Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / بر ما چه رفته است؟ یادداشتی درباره کانون نویسندگان ایران و 51 سال سرکوب قلم
کانون نویسندگان ایران

بر ما چه رفته است؟ یادداشتی درباره کانون نویسندگان ایران و 51 سال سرکوب قلم

علی‌رضا جباری / اول ماه می 2019

یادداشتی درباره کانون نویسندگان ایران و 51 سال سرکوب قلم /

آیا زمانی نیز بر ما خواهد گذشت که بدون دغدغه‌ی تفتیش عقاید در جهت بهروزی مردم میهنمان قلم زنیم و گام برداریم؟ آیا پایان و جبرانی برای آنچه از اعدام و سر به نیست کردن و زندان و تبعید و… که تاکنون بر ما روا داشته‌اند، و در سراسر تاریخ 51 ساله‌ی گذشته، صرف‌نظر از دوران فترت کوتاه در فعالیت کانون، نیز چنین بوده است، در کار خواهد بود؟ 

کانون نویسندگان ایران
در اینجا بکتاش آبتین، رضا خندان مه آبادی و کیوان باژن، اعضای کانون نویسندگان ایران

بی‌تردید چنین خواهد بود و جز این نیز نخواهد بود؛ بی‌گمان راه درازی که پیموده‌ایم و دشواری‌هایی که تا به امروز تاب آورده‌ایم روزی به بار خواهد نشست؛ زیرا جز بهروزی مردممان و تحقق یافتن آرمانه‌ای آزادی‌خواهانه‌شان خواسته‌ای نداشته‌ایم، نداریم و نخواهیم داشت.  آنان که به شیوه‌های گونه‌گون درراه فعالیت مستمر و پیگیر کانون مانع‌تراشی می‌کنند، نمی‌دانند یا نمی‌خواهند بدانند که مبارزه درراه آزادی قلم و بیان و نشر، بی‌هیچ حصر و استثنا، به‌سان مهم‌ترین عرصه‌ی مبارزه‌ی کانون، ضامن برملا شدن کژ رفتاری‌ها، کژ کرداری‌ها و کژ گفتاری‌هایی خواهد بود که سالیان دراز بر زندگی مردم کشورمان روا داشته‌اند.

بی‌تردید برخی کسان، بر پایه‌ی احساس ضرورت پیشبرد سنت‌های دیرینه‌ی خویش، به عرصه‌ی روا شمردن سانسور و ممانعت از کار نویسندگان گام نهاده‌اند؛ اما بی‌تردید کسانی نیز هستند که به‌قصد تداوم بخشیدن به منافع ناروا یا قدرتِی که بر پایه‌ی اجماع همگانی استوار نیست و آن را در معرض تهدید می‌یابند راهی این راه می‌شوند. فاش می‌گویم و از گفته‌ی خود دل‌شادم: آقایان! امروز سال 1357، زمان آغاز انقلاب مردم ایران نیست.

مردم ما از هزاران دشواری راتبه‌گیر راه‌کار وزندگی خویش به تنگ آمده‌اند و بی‌تردید در انتظار تحول اساسی در شرایط موجود خویش‌اند. تلاش قدرت‌های بزرگ را درراه دزدیدن حرکت تحول‌خواهانه‌ی مردم را دست‌کم نگیرید.

روند تحولات اخیر منطقه‌ی خلیج به اجماع ملی ضامن تأمین بهروزی مردم و جلب همراهی آنان در پهنه‌ی  مقاومت در برابر تجاوز خارجی، و روند واردکردن گزینه‌های تحت فرمان دولت‌های نیرومند جهانی، نیازمند است.

تصمیم به دگرگون کردن وضع موجود بیش از هر چیز به گوش سپردن به سخن ناصحان مشفق و پیشگیری از همه‌ی انواع کژی‌های آشکار موجود در جامعه، از راه تن سپردن به آرمان اساسی کانون نویسندگان ایران، نیازمند است.

کسانی که دل به محکوم کردنشان بسته‌اید و در اندیشه‌ی رواشمردن هرگونه اتهام ناروا بر آنانید (در اینجا بکتاش آبتین، رضا خندان مه آبادی و کیوان باژن، اعضای کانون نویسندگان ایران) نمایندگان صنفی از مردم‌اند که دل درگرو بهروزی مردم از راه افشای نابکاری‌ها و کژروی‌ها، و تبیین حقایق دارند.

انقلاب 57 با طرح شعارهای سه‌گانه‌ی استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی به پیروزی رسید و همین شعارها ضامن تداوم تحول انقلابی در جامعه‌ی ما خواهد بود و راهی جز این متصور نیست.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم. تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال.   

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

نمایشگاه کتاب

از ” نمایشگاه کتاب تهران- بدون سانسور” حمایت کنیم

با سانسور و سرکوب به هرشکل ممکن مقابله کنیم اطلاعیه کانون نویسندگان ایران “در تبعید” …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *