Fengye College Center
خانه / جامعه / ملبورن گل سرسبد شهر سازی و قالی سلیمان گردشگری
تابلو نقاشی قالی پرنده
تابلو نقاشی قالی پرنده اثر ویکتور واتسنتسوف Victor Vasnetsov 1880

ملبورن گل سرسبد شهر سازی و قالی سلیمان گردشگری

دکتر محمود دهقانی|

قسمت اول

شهر ملبورن مرکز استان ویکتوریا در جنوب خاوری کشور استرالیا یکی از شهرهای زیبا و بی‌همتای جهان است. در درازنای چهل هزار سال پیش تا لنگر انداختن دریانورد بریتانیایی کاپیتان «جیمز کوک» در استرالیا، صاحبان اصلی این سرزمین، سیاهپوستان بومی «ابوریجینال» در آنجا زندگی می‌کرده‌اند. با پشت‌سر گذاشتن فراز و فرودهای نخست سفیدپوستان اروپایی با بومی‌های سیاه‌پوست، سرانجام سفیدپوستان در استرالیا جا گیر شدند.

پس از سفیدپوستان انگلیسی، افغان‌ها دومین مردمی بودند که همراه با شتر به استرالیا آورده شدند تا در گستره دادوستد بازرگانی ساربان شترهای کاروان باشند. نخستین گروه افغان ٣ نفر بودند که با ٢٤ نفر شتر در سال ١٨٦٠ میلادی برابر با ١٢٧٧ هجری به ملبورن در استان ویکتوریا آمدند.(١)

 

Elite College
Aviron

 

پس از آن تا سال ۱۹۷۰میلادی بیشتر کسانی که به استرالیا کوچ می‌کردند اروپایی‌ها بودند که از شهرهای گوناگون آن قاره به این کشور می‌آمدند. شهر ملبورن در ٣٠ ماه اوت سال ١٨٣٥ میلادی برابر با ١٢٥١ هجری پایه‌ریزی شد. با ورود دسته‌ها و گروه‌های کوچ کرده اروپایی از جمله یونانی، اسپانیایی، ایتالیایی، روسی، فرانسوی و کشورهای دیگر اروپا به استرالیا در استان ویکتوریا شهری  پا گرفت که در هر کوچه‌ی کوی و برزن نشانه‌هایی از فرهنگ خود را در آن بر پا نمودند.

 

مسجد سان شین
مسجد سان شین ملبورن

در این راستا ملبورن چند فرهنگی‌ترین شهر جهان امروز در استرالیا، به گونه اصفهان شهر چند فرهنگی روزگار شاه عباس یکم صفوی در ایران است.(٢)

مردم آسیا به ویژه چینی‌ها نیز در بالندگی فرهنگی و بازرگانی و پیشرفت شهر سهم داشته‌اند. محله‌ی چینی «چینا تاون» گواهی بر پیشینه داد و ستد و رویش شهر است. ملبورن، با بیش از ٤ ملیون و هشتصد هزار نفر جمعیت پس از سیدنی دومین شهر پر جمعیت استرالیا شمرده می‌شود. تا ماه‌های نخست ٢٠١٩ میلادی رشد جمعیت به پنج ملیون خواهد رسید.

پیشرفت و بالا گرفتن آغاز رشد و گسترده شدن شهر با ورود جویندگان طلا در دهه‌ی نخست ١٨٥٠ میلادی برابر با ١٢٦٧ هجری رخ داد. نزدیک به ٣٠ سال پس از آن ملبورن در گستره‌ی شهر‌سازی میان شهرهای دیگر استرالیا، در بازرگانی و کار و زندگی پیشتاز شد. از ١٩٠١ میلادی در درازنای ٢٥ سال، تا شهر کنبرا تختگاه درخور کشور شود، سکان فرمانروایی دولت فدرال در ملبورن می‌چرخید.

زیبایی شهر و بخش‌های آساینده از جمله هتل‌ها و مسافرخانه‌ها همراه با اتوبوس‌ها و ترامواهایی که با چشم به‌هم زدنی سر می‌رسند، در جا به جایی شهروندان و گردشگران راه‌گشا بوده و در سایه چفت و بست بسیار خوب آمد و شد، ملبورن آوردگاه مسابقه‌های ورزشی و بیشترین جشن‌های دل‌انگیز در استرالیا است. در جا به جای شهر به ویژه در مرکز آن کارکنان با لباس ویژه در ایستگاه‌ها شهروندان و هر تازه‌واردی را راهنمایی می‌کنند. تراموا در بخش‌هایی از شهر رایگان است.

 

شهر ملبورن
نمایی از شهر ملبورن از کازینوی کرون

در گوشه و کنار شهر به ویژه در ایستگاه قطار، گردشگران جوان با کوله‌پشتی‌های خود سر بر صفحه تلفن همراه فرو برده  و به آسانی راه‌ها و خیابان‌ها و موزه‌ها و گالری‌های هنری و هتل‌های مناسب را پیدا می‌کنند. از آن‌جا که از دیرباز گردشگران بسیاری از سراسر استرالیا و کشورهای جهان برای مسابقه‌ها از جمله ورزش «راگبی»، ماشین‌رانی، تنیس و اسب دوانی به ملبورن آمده و هتل‌ها و خوراک خوری‌ها و موزه‌ها سود برده‌اند و بازار کار پیشرفت داشته، شهروندان با گردشگر با روی باز برخورد می‌کنند.

مسابقه سنتی اسب دوانی جام ملبورن سالانه یکی از پر درآمدترین هماوردهای ورزشی است که در چمبره‌ی ماهواره‌ها، در همه شهرهای استرالیا با دستگاه‌های الکترونیکی باشگاه‌ها و نوشخانه‌ها، بر روی برد و باخت اسب‌ها شرط‌بندی و بلیط بخت آزمایی خریده می‌شود. دختران جوان تماشاگر با کلاه‌ها و لباس‌های شیک خوش رنگ و دوخت، بیشتر از روزهای دیگر سال در سراسر شهر دیده می‌شوند.

نه تنها دختران بلکه پیر و جوان از مرد و زن برای روز مسابقه از هفته‌ها پیش از آغاز آن خود را آماده می‌کنند. برخی در درازنای سال برای روز برگزاری جام و شرط‌بندی بر روی اسب‌ها، پول کنار می‌گذارند. جام اسب دوانی ملبورن در آمد سرشاری برای این استان و سراسر شهرهای استرالیا دارد. نخستین مسابقه اسب دوانی جام ملبورن ٣٦ سال پس از پایه‌ریزی شهر، در سال ١٨٦١ میلادی برابر با ١٢٧٨ هجری آغاز شده است.

 

کلیسای سنت پل
کلیسای سنت پل

ورزش در ملبورن پیشینه‌ای شگرف دارد. فرمان‌فرمایی استان ویکتوریا، از دیرباز بودجه خوبی برای رشته‌های ورزشی اختصاص می‌دهد. با زمین‌های ورزشی تنیس، استادیوم فوتبال اروپایی و «راگبی» همراه با رودخانه برای قایق‌رانی، شهر آمادگی بسیار بالایی برای هرگونه مسابقه ملی و بین‌المللی دارد و همیشه بروز است.

شانزدهمین دوره بازی‌های المپیک در سال ١٩٥٦ میلادی برابر با ١٣٣٥ هجری و هم‌چنین بازی‌های ملت‌های هم‌سود سال ٢٠٠٦ میلادی برابر با ١٣٨٤ در این شهر برگزار شد. در شانزدهمین دوره بازی‌های ١٩٥٦ میلادی ملبورن، ایران با ١٧ ورزشکار در رشته‌های کشتی آزاد، دو میدانی و وزنه برداری شرکت کرد. ورزشکاران ایران با به دست آوردن مدال‌های قهرمانی در آن سال خوش درخشیدند.

جهان پهلوان غلامرضا تختی مدال طلا برای ایران گرفت. دومین طلا را امامعلی حبیبی، دو نقره را مهدی یعقوبی و محمدعلی خجسته از آن خود کردند. محمود نامجو برنده برنز شد. سرانجام تیم ایران با ٥ مدال در میان ٦٨ کشور شرکت‌کننده در رده چهاردهم قرار داشت. نام ایران سر نوشته روزنامه‌های کشورهای خاورمیانه شد چرا که آن پیروزی در آن روزگار پدیده‌ای نو بود.

در آن سال غلام‌رضا تختی، محمدعلی خجسته پور، مهدی یعقوبی، ناصر گیوه‌چی، امامعلی حبیبی، نبی سروری، عباس زندیف و حسین نوری در رشته کشتی آزاد. محمود نامجو، حسین زرینی، هنریک تمرز، ابراهیم پیروی، جلال منصوری، حسن رهنوردی و فیروز پژهان در وزنه‌برداری. علی باغ شاهی و نجم‌الدین فارابی در رشته دو میدانی به پیکار ورزشی ملبورن گام نهاده بودند.

ملبورن نه تنها در ورزش بلکه در هنر و فستیوال‌های هنری نیز میان شهرها پیشتاز است. در دوازده ماه سال فستیوال‌های چندی در این شهر برگزار می‌شود. سمینارهای بازرگانی، علمی، دانشگاهی، بهداشتی و هنری در  تالارهای فراخ این شهر همیشه در حال برگزاری است. شهرداری ملبورن حتا جای مناسبی را در کوچه تنگ محله‌ای در قلب شهر برای هنر نوبنیاد «گرافیتی» (دیوار نگاری) هنرمندان نوجوان و جوان ترتیب داده است.

 

خیابان فلیندرز
ساختمان ایستگاه خیابان فلیندرز

هنرمندان این رشته که ماجراجویانه در اروپا، امریکا و برخی کشورهای دیگر با دیوارنگاری، خشم سیاسی خود را بر دیوارها بازتاب می‌دهند، در ملبورن با خیالی آسوده هنر خود را بر سر راه رهگذران بر دیوارها به نمایش در می‌آورند. این هنرمندان با امضا در پای کار دیوارنگاری، هم‌چون گربه از خود رد پا می‌گذارند.

نه تنها هنرمندان شهرهای گوناگون استرالیا، بلکه خیلی از هنرمندان کشورهای اروپایی در سفر به ملبورن در کوچه آوازه یافته به محله گرافیتی، کارهای خود را بازتاب می‌دهند.(٣)

گالری‌های هنری و گنجایش برای برگزاری نمایش هنر، این شهر را تختگاه فرهنگ و هنر استرالیا کرده است. گالری ملی ویکتوریا، مرکز هنر، گالری «یان پاتر»، سینماها، تئاترهای «ریجنتم، «پرینسس» همراه با سینمای سه دوری، استودیوهای فیلم‌سازی و صدابرداری، موزه‌ها، تالارها به ویژه تالار «همرهال» جای نمایش سمفونی ارکسترای شورانگیز شهر، هنبار (کلکسیون) بین‌المللی در خیابان «سنت کیلدا» با ٨٢ سال پیشینه ساختمان آن، موزه ملبورن و ساختمان نمایشگاه درباری که در سال ١٨٨٠ میلادی برابر با ١٢٩٨ هجری ساخته شده پربیننده بوده و مرکز هنرهای سیاهپوستان بومی «ابوریجینال» از دیدنی‌های دل‌انگیز شهر است.

ملبورن با هوای پلیمه و سر سبزی دل‌انگیز خود یکی از شهرهایی است که آب و هوای ناپایدار دارد. گاه می‌شود در یک روز تماشاگر چهار فصل بود. با آسمان بی‌لک آبی، از خانه بیرون می‌زنی اما دیری نمی‌پاید ابرهای ویلان که آشکار نیست از کدام گوشه آمده‌اند دست به دست داده و با غرش آذرخش در زیر باران دانه درشت با لباس خیس به خانه برمی‌گردی. اگر چتر با خود نداشته  و نزدیک گذرگاه‌های بسیار زیبای تاقدار شهر بودی، می توان تا بند آمدن باران آن‌جا درنگ کرد. چون در استرالیا باران تابستان و زمستان نمی‌شناسد، به سرزمین همیشه سبز آوازه دارد./ ادامه دارد.

 

بیشتر بخوانید:

بخش دوم: ملبورن گل سرسبد شهر سازی و قالی سلیمان گردشگری

پانوشت:
  1. بریده‌ای از نوشته نگارنده «پایه‌گذاران حمل‌ونقل در استرالیا، افغانی بودند». هفته‌نامه نسیم جنوب بوشهر سال ١٣٨٦:

«از جمله‌ی اموری که به‌شدت دست و پاگیر سفیدپوستان شد حمل و نقل در این سرزمین پهناور با مساحت هفت میلیون و هفتصد و چهار هزار کیلومتر مربع بود. از آن‌جا که حمل و نقل با اسب و خر و قاطر در این شبهه قاره کار آسانی نبود و این حیوانات در مسافرت‌های دور و دراز از فرط تشنگی هلاک می‌شدند تنها چاره منحصر به فرد سفیدپوستان استفاده از شتر شد که تا حدود چهار روز می‌تواند بدون آب دوام بیاورد و با خار و خاشاک کویر قانع است. از این بابت بود که انگلستان درصدد برآمد تا با آوردن شتر به کار حمل و نقل سر و سامان بدهد. در سال ١٨٦٠ میلادی برای رفع نیاز استان ویکتوریا ٢٤ نفر شتر از افغانستان به استرالیا آورده شد. همراه با شترها سه نفر ساربان افغانی نیز به نام‌های دوست محمد و احسان خان و بلوچ به استرالیا آورده شدند. از این رو پس از انگلیسی‌ها دومین قومی که پا به خاک استرالیا گذاشت افغان‌ها بودند. نزدیک به پنج سال پس از ورود ساربان‌های افغانی که بیشتر از انگلیسی‌ها تجربه کار با شتر داشتند و ساربان‌های پرکاری بودند «توماس الدر» در استرالیای جنوبی اقدام به آوردن ١٢٤ نفر شتر افغانی کرد. همراه با شترها ٣١ ساربان کار آزموده افغانی نیز به استرالیا آورده شدند و چیزی نپایید که با رونق بازار داد و ستد و راه افتادن کاروان بازرگانی در استرالیا بازار کار شتر و شتربانان افغانی بالا گرفت. ارتباط نقاط مهم کشور به وسیله شتر و ساربانان افغانی برقرار شد و با نتیجه خوب پیشرفت و رونق کار کاروان‌ها بود که تعداد بیشتری شتر و ساربان به استرالیا وارد شد. نزدیک به 3 هزار ساربان افغانی همه‌ی امور حمل و نقل بازرگانی استان‌های «نیو ساوت ویلز» و استرالیای جنوبی و مرکزی را در دست داشتند».

٢. در روزگار صفوی آقای «ژان باپتیست تاورنیه» بازرگان فرانسوی با شش بار سفر به ایران در اصفهان در شگفت شد که بازرگانان به سیزده زبان لاتینی، فرانسه، آلمانی، هلندی، ایتالیایی، پرتغالی، فارسی، ترکی، عربی، هندی، ارمنی، شامی و مالایی گفت‌وگو می کنند. در روزگار کنونی ملبورن استرالیا، اگر جای «تاورنیه» در این شهر خالی است اما هم میهنان فرانسوی بازرگان کار و بار دار ساکن در اینجا می‌بینند که در این شهر چند فرهنگی به بیش از ٢٥٠ زبان و گویش گفت‌وگو می‌شود که هر یک از ٢٠٥ کشور جهان به این کشور آمده و زندگی می‌کنند. درباره گفته «تاورنیه»  Jean Baptiste Tavernierو گفت‌وگو به سیزده زبان در یک نشست در اصفهان، بنگرید به کتاب دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی، «سیاست و اقتصاد عصر صفوی» صص ٢٣٤ –  ٢٣٥

٣. در سال‌های پس از ١٩٦٠ میلادی، دیوارنگاری «گرافیتی» به گونه روزنه هوا برای هنرمندان نوجوان بود. دیوار‌نگاری سبک نو در امریکا پا گرفت و به کشورهای دیگر رفت. گفته می‌شود در امریکا «کیث هرینگ» ادامه دهنده دیوارنگاری در نیویورک بود. هنرمندان دیوارنگار خشم خود را بر دیوارها خالی می‌کردند. تا سال‌های سال هنرمندان «گرافیتی» که در لاتین به آن‌ها «گرافیترو» می‌گویند با دیوارنگاری‌های شبانه خود به پلیس و گاه به دادگاه کشانده می‌شدند. اما چون نیروی نوجوان ماجراجویانه از این کار باکی نداشت رفته رفته شهرداران پا پس کشیدند و جاهایی را برای دیوارنگاری تدارک دیدند. شهرداری ملبورن به این مهم زودتر پی برد. تا یکی دو دهه پیش به رشته دیوار‌نگاری اهمیت داده نمی‌شد اما با پا فشاری نوجوانان سرانجام به عنوان رشته‌ای از هنر در روزگار کنونی پذیرفته شده است.

 

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

ملبورن گل سرسبد شهر سازی و قالی سلیمان گردشگری

آب و هوای ملبورن را برخی از طنزگویان به آدم‌های دمدمی همانند کرده‌اند. مردم استرالیا نیز به گونه مردم ایران با هم شوخی دارند. در هنگام شادنوشی و گپ‌وگفت به استان «نیو ساوت ویلز» و مرکز آن سیدنی، سوسک می‌گویند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار