Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دانش / به بهانه نوروز و سال نو؛ روایتی از تقویم‌های ایرانی از باستان تا به امروز
تقویم

به بهانه نوروز و سال نو؛ روایتی از تقویم‌های ایرانی از باستان تا به امروز

تقویمی که ما ایرانی‌ها از آن استفاده می‌کنیم و به تقویم هجری شمسی یا گاه‌شمار خورشیدی معروف است، یکی از دقیق‌ترین و مناسب‌ترین تقویم‌های جهان است، اما متاسفانه فقط اندکی از ما آن را به خوبی می‌شناسیم و تاریخچه به وجود آمدن آن را می‌دانیم. برای مثال، برخلاف تصور عموم، تقویمی که امروز از آن استفاده می‌کنیم، قدمت هزار و سیصد و نود ساله ندارد، بلکه در همین دو قرن اخیر تدوین شده است. اما تاریخ تدوین تقویم در ایران سابقه‌ای کهن دارد و حالا که این روزها به لحظه سال تحویل و تغییر تاریخ تقویم هجری شمسی نزدیک می‌شویم، خوب است که نگاهی علمی و دقیق به تاریخچه تقویم بیندازیم.

 

دین زرتشت و تاثیر آن بر تقویم هخامنشی

تقویم شمسی

تاریخچه اولین تقویم‌های ایرانی به دوران پیامبری زرتشت برمی‌گردد. البته در آن دوران تقویم به مفهوم قابل استفاده وجود نداشت ولی تقسیم‌بندی و نامگذاری‌هایی که در تقویم‌های بعدی مخصوصا در دوره هخامنشیان صورت گرفت همگی از اندیشه‌ها و فلسفه دین زرتش سرچشمه گرفته‌اند.

حرکت خورشید به دلیل نقش مهم و اساسی که در به وجود آمدن فصول داشت نزد کشاورزان از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بود؛  لذا طرح تقویمی که در آن نقش اصلی خورشید گنجانده شده باشد برای تعیین زمان کشاورزی ضروری بود. گذشته از آن نباید موقعیت برپایی مراسم و رویدادهای مذهبی را در روند شکل‌گیری و پیدایش تقویم از نظر دور کرد، آن هم کشوری هم‌چون ایران که از دیرباز پس زمینه‌ی مذهبی داشته است.

پس در آن زمان که کشاورزان عمدتا انسان‌های مذهبی نیز بودند اقدام به تدوین تقویمی کردند که کشاورزی و مذهب در آن نقش اساسی را برای تعیین زمان بر عهده داشتند. هم‌چنین چون قداستی برای تقویم مذهبی قائل بودند پس این قداست مانع هرگونه تغییر و دستبرد در اصل و اساس تقویم می‌شد؛ چون در آن، زمان تحریف و دستبرد در تقویم، مهم‌ترین علت نگرانی مردم به خصوص در نواحی غربی کشور بود. در مناطقی از غرب کشور ایران که مردم در همسایگی با بین‌النهرین بودند و تماس دائمی با ساکنان غربی ایران و تمدن بابل داشتند، بسیاری از اجزای تقویم بابلی اخذ شده و در نتیجه نوعی تقویم شمسی- قمری رواج یافت.

در نواحی شرقی ایران نیز گونه‌ای از تقویم رواج داشت که بی‌شباهت به تقویم زرتشتی نبود. در این تقویم، سال 365 روز و 6 ساعت در نظر گرفته می‌شد و هرسال دوازده ماه و 30 روز داشت و هر شش سال، یک ماه کبیسه برای جمع‌آوری 5 روز خارج از ماه‌های سال و هر 120 سال یک ماه کبیسه برای جمع‌آوری 6 ساعت روزهای سال اعمال می‌شد. لازم به ذکر است که مناطق شرقی ایران امروزه شامل قسمت‌هایی از جمهوری تاجیکستان و ترکمنستان و خراسان می‌شود.

چگونگی شمارش روزها و یا تقویم و سررسید در دوره هخامنشیان به علت فقدان مدارک و اسناد که دارای تاریخ مشخصی باشد معلوم نیست.

اما با توجه به ترجمه کتیبه‌ها و آثاری که از زمان هخامنشیان و در زمان داریوش اول به جا مانده در مجموعه از کوه بیستون، تخت جمشید و بقیه آثار تاریخی موجود این نتیجه به دست آمده که ایرانیان در آن زمان یک تقویم و سررسید رسمی و متداول داشتند که نام آن تقویم و سررسید پارسی باستان بوده‌ است.

این تقویم و سررسید موجود یک تقویم قمری-شمسی است که در آن سال یک سال شمسی است ولی ماه‌های آن قمری است.

در این تقویم و سررسید تعداد ماه‌ها 12 ماه بوده و تعداد روزهای آن را زمان ما بین دو بدر کامل ماه در نظر می‌گرفتند که در واقع 29 روز یا 30 روز محاسبه شده‌است.

نام ماه‌های سال در تقویم و سررسید آن دوره به علت نقصی که در کتیبه داریوش اول در بیستون موجود بود فقط 9 ماه آن قابل شناسایی بود که بعدها با پیدا شدن لوح‌هایی در تخت جمشید نام آن‌ها پیدا را به طور کامل شناسایی کردند که به صورت زیر بودند:

اود کن ئیش (فروردین)، ثور واهر (اردی بهشت)، تائی کرچی (خرداد)، گرم پد (تیر)، درن باچی (مرداد)، کارت یاشیا (شهریور)، باغ یادیش (مهر)، ورگزن (آبان)، اثری یادی (آذر)، انامک (دی )، سامیا (بهمن)، ویخن (اسفند)

 

تقویم جلالی

در دوره ساسانیان، از تقویم اوستایی با مبداء تاریخ‌گذاری سال جلوس به سلطنت شاهان ساسانی استفاده می‌شد و آن را تقویم فرسی می‌نامیدند. بنابراین، تقویم فرسی دارای ۱۲ ماه ۳۰ شبانه‌روزی، با ترتیب و نام ماه‌های تقویم اوستایی و ۵ شبانه‌روز اضافی، موسوم به خمسه مسترقه، بود.خمسه مسترقه به آخر ماه آبان یا اسفندارمذ (اسفند) افزوده می‌شد.

آخرین مبداء تاریخ‌گذاری تقویم فرسی سال جلوس به سلطنت یزدگردسوم، مطابق سال ۱۱ هجری قمری، سال ۱۱ هجری شمسی و سال ۶۳۲ میلادی ژولی بود. با کشته شدن یزدگرد سوم در سال ۳۱ هجری قمری مبداء تاریخ‌گذاری دیگری وضع نشد، ولی تقویم فرسی با مبداء تاریخ‌گذاری سال جلوس به سلطنت یزدگرد سوم با نام تقویم یزدگردی، نزد ایرانیان محفوظ ماند. ایرانیان از تقویم یزدگردی بدون اجرای کبیسه استفاده می‌کردند.

اجرا نکردن کبیسه‌های تقویم یزدگردی سبب شد تا فصول این تقویم در هر چهار سال یک شبانه‌روز زودتر از فصول طبیعی آغاز شود. به همین جهت، سلطان جلال‌الدین ملکشاه سلجوقی با فرمان ۱۸ فروردین ۴۴۴ یزدگردی (مطابق ۸ رجب ۴۶۷ و ۱۴ اسفند۴۵۳ هجری شمسی) هیئتی متشکل از عبدالرحمن خازنی، حکیم ابوالعباس لوکری، ابوالمظفر اسفزاری، میمون بن نجیب واسطی، ابن کوشک بیهقی، بهرام (منجم مخصوص ملکشاه) و عمر خیام نیشابوری (منجم جوان، متولد سه‌شنبه ۸ خرداد ۴۲۰  هجری شمسی) را مأمور اصلاح تقویم یزدگردی کرد. برای تثبیت همیشگی نوروز در آغاز بهار طبیعی، مقرر شد که آغاز سال روزی باشد که در نصف‌النهار مربوط به آن، خورشید به برج حمل رسیده باشد، مشروط بر اینکه تا نصف‌النهار آن روز، خورشید در اولین درجه برج حمل و در نصف‌النهار روز پیش در برج حوت بوده باشد.

با این قاعده تعیین آغاز سال نو، کبیسه‌های تقویم جلالی هر ۴ یا ۵ سال اتفاق می‌افتند.

تقویم جلالی شامل ۱۲ ماه ۳۰ شبانه‌روزی و ۵ یا ۶ شبانه‌روز اضافی بود، روزهای اضافی به آخر برج حوت (اسفندارمذ) افزوده می‌شد. ملاحظه می‌شود که در تقویم جلالی، آغاز سال نو به کمک وضعیت خورشید نسبت به برج حمل تعیین می‌شود. به این دلیل که در مسائل سیاسی از نام بروج دوازده‌گانه منطقه‌البروج به جای نام ماههای تقویم یزدگردی استفاده می‌شد، ولی در محافل فرهنگی ادبی و عرفی، ماهها با نام ماههای تقویم اوستایی به اضافه کلمه جلالی، نظیر فروردین ماه جلالی، نامیده می‌شدند. این تقویم یکی از دقیق‌ترین تقویم‌های ایرانی است که هنوز هم مبدا تقویم‌های فعلی است.

 

تقویم هجری شمسی و پادرمیانی بلژیکی‌ها

حاج میرزا عبدالغفار خان نجم‌الدوله اصفهانی؛ این نام بلند را به‌خاطر بسپارید. کسی که لقب پدر تقویم هجری شمسی از آن اوست؛ منجم سلطنتی دربار قاجار و کسی که تمام زندگی‌اش را با ریاضیات و هندسه و نجوم گذراند. عبدالغفار که مقدمات علوم را نزد پدر فرزانه‌اش ملاعلی محمداصفهانی آموخته بود، هم‌زمان به تکمیل ریاضیات قدیم پرداخت. سپس در دارالفنون، ریاضیات جدید و شاخه‌هایی از علوم جدید را آموخت تا آن‌جا که سرانجام در ریاضیات و هیات و نجوم و تکلم، استاد شد و بر زبان‌های فرانسوی و انگلیسی تسلط یافت.

او پس از ۱۳ سال استخراج تقویم، ارتباطی میان نوروز سال هجرت پیامبر اکرم (ص) از مکه به مدینه و برج‌ها و روزهای سال شمسی برقرار کرد. به این ترتیب که هجرت پیامبر (ص) را مبدأ تقویمی قرار داد که امروزه به هجری شمسی معروف است و پیش از آن با ماه‌های برجی تقویم جلالی خوانده می‌شد و مبدأ آن سال به تخت نشستن جلال‌الدین ملکشاه سلجوقی بود.

میرزا عبدالغفار در سی و نهمین سال سلطنت ناصرالدین شاه، یعنی در سال‌های ۱۳۰۳ و ۱۳۰۴ هجری قمری مطابق با سال ۸۰۸ جلالی، در گوشه صفحه تقویمی که استخراج کرده بود، اشاره‌ای به سال هجری‌شمسی می‌کند و می‌نویسد: سال ۱۲۶۵ هجری شمسی. بنا به اسناد به‌دست آمده تا امروز این نخستین بار در تاریخ است که به موجودیت تقویم هجری شمسی اشاره می‌شود.

نجم‌الدوله در سال‌های پس از آن کنار تقویم رسمی هجری قمری، ستونی برای روز‌ها و برج‌ها در تقویم هجری شمسی در نظر می‌گیرد. پس از ترور ناصرالدین‌شاه، در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار و صدارت میرزا علی‌خان امین‌الدوله، در سال ۱۳۱۶ هجری قمری (مطابق با ۱۲۷۷ و ۱۲۷۸ هجری شمسی بُرجی)، مستشاری بلژیکی به‌نام مسیو ژوزف نوز (Joseph Naus)، به همراه یک یا دو نفر دیگر به استخدام دولت ایران در آمدند تا امور گمرکات ایران را به شیوه کشورهای اروپایی به‌صورت مدرن پایه‌ریزی، تنظیم و اداره کنند. از آنجا که تقویم هجری‌قمری به عنوان تقویم رسمی کشور منطبق بر طبیعت نبود و انطباق آن با تقویم میلادی رایج در دولت‌های اروپایی کار مشکلی بود و هر سال حدود ۱۰ روز از تقویم میلادی عقب می‌افتاد، لذا بلژیکی‌ها به دنبال تقویمی منطبق با سال شمسی بودند که بتوانند آن را در گمرک به کار گیرند. به علت باورهای مذهبی مردم، امکان به کارگیری تقویم میلادی در ایران وجود نداشت.

برای همین و به علت اصرار بلژیکی‌ها قانونی وضع شد که از آن پس تقویم هجری شمسی را به طور رسمی تقویم ایران حساب کنند. در دوره دوم مجلس شورای ملی ایران، در ماده سه قانون محاسبات عمومی، مصوب ۲۱ صفر ۱۳۲۹ هجری قمری، مطابق دوم حوت ۱۲۸۹ هجری شمسی، تقویم هجری شمسی بُرجی به عنوان مقیاس رسمی زمان در محاسبات دولتی پذیرفته شد.

با کودتای رضاخان و فروپاشی سلسله قاجار، در اواخر سال ۱۳۰۳ هجری شمسی بُرجی، جمعی از نمایندگان، طرح قانونی را به مجلس شورای ملی ایران پیشنهاد کردند که براساس آن نام ماه‌های عربی رایج در تقویم هجری شمسی بُرجی که از نام ۱۲ صورت‌فلکی قدیمی منطقه‌البروج اقتباس شده بود، به نام ماه‌های فارسی (فروردین و اردیبهشت و…) تبدیل شود و همچنین، نام سال در دوره ۱۲ ساله حیوانی ـ. که ریشه در تقویم ترکی مغولی ختا، قبچاق، ایغور داشت و یادگار هجوم مغول‌ها به ایران بود ـ. و در تقویم‌های دوره قاجار استفاده می‌شد، متروک شود.

کمیسیون مبتکرات مجلس شورای ملی با پیشنهاد یاد شده موافقت کرد و ارجاع آن را به کمیسیون معارف خواستار شد تا این که بالاخره در دوره پنجم مجلس شورای ملی ایران در جلسات ۱۴۳ و ۱۴۸ ـ. که به ترتیب در تاریخ‌های صبح سه‌شنبه ۲۷ حوت ۱۳۰۳ و سه‌شنبه شب ۱۱ فروردین ۱۳۰۴ برگزار شد ـ. به بحث پیرامون قانون یاد شده پرداخت. سرانجام این قانون، با نام «قانون تبدیل بروج به ماه‌های فارسی از نوروز ۱۳۰۴ شمسی» در جلسه ۱۴۸ مجلس به تصویب رسید.

 

نویسنده: مریم ایرانی

مطلب پیشنهادی:

نوروز در افغانستان

نوروز در افغانستان

مردم افغانستان از قدیم نوروز را در اول ماه حمل هر سال با رسم و رواج‌های خاص نوروزی جشن می‌گیرند. نوروز از قدیم‌ترین جشن‌های باستانی و تمدنی است، هر چند منشأ و زمان پیدایش دقیق و درست آن معلوم نیست، اما در برخی از متن‌های کهن آریایی از جمله شاهنامه فردوسی و تاریخ جمشیدی و در برخی از متن‌های قدیمی کیومرث به عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. چنان‌چه پدید آمدن نوروز در شاهنامه این‌گونه روایت شده است که؛ جمشید پادشاه پیشدادی بلخ درحال گذشتن از آذربایجان دستور داد تا در آن‌جا برای او تختی بگذارند، خودش با تاج زرین روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او جهان نورانی شد، مردم شادمانی کردند و آن روز را روزنو (نوروز) نامیدند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *