Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته

طنز و حکایت هفته

نکته مثبت هفته

در لحظه زندگی کن، اکنون. یک لبخند بسیار ساده است، اما واقعا می‌تواند لحظه و روز کسی را تغییر دهد.

 

حکایت هفته

هدف‌گذاری یک زارع فقیر

آقای «ال‌چل‌هان» در سی و دو سالگی زارع فقیر و تهیدستی بود و روزهای سخت و اندوه‌باری را پشت سر می‌گذاشت. اما پس از آن‌که توانایی‌های خود را شناخت، باورش کرد و تحمل رنج و مشقت را پذیرفت، به موفقیت بی‌کران دست یافت و سیل درآمد به جیبش سرازیر شد. او در 50 سالگی مالک صدها شرکت فرآورده‌های نفتی بود و هر روز بر وسعت قلمروی امپراطوری خود می‌افزود، طوری که در هفتاد و شش سالگی، یعنی اندکی قبل از مرگش روزانه پنج میلیون دلار درآمد داشت. روزی در جریان یک برنامه تلویزیونی، مجری برنامه از وی پرسید:

آقای «هان» موفقیت چشمگیر شما بر کسی پوشیده نیست، آیا ممکن است به الگوهایی مورد استفاده‌تان، اشاره کنید تا ما نیز با پیروی از آنها بر سرعت خویش بیفزاییم. «هان» پس از چند لحظه سکوت پاسخ داد، دست‌یابی به موفقیت مستلزم پیروی از دو اصل است: نخست ببینید بیش از هر چیز در تمنای کسب چه هستید و در آن جهت گام بردارید و دوم این‌که بهای آن‌را که تحمل رنج و مشقت است بپردازید، برای دست‌یابی به ثروت، مکنت و بضاعت باید سراپا مشتاق باشید و اعتماد کامل داشته باشید که به انجامش قادرید. چنان به کار خود علاقه و اشتیاق نشان دهید که نه سرما بتواند شما را از پیشروی باز دارد و نه گرسنگی قادر باشد شعله‌های زبانه‌کش عشق را در دل شما خاموش کند.

در این راستا چنان‌چه ثبات قدم و ایستادگی با آرزوی سوزان ترکیب شود، می‌توان با نگرشی بر جنبه مثبت هر اشتباه، از آن تجربه پند آموخت و موانع موجود سر راه را محو و زایل ساخت.

علت نرسیدن غالب مردم به مقصودشان این است که اهدافشان را دقیقا و به طور جامع تعریف و مشخص نمی‌کنند و باور کردنی به حسابشان نمی‌آورند، بعلاوه هیچ‌چیز آنان را به شدت جذب نمی‌کند.

حتی افرادی که به دقت خواسته‌هایشان را تعیین می‌کنند، این آمادگی را در خود سراغ ندارند که رنج‌ها و مرارت‌های کسب ثروت و شوکت را به جان و دل بخرند و قیمتش را بپردازند. این کسان به ظاهر بیرون از زندان زندگی می‌کنند و با این حال به لحاظ عاطفی و احساسی زندانی هستند.

آقای «هان» در ادامه مطلب افزود: در سی و دو سالگی که کارم به ورشکستگی و افلاس کشید این دو اصل ارزشمند را آموختم: ببینید بیش از هر چیز در تمنای کسب چه چیزی هستید و آن‌گاه بهای دست‌یابی به این خواسته را بپردازید.

(منابع: زیباترین جملات از بزرگان جهان 3 هدف، نسرین عفتی باران. تهران؛ انتشارات پلک، 1390)

 

لطیفه‌های هفته
  • به یک نفر می‌گویند با همسر تفاهم دارید!؟…. جواب می‌دهد بله، هر دو حالمان از هم به هم می‌خورد.
  • دوران مدرسه زنگ آخر که به صدا در می‌آمد، اول دادزنان می‌دویدیم بیرون جوری که بین در گیر می‌کردیم، بعد سه ساعت می‌ایستادیم تا با دوستان‌مان برویم خانه، از همان بچگی هم خوددرگیری مزمن داشتیم!
  • شرایط اقتصادی جوری شده است که ندای درونم را فرستادم داخل یک شرکت منشی شده…. کودک درونم را گذاشتم سر چهارراه فال می‌فروشد…. خودم که با پراید مسافرکشی می‌کنم…. اون روی سگم هم توی یک باغ نگهبانی می‌دهد!
  • مشکل حقوق بشر این است که فقط مدافع دارد، اگر دو عدد مهاجم هم می‌خرید هیچ‌کس جرأت نمی‌کرد به آن چپ نگاه کند!
  • کادو جوراب برای آقایان و هدیه طلا برای خانم‌ها نشان می‌دهد که آقایان ایرانی اندازه طلا درآمد دارند و اندازه یک عدد جوراب به خانم‌شان پول می‌دهند…. این همه سال هنوز متوجه نشده‌اید…. من می‌روم به اکتشافات بعدیم برسم!
  • قصابی‌ها مثل طلافروشی‌ها شدند، وایت‌برد گذاشتند. قیمت صبح و بعد از ظهر متفاوته. با همین فرمون پیش بریم در آینده از ترازوی طلافروشان هم استفاده می‌کنند…
  • می‌دانید چرا تعداد علاقه‌مندان به حافظ بیشتر از سعدی است!؟…. چون سعدی می‌گوید: «برو کار میکن مگو چیست کار»…. در صورتی که حافط می‌گوید: «بر لب جوی بشین و گذر عمر ببین»…. خیلی آقایی حافظ.

 

نکته هفته

بعضی وقت‌ها که همه‌ی تلاشت برای بهبود شرایط به هیچ تبدیل می‌شود، یک نفس عمیق بکش و دوباره ادامه بده.

 

نقل‌قول هفته

وین دایر: شاخص واقعی هوش، زندگی‌ای ثمر بخش است که هر روز و هر لحظه‌اش با احساس خوشبختی توأم باشد.

 

ضرب‌المثل هفته

پارسی: بالا بالاها جایش نیست، پایین پایین‌ها راهش نیست!

ایتالیایی: معنی همه چیز دانستن هیچ ندانستن است.

 

شعر طنز هفته

 

ﺭﻡ

ﻳﺎ ﺭﺏ ﺍﻳﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﭼﻪ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺍﻫﻞ ﻣﻠﻚ ﻣﺎ

ﮔﺎﻩ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﻣﺠﻠﺲ،  ِﺯ ﺩﺭ ﺭﻡ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ

ﺟﻤﻠﻪ ﺑﻨﺸﻴﻨﻨﺪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺑﺮﺧﻴﺰﻧﺪ ﺧﻮﺵ

ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﭘﻴﺶ ﺩﺭ ﺭﺳﻨﺪ ﺍﺯ ﻫﻤﺪﮔﺮ ﺭﻡ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ

ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻊ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺴﻲ

ﮔﻪ ﺯ ﭘﻴﺶ ﺭﻭ ﮔﻬﻲ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺭﻡ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ

ﺩﺭ ﺩِﻡ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻳﻜﻲ ﺑﺮ ﭼﭗ ﺭﻭﺩ ﺁﻥ ﻳﻚ ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺖ

ﺍﺯ ﺩﻭ ﺟﺎﻧب ﺩﻭﺧﺘﻪ ﺑﺮ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺭﻡ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ

ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻭﻗﺖ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﺑﻮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﮔﺮﻭﻩ

ﺩﺭ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﻧﻴﺰ ﻳﻚ ﻧﻮﻉ ﺩﮔﺮ ﺭﻡ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ

اﻳﻦ ﻳﻜﻲ ﭼﻮﻥ ﻣﻲﻧﺸﻴﻨﺪ، ﺩﻳﮕﺮﻱ ﻭﺭ ﻣﻲﺟﻬﺪ

تا ﺩﻭ ﻧﻮﺑﺖ ﮔﺎﻩ ﻛﻢ، ﮔﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺭﻡ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ

فرﺿﺎ ﺍﻧﺪﺭ ﻣﺠﻠﺴﻲ ﮔﺮ ﺩﻩ ﻧﻔﺮ ﺑﻨﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ

چوﻥ ﻳﻜﻲ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻮﺩ، ﻫﺮ ﺩﻩ ﻧﻔـﺮ ﺭﻡ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ

ناﻡ ﺍﻳﻦ ﺭﻡ ﺭﺍ ﭼﻮ ﻧﺎﺩﺍﻧﺎﻥ ﺍﺩﺏ ﺑﻨﻬﺎﺩﻩﺍﻧﺪ

بیشتر ﺍﺯ ﺻﺎﺣﺒﺎِﻥ ﺳﻴﻢ ﻭ ﺯﺭ ﺭﻡ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ

ﺍﺯ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﻧﺠﺒﺮ ﺭﻡ ﻣﻄﻠﻘﺎ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﻧﻴﺴﺖ

ﺗﺎ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﻱ ﮔﻨﺠﻮﺭ ﺭﻡ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ

ﻫﻴﭻ ﺣﻴﻮﺍﻧﻲ ﺯ ﺟﻨﺲ ﺧﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺍﺣﺘﺮﺍﺯ

ﺍﻳﻦ ﺑﺸﺮﻫﺎ ﺍﺯ ﻫﻴﻮﻻﻱ ﺑﺸﺮ ﺭﻡ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ

ﻫﻤﭽﻮ ﺁﻥ ﺍﺳﺒﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻴﺮ ﻛﺎﻣﮕﺎﺭ

ﺑﻲﺧﺒﺮ ﺭﻡ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﺧﺒﺮ ﺭﻡ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ

رﻡ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺐ ﺳﻴﺎﻩ ﻣﺨﻠﺺ ﺍﺳﺖ

ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﻦ ﻣﻤﻠﻜﺖ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﺧﺮ ﺭﻡ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ

(بر گرفته از: 2 شعر طنز ایرج میرزا، محمدکاظم محمدی_سروش. انتشارات کاج؛ 1389)

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

طنز و حکایت

طنز و حکایت هفته 566

به زمزمۀ باد در این سال نو گوش کن. باد پیامی از عشق، صلح، امید و خوشبختی برای تو به همراه خواهد داشت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *