Fengye College Center
خانه / مهاجرت / جایگاه متفاوت والدین در خانواده‌های مهاجر؛ جان سخت هم‌چون مادران و پدران مهاجر

جایگاه متفاوت والدین در خانواده‌های مهاجر؛ جان سخت هم‌چون مادران و پدران مهاجر

معصومه علی‌محمدی|

کودکی که نامش با نام‌های متعارف کشور میزبانش فرق می‌کند، شاید در نوجوانی‌اش در جست‌وجوی ریشه‌ها و هویت گمشده‌اش، مسیری را انتخاب کند که جامعه آن را دوست ندارد.

 

مهاجران در کشور جدیدشان
مهاجران در کشور جدیدشان گاه با دشواری‌های بسیاری برای پیدا کردن مسیر درست روبه‌رویند.

 

شاید بسیاری از ما حتی نمره خوبی در آیلتس و تافل کسب کرده باشیم، اما زبانی که در جامعه صحبت می‌شود، زبانی که باید در لحظات عصبانیت، دلهره، ترس، غم و بسیاری از لحظات دیگر زندگی‌مان از آن بهره ببریم، نیاز به مهارت‌هایی دارد که بی‌تردید فراتر از یک نمره آیلتس خوب است.

 

سیستم‌های متفاوت آموزشی
سیستم‌های متفاوت آموزشی در کشور میزبان گاه والدین را دچار سردرگمی می‌کند، این که به جای ریاضی و فیزیک، گاه بازی و موسیقی اولویت داده می‌شود.

 

مهم‌ترین نکته‌ای که بسیاری از ما فراموش‌اش کرده‌ایم، این است که زبان چیزی فراتر مجموعه‌ای از لغات و دستور زبان است. زبان بخشی است از یک فرهنگ. رومن یاکوبسن، زبانشناس روسی – آمریکایی می‌گوید که زبان یعنی شیوه اندیشیدن. او نشان می‌دهد که ما با واژه‌ها فکر می‌کنیم و فکر کردن بدون واژه‌ها معنایی ندارد.

 

خانواده‌ها در مهاجرت
خانواده‌ها در مهاجرت نقش بسیار مهم‌تری در تربیت فرزندان دارند، به شرط این که از شرایط جدیدشان عقب نمانند.

 

یکی از تفاوت‌های خانواده‌های مهاجر با خانواده‌های متعارف به جایگاه پدر و مادر در خانواده برمی‌گردد. البته نمی‌توان همه خانواده‌ها را در یک جایگاه قرار داد، اما شواهد نشان می‌دهد که پدران و مادران خانواده‌های مهاجر، به اندازه والدین سنتی دارای قدرت نیستند.

 

بعد از انتشار مطلبی که دو هفته قبل درباره کودکان مهاجرت منتشر شد، پیام‌های متفاوتی به دستم رسید. به گمانم توجه و بازتاب‌هایی که بعد از انتشار این مطلب صورت گرفت، بیش از آن‌که متوجه «خط قرمز باریک» و مقاله کودکان مهاجرت باشد، به اهمیت خود موضوع برمی‌گردد. بسیاری از خانواده‌ها نگران آینده فرزندان‌شان هستند و به طبع موضوعی از این‌دست توجه بسیاری را به خود جلب می‌کند.

پیام‌ها متفاوت بود. برخی از دوستان اعتقاد داشتند که سیستم آموزشی ایران آن چنان که در مقاله آمده بد نیست و بسیاری از دانش‌آموخته‌گان ایرانی با همان آموخته‌ها در حال کار در کانادا هستند و حتی اشکالاتی هم به سیستم آموزشی کانادا داشتند. برخی دیگر از موانع بسیاری گفتند که برای خانواده‌های مهاجر وجود دارد، موانعی که سبب می‌شود یک کودک مهاجر متفاوت از دیگر کودکان باشد.

گروهی از موانع زبانی و فرهنگی کودکان مهاجرت نوشتند، چون این بچه‌ها هرچند به زبان کشور میزبان آموزش می‌شوند، در خانه زبان و فرهنگ دیگری را دنبال می‌کنند که گاه باعث نوعی تضاد می‌شود. برخی از مشکلات اقتصادی خانواده‌های مهاجر نوشتند که سبب می‌شود در برخی از عرصه‌ها بچه‌ها دارای کمبودهایی باشند. خلاء عاطفی هم گاه می‌تواند مزید بر علت باشد، چون بچه‌ها بسیاری از خویشاوندان از مثل مادربزرگ، پدربزرگ، دایی، خاله، عمو و عمه را از دست می‌دهند.

اما نکته‌ای که سبب شد تا بار دیگر به این موضوع برگردم، پیام تفکربرانگیز یکی از مخاطبان هفته بود که درباره نقش خانواده بر کودکان مهاجر گفت. این مخاطب از تفاوت مفهوم خانواده در معنای مرسوم‌اش و خانواده یک مهاجر نوشت. البته در این پیام بسیار کوتاه، اشاره‌ای به جزییات نشده‌ است، اما این نکته تاکید شده که خانواده می‌تواند تاثیر بسیار زیادی بر فرزند بگذارد و این تاثیر در کودکان می‌تواند بسیار مهم باشد.

در مطلب پیش‌رو کوشیده‌ام تا با استفاده از جست‌وجوهایی که در فضای مجازی داشته‌ام و هم‌چنین تجاربی که در زندگی خودم و اطرافیانم دیده‌ام، نکاتی را مطرح کنم. احتمالا بسیاری از این نکات دغدغه‌های بسیاری از مخاطبان بوده و درباره‌اش خوانده‌اید و می‌دانید، اما به هر حال مدون کردن آن‌ها به ما کمک می‌کند تا چشم‌انداز بهتری نسبت به ماجرا داشته باشیم.

 

مشکل زبان در مهاجرت و تاثیر آن بر رابطه کودک و والدین

نخستین مشکلی که یک خانواده مهاجر با آن دست و پنجه نرم می‌کند، مساله زبان متفاوت کشور مقصد است. شاید این نکته درست مانند گزاره «انگلستان یک جزیزه است»، واضح و مبرهن باشد، اما بسیاری از ما آن‌را از خاطر می‌بریم. همان‌طور که جزیره بودن انگلستان سبب می‌شود این کشور مناسبات متفاوتی با دیگر کشورهای اروپایی داشته باشد، مساله زبان و فرهنگ سبب می‌شود تا خانواده یک مهاجر، متفاوت با خانواده متعارف باشد.

واقعیت این است که اگر شما زبان را از سنین کم و در محیط یاد نگرفته باشید، همواره با آن به عنوان یک زبان دوم برخورد خواهید کرد. شاید بسیاری از ما حتی نمره خوبی در آیلتس و تافل کسب کرده باشیم، اما زبانی که در جامعه صحبت می‌شود، زبانی که باید در لحظات عصبانیت، دلهره، ترس، غم و بسیاری از لحظات دیگر زندگی‌مان از آن بهره ببریم، نیاز به مهارت‌هایی دارد که کمی فراتر از یک نمره آیلتس خوب است. احتمالا کسانی که نمره آیلتس خوبی داشته باشند، سربع‌تر می‌توانند با محیط کنار بیایند، اما این به معنی نیست که آن‌ها مشکلی نداشته باشند.

حالا اگر مخاطب شما مثلا لهجه خاصی در زبان انگلیسی یا فرانسوی داشته باشد، مشکل شما بیشتر خواهد شد. افراد بسیاری هستند که از اصطلاحاتی بهره می‌گیرند که در کتاب‌های آموزشی ما نیامده بودند و در هیچ جای دیگر هم به آن‌ها برنخورده بودیم.

حالا می‌توانیم تصور کنیم که حتی مثلا خرید یک ساندویچ از رستوران/فست‌فود ساب‌وی Subway چقدر می‌تواند دشوار باشد. برای ما که در فرهنگ متفاوتی بزرگ شده‌ایم، این‌که تمام اجزای ساندویچ خودمان را یکی یکی انتخاب کنیم، کمی گیج‌کننده خواهد بود.

مهاجری که اسم فرانسوی یا انگلیسی مواد تشکیل‌دهنده ساندویچ را نمی‌داند یا نمی‌داند که مثلا که حتی باید نوع نان و میزان گریل‌(برشته‌شدن) آن‌را باید بگوید، احتمالا از خرید ساندویچ‌اش لذت نمی‌برد، به‌ویژه اگر پول کمکی در جیب داشته باشد و نگران این باشد که هر پاسخ اشتباهش می‌تواند سبب کمی گران‌تر شدن ساندویچ‌اش شود.

اگر شما بخواهید با مدیر بچه‌تان صحبت کنید، یا درس‌هایش را ببینید و احتمالا کمکش کنید، مشکل هم‌چنان خواهد بود. در بهترین شرایط یک پدر و مادر مهاجر که زبان‌شان انگلیسی یا فرانسه نیست باید زمان بیشتری را صرف مسایلی از این دست کند، علاوه بر مساله زبان، سیستم آموزشی و فرهنگ هم متفاوت است. بسیاری از روانکاوان معتقدند بچه‌هایی که در این وضعیت قرار دارند، احتمالا افراد مستقل‌تری خواهند شد یا این که به مشکل برخورند.

 

فرهنگ و زبان در مهاجرت و خانواده‌های مهاجر

مهم‌ترین نکته‌ای که بسیاری از ما فراموش‌اش کرده‌ایم، این است که زبان چیزی فراتر مجموعه ای از لغات و دستور زبان است. زبان بخشی است از یک فرهنگ. رومن یاکوبسن، زبانشناس روسی – آمریکایی می‌گوید که زبان یعنی شیوه اندیشیدن. او نشان می‌دهد که ما با واژه‌ها فکر می‌کنیم و فکر کردن بدون واژه‌ها معنایی ندارد.

ما عادت کرده‌ایم که به زبان مادری‌مان فکر کنیم، بعد می‌خواهیم آن‌چه را که به فارسی یا مثلا ترکی فکر کرده‌ایم، به انگلیسی یا فرانسوی ترجمه کنیم. نتیجه این می‌شود که اولا فرایند حرف زدن ما آهسته خواهد بود و در برخی موارد هم حرف‌مان بی‌معنی می‌شود. مثلا در فارسی، ما عینک را به صورت می‌زنیم، اما در انگلیسی، عینک را می‌پوشند. به همین سادگی.

کسی که به فارسی فکر می‌کند، به سختی به انگلیسی حرف خواهد زد. او بسیاری از مناسبات انگلیسی زبان‌ها را نمی‌فهمد یا برایش عجیب است. مثلا برای نخستین‌بار وقتی کسی در جواب تشکر ما می‌گوید «مشکلی نیست» (no problem) آیا کمی گیج نمی‌شویم؟ این بدیهی‌ترین نکته‌ای است که شاید هر روز بارها آن را بشنویم.

به این بحث زبانی – فرهنگی، فرهنگ متفاوت کشور میزبان را بیافزایید. چند وقت قبل در وبلاگ یکی از دوستان مهاجر مقیم نروژ می‌خواندم که از گفتگویش با مدیر مدرسه پسرش نوشته بود. او گلایه کرده بود که چرا بچه‌اش تکلیف کمی برای انجام در خانه دارد و به ریاضی و علم در مدرسه توجهی نمی‌شود و به جای آن به موسیقی و بازی تاکید بسیاری وجود دارد. مدیر مدرسه که فرد باتجربه‌ای بوده در جواب دوست نویسنده‌ام گفته: ما پنجاه سال قبل چنین بودیم.

 

بچه‌های مهاجر که در کانادا «مدیر» می‌شوند

یکی از تفاوت‌های خانواده‌های مهاجر با خانواده‌های متعارف به جایگاه پدر و مادر در خانواده برمی‌گردد. البته نمی‌توان همه خانواده‌ها را در یک جایگاه قرار داد، اما شواهد نشان می‌دهد که پدران و مادران خانواده‌های مهاجر، به اندازه والدین سنتی دارای قدرت نیستند.

بخشی از قدرت والدین در خانواده‌های متعارف به دانش و آگاهی آن‌ها بر می‌گردد. پدر و مادری که تجربه زندگی در کشور میزبان را ندارند و در مدرسه ابتدایی آن درس نخوانده‌اند، باید تلاش مضاعفی برای یادگیری بسیاری از مسایل داشته باشند. این که مجلس کانادا چند عضو دارد، مرکز استان مانیتوبا کجاست یا بسیاری از موارد دیگر در مدارس آموزش داده می‌شود و بخشی از زندگی روزمره این‌جاست، اما والدین باید آن‌ها را در فضایی متفاوت یاد بگیرند. بسیاری از این مطالب برای زندگی ما بسیار ضروری هستند.

در گزارشی که چند وقت قبل در بی. بی. سی فارسی منتشر شد، کارشناسان نشان دادند که پدر و مادر خانواده‌های مهاجر، نقش کمتری در مدیریت دارند و بچه‌ها از جایگاه بالاتری برخوردارند. وقتی پدر و مادری در این شرایط قرار بگبرند، به‌طور قطع تاثیرگذاری کمتری خواهند داشت و البته به دچار چالش‌هایی در خانواده خواهیم بود. اما تلاش مضاعف والدین می‌تواند به نتایج بهتری منجر شود.

 

مسیرهای ناشناخته زندگی در کبک و کانادا به عنوان مقصد مهاجرت

آخرین و شاید مهم‌ترین مانعی که می‌تواند برای خانواده‌ها مشکل ایجاد کند، مسیر ناشناخته‌ای که بر سر آن‌ها قرار دارد. ما خیابان‌ها و کوچه‌های مونترال را نمی‌شناسیم و نمی‌دانیم کجا می‌توانیم اجناس را ارزان‌تر بخریم، منظورم پیدا کردن فروشگاه بزرگی مثل کاسکو نیست، منظورم فروشگاه‌های محلی است که بسیاری از آن‌ها را ما نمی‌شناسیم.

قوانین کانادا و مناسبات شغلی در آن با کشور مادری ما متفاوت است. یکی از دوستان که سابقه چند سال زندگی در کانادا داشت، در روزهای نخستین حضورم به من توصیه کرد که باید رزومه کاری‌ام پخش کنم. خودش هم زحمت کشید و من را با ماشین‌اش جلوی چند فروشگاه مثل دلاراما پیاده کرد تا به آن‌ها رزومه‌کاری بدهم.

دوستم بعد از چند سال زندگی در کانادا نمی‌دانست که برای پیدا کردن شغل، می‌توان به سادگی به شرکت‌های کاریابی مراجعه کرد. یا در مثالی دیگر، دوستی می‌گفت که بعد از حدود دو سال کار، مدیران شرکتش او را تعدیل نیرو کرده بودند و او برای این که به مشکل بر نخورد، سراغ کارهای فیزیکی و به قولی جنرال رفته بوده، غافل از این که هر کارمند در کانادا بخشی از حقوق‌اش را به سرویس کانادا می‌دهد تا در روزهای بیکاری، از این بیمه استفاده کند تا زمانی که شغل جدیدش را بیابد.

ندانستن بسیاری از این مسایل مهاجران را با سختی‌ها مواجه می‌کند و قطعا بر خانواده و فرزندان آن هم تاثیر خواهد داشت. کودکی که نامش با نام‌های متعارف کشور میزبانش فرق می‌کند، شاید در نوجوانی‌اش در جست‌وجوی ریشه‌ها و هویت گمشده‌اش، مسیری را انتخاب کند که جامعه آن را دوست ندارد.

دوست و مخاطب هفته به درستی به نقش خانواده اشاره کرده است، چرا که خانواده در مهاجرت حتی نقش مهم‌تری هم می‌تواند ایفا کند.

 

تماس با نویسنده: معصومه علی محمدی، مشاور رسمی مهاجرت. تماسinfo@icpimmigration.com

این صفحه توسط موسسه مهاجرتی آی.سی.پی ICP Immigration حمایت‌شده است.

 

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

مطلب پیشنهادی:

تعلیق موقت برنامه اخذ اقامت پس از تحصیل در استان کبک

بنا به اطلاعیه رسمی دولت کبک برنامه تجربه کبک (PEQ)، از تاریخ 10 جولای 2019 تا 1 نوامبر 2019، به طور موقت برای فارغ‌التحصیلان استان کبک بسته شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار