Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / خوانندگان / انجمن زنان ایرانی مونترال؛ نگاهی به بحث‌های مراسم روز جهانی زن
انجمن زنان ایرانی مونترال

انجمن زنان ایرانی مونترال؛ نگاهی به بحث‌های مراسم روز جهانی زن

بخش «خوانندگان» هفته متعلق به خوانندگان است. تنها محدودیت انتشار مطالب در این صفحه قوانین کاناداست. سلیقه سردبیر و دست‌اندرکاران هفته در انتشار مطالب در این بخش تأثیری ندارد.

جعفر خدیر/

 

در یک روز بزرگ ‌مانند روز جهانی زن به جای شنیدن سخنان دلنشین خانم‌ها شهین نوائی و لیلا ابراهیمی، و گوش سپردن به موسیقی دلنوازِ هنرمندان عزیزمان باید فاتحه مرگ جامعه فرهنگی ایرانیان مونترال را می‌خواندیم، و بر علی و آل علی صلوات می‌فرستادیم.

ابتدا و قبل از همه باید گفت، رفقای گرامی دست‌اندرکاران انجمن زنان دست شما درد نکند. در شهری که بیش از بیست هزار ایرانی، گرفتار مسائل مادی زندگی خویش‌اند، اگر حرکت شما و امثال شما نبود این چند نهاد فرهنگی/اجتماعی ایرانی‌ هم‌چون انجمن زنان، کتابخانه نیما، مدرسه دهخدا و نوروز‌زمین را نیز نداشتیم و در یک روز بزرگ ‌مانند روز جهانی زن به جای شنیدن سخنان دلنشین خانم‌ها شهین نوائی و لیلا ابراهیمی، و گوش سپردن به موسیقی دلنوازِ هنرمندان عزیزمان باید فاتحه مرگ جامعه فرهنگی ایرانیان مونترال را می‌خواندیم، و بر علی و آل علی صلوات می‌فرستادیم. کار شما بسیار ارجمند است و ما شاهد فعالیت‌های خیلی خوب شما در این شهر بوده‌ایم؛ اما باید صمیمی بود و حقایق را نیز گفت.

ایراد هر جمع کوچک منفرد در این است که به تنهایی راه خطا می‌رود و تا به یک حرکت منضبط‌تر نرسد و در پیوند با حرکت‌های دیگر به افق‌های بزرگ‌تر تبدیل نشودو بالاخره به حرکت جهانی پیوند نخورد، دچار کج‌اندیشی، کج‌روی و خطا می‌شود؛ معلول را به جای علت می‌نشاند؛ تمام سیه‌روزی‌های زنان خاورمیانه و نزدیک را بر سر عمامه‌ی آخوند آوار می‌کند و ناخواسته چهره‌ی جنایتکار امپریالیزم و سرمایه‎‌داری غرب، بازیگران اصلی پشت صحنه و تولیدکنندگان و حامیان مذاهب به‌غایت خشن، در پشت پرده‌ی استتار می‌روند؛ درب خانه‌ی نخست‌وزیرِ سابق استفن هارپرِ اوانجلیستِ فاشیستِ می‌رود تا از همسر او خانم لورین هارپر و خانم ایدر رایسمان Heather Reisman صهیونیست معروف صاحب مغازه‌های زنجیره‌ای indigo برای استقرار دموکراسی دلخواه خود در ایران یاری طلبد!

لازم است گفته شود، آقای هارپر هرگونه کمک‎‌ مالی به یتیمان فلسطینی را به نفع دولت اسرائیل ممنوع ساخت و اعلام کرد دولت من در همه‌ی شرایط از اسرائیل حمایت می‌کند او شخصیتی ننگین‌تر از نتانیاهو است.

در میان هفت میلیارد انسانِ روی زمین، افراد فاسد، مزدور و جلاد و ابزار برای امپریالیزم هم فراوان وجود دارد و این موضوع ربطی به یک قشر ندارد. امپریالیزم بنابر الزامات و امکانات خود روزی از ژنرال‌ها: پینوشه، موبوتو، سوهارتو، زاهدی و …. استفاده ابزاری می‌کند و روز دیگر از ملاها: ملا عمر، بن‌لادن، مظاهری، ابوبکر بغدادی و …. بهره می‌گیرد. روشنفکران موج‌زده را نیز بر سر کار می‌گذارد تا خوراک تبلیغاتی آنان را تولید کنند و به جنگ تبلیغاتی به اصطلاح دیکتاتوری قذافی، بشاراسد، هوگو چاوز، خمینی و …. رفته و انقلاب مخملی با پرچم دموکراسی برپا کنند.

می‌بینیم تصادفی نیست که امپریالیزم در برخی کشورها علیه به اصطلاح دیکتاتورها پرچم دموکراسی برافراشته است، که بدون استثنا در میدان نفتی و یا مسیر نفتی قرار دارند و با نفت خویش به‌مانند شیخ‌های نفتی خلیج فارس عمل نمی‌کنند.

امپریالیزم در رأس حافظان منافع مردسالاران سودجوی صاحب زمین و سرمایه و شرکت‌های خصوصی سد راه ورود برابر زنان با مردان به صحنه‌ی تولید است. آنان تنها به تولید و سوددهی بیشتر مردان عضله‌دار می‌اندیشند تا به حقوق برابر زنان و مردان و عدالت اجتماعی. بنابراین تا تولید اجتماعی «سوسیالیستی» نشود و ابراز تولید مالکیت عمومی پیدا نکند و قبل از جیب شخصی به عدالت اجتماعی اندیشیده نشود، این داستان نسل‌ها ادامه دارد. از این رو ما در کشورهای سوسیالیستی شاهدیم زنان دوش‌به‌دوش مردان و برابر با آنها وارد کارزار تولید شده‌اند. این برابری دستمزد و مهارت دیگر حقوق اجتماعی زن را نیز ضمانت کرده است.

در پایان درباره نظریه‌ای که یکی از حاضران آگاه و فرهیخته با تکیه بر گفتار مارکس دائر بر تشکل‌های گروهی، سندیکائی، اجتماعی و …. بیان داشت، باید بگویم من مارکس را بزرگ‌ترین نابغه قرن نوزده و حتی بیستم می‌دانم، او فیلسوف، اقتصاددان، جامعه‌شناس، روزنامه‌نگار، تئوریسین و …. بود اما پیغمبر نبود؛ امروز صد و شصت سال از گفته‌های مارکس می‌گذرد و جوامع کلا دستخوش تحولات عمیق شده‌اند. بدین دلیل، رهبران ویتنام، کره شمالی، کوبا و …. متأثر از آموزه‌های مارکس، خود به نحوی متفاوت تصمیم می‌گیرند. به گفته مارکس: «مارکسیسم مذهب دگم نیست و باید با شرایط زمانی و مکانی تغییر کرده و خود را با اوضاع تطبیق دهد» باور دارند.

مارکس و انگلس در کتاب مشترک خود جلد اول «سندیکالیسم» نظری را بیان می‌کنند که مضمون آن این است: تشکیلات بعد از فعل و انفعالات و تحولات تشکیلاتی و فاز معین از تکامل نیروهای مولده در نهایت به احزاب پرولتری و حتی بین‌المللی می‌پیوندند.

 

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

روز جهانی زن

از خوانندگان: پاسخ به نوشته آقای جعفر خدیر در مجله هفته شماره 528 با عنوان نگاهی به بحث‌های مراسم روز جهانی زن

دوست گرامی ما، آقای خدیر در نوشتار خود به حرکت‌های منفرد نهادهای اجتماعی از جمله انجمن زنان مونترال انتقاد کرده‌اند، مبنی بر این‌که «هر جمع کوچک منفرد به تنهائی راه خطا می‌رود و تا به یک حرکت منضبط‌تر نرسد و به حرکت جهانی پیوند نخورد دچار کج‌اندیشی و خطا می‌شود و معلول را به جای علت می‌نشاند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *