Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / استاد نینواز

استاد نینواز

یکی از نوابغ موسیقی افغانستان

حبیب عثمان

در شماره‌های قبل سیر موسیقی در افغانستان به معرفی گرفته شد و از رشد و پیشرفت آن یادآوری گردید، هم چنان در مورد سبک‌های موسیقی که شامل سبک کلاسیک، پاپ، محلی، فولکلوریک و آماتور نیز معلومات ارایه شد.

بنیان‌گذاران، خدمت‌گذاران موسیقی معاصر افغانستان چون استاد قاسم افغان، استاد غلام حسین، استاد غلام نبی نتو، استاد فرخ افندی، استاد سرآهنگ، استاد رحیم بخش استاد برشنا، استاد ببرک وسا و استاد شیدا معرفی شدند. این بار استاد نینواز یکی از نوابغ موسیقی افغانستان را معرفی می‌کنیم.

فضل احمدذکریا نینواز زاده سال ۱۳۱۲خورشیدی در منطقه یکه توت کابل است. پدرش منحیث وزیر معارف و خارجه ایفای وظیفه کرده از جمله سیاست مداران و نویسنده‌گان حکومت شاهی بود که به نام فیض محمد کابلی شعر می‌سرآیید. قدرت و زنده‌گی تجملی خانواده نه تنها نینواز را به سویش نکشاند، بلکه تفاوت‌های اجتماعی را که با تمام وجود لمس کرده بود، زنده‌گی‌اش را دگرگون ساخت و او را به یک شخصیت فروتن و مردم دوست تبدیل نمود که تا پای جان در این راه رفت.

نینواز با استعداد سرشار نخستین آموخته‌های هنری را خودش در دوران کودکی فرا گرفت و در نوجوانی با وجود مخالفت‌های خانواده به شاگردی استاد محمد هاشم زانو زد، هنر موسیقی و طبله را به صورت مکتبی آموخت. او که هنوز شاگرد مکتب استقلال بود در کنار دروس مکتبش مسؤولانه به موسیقی گوش می‌داد و شعر می‌خواند و در همین دوران گروپ موسیقی مکتبش را سرو سامان بخشید.

نینواز بعد از فراغت از صنف دوازدهم به فاکولته حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل راه یافت و مدرک تحصیلی خود را در همین رشته به دست آورد و با انتصاب به پُست‌های بلند در داخل و خارج کشور مشغول گردید. ماموریت‌ها و وظایف هرگز نتوانستند مانع پیشرفت او در زمینه موسیقی گردند. زیرا با درک دقیق از هنر، بی‌باکانه به مصاف اجتماعی متعصب و اشرف زاده‌گان مبتکر رفت و موفقیت‌هایی را نصیب موسیقی افغانی ساخت.

نینواز که به رسالت خود آگاه بود نخستین بار آهنگ «من نینوازم» ساخته خودش به رادیو کابل راه یافت. او اولآ با شخصیت‌های متواضع برخورد و مورد احترام تمامی همکاران و هم قطارانش قرار گرفت و ثانیآ با چیره‌دستی در آهنگ‌سازی، تصنیف ترانه‌ها و نواختن آلات و دانش موسیقی که داشت مورد توجه هنرمندان واقع شد. شهرت و محبوبیت هنرمندانی چون؛ ساربان، احمدظاهر، مهوش، اولمیر، پروین، سلما، احمدولی، هنگامه، حسیب دلنواز، آرمان، اکبر رامش، ژیلا، رخشانه و … بدون شک مدیون آهنگ‌های دلنشینی بود که توسط نینواز تهیه می‌گردیدند.

نینواز شخص مبارز بود. او با نفرت و درک دقیق از حکام فاسد زمانه‌اش زیر بار هیچ رژیمی نرفت و هنرش را به دربار نظام‌های ضد مردمی عرضه نکرد و تابع زر و زور روزگار نشد. چنان‌چه گفته می‌شود توطئه مرگ احمدظاهر را با تمام دسیسه سازی‌هایش در محضر مردم با قاطعیت افشا کرد. چیزی که باعث نشانی شدنش نزد دشمن خون خوار شد.

نینواز با وجود مشکلات آن زمان هنرمندان را در دامان خود پرورش داد او بیشتر از ۶۰۰ آهنگ کمپوز کرده و بهترین اشعار را به آواز خوانان زیادی پیشکش کرد که سبب شهرت‌شان گردید ولی هیچ‌گاه دست طمع به سوی کسی دراز نکرد و مغرور شهرتش نشد. زیرا او هنر موسیقی را که در آن زمان راه جدا از مردم می پیمود یکی از روزنه های مؤثر آگاهی دهی برای آلام طاقت فرسای اجتماع محروم می‌دانست. از همین رو ارتقای هنر موسیقی برای نینواز عمده‌گی کسب می‌کرد و با یاری هنرمندانی چون استاد برشنا، ترانه ساز، هویدا، زلاند، سرمست، ساربان، احمدظاهر و … نوازنده‌گان پرشور موسیقی افغانستان را به سطح کشورهای منطقه ارتقا بخشید. تبادل افکار و بلند رفتن ظرفیت‌های هنری زمانی بیشتر تسریع شد که نینواز رسمآ در وزارت اطلاعات و کلتور سال۱۳۵۳خورشیدی استخدام گردید. باید اضافه نمود که آموزش‌ها و زحمات شبانه‌روزی زنده یاد احمد ظاهر عنوان هنرمند بی‌بدیل و عصیان‌گر ساخت.

آهنگ «خورشید من کجایی سرد است خانه‌ی من» از شاعر سیاسی و نامور ایران ابوالقاسم لاهوتی و ده‌ها شعر ممنوعه، به آهنگ مبدل گردید که توسط ساربان و احمد ظاهر به صحنه کشیده شد. اصلآ رنگ و بویی عشق بازانه و مبتذل که امروز مروج شده است نداشته مالامال از مضمون میهن دوستی و مردم خواهی‌اند که از نعمت نبوغ نینواز به نوا آمده‌اند.

نینواز با اشعار شاعران کلاسیک و معاصر از مولانا تا حافظ، فرخی، لاهوتی تا فروغ، سایه، شفا و غیره به خوبی آشناست و این هرگز تصادفی نیست که بیش از ۱۵ قطعه شعر با دورنمایه قوی ولی ظاهر ساده را از دیوان لاهوتی برای احمد ظاهر و ساربان کمپوز می‌کند که از ازرش و محتوی غنی سرشارند و با چنین دیدی به سراغ آثار مدرن سایر شاعران مطرح زمان می‌شتابد تا به کام جامعه بهترین‌ها را بریزد. خواندن‌های حماسی و سروده‌های بی‌شمار که هم‌خوانی با روحیه ضد بیگانه و رزم‌جویانه داشت. شماری از دوبیتی‌های محلی و فولکوریک را که سرشار از حس آزادی‌خواهی و رنج بی‌پایان مردم است تا آن هنگام در کوچه و پسکوچه‌ها در حال گم‌شدن ره  می‌پیمود با دست کاری نینواز و سایر یارانش جمع‌آوری شد، با موسیقی درآمیخت، رونق تازه گرفت و ثبت آرشیف

نینواز در ۱۴ اسد سال ۱۳۵۸ خورشیدی دستگیر شد و هم مانند هزاران روشن فکر آزادی‌خواه در گور نامعلوم مدفون گشت. این مسخ شخصیت مبارز اوست که گویا وی به دلیل چند حرف رکیکی که در جریان تسلیم‌گیری فرزندش از کودکستان شیرپور علیه رژیم به زبان آورده بود دستگیر و اعدام شد. نینواز که بر صداقت راه هنرش باورمند بود در جای می‌گوید

«من به تاریخ افغانستان می‌گذارم وقتی بمیرم چه نوشته می‌کند».

و تاریخ ما خواهد نوشت نینواز هنرمند فروتنی که در برابر ستم برخاست، به اسارت نه گفت و ایستاده جان باخت. او در کنار موسیقی شیفته کشورش بود و هنرش را در خدمت مردم و ملت‌اش می‌دانست. از مرحوم نینواز یک دختر بنام سحر بجا مانده که با احسان امان ازدواج نموده است که در امریکا بسر می‌برند.

مرد نمیرد به مرگ مرگ از او نام جست

نام چو جاوید شد مردنش آسان کجاست

منبع؛ حزب هم‌بستگی و ویکی‌پدیا دانشنامه آزاد.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

در نوروززمین برگزار شد: دومین دوره «هلیا و چهل دست کوچولو»

عکس‌ها: مهناز زنجیرزنی/ PhotoMahnaz «آوای دل‌نیا» از هنرجویان منظم و با شهامتی تشکیل شده که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار