Fengye College Center
خانه / مهاجرت / فرصت‌هایی که بدل به تهدید می‌شوند: مهاجرت و محیط زیست

فرصت‌هایی که بدل به تهدید می‌شوند: مهاجرت و محیط زیست

 

این امیدواری شاید برای همه وجود داشته باشد که راه میانه‌ای برگزیده شود که به تندی و شدت رفتار محافظه‌کاران نباشد و همچون لیبرال‌ها چنین بی‌برنامه، تنها به مهاجران بیشتر نیندیشند. کار ما، امیدواری است.

چالش توسعه لوله‌های نفتی کانادا، یکی از مسایلی است که برای دولت لیبرال تردو بحران ایجاد کرده است./ عکس CBC

جمعی از فعالان و دانشمندان کانادایی در نامه‌ای به ترودو، از بحران محیط زیست به عنوان جنگی جهانی یاد کرده‌اند. امضاکنندگان این نامه معتقدند که بحران محیط زیست، همچون جنگی فرساینده و ناپیدا همه چیز را در خود می‌بلعد و نابود می‌کند. آن‌ها از احزاب گوناگون خواسته‌اند دست کم در این مورد اختلافات را کنار بگذارند و چاره‌ای بیندیشند.

هر چند استقبال تردو از مهاجران سوری از سوی جامعه بازخوری مثبت داشت، اما عملکرد او در مورد پناه‌جویانی که به طور غیر قانونی وارد کشور شده‌اند با انتقاد همراه بوده است./

تداخل میان بحث مهاجرت و پناهندگی، دولت لیبرال را با مشکلی بزرگ روبرو کرده است، تا جایی که منتقدان معتقدند که ترودو توان کنترل مرزها را ندارد و کانادا به کشوری بی‌دفاع در مقابل پناهندگان بدل شده است.

هر چند این رفتار مناسب ترودو با پناهجویان سوری با ستایش گروه بسیاری همراه بود، اما عملکرد او در دو- سه سال بعدی با انتقادهایی همراه شد. بخشی از این انتقادها توسط محافظه‌کاران و تنها به دلایل سیاسی انجام می‌شوند، اما بخش دیگری از این انتقادها جای بحث دارند.

 

مهاجرت و محیط زیست؛ دو نقطه قوت، دو مساله چالشی و ایرادی که لیبرال‌ها به محافظه‌کاران کانادا داشتند، دو نکته مهم در حال و آینده کانادا که قرار بود توسط جاستین تردو و تدابیرش شرایط بهتری پیدا کنند، اکنون نه تنها از شرایط بهتری برخوردار نشده‌اند که حتی می‌توان از آن‌ها به عنوان نقطه ضعف لیبرال‌ها یاد کرد، گیرم جنس انتقادهایی که به آن‌ها می‌شود، با جنس انتقادهایی روبه محافظه‌کاران فرق داشته باشد.

 

دولت ترودو تلاش‌های بسیاری برای بهبود محیط زیست کانادا انجام داده‌است. او بر خلاف محافظه‌کاران که محیط زیست را یک مساله فرعی می‌دانند، به این امر توجه جدی داشته، و یکی از کشورهای پرتحرک در همایش‌های جهانیِ طرفدار محیط زیست بوده، چنان‌چه بعد از خروج آمریکا از این پیمان، ترودو در پیامی از عملکرد دونالد ترامپ ریس جمهور آمریکا مبنی بر خروج از پیمان زیست محیطی پاریس  ابراز تاسف کرد و درعین حال اعلام کرد به همراه چین و اتحادیه اروپا میزبان مذاکرات آب و هوایی خواهد بود.

 

فعالیت‌های محیط زیستی کانادا در دوران ترودو فراتر از این حرف‌هاست و مثلا می‌توان از تماس ترودو با شینزو آبه نخست وزیر ژاپن یاد کرد که نخست‌وزیر کانادا در آن به مساله صید نهنگ‌ها اعتراض کرده بود. دولت ژاپن بر خلاف پیمان‌ جهانی ممنوعیت صید نهنگ، که در سال ۱۹۸۲ تدوین شده، و البته آن‌را شش سال بعد در سال ۱۹۸۸ امضاء کرده، بار دیگر اقدام به صید این موجودِ غول‌پیکرِ دریاییِ روبه‌نابودی کرده است و این موضوع با اعتراض طرفداران محیط زیست در سراسر جهان روبرو شده. درهمین راستا است که پیام ترودو به نخست‌وزیر ژاپن حایز اهمیت بیشتر می‌شود.

از سوی دیگر برنامه‌ی تاسیس هزاران کیلومتر خط لوله‌های نفت و گاز تبدیل به دردسری جدی شده است زیرا سیاست تردو در مورد پروژه لوله‌های نفتی تناقض آفرین می‌نماید. موضوعی که با اعتراض‌های بسیاری روبرو شده که جنبش‌های بومیان کانادا را با طرفداران محیط زیست گره زده است.

نکته مثت دیگری که قرار بود به نقطه قوت دولت ترودو تبدیل شود و اکنون منتقدان از آن به عنوان پاشنه آشیل یاد می‌کنند، مساله مهاجرت است. به بیان بسیار ساده‌تر، تداخل میان بحث مهاجرت و پناهندگی، دولت لیبرال را با مشکلی بزرگ روبرو کرده است، تا جایی که منتقدان معتقدند که «تردو توان کنترل مرزها را ندارد و کانادا به کشوری بی‌دفاع در مقابل پناهندگان» بدل شده است.

روی دادن این اتفاق در حالی است که دولت لیبرال همواره از مهاجرت حمایت کرده است و حتی وعده مهاجرت میلیونی را داده است و یکی از وعده‌های تردو راحت‌تر شدن فرایند مهاجرت و ادغام با جامعه جدید بوده است. استقبال او از پناهندگان سوری در آغاز دوره‌ی نخست‌وزیری‌اش را از یاد نبرده‌ایم که طی یک اقدام انسان‌دوستانه به دیدار آن‌ها رفت و به تن رنجور کودک سوری جامه پوشاند. هر چند این رفتار او با ستایش گروه بسیاری همراه بود، اما عملکرد او در دو-سه سال بعدی با انتقادهایی همراه شد. بخشی از این انتقادها توسط محافظه‌کاران و تنها به دلایل سیاسی انجام می‌شوند، اما بخش دیگری از این انتقادها جای بحث دارند.

 

محیط زیست و دولت لیبرال

پروژه لوله‌های نفتی، یکی از مشکلاتی است که ترودو خود را با آن روبرو می‌بیند. این موضوع با اعتراض بومیان، طرفداران محیط زیست و دانشمندان این حوزه روبرو شده است.

در دسامبر گذشته، جمعی از فعالان و دانشمندان کانادایی نامه‌ای به ترودو نوشتند و از او خواستند در این مورد چاره‌ای بیندیشد. در این نامه که ویلیام پله تیر ( رئیس مرکز علوم مطالعات محیط زیستی دانشگاه تورنتو)، جان اسمول ( رئیس تحقیقات محیط زیستی در دانشگاه کوئینز)، دیوید شیندلر (اکولوژیست سرشناس و پروفسور دانشگاه آلبرتا) و دیوید سوزوکی اندیشمند و روزنامه نگار برجسته کانادایی آن‌را امضا کرده‌اند، از بحران محیط زیست به عنوان جنگی جهانی یاد شده‌است. امضاکنندگان این نامه معتقدند که بحران محیط زیست، همچون جنگی فرساینده و ناپیدا همه چیز را در خود می‌بلعد و نابود می‌کند.

آن‌ها از أحزاب سیاسی خواسته‌اند تا به جای گروطلبی در این موضوعات، اختلافات را کنار بگذارند و در حل بحران کمک کنند. اما دست‌کم تا این لحظه خواسته‌ای جدی در این مورد وجود نداشته و هر چه بوده، بیشتر به شعارهای تبلیغاتی مربوط شده است؛ مثل حرکات توییتری سال گذشته همسر استیون هارپر، که از شکار شیر کانادایی و نمایش لحظه به لحظه آن انتقاد شدید کرده بود.  حتی مذاکرات اخیر مونترال هم گرهی از کار نگشود.

از سویی دیگر، بومیان کانادا همواره از بحران‌های محیط زیستی گلایه کرده‌اند، چرا که خود را جزیی از طبیعت و از سویی خود را صاحب اصلی این سرزمین می‌دانند. شاید برای بسیاری از ما جالب باشد که هنوز بسیاری از بومیان، تابعیت کانادایی را نپذیرفته‌اند.

با این همه، شاید نتوان به قاطعیت گفت که موافقت با انجام پروژه لوله‌های نفتی به تمامی مشکلی است که متوجه تردو است، اما او بزرگترین سهم اشتباهات را به عهده دارد. او به عنوان نخست‌وزیر کانادا حق دارد و باید دست به کاری بزند که درجهت توسعه اقتصادی کشور است و قطعا پروژه لوله‌های نفتی، پروژه‌ای مهم برای اقتصاد کاناداست. اما از سوی دیگر او نباید وعده‌های خود را زیر پا بگذارد. او در سال ۲۰۱۵ وعده داده بود که در این عرصه اقدامی جدی انجام دهد، اما عملکرد او در ماه‌های اخیر مخالف این وعده‌هاست. ترودو بر سر یک دوراهی است، یا باید به طرفداران محیط زیست بله بگوید و بی‌خیال توسعه لوله‌ها باشد یا باید به طرفداران توسعه کانادا بله بگوید. راه میانه آن است که توسعه لوله‌های نفتی، با کارشناسی لازم و درست انجام شود که به نظر می‌رسد با توجه به اختلاف‌های بسیاری میان سیاستمداران کانادایی فعلا این امر میسر نیست.

 

ترودو و مساله مهاجرت

سیاست‌های دولت لیبرال بر خلاف محافظه‌کاران، پذیرش مهاجر بیشتر است، چرا که این دسته از سیاستمداران معتقدند که توسعه سیاسی کانادا با مهاجرت رابطه‌ای مستقیم دارد. در حالی که محافظه‌کاران در دولت قبلی کوشیدند تا فرایند شهروندی مهاجران را با تاخیر مواجهه کنند، دولت ترودو در سهولت این امر تا حد ممکن کوشیده است. در حالی که دولت قبل می‌کوشید تا هر روز با تصویب قانونی، مهاجرت را با موانع بیشتری روبرو کند، دولت ترودو در برداشتن موانع تلاش بسیار کرد.

شرایط ویژه‌ای که بعد از روی کار آمدن ترودو روی داد سبب شد تا پناهندگان بسیاری از سوریه راهی کانادا شوند که البته تعدادشان بسیار کمتر از وعده‌های ترودو بود، اما آن‌قدر بود که دولت را به برنامه‌های جدید وا­دارد. اما بیش از این پناهندگان سوری که گویا بسیار انتخاب‌شده و با دقت وارد کشور شدند، پناهندگانی دردسرزا شدند که به طور غیرقانونی از مرزهای کشور گذشتنه‌اند و خواستار تبعیت کانادایی شده‌اند. این موج مدام رو به افزایش است.

دولت ترودو اصرار دارد که مسئله عبور غیرقانونی از مرزهای این کشور در حالت اضطرار و بحران قرار ندارد. رالف گودل، وزیر امنیت عمومی کانادا قبل از شرکت در جلسه‌ اضطراری کمیته مهاجران در مجلس کانادا گفت: «موضوع مهاجران غیرقانونی برای ما یک چالش است ولی هنوز به بحران تبدیل نشده است.» با این همه دست کم آمار پلیس می‌گوید که این تعداد بیشتر از مورد مشابه سال ۲۰۱۷ است و آمارهای غیر رسمی چیزهای دیگر می‌گویند.

آمار و ارقام متفاوتی در مورد ورود غیر قانونی به کانادا منتشر شده است که در این یادداشت فرصت پرداختن به آن‌ها وجود ندارد، اما هر چه هست نتایج یک نظرسنجی که توسط موسسه آنگوس رید ( Angus Reid) انجام شده می‌گوید که ۶۷ درصد کانادایی‌ها خواستار برخورد با مهاجرت غیرقانونی هستند و آن‌را یک بحران جدی می‌دانند.

 

آن‌ها معتقدند که مرزهای کشور رو به همه باز است و هر کس که بخواهد می‌تواند با هر شرایطی وارد شود و این مساله صلح و فرهنگ کانادایی را به خطر می‌اندازد.

 

 مهاجرت، آری یا نه؟

مساله مهاجرت، پناهندگان و تطبیق با جامعه تنها دغدغه کانادایانی نیست که سال‌ها در این کشور اقامت دارند. این دغدغه بسیاری از تازه‌واردها هم است. اما پیش از پرداختن به این نکته بد نیست اشاره بسیار کوتاهی به مساله مهاجرت در کانادا بپردازیم.

کانادا کشوری است که اساسا بر مبنای مهاجرت بنا شده است. از بومیان بسیار اندک که بگذریم، کانادا توسط فرانسوی‌ها، انگلیسی‌ها، ایرلندی‌ها، اسکاتلندی‌ها و ایتالیایی‌ها شکل گرفته‌است. بعدها چینی‌ها، آفریقایی‌ها و مردمان خاورمیانه هم به این سرزمین کوچیده‌اند. اما همین کانادایی‌هایی که خود مهاجر بوده‌اند، با چینی‌های مهاجر در اواخر قرن نوزدهم مخالف جدی کرده‌اند و خانه‌هایشان را آتش زده‌اند و مالیات بیشتر از آن‌ها گرفته‌اند. اما آیا چینی‌ها توانستند هویت کانادایی را تغییر دهند؟

کسانی که این روزها مخالف مهاجرت و به‌ ویژه پناهجویان غیرقانونی هستند، تعداد افرادی را که هر سال وارد کشور می‌شوند، قابل مقایسه با سال‌های مثلا انتهایی قرن نوزدهم نمی‌دانند. به همین دلیل، حتی مهاجرانی که به تازگی وارد کانادا شده‌اند نگرانند تا در کشور جدیدشان هم با مشکلاتی بنیادین روبرو شوند. بسیار از مهاجران را می‌شناسم که کمتر از ۱۰ سال که به کانادا آمده‌اند و با این همه به دلیل سیاست‌های محدود کننده فرانسوا لوگو به او رای دادند. چرا؟

تقریبا همه مهاجرانی که سرزمین مادری‌شان را ترک می‌کنند، رویاهای بزرگی را در سر دارند. ممکن است این رویاها، به دلیل نارضایتی از وضعیت سیاسی کشور مبدا باشد یا مشکلات شهروندی یا برای رسیدن به وضعیت مالی و اجتماعی بهتر. مهاجران، خانواده، دوستان، کوچه‌های کودکی و همه آن‌چه را که داشته‌اند رها می‌کنند تا به چیزهای تازه‌ای برسند. آیا آن‌ها قطعا موفق خواهند بود؟ آن‌ها چه نگرانی‌هایی خواهند داشت؟ مهاجران قطعا نگرانی‌های بسیاری دارند؛ از مساله زبان و فرهنگ بگیرید تا یادگرفتن قوانین و حال و هوای سرزمین جدید. در این بین آیا مهاجران، از حضور مهاجران دیگر احساس نگرانی نمی‌کنند؟

اجازه بدهید کمی بیشتر توضیح بدهم که چه چیزی ممکن است باعث شود تا یک مهاجر، مهاجر دیگر را یک عامل برای نگرانی خود بداند. بسیاری از ما گمان می‌کنیم که دلیل موفقیت یک جامعه، مثل جامعه کانادایی این است که به قانون توجه می‌کند، به حقوق دیگر شهروندان احترام می‌گذارد و فرهنگ ویژه خود را دارد. مثلا کانادایی‌ها به طور عمومی آدم‌های صبوری هستند و همین مساله باعث می‌شود تا اتفاق‌های خوبی برایشان بیافتد. اما یک مهاجر جدید، که مثلا از کشوری با فرهنگ متفاوت به کانادا آمده، آیا می‌تواند دقیقا خودش را منطبق کند؟ آیا مثلا می‌تواند مثل یک کانادایی هنگام رانندگی صبور باشد و قوانین را رعایت کند؟

نگرانی دقیقا این‌جاست که وقتی تعداد مهاجران زیاد شود، این حس ایجاد می‌شود که فرهنگ مهاجران در حال غلبه به فرهنگ کشور مقصد است. بعد نگران می‌شویم که نکند این مهاجران، آن‌قدر زیاد شوند که فرهنگ به طور کلی تغییر کند.

بارها شنیده‌ام که این مساله خود تازه واردها را هم نگران کرده است، پس می‌توانیم به کانادایی‌های باسابقه‌تر نگاهی متعادل‌تر داشته باشیم اگر به این سیاست انتقاد داشته باشند.

این امیدواری شاید برای همه وجود داشته باشد که راه میانه‌ای برگزیده شود که به تندی و شدت رفتار محافظه‌کاران نباشد و همچون لیبرال‌ها چنین بی‌برنامه، تنها به مهاجران بیشتر نیندیشند. کار ما، امیدواری است.

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

مطلب پیشنهادی:

همیشه پای یک منفعت درمیان است؛ بی‌طرفی یا حمایت کانادا در جنگ احتمالی میان ایران و آمریکا

در این آگهی که با تیتر «آقای رییس جمهور، در مورد ایران شما راست می‌گویید» منتشر شده، آمده:« ایران خطری برای همه ما، برای متحدان ما و برای آزادی است، چرا که شهروندانش را سرکوب می‌کند، شهروندانی که ما و شما با آن‌ها اختلافی نداریم و می‌خواهد ایدئولوژی افراطی اسلامی را صادر ‌کند که تهدیدی برای منطقه خاورمیانه است.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *