Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / خوانندگان / کفری که روزگاری ایمان تلقی می‌شد؛ نامه یک کشیش به همفکرش در قرون وسطی

کفری که روزگاری ایمان تلقی می‌شد؛ نامه یک کشیش به همفکرش در قرون وسطی

تعصب دینی می‌تواند ما را به حدی کور کند که به جای امر به معروف و نهی از منکر درست بر عکس آن را یعنی امر به منکر و نهی از معروف کنیم.

نغمه ثابت

چند روز پبش وقتی داشتم کتاب «الف» نوشته پاولو کوییلو را می‌خواندم و اصلا به فکر ماجراهای اخیر در مورد محدود شدن آزادی بیان نبودم، گفته‌های «صادقانه‌ی» یک مرد «مؤمن» بهت زده‌ام کرد؛ مردی که گمان می‌کند فرد درستکار و با ایمانی است و اطرافیان هم این نکته را پذیرفته‌اند، اما وقتی به سخنانش دقت می‌کنی جنایت‌بار و خشونت انگیزند. آن صحبت‌ها امروز، در دورانِ پس از توحش قرون وسطایی، نه فقط پذیرفته نیست بلکه به راحتی می‌تواند گوینده را به اتهامِ جرمی جنایی روانه زندان کند.

در ادامه از شما دعوت می‌کنم این نامه را بخوانید که به یکی از همفکرانش نوشته شده و مخاطب را دعوت می‌کند تا با خیال راحت  هشت دختر نوجوان را زنده زنده در آتش بسوازند.

این نامه از ترجمه فارسی «الف» به قلم آرش حجازی، گرفته شده و قدری ویرایش شده است.

 

قرطبه، 11 ژوئیه 1492

گرامی،

حربه‌های چندان زیادی برای ما نمانده، اما یکی از این حربه‌ها، دادگاه تفتیش عقاید است و هدف حملات وحشیانه. ایمان ضعیف برخی و پیشداوری‌های دیگران به مردم باورانده که دادگاه تفتیش عقاید یک هیولا است. در این لحظه‌ی دشوار و حساس، با اینکه این به‌اصطلاح اصلاحات دارد در خانه‌ها شورش و در خیابان‌ها بی‌نظمی برمی‌انگیزد و به دادگاه مسیح تهمت می‌زند و آن را به شکنجه و اعمال وحشیانه‌ی دیگر متهم می‌کند، ما هنوز در مقام  اقتداریم! و اقتدار وظیفه دارد حداکثر مجازات را بر کسانی اعمال کند که به خیر جمعی لطمه می‌زنند. باید عضو متعفن را از بدن رنجور قطع کند و بدینگونه دیگران را از پیروی از الگوی‌شان باز دارد. بنابراین اعمال حکم مرگ بر کسانی که با تداوم گستراندن کفر، سبب سقوط ارواح بسیاری به درون آتش دوزخ می‌شوند، کاملا حق است. این زنها فکر می‌کنند آزادند زهر طریقت پلیدشان را جار بزنند و شهوت و شیطان‌پرستی را وعظ کنند. این‌ها چیزی نیستند جز ساحره! مجازات روحانی همیشه کافی نیست. اغلب مردم این مجازات‌های معنوی را درک نمی‌کنند.

کلیسا باید این حق را داشته باشد، و دارد، که نادرست را تقبیح کند و از مقامات تقاضای اقدامات اساسی کند.

این زنها آمده‌اند تا شوهر را از زن، برادر را از خواهر، و پدر را از فرزند جدا کنند. کلیسا مادری رحیم است و همواره آماده‌ی بخشودن، و تنها دغدغه‌ی ما این است که این زنان توبه کنند تا بتوانیم روح تزکیه‌شده‌شان را به درگاه خالق تقدیم کنیم، و گویی با هنری الهی، که در آن شخص می‌تواند کلمات الهام‌بخش مسیح را بخواند، به‌تدریج تنبیه آنها را گسترش دهیم تا سرانجام به مناسک و دسایس خود اعتراف کنند، و به طلسم‌هایی که بر شهر فروافکنده‌اند و آن را چنین به درون هرج و مرج فروبرده‌اند.

امسال توانستیم مسلمان‌ها را، به هدایت بازوی ظفرمند مسیح، به آفریقا پس برانیم. نزدیک بود قدرت غالب اینجا شوند، اما ایمان کمک‌مان کرد در هر نبرد پیروز شویم. یهودیان نیز گریختند، و آنانی که ماندند باید به آیین مسیح بگروند، حتی اگر لازم باشد به زور. بدتر از یهودیان و مسلمان‌ها، خیانت کسانی بود که ادعا می‌کردند به مسیح ایمان دارند، اما به ما خیانت کردند. آنها نیز در زمانی که انتظارش را ندارند، مجازات خواهند شد؛ وقتش باید برسد.

حال باید تلاش‌های‌مان را معطوف به کسانی کنیم که به مانند گرگان در جلد گوسفند میان گله‌ی ما نفوذ کرده‌اند. این فرصت در اختیار توست که به همه نشان بدهی که شر هرگز نادیده نخواهد ماند، چرا که اگر این زنان موفق شوند، خبرش می‌گسترد و نمونه‌ای بد گذاشته خواهد شد و باد گناه به توفان مبدل خواهد شد. آنقدر ضعیف می‌شویم که مسلمان‌ها برمی‌گردند و یهودیان دوباره تجمع خواهند کرد و هزاروپانصد سال جدال برای صلح مسیح دفن خواهد شد. می‌گویند دادگاه کلیسای مقدس شکنجه را نهادینه کرده است. چیزی  کذب‌تر از این نیست! برعکس، هنگامی شکنجه را قانونی کرد که لازم شد. کلیسا نخست آن را نپذیرفت. اما اکنون، به ضرورت، ما هم این رویه را اتخاذ کرده‌ایم، اما کاربردش بسیار محدود است. پاپ اجازهاش را صادر کرده، فرمان نداده، و اعلام کرده که در موارد بسیار نادر می‌توان از شکنجه استفاده کرد. این مجوز تنها به کفار محدود می‌شود. در دادگاه تفتیش عقاید که بی‌انصافانه اعتبارش را زیر سؤال برده‌اند، واژه‌های راهنمای ما حکمت، صداقت و احتیاط است. پس از هر اعلام برائت، همیشه به گناه‌کاران اجازه می‌دهیم قبل از رویارویی با قضای الهی و هویدا شدن اسرار ناشناخته، مشمول فیض مقدس اعتراف شوند. مهمترین دغدغه‌ی ما نجات این ارواح تیره‌روز است و مفتش حق دارد بازجویی کند و روش‌های الزم را به کار ببرد تا گناه‌کار را به اعتراف وادارد. در این موارد است که به‌ندرت از شکنجه استفاده می‌شود، اما فقط در شرایط فوق‌الذکر. همزمان، دشمنان عزت الهی، ما را جلادان سنگدل می‌خوانند و بی‌خبرند از اینکه تفتیش عقاید از شکنجه به اعتدال و تسامحی بسیار بیشتر از دادگاه‌های مدنی استفاده می‌کند! شکنجه را تنها می‌توان در هر محاکمه یک بار به کار برد، و بنابراین امیدوارم تنها فرصتی را که داری از دست ندهی. اگر رفتاری مناسب نکنی، دادگاه را بی‌اعتبار می‌کنی و مجبور می‌شویم کسانی را آزاد کنیم که تنها برای پراکندن بذر گناه به این جهان آمده‌اند. ما همه ضعیفیم، تنها پروردگار قدرتمند است. اما خداوند هنگامی که افتخار مبارزه برای عزت بخشیدن به نام خودش را به ما ارزانی می‌دارد، ما را قدرتمند می‌کند.

نباید تردید به خود راه بدهی. اگر این زنان گناه‌کارند، باید پیش از تقدیم‌شان به رحمت الهی اعتراف کنند. و حتی اگر بار اولت است و قلبت سرشار از به‌اصطلاح شفقت است ــ که در واقع چیزی جز ضعف نیست ــ به یاد آور که مسیح هنگام راندن صرافان از هیکل اورشلیم تردید نکرد. مقام مافوقت روش کار را به تو خواهد آموخت تا وقتش که شد بتوانی از تازیانه، چرخ و ابزارهای دیگر استفاده کنی، بی‌آنکه شجاعت‌ات دچار خلل شود. به یاد داشته باش که چیزی مشفقانه‌تر از مرگ در میان شعله‌های آتش نیست، که مشروع‌ترین شیوه‌ی تزکیه است. آتش گوشت را می‌سوزاند و روح را منزه می‌کند، و لذا روح می‌تواند عازم جلال الهی شود!

اقدام تو بسیار حیاتی است؛ برای حفظ نظم، برای غلبه بر اختلافات داخلی و قدرت گرفتن دوباره‌ی کلیسا در سایه‌ی تهدیدات این موجودات تبهکار، و برای پژواک دوباره‌ی کلمه‌ی خداوند در دلهای مردمان. گاهی برای اینکه روح راهش را بازیابد، ترس لازم است. گاهی برای رسیدن بصلح نهایی، جنگ لازم است. مهم نیست اینک چگونه درباره‌ی ما داوری می‌کنند، چرا که آینده داوری خواهد کرد و قدر عمل ما را خواهد دانست و حتی اگر مردمان آینده کار ما را درک نکنند و از یاد ببرند که مجبور بودیم خشن باشیم تا مردم به شکلی که پسر خدا می‌خواست فروتن و نرم شوند، می‌دانیم که اجرمان در بهشت منتظر است.

بذرهای پلیدی، قبل از آنکه ریشه بدوانند و برویند، باید از زمین پاک شوند. به مافوقت کمک کن تا وظیفه‌ی مقدس‌اش را انجام دهد، بدون احساس نفرت نسبت به این موجودات نگون‌بخت، و نیز بدون احساس شفقت نسبت به شریر اسفل السافلین.

به یاد داشته باش که دادگاهی دیگر در آسمان برپاست و آن دادگاه از تو می‌پرسد چگونه اراده‌ی خدا را بر زمین جاری کردی.

امضاء: ف.ت.ت.، او. پ.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

آگوستین قدیس

آگوستین قدیس اشتباه می‌کنم، پس هستم!

آثار آگوستین قدیس (۳۵۴-۴۳۰ میلادی) جزء آثار تعیین کننده در تاریخ تفکر غرب محسوب می‌شود. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *