Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / فرهنگ و هنر / اندیشه / پروتاگوراس، پدر ایده اومانیسم/ قسمت اول

پروتاگوراس، پدر ایده اومانیسم/ قسمت اول

در حقیقت، پیک دولا میراندول حکایت خود را از اسطوره‌ای قدیمی که افلاتون آن را عنوان کرده، گرفته است. خود افلاتون این اسطوره را به سوفسطائیان و به ویژه پروتاگوراس که یکی از مشهورترین سوفسطائیان زمان خود بود، منتسب می‌کند. در مورد این انتساب، جای تردیدی وجود ندارد، چون‌که این «ضد فیلسوف‌ها» یا همان سوفسطائیان در برابر جهان‌شناسی یونانی افلاتون، ارسطو و رواقیون نمایندگانی ضدفرهنگی محسوب می‌شدند. از سوی دیگر، هایدگر در مورد سوفسطائیان گفته است که آن‌ها یونانیان واقعی نبودند، بلکه قبل از این‌که واژه مدرن وجود داشته باشد، آن‌ها انسان‌هایی مدرن بودند، زیرا براساس جمله مشهور پروتاگوراس، آن‌ها انسان را «معیاری هر چیزی» می‌دانستند. پروتاگوراس به همراه گورجیاس بزرگترین رقبای سقراط بودند. افلاتون در یکی از محاوراتش، با عنوان «پروتاگوراس یا سوفسطائیان» رشته کلام را به او می‌سپارد و در این محاوره پروتاگوراس اسطوره پرومته را که الگویی برای حکایت پیک دولا میراندول فراهم کرد، روایت می‌کند.

در این‌جا به طور خلاصه آن‌چه را که باعث تولد اومانیسم شد را بیان می‌کنیم تا ریشه آن را در جهان یونانی بهتر درک کنیم (حتی اگر این در ساحت ضدفرهنگی سوفسطایی امری حاشیه‌ای باشد).

این داستان اسطوره‌ای که پروتاگوراس آن را حکایت می‌کند در زمانی اتفاق می‌افتد که انسان‌ها و حیوانات هنوز وجود نداشتند. زئوس به تازگی در جنگ خود بر ضد نیروهای «آشوب»، نیروهای جنگ و مناقشه که تیتان‌ها نماینده آن هستند، چیره شده بود. او جهان را تقسیم کرده است، صلح برقرار شده و نظم کیهانی متعادل و کامل مستقر شده است. اما ناگهان در این تعادل کامل و آرامی که پس از جنگ میان خدایان ایجاد شده است، هیچ اتفاقی نمی‌افتد و نامیرایان کم‌کم قرار از کف می‌دهند. (در این‌جا به این ایده بسیار عمیق بر می‌خوریم که یک تعادل بی‌نقص هم تراز مرگ است، این ایده را در نزد فروید نیز می‌توان یافت وقتی که در مورد «غریزه مرگ» صحبت می‌کند).

خدایان برای این‌که سر خود را گرم کنند، تصمیم می‌گیرند تا میرایان را بیافرینند: حیوانات و انسان‌ها را. با خاک و آتش، آن‌ها مجسمه‌های کوچکی می‌سازند که کهن الگوی انواع حیوانات خواهند بود (این همان ایده یا «مثال» افلاتونی، کهن الگویی که پیک دولا میراندول از آن سخن می‌گوید و یا ذاتی که ژان پل سارتر در مورد آن سخن خواهد گفت، است.) خدایان، شاد از این ایده که میرایان کمی سر آن‌ها را گرم خواهند کرد، دو برادر به نام‌های اِپی مته و پرومته را که هر دو پسران تیتانی به نام یاپتس بودند، مسئول می‌کنند تا کار را تکمیل کنند و آفرینش را به اتمام برسانند.

اِپی میته در زبان یونانی به معنی «کسی که پس از انجام کاری فکر می‌کند»، است. بنابراین، او فرزند احمق خانواده است، و حماقت او باعث دیر فهمی‌اش می‌شود. پرومته، برادر او، برعکس، کسی است که «قبل از انجام کاری فکر می‌کند»، باهوش است، و زود مسائل را درک می‌کند. اِپی مته از برادرش تقاضا می‌کند تا به او اجازه دهد تا کار را او انجام دهد: او مشغول حیوانات، آفرینش آن‌ها و به وجود آوردن آن‌ها از روی الگوهای ابداعی خدایان می‌شود. پرومتع، با این‌که کمی در مورد ادامه کارها نگران بود، قبول می‌کند. اِپی مته، با مسرت بسیار، شروع می‌کند تا حیوانات را همان‌طور که خدا این‌کار را در حکایت پیک دولا میراندول می‌کند، ایجاد کند: او هر کدام از حیوانات را به چیزی مجهز می‌کند تا بتواند در اکوسیستم دوام بیاورد. تمامی این چیزها تعادلی بی‌نقص را ایجاد می‌کند. اِپی مته، در نهایت، آن‌قدرها هم که گمان می‌کردیم، به نظر ابله نمی‌آید. همان‌طور که پروتاگوراس تاکید می‌کند (بر اساس محاوره افلاتون)، او موفق می‌شود تا نظم و زیبایی  نسبتا شکسته و بسته‌ای را ایجاد کند:

ادامه این مطلب را در هفته آینده بخوانید.

نویسنده: رضا داودی

مطلب پیشنهادی:

افلاتون

«خانواده» از نگاه افلاتون | پرونده 2

خانواده عنصر بنیادی تشکیل دهنده جامعه است. آیا جامعه بدون نهاد خانواده می‌تواند وجود داشته باشد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار