Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دانش و اندیشه / «خانواده» از نگاه افلاتون | پرونده 2
افلاتون

«خانواده» از نگاه افلاتون | پرونده 2

پرونده قسمت اول: ژنتیک، تغییر مرزهای اخلاقی و نهاد خانواده‌ در دوران «پست مدرن»

 

رضاداودی /

افلاتون

خانواده یک نهاد اجتماعی است یا تشکیل آن امری طبیعی است؟ خانواده چیزی نمادین است یا این امور نمادین هستند که خانواده را تشکیل می‌دهند؟ نهاد خانواده به طور سنتی نهادی است که در آن ارتباطات خونی و عشق، اعضای آن را به هم پیوند می‌دهد به طوری که انسان دیگری را خود می‌داند و خود را دیگری: پدر و مادر همان خود ما هستند اما از نسلی دیگر، همسر، برادر یا خواهر ما خود ما هستند از جنسی دیگر و در کل دیگرانی هستند با خواسته‌های و خواهش‌های متفاوت. ما با دیگری در ابتدا درون خانواده آشنا می‌شویم.

 

خانواده عنصر بنیادی تشکیل دهنده جامعه است. آیا جامعه بدون نهاد خانواده می‌تواند وجود داشته باشد؟

بی‌شک فردگرایی دنیای مدرن مفهوم خانواده را زیر سوال برده است. زوج‌های همجنس‌گرا معمولا برای بچه‌دار شدن تلاش می‌کنند تا کودکی یتیم را به فرزندی قبول کنند. خواهر یک زوج همجنس‌گرایِ مرد حاضر شده تا تخمک خود را اهدا کند و با استفاده از اسپرم یکی از دو مرد تخمک باردار شده در شکم مادربزرگ رشد کند و متولد شود. در دوران اخیر، پیشرفت‌های سرگیجه‌آور علمی در زمینه حیات زیستی از جمله «کلوناژ» و یا «حاملگی برای دیگری» باعث شده تا درباره خانواده اندیشیده شود، چون دیگر خانواده از پدر و مادری که فرزندانی را به دنیا می‌آورند تشکیل نمی‌شود. آیا تعلق بیولوژیک فرزند به والدین است که باعث می‌شود تا خانواده، خانواده شود؟ آیا تربیت فرزندان باید درابتدا در درون نهاد خانواده صورت گیرد؟ افلاتون درباره نهاد خانواده اینگونه فکر نمی‌کند. افلاتون در کتاب جمهوری درباره نهاد خانواده می‌گوید این جامعه است که باید فرزندان را تربیت کند. در مدل افلاتونی زن‌ها به اشتراک گذاشته می‌شوند و هیچ کس با کس دیگر زندگی نمی‌کند. فرزندان، به کسی تعلق ندارند و در واقع فرزندان مشترک جامعه خواهند بود و باید همه در تربیت آنها تلاش کنند و در واقع تربیت آنها وظیفه حکومت است. تربیت فرزندان به اندازه‌ای مهم است که نباید به والدین آنها سپرد. افلاتون معتقد است شروع هر چیزی امری بسیار ظریف و مهم است و باید تربیت که با شروع انسان ارتباط دارد، امری مهم قلمداد شود. مهم نیست چه کسی فرزند چه کسی است. پدر نیازی ندارد فرزند خود یا فرزند فرزند خود را بشناسد. فرزندان هم نیازی به شناختن پدر یا پدربزرگ خود ندارد. مادران باید به کودکان شیر دهند و مهم نیست که فرزند خودشان باشد یا نباشد. جامعه باید افرادی متخصص پرورش کودکان داشته باشد تا آنها به این کار بپردازند. در نتیجه به نظر افلاتون حذف نهاد خانواده باعث انسجام اجتماعی می‌شود، زیرا هیچ چیز نمی‌تواند خسارت تربیت‌های ناهماهنگ در درون خانواده‌های مختلف را جبران کند. خانواده ها فرزندان خود را بر اساس اصول متفاوت تربیت خواهند کرد، و این باعث تضعیف قابل توجه حکومت می‌شود.

 

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

خسرو شمیرانی

نهاد خانواده، تکنولوژی، نجات یا نابودی

تکنولوژی که رشد افسارگسیخته آن بنیادی ترین زوایای زندگی انسان را تحت تاثیر قرار داده است، در حال ترسیم کدام آینده برای ماست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *