Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته 540

طنز و حکایت هفته 540

نکته مثبت هفته

زندگی‌ات را با اعمالت نظاره کن؛ آنچه نیاز داری بدانی را، آنها به تو می‌آموزند.

 

حکایت هفته

«خوش»

خوب و سرحال را گویند. مردمان در حیطه ادبیات و حتی در زندگی بر اساس این واژه به دو قسمت تقسیم می‌شوند. نوع باخوش یا خوش‌دار و نوع برعکس آن! مثلاً آدم‌ها یا خوش‌بخت هستند یا برعکس‌ آن. از این دریچه اگر به معنای واژه نظر کنیم ازجمله لغات بسیار تعیین‌کننده است. مثلاً خوش‌حال یعنی آدم بی‌شعور و غمگین، و دپرس یعنی آدم عمیق و فهمیده و خردمند!

خوش آب و هوا از دیگر مشتقات لغت خوش است. این عبارت یعنی به‌طور کل شمال! از نگاه ما در چلِ تابستان که شرجی خفه می‌کند باید رفت شمال چون خوش آب‌وهواست و در دل زمستان که بارندگی تمام منافذ آدمی را خیس می‌کند نیز باید به شمال رفت چون خوش آب‌وهواست. ما معتقدیم که مردم یا معنی خوش آب و هوا را بلد نیستند یا اساساً دوست ندارند جوجه و مخلفاتش را در خانه میل کنند، همین!

لغاتی نظیر خوش‌سخن یا خوش‌رفتار و …. نیز به دلیل آن‌که سال‌هاست مابازاء بیرونی و عینی ندارد به‌تدریج از عرصه‌ِ زبان رخت برمی‌بندد که ملالی نیست.

«خواب»

حالتی را گویند که فرد می‌تواند در آن بدون پول و پارتی به آرزوهایش برسد! این لغت با پسوندها و پیشوندهای گوناگون کاربردهای متعددی دارد. با پسوند دیدن، یک‌جور صفحه‌ی نمایشگر HD است که خود فرد نقش اول ماجراها را به عهده می‌گیرد بعضی یا همیشه از بلندی می‌افتد یا سگ گازشان می‌گیرد و برخی دیگر … خیلی آدم‌های بی‌تربیتی هستند. پیرو لغات خواب‌آلود به «تعبیر خواب» می‌رسیم؛ فنی را گویند که می‌تواند باقلوا را به آسمان و خاریدن باسن مبارک را به ازدواج ربط دهد!

در همین راستا «خواب خرگوشی» هم آمده که بیش از ما انسان‌های معمولی به مسئولین مربوط است و اصولاً یک نوع خوابی است که مدیرخورش ملس است و تأیید این امر بینه‌ی خاص نمی‌خواهد کافی است چشم برگردانید! خواب به خواب رفتن هم در کتب مختلف آمده و یک نوع خلاص شدن از دست زندگی را گویند که برای بسیاری حکم یک آرزو را دارد. خواب غفلت هم از تعبیراتی است بسیار آشنا؛ از قرار معلوم مردم ما بسیار به این مقوله در تمام ادوار علاقه‌مند بوده‌اند نتایجش هم از وجنات ما پیداست.

خواب از آن دست واژه‌هاست که تعابیر مرتبط فراوانی دارد. آگاهان بر این باورند که این امر به دلیل علاقه عمومی ما به خواب است. کلاً همیشه در دوراهی کار یا خواب با اطمینان تمام خواب را برگزیده‌ایم به‌سلامتی.

(منبع: طنز پس‌کوچه، ابراهیم رها. تهران؛ فرهنگ معاصر، 1395)

 

لطیفه‌های هفتهبرای طنز

  • امروز عرق‌سوز شده بودم تو خیابان داشتم به صورت پرانتز () راه می‌رفتم تا سوزشش کم بشود. ناگهان یک خانم آمد یک 5 هزار تومانی داد و گفت خدا انشالله همه‌ی معلولارو شفا بده. تا خانه رسیدم دیگر جیب‌هایم جا نداشت. حساب کردم در هفته سه روز عرق‌سوز بشوم تا آخر مرداد می‌توانم یک 206 بخرم. خدایا شکرت که گرماتم نعمته…
  • دیشب رفتم حمام، شوهرم گفت عزیزم بیام کمرتو کیسه بکشم؟ گفتم: نه عشقم! بین خودمان باشد تنم لرزید. بد دوره‌ای شده. خیر نبینی نجفی همیشه شوهرم کمرم را کیسه می‌کشید….
  • با همکارم در خیابان قدم می‌زدیم که مادربزرگش را دیدیم…. بعد از احوالپرسی گفت: دلم لک‌زده برای آمریکا و آلمان…. گفتم: فکر نمی‌کردم مادربزرگت این‌قدر اهل خارج رفتن باشد!…. خندید و گفت: منظور او آرمیتا و آرمان است بچه‌هایم!
  • متأسفانه باخبر شدیم چند تن از عزاداران امام در دریای خزر غرق شدند…. خواهش دارم اگر شنا بلد نیستید عمیق عزاداری نکنید! (در روزهای 14 و 15 خرداد)
  • امیرکبیر در حمام، رفسنجانی در استخر، میترا هم توی وان… آدم جرات نمی‌کند تنی به آب بزند… بیایید فقط تیمم کنیم تا زنده بمانیم و در مصرف آب هم صرف‌جویی کنیم…
  • بیرون عجب بادی است، چیست!؟…. اولین بهانه‌های پدر برای خاموش کردن کولر را گویند!
  • طرف زنگ می‌زند به وزارت اطلاعات می‌گوید طوطی‌ام گم شده…. مأمور می‌پرسد خب به ما چه مربوط؟…. طرف می‌گوید: خواستم بدانید اگر پیدایش کردید و درباره نظام چیزی گفت اعتقادات شخصی خودش است!
  • فکر کنم اصلش شنگول و منگول و دبه‌ی انگور است…. وگرنه چه کسی با حبه انگور شنگول می‌شود آخر!

 

نکته هفته

زندگی تر شدن پی‌درپی، زندگی آب‌تنی کردن در حوضچه اکنون است.

 

نقل‌قول هفته

تولستوی: آفتاب به گیاهی حرارت می‌دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.

 

ضرب‌المثل هفته

پارسی: ابر پر صدا باران ندارد.

ایتالیایی: آخرین چیزی که از دست می‌رود امید است.

 

شعر طنز هفته

«پهلوان شلوار داشت»

در گذشته آدمی از صبح تا شب کار داشت

هر که سالم بود از بیکار ماندن عار داشت

مردمانی کاری و فعال بودند آن زمان

در گذشته جامعه کی این‌همه بیکار داشت؟

شغل‌ها طبق تخصص بود و نظمی داشت کار

کی کسی در احتکار پست‌ها اصرار داشت؟

آن زمان‌ها بحثی از فوق تخصص که نبود

مرغ، تخم‌مرغ و بز، بزغاله و خر، بار داشت

هم طبیعت زیر پای گله‌ی ماشین نبود

هم مراتع تا بخواهی گله‌ی پروار داشت

باغ‌ها و خانه‌ها پرچینی از گل داشتند

باغ‌ها و خانه‌ها کی این‌همه دیوار داشت؟

دکه صنعت‌گران در شهرها بسیار بود

این‌همه کی شهرهامان دکه سیگار داشت؟

آن زمان حتی طبیعی بود یار گل عذار

هیچ مصنوعی نبود آن گل که روی یار داشت

در طبیعت جای آشغال و کلاغ و موش کور

«بلبلی برگ گلی خوش‌رنگ در منقار داشت»

آن زمان حتی لباس ورزشی، پوشیده بود

توی گود زورخانه پهلوان شلوار داشت

(منبع: دکتربازی؛ اسماعیل امینی. مشهد؛ سپیده‌باران، 1394)

 

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

طنز و حکایت

طنز و حکایت هفته 558

آیا از تنهایی خود رنج می‌برید؟! ... ازدواج کنید ... آن وقت دیگه از تنهایی خود لذت می‌برید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *