Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / گزیده‌‌هایی از «مناجات» خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری

گزیده‌‌هایی از «مناجات» خواجه عبدالله انصاری

«مناجات» خواجه عبدالله انصاری

الهی ادای شکر ترا هیچ  زبان نیست و  دریای فضل ترا هیچ کران نیست و سَرحقیقت تو بر هیچ کس عیان نیست، هدایت کن بر ما رهی که بهتر از آن نیست.

 

یارب ز رهِ راست نشانی خواهم

از بادهٔ آب و خاک جانی خواهم

از نعمت خود چو بهره‌مندم کردی

در شکر گزاریت زبانی خواهم

 

الهی پسندیده‌گان ترا به تو جُستند و بپیوستند. ناپسندیده‌گان ترا به خود جُستند و بگستند،

نه او که پیوست به شکر رسید. نه او که گسست به عذر رسید.

 

هر روز من از روز پسین یاد کنم

بر دردِ گُنه هزار فریاد کنم

از ترس گناه خود شوم غمگین باز

از رحمت او خاطر خود شاد کنم

 

الهی گهی به خود نگرم گویم از من زارتر کیست. گهی بتو نگرم گویم از من برزگوارتر  کیست.

الهی ای سزای کرم، ای نوازندهٔ عالم، نه با وصل تو اندوه است و نه با یاد تو غم.آریانا

 

ما را سر و سودای کس دیگر نیست

در عشق تو پروای کس دیگر نیست

جز تو دگری جای نگیرد در دل

دل جای تو شد جای کس دیگر نیست

 

الهی کار آن کس کند که تواند، عطا آن کس بخشد که دارد، پس بنده چه  تواند و چه دارد؟

الهی تو دوختی من در پوشیدم و آن‌چه در جام ریختی نوشیدم، هیچ نیاید از آن‌چه کوشیدم.

 

نی  از تو حیات جاودان می‌خواهم

نی عیش و تنعم جهان می‌خواهم

نی کام دل و راحت جان می‌خواهم

هر چیز رضای توست آن می‌خواهم

 

الهی مکُش این چراغ افروخته را و مسوز این دل سوخته را و مَدَر این پرده‌ی دوخته را و مران این بنده‌ی نو آموخته  را.

الهی اگر تن مُجرم است دل مطیع است و اگر بنده بَدکار است کَرَم تو شفیع است.

الهی از کَرَم تو همین چشم داریم و از لطف تو همین گوش را داریم، بیآمرز ما را که بس آلوده‌ایم

به کردار خویش، بس درمانده‌ایم به وقت خویش، بس مغروریم به پندار خویش، بس محبوسیم

در سرایِ خویش، دست ما را گیر به فضل خویش، باز خوان ما را به کَرَم خویش، باز دِه ما را به

احسان خویش.

دل درد تو را به جان مداوا نکند

در عشق تو جان ز غم محابا نکند

ما راز غمت به کس نگویم اگر

بوی جگر سوخته رسوا نکند

 

الهی عبدالله را از سه آفت نگاه‌دار، از وسواس شیطانی و خواهش‌های نفسانی و غرور نادانی.

 

منبع : مناجات خواجه عبدالله انصاری، انتشارات گنجینه.

ادبیات افغان
حبیب عثمان

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

داستان کوتاه

داستان کوتاه: کاش مادرم بود

بخش 1 از 2 بخش جمیله‌ هاشمی| سرنوشت من و او چقدر شبه هم بود، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار