Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / غلام محی‌الدین انیس با «انیس» خود مُهرش را بر تاریخ روزنامه نگاری افغانستان کوبید
محی الدین انیس

غلام محی‌الدین انیس با «انیس» خود مُهرش را بر تاریخ روزنامه نگاری افغانستان کوبید

هیزم سوخته شمع ره و منزل نشودانیس
باید افروخت چراغی که ضیایی درد

مولانا عبدالرحمن جامی، علم و دانش را سرتاج هنر، کلید همه درها، نظام دهندهٔ عالم و شرف آدمی می‌داند.

سواد، تحصیل علم و دانش از ضروری‌ترین صفت‌های انسانی‌ست که جامعه را به سوی پیشرفت و ترقی سوق می‌‌دهد. از جهت دیگر، جهل، نادانی، تعصب، کوتاه فکری، تاریک‌بینی همیش با پدیده‌های مثبت و مترقی در تضاد بوده سد راه رشد و پیشرفت می‌شوند.

تاریخ نشان داده که است زمانی که روشن نگران مشعل علم و دانش را برافروخته و جلو رفتند، توسط جاهلان، اشخاص سلطه‌جو و گماشته‌گان اجنبی خاموش و نیست و نابود شدند. اما فراموش نگردد که مشعل فروزان علم و دانش همیشه تابان است و بیش‌تر از پیش می‌درخشد.

برماست که علما، دانشمندان، بزرگان، سرسپرده‌گان آزادی، دلیران وطن‌پرست، حکم روایان عادل و سایر خدمت‌گذاران کشور خویش را معرفی نماییم. از گذشته‌گان ببآموزیم و نسل کنونی را تشویق و حمایت کنیم و از نیروی عقل و خرد و صفات عالی انسانی در همه‌ی امور کار بگیریم.

با تنگ‌نظری‌ها، تعصاب بی‌مورد مبارزه و در تنویر اذهان کوشا شویم. در چنین راستا حد اعتدال مراعات گردد، که مبادا به فرهنگ، رسوم و عقاید مردم ضربه وارد شود و احساسات آن‌ها خدشه‌دار گردد.

نگاهی به مشعل داران علم و ادب، کارها، خدمات و  آثار به جا مانده کشور عزیز ما می‌اندازیم و عده‌ی آن‌ها را معرفی می‌کنیم. از جمله غلام محی الدین انیس است.

 

انیس کی بود، چرا نامش جاویدانی و ماندگار است؟

خانواده غلام محی‌الدین انیس اصلا از منطقه مقر ولایت غزنی منسوب به قوم جمال خیل بود. جد پدری او یک و نیم قرن قبل از امروز حدود سال‌های ۱۸۶۶–۱۸۷۰در جنگ که بین برادران شیرعلی خان، اعظم خان، افضل خان و … با عایله‌اش در مصر مهاجر شدند، یا به قولی بعضی محققان دیگر در دوره ظلم و دهشت و تبعیدهای امیرعبدالرحمن خان تبعید، بی‌خانه و بی‌وطن شدند.

جد انیس طبیب چشم بود، بعد فرزندش غلام نقشبند (پدر محی الدین) راه پدر را دنبال نمود و به شغل او اشتغال ورزید.با عشق سرشار از وطن و وطن‌دوستی در پهلوی شغل تجارت افتخار اشتراک و حتی خبرنگاری سراج الاخبار افغان را هم حاصل کرد.

عشق بی‌فرجام به وطن و بیداری مردم را انیس از پدر و استاد بزرگوار؛ چون سیدجمال الدین افغان آموخت. انیس تحصیلات مقدماتی را در مصر فراگرفته بر زبان عربی و شاید هم انگلیسی آشنا بود. او در مصر با اخبار «المقطف» و شیخ عبده یک تن از شاگردان سیدجمال افغان همکاری داشت.

با توجه به فضای سیاسی آن زمان در قاهره که خیزش‌های فکری و سیاسی ضد استعماری به خصوص استعمار انگلیس مشغولیت آن متفکران را احتوا می‌کرد. می‌توان گفت محی الدین از اوضاع افغانستان بی‌خبر نبوده است.

انیس در دوران تحصیل علاقمند برگشت به وطن بود تصادف روزگار در سال ۱۳۰۰خورشیدی محمدابراهیم مشهور به افندی که به مصر آمده بود انیس را ملاقات کرد با توجه به عشق و علاقه او به وطن او را تشویق به برگشت نمود. انیس بعد از اجازه پدر به سوی وطن برگشت.

 

ادبیات دری و سایر فعالیت‌های فرهنگی انیس

محی‌الدین انیس، ابتدا حدود دو سال در هرات باستان سرزمین عشق و ادب، فرهنگ و تمدن در مسجد سعدیه یا غودال امروزی اقامت داشت. زبان و ادبیات دری و نویسنده‌گی را در آن شهر و مدرسه فرا گرفت و بعد رساله «ندای طلبه معارف» را نوشت که قسمتی از آن به مصرف شخصی مرحوم شجاع الدوله یکی از مشروطه‌خواهان دوم و نایب الحکومه دوره امانی در هرات نشر گردید.

از روی فهرست عناوین و موضوعاتی که انیس در کتاب مذکور به آن تمرکز کرده است، بر می‌آید که او بیش از هر کسی به ضرورت روشنگری و آشناسازی قشری که باید وظایف ساختمان چنان نظام قانون‌مند ناشی می‌شد، قانون و ابعاد آن را معرفی کند. در همین راستا از نیازهایی چون بهره‌مندی از مجلس شورا، وکلا و انتخابات سخن‌های توضیحی و بسیار مورد نیاز جامعه را می‌آورد.

«ندای طلبه معارف» در واقع نخستین اثر اوست که در هرات چاپ شده، این کتاب رومان گونه نخستین اثری‌‌ست که در کشور طبع شده است که از آزادی و قانون سخن می‌زند از دو عنصر ارجمندی که مشروطه‌خواهان اول نیز در راه وصول به آن یعنی گناه حق‌خواهی و قانون‌طلبی به زندان‌های مخوف استبداد کشانیده شدند و رگبار گلوله‌های آتشین به استقبال آن‌ها برخاست.

در نخستین سال‌های ورود انیس به کشور کفاره‌ی چنین خواستن‌ها، کشتن و بستن‌های وحشیانه نی بلکه در فضای آزادی فکر و بیان، تعمیم اندیشه‌های مترقی راه و رسم پرواز باز بوده است.

 

نقش انیس در روزنامه‌نگاری افغانستان و اولین جریده‌اش به نام «انیس»

انیس در سال ۱۳۰۴خورشیدی از هرات راهی کابل شد و در بازار ده افغانان در سرای روغن فروش‌ها اقامت اختیار نمود.

نویسنده و ژورنالیست توانا جناب غلام عمرشاکر، یکی از روزنامه‌نگاران افغانستان، نوشته بود: «سرمایه جناب محی‌الدین انیس چند جلد کتاب و مجلات عربی بود، اگر چه او در مصر دیده به جهان گشوده معهذا شاید در اثر مطالعه و کنجکاوی، با کشور و پسمانی‌های آن آشنایی حاصل کرده بود. بنابر آن هدف او بیداری قوم از راه مطبوعات آزاد بود. به اساس این مفکوره به نشر یک جریده تصمیم گرفت و با بضاعت مزاجی که داشت رنگ و کاغذ تهیه کرد و اولین شماره خود را به قطع تخته دو توسط کاربن پیپر نشر کرد».

وقتی انیس اداره روزنامه خود را افتتاح کرد، این خبر به امان الله خان رسید و گفتند یک افغان بعد از سال‌ها مهاجرت به وطن برگشته و اخباری «روزنامه» را می‌خواهد به نشر برساند. شاه به دفتر او رفت و گفت: «تصمیم شما که خدمت در راه بیداری مردم و ترقی مملکت است، موجب خوشی ما گردیده با چنین همت عالی که دارید من هم به شما کمک می‌کنم درین راه پیش بروید».

انیس در برابر این لطف شاه صرفآ سپاسگزاری کرد و وعده داد که از طریق نشر انیس در جهت تنویر مردم و آشنایی آنان با دنیای معاصر، تعمیم  عدالت و حیات قانونی در کشور و فراهم ساختن زمینه ارتباط فکر آن با مردم جهان از طریق نشر خبرها و مقالات علمی و سیاسی خدمت خواهد کرد.»

اولین شماره انیس در ۱۵ ثور ۱۳۰۶خورشیدی در ۴۵ نسخه در عصر مطبوعات بیدارگر امانیه متولد گردید و مهر خود را بر تاریخ روزنامه‌نگاری افغانستان زد.

 

روشن‌فکران وقت و اهالی ادبیات دری درباره انیس و نشر جریده انیس

مرحوم محمدحسین باشی که از مقربین با انیس در هرات بود حکایت نموده «که یک روز جوان مسگری را … به جرم این‌که پول یک کف‌گیر را که شخصی از او خریده بود و در ادای آن تعلل می‌کرد و او مطالبه می‌نمود به تهمت ناسزا گفتن متهم کردند و همان شخص مدیون دستار خود را در گردن او انداخته از دکان او را پایین کشید و با لسان عربی، آواز بلند فریاد زد و موصوف را تکفیر کرد.

بر اثر این صدا عده کثیری در اطراف آن مرد جمع شدند و او را کشان‌کشان به طرف محکمه می‌بردند، درین اثنا انیس با آن‌ها مصادف شد و کیفیت را پرسید، گفتند او حرف کفر زده. انیس با فصاحت بیان آن مردم را آرام ساخت و جوان مزیور را از چنگ ایشان نجات داد. بعد آن روز او به فکر تأسیس روزنامه‌ای که براساس وحدت ملی متکی باشد گردید.

مرحوم استاد ابراهیم صفا شخصیت ادبی کشور نوشته بود که: «بنده با روزنامه انیس از بدو تأسیس آن علاقه و محبت خاصی دارم، خودم در وزارت خارجه مصروف بودم، مؤوسس آن غلام محی الدین (نویسنده بحران و نجات) با یک چرخ دستی که شاید هم در مطبعه موجود باشد مقداری از لوازم انیس را بر می‌آورد.

دفتر آن در طبقه اول یک دکان در بازارشاهی که اکنون پارک زرنگار است بر سر راه ما بود. دوستان گردهم جمع شده هر یک به قدر توان بازوی چرخ را تاب می‌دادیم، می‌نوشتیم، ترجمه می‌کردیم و خرسند بودیم.

جریده انیس، به عنوان یکی از اولین تلاش ها در روزنامه‌نگاری افغانستان، به سرعت در قلوب مردم جا گرفت و مدیر مسؤول آن با سرمایه شخصی چاپخانه‌ی تأسیس کرد. او خودش مقاله و اخبار می‌نوشت، ترجمه می‌کرد و بعدآ آن را حروف چینی نموده چاپ می‌نمود. سپس دست به دست اخبارش (نشریه‌اش) را می‌فروخت».

این پشت کار، شجاعت، زحمت‌کشی و وطن‌دوستی انیس مورد توجه هم‌وطنان ما واقع شد و بر تیراژ آن جریده روز بروز افزود،حتیٰ اگر روزی جریده چاپ نمی‌شد خبر آن در پرده سینماهای شهر کابل نشر می‌گردید.

انیس همانند نوآوران سبک نو نوشتاری به شیوه محاوره وی که … تهداب‌گذاری شده بود به طور خود جوش تعقیب می‌نمود تا کافه مردم کم‌سواد هم از آن بهره برده بتواند. چنان‌چه در کلکسیون انیس زمان او که تاکنون در آرشیف کتاب‌خانه عامه کابل وجود دارد به جملات محاوره وی ازین قماش برمی‌خوریم؛ (از گفتهء خود تق منکر شد.) و یا (چون می‌خواران مست لکات می خورد).

چون تشویق اهالی و عامه مردم به زبان خودشان بیشتر مؤثر بود و موصوف ازین نوع نوشتاری به هدف خود بهره می‌گرفت.

استاد عبدالرشیدلطیفی، محمدسرورجویا، استاد ابراهیم صفا و عده دیگر با انیس همکار بودند.

در جهت روشن‌گری و تنویر افکار جامعه متحدانه، مصمم و بی‌هراس به پیش رفت.

منابع: کابل نات، نوشته احسان لمر – کابل شهر رویاهای ویران نوشته امیرسلیمان

روزنامه انیس افغانی
حبیب عثمان

 

 

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

جامعه افعان

در جشنواره انجمن ورزشکاران افغان در انتاریو چه گذشت؟

جمعه ۱۸ اکتوبر سال ۲۰۱۹ میلادی چهارمین جشنواره ورزشکاران افغان ایالت انتاریو/کانادا باحضور گرم و صمیمانه ورزشکاران براه انداخته شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *