Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / فرهنگ و هنر / اندیشه / روایت کنیم تا زنده بمانیم …
سال نو

روایت کنیم تا زنده بمانیم …

سال نو شد. برای همدیگر، برای خود و برای دوستان و آشنایان آرزوهای خوب کردیم و می‌کنیم: آرزوی عشق، سلامتی، موفقیت، خوشبختی و هر چه که نیک است. آرزو می‌کنیم تمامی این‌ها اتفاق بیافتد، البته که در این میان ما نقشی پررنگ نداریم. اما به راستی چه چیزی از دست ما بر می‌آید تا سعادت به روی ما لبخند بزند؟ آیا می‌توانیم سعادت را به کرانه خود بکشیم؟

 

سالی که در پیش رو داریم، آبستن چه اتفاقاتی است؟ آیا ما در این سال با سعادت و سلامت و بهروزی و پیروزی روبه‌رو خواهیم شد؟ این پرسشی است که هر کس در هنگام تحویل سال از خود می‌کند. در کنار این آرزوهای خوب، ترس از دست دادن، بیماری، غم و غصه، نیز وجود دارد. سال جدید به هزار و یک طریق تعجب ما را برخواهد انگیخت. برخی از آن‌ها خیر و برخی دیگر شر خواهد بود. اما خیر برخی نیز گاهی در شر دیگران است و خوشبختی یکی مایه بدبختی دیگری می‌شود. آرزوی ما مواجهه با خوشبختی و گریز از بدبختی است و این کاملا امری طبیعی است.

دعای هنگام تحویل سال «حول حالنا الی احسن الحال» آرزوی تغییر در جهت نیکی است. ما حال‌مان را در بهترین حالت می‌خواهیم. آرزوی تغییر می‌کنیم اما در این آرزو ترس از تغییر نیز وجود دارد. اگر تحولی عمیق ایجاد نشود، خیال ما راحت‌تر است؛ ترجیح می‌دهیم تلاطمی در زندگی، در قطعیت‌ها و عادات خود حس نکنیم. در عین حال از یک زندگی یکنواخت و بدون فراز و نشیب نیز گریزانیم. در هر تغییری جذابیت نو شدن و ترس و دلهره از امور ناشناخته وجود دارد. میان خوف و رجا در نوسانیم: خوف از اتفاق ناگوار و امید به اتفاقات گوارا.

 

چه کار کنیم که سعادتمند شویم؟ این پرسشی است که بشر هزاران سال در جست‌وجوی پاسخی برای آن است و ذهن بشر را به خود مشغول داشته است. این پرسش را به نحو دیگری نیز می‌توان مطرح کرد: چگونه خود را در موقعیتی قرار دهیم که لیاقت سعادتمند زیستن را داشته باشیم؟ برخی گمان می‌کنند تنها کاری که برای سعادتمند شدن باید انجام دهند، صبر کردن و کاری نکردن است. سعادت را در دو مفهوم می‌توان فهمید: یکی نبود رنج و دیگری داشتن حالت رضایت دائم. سعادت شاید انطباق میان ساحت درونی خواهش‌های درونی و ساحت جهان بیرونی باشد. ما تسلطی بر روی اتفاقات بیرونی نداریم و فقط به این سعادت می‌توانیم امیدوار باشیم. بدون امید چگونه می‌توان زیست؟

گادامر، فیلسوف آلمانی، جایی گفت از تنها چیزی که در فلسفه خود می‌تواند تمام قد دفاع کند، «اصلِ امید» است. می‌توانیم امیدوار و خوشبین باشیم تا احسن الحال به روی ما لبخندی بزند. شاید نیز احسن‌الحال تنها در خیال سراغ ما بیاید، و ما فقط در عالَم خیال سعادتمند باشیم. هر چه که باشد، انطباق عالم درون و عالم بیرون کمی نیازمند شانس است. باید در اموری که وابسته به ما هستند، تلاش‌گر باشیم و از لحاظ درونی به اندازه کافی عمیق باشیم تا خشونت و ناملایمات جهان بیرون را تحمل کنیم. باید تلاش کنیم سرنوشت را تا حد ممکن در دست بگیریم، چون در غیر این‌صورت امواج و فراز و نشیب‌های زندگی در مورد سرنوشت ما تصمیم خواهند گرفت.

 

به یقین انسان‌ها در برابر نیک بختی و بدبختی یکسان نیستند. نویسنده‌ها و ادیبان و شاعران بیشتر به بدبختی پرداخته‌اند تا نیک‌بختی. تولستوی نویسنده بزرگ روس، در ابتدای رمان آنا کارنینا می‌نویسد: «همه خانواده‌های نیک‌بخت، شبیه یکدیگرند، اما چگونگی سیه بختی هر خانواده‌ای مختص به خود اوست.» نگاه به تیره‌بختان برای انسان آموزنده است. قصه‌هایی برای انسان روایت می‌کند. کافی است که انسان نگاه کند و قصه‌ها بیاموزد. برای نجات از مرگ، قصه گفتن ضروری است.

شهرزاد قصه هزار و یک شب، با قصه بود که جان خود را نجات داد. روایت کنیم تا زنده بمانیم. قصه‌ها نجات‌بخش‌اند. سعادت انسان در گروی آزادی او نیز است. برای به دست آوردن آزادی نیز باید شجاع باشیم، از بندها رهایی یابیم؛ از غار سایه‌ها بیرون بیاییم و در «فراسوی زنجیرهای پندار» قرار بگیریم. به سوی حقیقت رهسپار شویم؛ چون حقیقت رها می‌کند و آزادی‌بخش است. قصه‌هایی در باب حقیقت بیاموزیم؛ برای حقیقت فداکاری کنیم. همانا حقیقت است که نجات‌بخش است.

 

سالی سرشار از حقیقت برای تمامی شما عزیزان آرزو دارم.

 

نویسنده: رضا داودی

مطلب پیشنهادی:

گادامر

گفته، ناگفته و ناگفتنی در نظریه گادامر در باب جهانشمولی زبان (بخش 1)

در باب مسئله هرمنوتیکی سکوت نوشته والریا ووسکرسنسکایا روشن است که کسی که چشم‌انداز هرمنوتیکی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *