قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / یادداشت / مدافعان این نظریه نمی‌توانند ثابت کنند که در خواب نیستند
نظر شخصی بینندگان

مدافعان این نظریه نمی‌توانند ثابت کنند که در خواب نیستند

نگاهی به مقاله «مفهوم حقیقت در دنیایی که می توان آن حقیقت را تغییر داد» در هفته شماره 541

 

شادی کاراندیش

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که شاید خواب باشید و هرلحظه ممکن است در تخت‌خوابی زهوار دررفته در ارتش سوریه چشمانتان را باز کنید و یا در کاخ سفید که خدمه منتظرند برایتان چای مراکشی سرو کنند؟ می‌توانید ثابت کنید که بیدارید؟

 

Aviron

 

شاید شما هم مقاله‌ای که در شماره‌ی 541 تحت عنوان «مفهوم حقیقت در دنیایی که می‌توان آن حقیقت را تغییر داد» خوانده باشید. مقاله با سوالی که دغدغه ذهن نویسنده شده تمام می‌شود: «پس واقعیت کجاست؟ واقعیت در دنیایی که افراد در یک تصویر دو تصویر می‌بینند چگونه تعریف می‌شود؟» این سوال من را برآن داشت تا از اهمیت موضوع حقیقت در فلسفه بنویسم و با شما نیز به اشتراک بگذارم. 

به طور کلی بحث «ادراک حقیقت» یکی از مبحث‌های مهمی است که باعث دوگانگی‌هایی میان فیلسوفان در طول تاریخ شده است. یکی از دوگانگی‌ها دو نظریه‌ی متفاوت ادراک مستقیم و ادراک غیر مستقیم است. در این مقاله به بررسی ادراک غیر مستقیم می‌پردازیم.

دو تن از فیلسوفان سرشناس مدافع نظریه «ادراک غیرمستقیم»  برتراند راسل و جان استوارت میل هستند. بر اساس این نظریه آنچه که ما ادراک و یا تجربه  می‌کنیم، احساسات، کیفیت‌های احساسی و یا به طور کلی «داده‌های حسی» هستند. این داده‌های حسی ما را قادر به ادراک جهان پیرامون‌مان -که همان علت داده‌های حسی ما است- می‌کند. آنچه که در رابطه با این نظریه حایز اهمیت است دو تمایز است یکی میان «واقعیت» و «نمود و یا ظاهر» و دیگری میان «حس» و «داده‌های حسی».

راسل برای نشان دادن این تمایزات به بررسی یک میز می‌پردازد. بنا به نظر او یک میز واحد با تغییر زاویه‌ی نگرش ما به آن رنگ‌های مختلفی می‌تواند داشته باشد. وی بر اساس این تجربه می‌گوید: «اگر علم ما به جهان به واسطه‌ی تجربه‌ی مستقیم ما با جهان باشد، احتمال خطایش زیاد است». او متوجه می‌شود که یک شی واحد، مثلا میز، کیفیت و یا خصوصیات یکسانی ندارد. او رنگ‌های مختلف را با تغییر زاویه‌ی دیدش تجربه و ادراک می‌کند.

بنابراین هیچ دلیلی برای اینکه گمان کنیم یکی از این زوایا برای اینکه «حقیقت» قلمداد شود نسبت به دیگری ارجح نیست. به عبارت دیگر رنگی که از یک زاویه خاص ادراک می‌کنیم به همان اندازه «حقیقی» است که رنگ دیگری از زاویه‌ی دیگر. این ویژگی در مورد کیفیت‌های دیگر میز از جمله نرمی و زبری هم صدق می‌کند. بنابراین این تجربه‌ها راسل را وامی‌دارد که اینگونه نتیجه‌گیری کند: «شکل واقعی، آنچه که ما تجربه می‌کنیم نیست بلکه آنچه هست که از آنچه میبینیم استنباط می‌کنیم». بنابراین آنچه که ما هنگام مواجه با میزی از ان آگاه می‌شویم و ادراک ما را تشکیل میدهد، صرفا «نمود» آن شی است و نه «حقیقت» آن. میز واقعی حقیقتا یک رنگ، یک شکل و یک سطح مشخص دارد ولی برای ما از زوایای گوناگون با رنگ‌ها و شکل‌های مختلف نمود می‌کند.

تمایز دیگری که راسل به آن قایل است، تمایز «داده‌های حسی» و «حس» است. منظور او از «داده‌های حسی» آنهایی است که بلافاصله هنگام مواجه با یک شی برای ما قابل شناخت و شناسایی باشد، چیزهایی مثل رنگ، بو، نرمی و سفتی. اما «حس و یا احساسات» تجربه‌ی ما هنگام مواجه با جهان خارج  و این داده‌های حسی است. بر اساس آرای راسل علم به اشیای فیزیکی اطراف تنها بوسیله‌ی «داده‌های حسی» همراه با آن اشیا، ممکن است. اما این داده‌های حسی تنها می‌تواند منتهی به علم به «نمود» شود و نه به «واقعیت». چرا که داده‌های حسی از حالتی به حالت دیگر، با تغییر شرایط و با تغییر ادراک کننده متفاوت می‌شود.

این امر مشخص می‌کند که آنچه «حس‌ها» مستقیما به ما می‌گویند «حقیقت» شی فیزیکی خارجی را نشان نمی‌دهد بلکه تنها بیانگر «داده‌های حسی» آنهاست که اموری متغیر هستند. بنابراین بر اساس راسل، ما تنها نمود چیزی را به عنوان نشانه‌ای از حقیقت آن شی درک می‌کنیم.

همچنین جان استوارت میل در نظریه‌اش در رابطه با اداراک غیرمستقیم، اشیای فیزیکی را به عنوان «امکانات و احتمالات دائمی حس» معرفی می‌کند. به عقیده‌ی او راه‌های بیشماری برای ادراک یک شی وجود دارد. به عنوان مثال ادراک من از صفحه‌ی رایانه‌ام می‌تواند متفاوت شود اگر من زاویه‌ی دیدم را تغییر بدهم. این امر میل را به این نتیجه می‌کشاند که هر شی فیزیکی احتمالاتی دائمی برای احساس و ادراک شدن دارد. از این امکانات بی‌شمار، من تنها بخش کوچکی از امکانات دائمی  – یعنی آنچه که هم اکنون در حال تجربه کردن هستم— را تجربه می‌کنم.

بر اساس آرای میل این امکانات ثابت و همیشگی هستند اما ادراک من به عنوان بخش کوچکی از آنها، امری گذرا است. به علاوه ادراک کنونی من نسبی است یعنی از فردی به فرد دیگری و با تغییر شرایط متفاوت است. در حالی که «امکانات ثابت حسی» مستقل از ادراک کننده هستند. یعنی اگر تمام مردم کره زمین یک باره به خواب بروند و تمام ادراکشان از جهان متوقف شود باز هم آتش گرم و سوزاننده است. به عبارت دیگر این امکانات و احتمالات همیشگی مستقل از هر ادراک کننده است.

میل از این دو مقدمه یعنی 1) «امکانات ثابت حسی» مستقل از ما به عنوان ادراک کننده هستند و 2) ادراکات ما وابسته به ما به عنوان ادراک کننده هستند، نتیجه می‌گیرد که جهانی خارج از ذهن وجود دارد.

اما نظریه «ادراک غیر مستقیم» فارق از خطا نیست. ما جهان را به وسیله‌ی ادراکی که  وابسته و نسبی ماست می‌شناسیم. و باورمان بر این است که ادراکات ما بیانگر شی واقعی مستقل از ما  و یا انگونه که میل می‌گوید «امکانات ثابت حسی»، هستند. حال این اشکال مطرح می‌شود که چگونه ادراکاتی که وابسته به ما هستند و امری نسبی‌اند ما را قادر می‌سازند که به اشیا‌ی فیزیکی خارجی که مستقل از ما هستند، علم داشته باشیم؟ به عبارت دیگر از آنجا که تمام آنچه که ما می‌دانیم و از آن آگاهیم احساسات و ادراکات ما هستند و نه اشیای واقعی و اگر ما جهان را به واسطه‌ی شباهت ادراکمان با اشیای خارجی می‌شناسیم، آنگاه چگونه می‌توانیم بفهمیم و مطمئن باشیم که اصلا شباهتی در کار است؟

از آنجا که مدافعان این نظریه معتقدند که ما تنها با ظواهر و نمود‌ها مواجه می‌شویم و نه با شی فیزیکی خارجی، نمی‌توانند «علم» داشته باشند که شباهتی میان ان ادراکات و جهان خارج وجود دارد. بر اساس این نظریه فرد تنها به ادراکات حسی خود علم دارد بنابراین ادعای راسل و میل که انها جهان فیزیکی خارجی را درک می‌کنند، نمی‌تواند ادعای موثقی باشد. هم راسل و هم میل هر دو در این اشکال شکاکانه گیر می‌افتند و هیچ کدام نمیتوانند ثابت کنند که ادراکات و تجربه‌های حسی، باورشان به وجود جهانی خارج از ذهن را توجیه کند، جهانی که علت ادراک ما است.

آنها در باورشان به این امر موجه نیستند و هم چنین در باورشان به اینکه افراد دیگری جدای از خودشان هستند که انها نیز ادراکاتی دارند. آنها نمی‌توانند ثابت کنند که واقعا آنگونه که گمان می‌کنند وجود دارند. شاید تنها مغزی باشند در یک وان حمام که توسط دانشمندی هدایت می‌شود و آنچه که گمان می‌کنند درکشان از جهان خارج است تنها القائات دانشمند باشد و در حقیقت آنها گول خورده‌اند که انسان‌اند و میز را قهوه‌ای می‌بینند. مدافعان این نظریه نمی‌توانند ثابت کنند که در خواب نیستند.

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

معرفی کتاب

نگاهی به «فرودستی زنان» اثر جان استوارت میل ترجمه ن. نوریزاده

تحقیقات نشان می‌دهد که این ادویه ماده خوبی برای درمان اختلالات گوارشی است و برای تسکین درد ناشی از بیماری‌های التهابی از قبیل آرتریت یا آرتروز نیز موثر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *