Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست / آیا افراد خوشبین زندگی بهتری دارند؟ | بدبین‌ها بدی‌های زندگی را آسان‌تر می‌پذیرند
جورج برنارد شا معتقد است انسانهای خوشبین و بدبین هردو برای جامعه مفید هستند، خوشبین هواپیما را اختراع می‌کند و بدبین چتر نجات را!

آیا افراد خوشبین زندگی بهتری دارند؟ | بدبین‌ها بدی‌های زندگی را آسان‌تر می‌پذیرند

هیچ چیزی را نمی‌توان در جهان بدون معنی، به‌دردنخور و پوچ دانست. در بدبینی مورد بحث ما، همه چیز کاملا مطابق میل ما پیش نمی‌رود. و از طرفی قرار نیست برای این‌که همه‌چیز مطابق میل ما پیش‌ برود، هیچ تلاشی نکنیم. اما می‌دانیم که وقتی همه چیز مطابق میل ما پیش نمی‌رود، نباید ناراحت باشیم، چون قرار نبوده که این‌گونه باشد.

 

هفته گذشته یکی از شبکه‌های فارسی زبان را تماشا می‌کردم که در آن، خانمی از بینندگانش می‌خواست که همیشه و در هرحالتی مثبت‌اندیش باشند. او از بینندگانش می‌خواست که همیشه و در حالتی لبخند بر لب داشته باشند و اندوهگین نشوند. او می‌خواست که همواره، همه با امید زندگی کنند. اما آیا چنین چیزی ممکن است؟

 

Aviron
Elite College

 

آیا ممکن است که انسان در هر شرایطی لبخند بزند؟ آیا می‌شود در هر شرایطی، امید داشت؟ آیا گفتن این جملات به کسی که در مشکلات دست و پا می‌زند، کمی بی‌رحمی نیست؟ مثلا مهاجری که خانواده، دوستان، شغل، سابقه کاری و زبان مادری‌اش را از دست داده است و حالا باید از نو شروع کند، آیا نمی‌تواند کمی به فکر فرو رود و با بدبینی به اطراف نگاه کند؟ یا در هر شرایطی باید امید داشت؟ حتی امید کاذب؟

اگر از جمله افرادی هستید که گمان می‌کنند در هر شرایطی باید خوشبین بود، این مطلب به درد شما نخواهد خورد، چون قرار است ما در این قضیه شک کنیم. استفاده من از ضمیر «ما» هم به این دلیل است که من تنها کسی نیستم که نگاهی شکاک به خوش‌بینی دارم و احتمالا آخرین انسان روی زمین نخواهم بود که چنین عقیده‌ای خواهد داشت، چرا که به قول جورج برنارد شا، انسان‌های خوشبین و بدبین هردو برای جامعه مفید هستند، خوشبین هواپیما را اختراع می‌کند و بدبین چتر نجات!

دنیای ما به همه چیزهایی که در آن هست احتیاج دارد و همان‌قدر که یک فرد خوشبین می‌تواند به جامعه کمک کند، یک فرد بدبین هم مفید خواهد بود. همان‌طور که سهراب سپهری می‌گوید: «…بدانیم اگر کرم نبود زندگی چیزی کم داشت/ و اگر خنج نبود لطمه/ می‌خورد به قانون درخت/ و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می‌گشت.» اصلا اگر بدبینی نبود، خوش‌بینی معنایی داشت. فردی مثل آلن دوباتن هم فکر می‌کند که نگاه بدبینانه در نهایت ما را به جامعه‌ای شاد خواهد رساند.

در این مطلب قطعا از شما دعوت نمی‌کنم که بدبین باشید. می‌خواهم اگر انسان بدبینی هستید، خیلی به خودتان فشار نیاورید که خوش‌بین شوید. یعنی «خوش‌بین» شدن را برای خود تبدیل به یک دغدغه نکنید. اگر هم کسانی از اطرافیانتان افراد بدبینی هستند، نخواهید به زور او را خوش‌بین کنید. فرد بدبین برای هر خانواده‌ای یک ضرورت است، چون معمولا افراد بدبین دنبال مسایلی مثل بیمه کردن خانه و ماشین هستند. خوش‌بین‌ها گمان می‌کنند همه چیز خوب پیش خواهد رفت.

 

بدبین‌ها چون نیمه خالی لیوان را می‌بینند، به فکر تهیه آب برای آینده خواهند بود. شاید با خودتان فکر کنید که بدبینی مورد بحث ما، همان آینده‌نگری است. جواب هم منفی است و هم مثبت. چرا؟ …

 

بدبینی و خوش‌بینی

بسیاری از روانکاوان از جمله آلفرد آدلر معتقدند که هیچ‌کس به طور کامل بدبین یا خوش‌بین نیست. یعنی همه افراد ترکیبی از بدبینی و خوش‌بینی هستند. او معتقد است افراد عادی و متعادل جامعه ترکیبی تقریبا بدبینی و خوش‌بینی را به طور تقریبا برابر در خود دارند.

با این‌همه برخی از افراد گرایش‌های بدبینانه یا خوش‌بینانه بیشتری دارند. یعنی باز هم نمی‌توان گفت که کسی کاملا خوشبین یا بدبین است و حتی افراد بسیار خوش‌بین‌ هم گاهی می‌توانند بدبینانه به اطراف نگاه کنند.

حالا می‌خواهم این پرسش را مطرح کنم که اساسا خوش‌بینی و بدبینی به چه معنایی است. شاید این سوالی است که باید در ابتدا مطرح می‌کردم، چون مرزبندی‌ها آن‌قدر در این عرصه باریک است که کوچکترین سؤتفاهمی می‌تواند مشکل‌‌ساز شود.

 

سهراب سپهری، شاعری است که بسیاری او را شاعر امید می‌دانند، در حالی که او را بیشتر باید شاعری واقع‌گرا دانست که نگاهی فانتزی و شاعرانه دارد.

 

بدبینی‌ای که من از آن صحبت می‌کنم، قطعا با شک و سوظن فرق می‌کند. مثلا شک و سوظنی که همسران می‌توانند از هم داشته باشند، قطعا به هیچ دردی نمی‌خورد. اما این‌که «من می‌توانم همسرم را به سادگی از دست بدهم.» یک بدبینی است. اگر کسی نگران این نباشد، آیا ممکن نیست توجه کمی به همسرش داشته باشد و در نهایت از دستش بدهد؟

بدبینی مورد بحث ما، حتی پوچ‌انگاری هم نیست. هیچ چیزی را نمی‌توان در جهان بدون معنی، به‌دردنخور و پوچ دانست. در بدبینی مورد بحث ما، اطراف و زندگی ما پوچ نیست، اما قرار نیست همه چیز کاملا مطابق میل ما پیش برود. و از طرفی قرار نیست برای این‌که همه‌چیز مطابق میل ما پیش‌ برود، هیچ تلاشی نکنیم. اما می‌دانیم که وقتی همه چیز مطابق میل ما پیش نمی‌رود، نباید ناراحت باشیم، چون قرار نبوده که این‌گونه باشد.

بدبین‌ها چون نیمه خالی لیوان را می‌بینند، به فکر تهیه آب برای آینده خواهند بود. شاید با خودتان فکر کنید که بدبینی مورد بحث ما، همان آینده‌نگری است. جواب هم منفی است و هم مثبت. چرا؟ چون تا زمانی که کسی نیمه خالی لیوان را نبیند، چطور می‌تواند آینده‌نگر باشد؟ 

 

جامعه‌ای که بدبین است، کسی به وعده‌های سیاستمداران باور نخواهد داشت. رای دهندگان بسیار بدبین خواهند بود و می‌دانند که راه‌حل‌ها نامزدها به همین سادگی محقق نمی‌شود. دوباتن معتقد است که وعدهای انتخاباتی، همان‌قدر ساده نادیده گرفته می‌شوند که قبلا به سادگی گفته شده‌اند.

 

چه کسانی بدبین هستند؟

هیچ پژوهشی نشان نمی‌دهد که انسان‌ها در بدو تولد، خوش‌بین یا بدبین بوده باشند. همچنین هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد خوشبینی یا بدبینی در میان مردان بیشتر است یا در میان زنان. نژادها هم نقشی در این میان ندارند.

اما به طور قطع خانواده و جامعه تاثیرهای بسیار زیادی در شکل‌گیری شخصیت ما دارند. همچنین تجربه‌ها و حوادثی که در زندگی ما روی می‌دهند، بر ما تاثیر خواهند گذاشت. آدلر از تجربه فردی می‌گوید که در کودکی، وقتی که آب می‌نوشیده، دچار آسیب شده است. یعنی کسی به او برخورد کرده و این برخورد سبب شده تا لیوان آب، لب و دهان کودک را زخمی کند. فرد به دلیل این خاطره، بدون آن‌که یادش باشد، همواره هنگام نوشیدن آب احساس نگرانی می‌کند.

کسانی که پدر و مادر نگران دارند، کسانی که در خانواده‌های با سطح درآمد ناکافی بزرگ می‌شوند، بچه‌هایی که پدر و مادرهایشان آن‌ها در مشکلات زندگی شریک می‌کنند، احتمالا بدل به افرادی می‌شوند که خوشبینی کمتری خواهند داشت. اما پیش‌بینی این‌که حتما افراد بدبینی شوند، آسان نخواهد بود. یا مثلا کودکانی که در دوران جنگی بزرگ شده‌اند، احتمالا افراد خیلی خوش‌بینی نخواهند شد.

 

آلن دوباتن معتقد است که جامعه بدبین در نهایت جامعه شادتری خواهد بود.

 

فیلسوف زندگی

تا چند وقت پیش گمان می‌کردم که آلن دو باتن، نویسنده فرانسوی، کتاب‌های پرفروش و بازاری می‌نویسد. اما از چند وقت که شروع به خواندن کتاب‌هایش کردم با نویسنده‌ای روبرو شدم که نگاه واقع‌گرایی به زندگی دارد. او بر خلاف تصور بسیاری از مردم باور دارد که «بدبینی عمیق، یکی از اصلی‌ترین دلایل شکل‌گیری هر جامعه شاد و خوبی است.»

دوباتن می‌گوید در دل بدبینی ایده‌ای نهفته است که اگر به‌صورت بی‌رحمانه‌ای آن را بپذیریم، ممکن است اتفاقات عجیبی بیفتد. پیامد طولانی‌مدت چنین ایده‌ای جامعه‌ای خواهد بود که، به‌نحو متناقض و شگفت‌آوری، مردمانی بانشاط‌تر، منطقی‌تر، نجیبتر و عاقل‌تر خواهد داشت.

این نویسنده فرانسوی که علاوه بر کتاب‌هایش می‌توانید ویدیوهای زیادی از او در اینترنت پیدا کنید، معتقد است که هر فردی، حتا افرادی که عادی و نرمال به نظر می‌رسند، ناقص و دارای عیب‌هایی هستند. مثلا بسیاری از افراد حسود، کوته‌بین، متعصب، کینه‌توز، متوهم و مستعد خشمی بی‌مهار هستند، اما آن‌را فقط در مواقع بسیار خاصی بروز می‌دهند. او می‌گوید:«ما میمون‌هایی دیوانه‌ایم، با کمی نورون‌های اضافه!»

اولین شرط دوباتن برای یک تغییر اساسی این است که این نقاط تاریک را بپذیریم. بعد از آن ممکن است اتفاقات عجیبی بیفتد که می‌توانند، به‌همراه یکدیگر، به‌طرز شگفت‌آوری به جامعه‌ای منطقی، نجیب و عاقل منجر شوند. بیایید چند مورد را بررسی کنیم.

مثلا در جامعه‌ای که بدبین است، کسی به وعده‌های سیاستمداران باور نخواهد داشت. رای دهندگان بسیار بدبین خواهند بود و می‌دانند که راه‌حل‌ها نامزدها به همین سادگی محقق نمی‌شود. دوباتن معتقد است که وعدهای انتخاباتی، همان‌قدر ساده نادیده گرفته می‌شوند که قبلا به سادگی گفته شده‌اند.

افراد بدبین از نگاه او می‌دانند که یک فرد به تنهایی در جامعه تاثیر نخواهد گذاشت، حتی اگر رییس‌جمهور باشد. برای همین وقتی که رای می‌دهند می‌دانند که برای رسیدن به نقطه مطلوب، باید یک حرکت دسته جمعی و گروهی داشت و برای حرکت در تاریخ، باید از نگاه به یک فرد فراتر رفت.

افرد بدبین همچنین اعتقادی به سلبریتی‌ها ندارند، چون می‌دانند که آن‌ها هم مثل بقیه سرشار از نقص‌های گوناگون هستند. بدبین‌ها می‌دانند که نمی‌توانند از یک بازیگر سینما بت بسازند. حتی افشای زندگی خصوصی بازیگران هم آن‌ها متعجب نمی‌کند. اساسا افراد بدبین زیاد متعجب نمی‌شوند.

نکته بسیار جالبی که دوباتن به آن اعتقاد دارد، پدید آمدن فضای شاد در یک جامعه بدبین است. به باور او، در جوامع بدبین، چون همه دیگران را مثل خودشان شکننده و زودرنج حس می‌کنند، احتمالا به دیگران کمک می‌کنند تا فضای شادتری داشته باشند. انگار پیاده‌ها از حال همدیگر بیشتر باخبرند.

در نتیجه، او معتقد است که بدبینی در نهایت به واقع‌بینی و داشتن جامعه‌ای شاد منجر خواهد شد. کسی در فضای بدبینی به فکر مدینه فاضله یا آرمان‌شهر نیست و در نتیجه قرار هم نیست که توی ذوق کسی بخورد. 

 

تفاوت

شكسپیر می‌گوید: «هیچ چیز خوب یا بد نیست، طرز فكر ما است كه آن‌را می‌سازد.» این دقیقا شبیه تعبیر آندره ژید از زیبایی است. ژید می‌گوید:« اهمیت باید در نگاه تو باشد، نه چیزی که به آن نگاه می‌کنی.»

با این تعریف، نمی‌توان به سادگی کسی را خوش‌بین یا بدبین دانست و برای هرکدام از این‌دو ارزش ویژه‌تری قایل شد. شاید بتوان گفت که آدم‌ها متفاوتند و کسی زندگی بهتری خواهد داشت که این تفاوت‌ها را بشناسد و به آن احترام بگذارد.

 

شكسپیر می‌گوید: «هیچ چیز خوب یا بد نیست، طرز فكر ما است كه آن‌را می‌سازد.» این دقیقا شبیه تعبیر آندره ژید از زیبایی است. ژید می‌گوید: «اهمیت باید در نگاه تو باشد، نه چیزی که به آن نگاه می‌کنی.»

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار