Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / یادداشت / روز پدر، ۷۵مین سالگرد نرماندی و یک تشکر خشک و خالی‌

روز پدر، ۷۵مین سالگرد نرماندی و یک تشکر خشک و خالی‌

غزال طیرانی|

 

پسر نمی‌دانست که، از بین «آن‌ها»، پدر او  تنها کسی بود که برگشته بود و سالم برگشته بود. «آن‌ها» را اکثریت مردم دوست ندارند حتی برخی «آن‌ها» را آدم‌کش و یا ساده‌لوح می‌نامند. در ضمن، در میان طبقه متوسط رو به بالا جامعه فارسی‌زبانان، ۳۱ سال است که صحبت درباره «آن‌ها» به نوعی قدغن شده است. اگر کسی اسم «آن‌ها» را بر زبان بیاورد، انگار که حرف زشتی بر زبان آورده است: مردم نگاه خویش را بر زمین می‌ندازند و سپس موضوع جمع را عوض می‌کنند. باور ندارید؟ امتحان کنید!

هیچ‌وقت نمی‌دانست که، از بین «آن‌ها»، پدر او تنها کسی بود که برگشت؛ و سالم برگشته بود.

امروز، به مناسبت روز پدر، دلش می‌خواهد اسم آن‌ها را با سربلندی و افتخار به زبان بیاورد: «آن‌ها» رزمندگان هستند.

ششم ماه ژوئن، ۷۵مین سالگرد عملیات نرماندی جنگ جهانی دوم بود و در کانادا و اروپا، دولت‌ها و شهروندان از سربازهای رزمنده خود قدردانی کردند: «ما آن کانادایی‌هایی را که در طول عملیات نرماندی قربانی شده‌اند به یاد می‌آوریم. امروز، ما به کاناداییان و هزاران نفر دیگر که زندگی خود را برای تغییر مسیر تاریخ اهدا کرده‌اند، ادای احترام می‌کنیم.» (جاستین ترودو، ۲۰۱۹)

پسر در آخرین روزهای جنگ به دنیا آمده و همواره شاهد بوده که در روایتی که از تاریخ معاصر میان مردم جاری است «حفره‌ای» هولناک وجود دارد: در جمع‌ها تاریخ را این طور برای جوان‌ها تعریف می‌کنند: اول شاه بود، بعد انقلاب شد و سپس دیکتاتوری آمد سر کار. همین. اگر هم بیشتر از تاریخ سوال شود، به رضا شاه و مصدق اشاره می‌شود. واقعه جنگ گودالی تاریک در صحبت‌های ما است، در صورتی که پدرهایی که جنگ رفته‌اند (بله، جنگ!) هنوز این‌جا هستند؛ بغل دست او  و شما. شما هم یکی از این پدرها می‌شناسید؟

پدر پسر: «توی زرگنده و شمرون، هر روز خبر می‌رسید که یکی از بچه‌های محل شهید شده: تابوت آن‌ها را بر دست» می‌گرفتند و می‌آوردند. تمام دوست‌های هم محلی‌ام مرده بودند… «همه»، مثل هم‌خون، هم‌بسته، هم‌صدا، هم‌آغوش، هم‌پا، هم‌فکر، هم‌محل، هم‌وطن».

پدر: «نوبت من رسیده بود و نمی‌خواستم پنهان شوم، یا کشور را ترک کنم. من هم باید می‌رفتم. وظیفه‌ام بود. مادرم فرمانده‌ای را می‌شناخت و از او خواهش کرده بود که نامه بنویسد تا من را به محلی کم خطر بفرستند. من نامه پارتی‌بازی را از مادر گرفتم و سر راه به پادگان آن را پاره کردم و دور ریختم و هیچ‌وقت برای تغییر دادن شرایطم پیش فرمانده نرفتم. خون من از خون بقیه رنگین‌تر نبود. من هم مثل همه بودم و فرقی بین من و بقیه نبود. روز تقسیم استقرار سربازها، مرا به آتش‌بانی در خط مقدم فرستادند. سه سال بعد، تمام هم‌سنگر‌هایم، همه اسیر شدند و هیچ کدام برنگشتند. فقط فرمانده‌مان، سال‌ها بعد، وقتی که تو به دنیا آماده بودی، خبر رسید، که از  اسارت برگشته است. از یکی شنیدم که یک پاش قطع شده بود.

پسر، پیش از آن، نمی‌دانست که پدر او تنها کسی از هم سنگر‌های شجاع  آتش‌بان ۶۰۰ خط مقدم بود که به خانه برگشت؛ و سالم برگشت.

پدرهای رزمنده، گرچه از شما قدردانی نمی‌شود، اما شما درس جوانمردی، شجاعت و از خود گذشتگی را به پسرها و دخترهای‌تان آموختید.

روز پدر؛ هر روز مبارک

 

بخش «خوانندگان» هفته متعلق به خوانندگان است. تنها محدودیت انتشار مطالب در این صفحه قوانین کاناداست. سلیقه سردبیر و دست‌اندرکاران هفته در انتشار مطالب در این بخش تاثیری ندارد.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

جاستین ترودو

ترودو بار دیگر قول داد نظارت بر سلاح گرم را تشدید کند

جاستین ترودو نخست‌وزیر کانادا یکشنبه 15 سپتامبر 2019 اعلام کرد اگر دولت او دوباره در انتخابات رأی بیاورد، قصد دارد تدابیر جدیدی برای نظارت بهتر بر سلاح گرم اتخاذ کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار