اسناد معتبر متعددی دراین‌باره خواهید یافت.

۳. گاهی اوقات وقتی که در شمال کبک و در مناطق دورافتاده، کودکی بیمار می‌شده او را با هواپیما به شهرهایی که بیمارستان داشته می‌فرستادند، ولی پدر یا مادرش اجازه نداشتند سوار هواپیما بشوند و در بعضی موارد بعد از چند هفته به پدر و مادر خبر می‌دادند که بچه مرده است. و معلوم نبوده که علت مرگ چیست و بعضی‌اوقات حتی جنازهٔ بچه را به پدر و مادر نشان نمی‌دادند. بعضی‌اوقات هم معلوم می‌شده که حرف بیمارستان دروغ بوده و سال‌ها بعد می‌فهمیدند که بچه زنده است. یک مورد این‌چنینی در صفحهٔ ۳۲ شمارهٔ 540 آمده است.

۴. چند مورد که در زمستان ساسکاتون اتفاق افتاده، این بوده که پلیس یک بومی را دستگیر می‌کرده، بعد به خارج از شهر می‌برده و رها می‌کرده، و او از سرما یخ می‌زده. یکی از مقتولین به نام Neil Stonechild معروف است و اطلاعات زیادی درباره‌ او در اینترنت وجود دارد. علاوه بر این در نتیجه تحقیقاتی که دراین رابطه انجام شده تنها دو مأمور پلیس از کار بی‌کار شدند.

 

در پاسخ به این‌که چرا علیه نهادهای مسئول تصمیم‌گیری نشده، البته من فقط می توانم دیدگاه شخصی خودم را ارائه بدهم و آن اینکه: در حالت خوش‌بینانه می‌توان گفت که حکومت نسبت به وضعیت بومیان بی‌تفاوت بوده و آنان را شهروند درجهٔ دوم محسوب می‌کرده. ولی در حالت بدبینانه باید گفت که نسل‌کشی عمدی حکومتی علیه بومیان انجام‌شده است.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

مجله هفته شماره 548

نگاهی به بی‌اعتمادی گسترده به نخبگان | انواع دروغ و «دروغ‌گوهای خودی» | بررسی یک درد مهلک جوامع بشری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار