قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / آریانا / میراث گران بهای شعر و ادب دری
افغانستان

میراث گران بهای شعر و ادب دری

ادبیات افغانستان
حبیب عثمان

مهجور: 

عبدالستار مهجور فرزند ملا خواجه محمد از شاعران و سخنوران شهر کابل بوده که در سال ۱۲۶۲ هجری قمری در آن شهر دیده به جهان باز کرد. وفاتش نیز در همین شهر در سال ۱۳۱۶به وقوع پیوسته است. او افزون بر دیوان اشعار که در برگیرندهٔ غزل، قصیده، رباعی و مخمس است به نگارش آثار دیگر نیز دست یازیده است مانند سیاحت نامهٔ هند، بزم وصال و مجلس آرا.

او آدم پرکار و با حوصله یی بوده است. گوینده رسالهٔ کریما بخش اول پنج گنج را که از سروده های شیخ سعدی است و همچنان یوسف زلیخا جامی را مخمس نموده است. اشعارش آب و هوای مکتب ادبی هندی دارد.

نمونهٔ کلام: 

فرصت در خون تپیدن نیست نخجیر ترا
آفرین بادا رسایی مشت زهگیر ترا
گر فرود آید مسیحا از فلک بهر علاج
غیر مردن چاره نبود زخمی تیر ترا
جان دهد بسمل بزودی ز آنکه استاد ازل
داده ز الماس نگاهت آب شمشیر ترا
بهر قتل بیدلان امروز در گلزار حُسن
باغبان بنهاده بر گل دام تزویر ترا
گریهٔ بیهوده کم کن غمزه مهجور عشق
می نشوید آب دیده خط تقدیر تراAfghanistan

واصل: 

میرزا محمد نبی معروف به دبیر الملک فرزند هاشم از مراد خانی کابل بوده و معروف ترین و برجسته ترین شاعری ست که به پیروی از مکتب عراقی و سبک خواجه شمس الدین محمد حافظ درین اواخر شعر سروده است.

واصل پس از کسب مبادی علوم و فضایل ادبی در نزد میرزا محمد حسن خان منشی دربار امیر شیرعلی خان به کار آغاز کرد بنابر استعداد فطری و لیاقت ذاتی خود توجهٔ میرزای موصوف را به خود جلب کرد. پس از آنکه میرزا محمدحسن خان از طرف دولت وقت به سفارت روسیه تقرر حاصل یافت. واصل کار او را در دفتر امیر شیرعلی خان ادامه داد و کتابی نیز در احوال خانوادهٔ آن امیر به نگارش در آورد. پس از وفات امیر شیرعلی خان و به قدرت رسیدن امیر عبدالرحمن خان واصل توجه امیر جدید را به خود جلب کرد و در دفتر کار هایش را دنبال نمود.

واصل در پهلوی دبیری اش به سرودن اشعار نیز اشتغال داشت و به انواع شعر استاد توانا و ماهر بود. غزل هایش که به اسلوب مکتب عراقی و به تقلید و پیروی از خواجهٔ شیراز سروده شده از بهترین اشعار او به شمار می رود. که به اساس آن می توان او را از مقلدین خوب حافظ به شمار آورد.

واصل که در سال ۱۲۴۴ هجری قمری تولد یافته بود پس از ۶۳ سال زندگی چشم از جهان پوشید. مزارش در سالنگ وات شهر کابل در جوار آرشیف ملی واقع است.
اشعار واصل روان و بدون هرگونه ابهام و تعقید می باشد. تناسب و تلازم آن با انسجام و پختگی توأم است.
این غزل او به اقتفای غزل حافظ است و حقا که از عهدهٔ اقتفا به خوبی بر آمده است.
از میکده در بستان آمد سحری سرمست
آن فتنهٔ هوشیاران پیمانهٔ می در دست
بی غالیه گیسویش چون سنبل تر خوشبو
بی منت می چشمش چون نرگس شهلا مست
در عربده با مردم چشمان سیه مستش
آن تیغ و سنان در کف این تیر و کمان در دست
از نسبت ابرویش کار مه نو بالا
و ز شهرت بالایش آوازهٔ طوبیٰ پست
از خجلت او خورشید بنشست چو او برخواست
در خدمت او شمشاد برخاست چو او بنشست
جان ها به میان بربست هر گه که کمر بکشاد
دل ها به فغان بکشاد هر دم که میان بربست
تا صورت آن بت را واصل به خیال آورد
از کعبهٔ دل یک سر بت های هوس بشکست
منبع : تاریخ ادبیات دری، مؤلف محمد اکبر سنا غزنوی.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

میراث گران بهای شعر و ادب دری

میراث گران‌بهای شعر و ادب دری

ادبیات افغانستان حبیب عثمان ولی طواف  از شاعران و سخنوران با استعداد است که با …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *