قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دانش و اندیشه / پیک دولا میراندول، نابغه‌ای انسانگرا؛ بخش اول از پنج قسمت

پیک دولا میراندول، نابغه‌ای انسانگرا؛ بخش اول از پنج قسمت

نوشته ژان کلود مارگولین/
ترجمه: رضا داودی/

دشمنان کُنتِ میراندول و کنکوردیا، در زندگی کوتاه او، بیش از دوستان‌اش بودند، اما تفکرش، که همزمان آشتی‌دهنده و مجادله‌آمیز، تحریک‌کننده و فریبنده، تکراری و در ظاهر متناقض بود، تاثیرات متعددی بر روی فیلسوفان وابسته به افق های فکری دور از هم، گذاشت.

می توان به این بسنده کرد که او را در سحرگاه رنسانس «شمالی» – از آنجایی که ایتالیا در آن عصر، در تمامی زمینه های هنری و فکری برخی از شاهکارهای خود را تولید کرده بود – یکی از پدران معنویِ لوفور دتپل، جان کولت، توماس مور و همچنین اراسموس قلمداد کرد. اراسموس که ارادتی بی نهایت برای او قائل بود به این خاطر که او به طور قطع به الهیات جدلی به جا گذاشته از فلسفه مدرسی پشت کرده بود، تا در شاهراه الهیات فیلولوژیک و مغذی برای روح تابلوهای راهنمایی بزرگی نصب کند، و در آنجا به عنوان استاد قلمداد شود.

از اکتشاف تا جدل، از جدل تا تامل

همانطور که جیان فرانچسکو، برادرزاده او دو کتاب معروف «زندگی» خود می نویسد، زندگی جیووانی پیک دولا میراندول می تواند به دو قسمت مجزا و حتی متقابل تقسیم شود. «جدل» رومی معروف، نقطه انحنای این منحنی است: قبل از یک دوره اشتباهات و آوارگی، افتخارات محفلی، روابط با زنان، جستجوی پر شور و حرارت لذت و دانش، پس از غرق شدن در ایمان، بازگشت به روح مسیح، هدف قراردادن شادی های مربوط به ملکوت آسمانها، شکوه و جلال خدا و «نور»، شکوه و جلال فردی و «ظلمات» را احاطه می کند. جیووانی دی ناپولی، پیک دولا میراندول را یک «کاشف» گذشته و شاید مهیا کننده این تامل نهایی می دانست.

او فرزند سوم جیانفراچسکو پیکو و جیولیا بویاردو بود که در کاخ میراندولا به دنیا آمد. این کُنت جوان از همان دوران طفولیت از امتیازات یک تبار مشهور و میراثی گرانبها بهره می برد. خوشبختانه وقار او به خاطر استعداد ذهنی بی نظیری که داشت، مورد ستایش راموسیو (سفرنامه نویس و جغرافیدان ایتالیایی) در پادووا و پولیسیانو در فلورانس قرار گرفت. او خیلی زود پدرش را از دست داد و مادرش به همین خاطر مراقبت و توجه ویژه ای می کرد. مادر او که بسیار حساس و با تقوا بود، آرزو داشت فرزندش به کلیسا بپیوندد. در واقع، پاپ سیکستوس چهارم او را در ده سالگی مقام کلیسایی بالایی به او داد و کاردینال فرانچسکو گونزاگا نشان مرتبه عالی او را تقدیم کرد. در همان سال، او سرور سخنوران و شاعران نام گرفت. در چهارده سالگی وارد آکادمی بولونیا شد تا در کلاس های حقوق شرکت کند و دو سال بعد به یکی از حقوقدانان مشهور تبدیل شد. اما احکام حکومتی و دینی پاپ او را خیلی زود سرخورده کرد: از آن پس، سعی داشت به رموز طبیعت نفوذ کند و هدف او به دست آوردن دانشی جامع بود. در طول هفت سال، به دانشگاههای مشهور ایتالیا و فرانسه رفت و از محضر استادان مشهور و جویندگان دانش بهره برد و همیشه با آنها به بحث و جدل می پرداخت و سخنوری و قدرت قضاوت بی نظیری داشت. در  فرارا، به تحصیل ادبیات با جیانباتیستا گوارینو کرد و بین سال های ۱۴۸۰ تا ۱۴۸۲ به تحصیل فلسفه در پادووا پرداخت، و در آنجا با نظریات یکی از شارحان ابن رشد به نام نکولتو ورنیا آشنا شد. در پاویا، با مایولی به فلسفه و با آدرامیتنو به تحصیل یونانی پرداخت. در سال ۱۴۸۴، با مارسیل فیسن، لوران لوماینیفیک، آنجلو پولیتینوس دوست شد و خیلی زود به یکی از همکاران فعال و مشهور آکادمی افلاتونی تبدیل شد. در سال ۱۴۸۴، در پاریس با شارل هشتم و اومانیست های پایتخت از جمله روبر گاگن مورخ فرانسوی ارتباط برقرار کرد. همزمان با آشنایی هایی که در عرض چند هفته، اگر نگوییم چند روز، ایجاد کرده بود، او از تجربیات این انسان ها و تجربیات خود از جهان بهره برد تا بلندپروازی های فلسفی خود را پیش ببرد. در طی سفرهایش، کتابهایی گردآوری کرده بود که کتابخانه او را به یکی از مشهورترین کتابخانه ها بدل کرده بود و شناخت های عملی زیادی به دست آورده بود که زندگینامه نویسان مسیحی او بعدها از او انتقاد کردند. در بازگشت به ایتالیا در سال ۱۴۸۶، به یادگیری زبان های شرقی – عربی، کلدانی و عبری – با الیا دل مدیگو، شارح ابن رشد، پرداخت. نامه ای از او خطاب به ارمولائو باربارو به خوبی نشان می دهد که بر خلاف معاصران او و همچنین تفسیرهایی که از آثار او شده است، او فلسفه مدرسی را قربانی اومانیسم نکرد. این یکی از علامات نبوغ اوست که باید ذکر کرد: داشتن ذهنی تحلیلی و ترکیبی و آشتی جویی میان نظریات مغایر. نوشته های تفسیری در باب تورات نیز توجه او را جلب می کرد، اما دانستن اینکه آیا این تجلی کنجکاوی جامع او بود یا علاقه شخصی خاصی به این موضوع داشت.

 

 

 

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

‌سروده‌هایی از منصور لطفی هروی

  اشاره: منصور لطفی هروی شاعر ساکن مونترال، اصالتاً اهل خراسان (مشهد) است. او که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *