Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / خط قرمز باریک: آیا نژادپرستی هنوز در کانادا وجود دارد؟ نژادپرستی از خود ما آغاز می‌شود

خط قرمز باریک: آیا نژادپرستی هنوز در کانادا وجود دارد؟ نژادپرستی از خود ما آغاز می‌شود

سجاد صاحبان زند/چند روز قبل وارد یکی از شعبه‌های فروشگاه ژان‌کوتو شدم تا از داروخانه‌اش چیزی برای سرماخوردگی‌ام پیدا کنم، اما به جایش چیزی دیدم که باعث سرخوردگی‌ام شد. مرد میان‌سال رنگین‌پوستی که خیلی شمرده و البته با لهجه آفریقایی انگلیسی حرف می زد در مقابل دختر نسبتا جوانی ایستاده بود که او هم انگلیسی را با لهجه‌ فرانسوی‌اش صحبت می‌کرد.

مرد رنگین‌پوست کاغذ کوچکی در دست داشت و نام دختر را می‌پرسید. دختر حاضر شد تا نامش را بگوید، اما از گفتن نام خانوادگی‌اش طفره رفت. مرد رنگین‌پوست می‌گفت که وقتی وارد مغازه شده، دختر کارمند فروشگاه او را دنبال کرده است، چون پوستش تیره است. در طرف مقابل دختر کبکی می‌گفت که مرد را تعقیب نکرده و می‌خواسته برود تا شامش را بخورد.

مرد خیلی قاطعانه حرف می‌زد و دختر دست‌ و پایش را گم کرده بود و با لکنت حرف می‌زد. مرد لباس سبکی پوشیده بود و کفش ایمنی کار به پا داشت. زن صندوق‌دار بدون این‌که حرفی بزند، آشکارا حس بدی نسبت به مرد رنگین‌پوست داشت، شاید به دلیل آن‌که او انگلیسی حرف می‌زد. حدسم از آن‌روست که خیلی بلند‌تر از حد معمول با من فرانسوی حرف زد و سعی کرد تا بیشترین حد احترام و دوستی را نشان دهد.

از فروشگاه که خارج شدم با خودم فکر کردم آیا نژادپرستی هنوز در کانادا وجود دارد. کشوری که تنوع کاملی از نژادها، زبان‌ها، دین‌ها و فرهنگ‌های گوناگون را در خود دارد، آیا می‌تواند مردمانی نژادپرست داشته باشد؟

به رسم همیشه، وقتی سوار اتوبوس شدم گوشی تلفن همراهم را بیرون آوردم تا خبرهای روز را بخوانم. نخستین خبری که خواندم درباره پسر سیاه پوست چهارده ساله‌ای بود که در فوریه امسال در استخر غرق شده بود. پسرک با همکلاسی‌هایش و برای برنامه شنای مدرسه‌شان به استخر پیر- مارکوت Centre Père-Marquette رفته بود، اما در وسط جلسه شنا او نمی‌توانست شنا کند و به کف استخر فرو رفت. پسرک ۴۰ دقیقه ته آب ‌ماند تا کسی برسد و جسد بی‌جانش را بیرون بیاورد.

از خودم می‌پرسم که اگر به جای یک پسر رنگین‌پوست، دختری سفید به آب می‌افتاد، آیا برای نجاتش زودتر اقدام نمی‌شد؟

 

نژادپرستی زیرپوستی

وقتی عبارت «نژادپرستی در کانادا» را گوگل می‌کنم، نوشته‌های بسیاری درباره این عبارت می‌خوانم که بیشترشان به پنهان و زیرپوستی بودن این موضوع پرداخته‌اند. به باور نویسندگانی همچون ستیسی لی‌کونگ، یکی از نویسندگان وب‌سایت FLARE وضعیت نژادپرستی در کانادا حتی بدتر از قبل است. او در گزارشی که در ۲۶ ژوییه امسال منتشر شده، چند داستان از نژادپرستی در کانادا را روایت کرده که درست چند روز پیش از نوشتن مطلب و با فاصله کمی از هم روی داده‌اند.

نخستین اتفاق برای یکی از مردان بومی کانادا در روز ۱۳ ژوییه در اونتاریو روی داد. این مرد ادعا کرد که به دلیل نژاد و رنگ پوستش به او توهین شده است. درست دو روز بعد دو برادر ۱۹ و ۲۷ ساله یک مرد مسلمان ۳۹ ساله را چنان کتک زدند که پزشکان برای بند آوردن خونریزی مغزی او مجبور شدند او را عمل جراحی کنند. در روز بعد در ۱۷ ژوییه، در یکی از سوپرمارکت‌های شهر لندن اونتاریو، مردی سفید پوست جلوی مردی رنگین‌پوست را می‌گیرد و از او می‌خواهد تا مدارک کانادایی‌اش را نشان دهد. ویدئوی رفتار زشت و زننده مرد سفید تا مدت‌ها در فضای مجازی دست به دست می‌شد.

او در ادامه گزارش‌اش با استفاده از آمار و ارقام نشان می‌دهد که جنایت‌هایی که بر پایه نژادپرستی صورت گرفته‌اند در کانادا رشد داشته‌اند. به عنوان نمونه، گزارش‌های پلیس حاکی‌ست که در سال ۲۰۱۳، ۱۱۶۷ گزارش مبتنی بر آزار و اذیت نژادپرستانه گزارش شده و این رقم در سال ۲۰۱۶ به ۱۴۰۹ عدد می‌رسد. وقتی بدانیم که میزان خشونت هم ۱۶ درصد افزایش داشته و از ۴۸۷ به ۵۶۳ رسیده متوجه خواهیم شد که وضعیت چندان خوب نیست.

ستیسی لی‌کونگ، در ادامه از نداشتن امنیت خود و کسانی که به آن‌ها عشق می‌ورزد، می‌نویسد و ابراز نگرانی می‌کند. او معتقد است که افزایش جنایت به هر دلیلی می‌تواند برای جامعه خطرناک باشد و دامن همه افراد را بگیرد.

البته هنوز افراد بسیاری هستند که موافق حضور نژادهای گوناگون در کانادا هستند. درگیری‌های سال گذشته در ونکوور این موضوع را اثبات می‌کند. اگر به خاطر داشته باشیم سال گذشته نخست گروه‌های نژادپرست به خیابان‌های ونکوور ریختند و نسبت به حضور مهاجران رنگین‌پوست به اعتراض پرداختند و فردای روز اعتراض آن‌ها، گروه‌های طرفدار مهاجران به خیابان‌ها آمدند. هر چند طرفداران مهاجرت بیش از نژادپرستان بودند، اما در عمل نمی‌توان منکر گروه نژادپرستان اقلیت شد، چرا که آمار نشان می‌دهد در حال افزایش هستند.

بومی‌ها،  چینی‌ها و سیاهان

تاریخ کانادا برگ‌های سیاهی در مورد برخورد با بومیان این کشور دارد، کسانی که می‌توان رد حضورشان در این منطقه را هشت هزار ساله دانست.

بعد از حضور اروپایی‌ها، انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها، بومی‌های اولیه کانادا روزگار چندان خوشی نداشتند. در ابتدا آن‌ها سرزمین‌شان را از دست دادند و در ادامه حتی زندگی‌شان دچار مشکل شد. تاریخ کانادا نشان می‌دهد که بومیان بسیار کشته شده‌اند و زندگان هم وضعیت بهتری نداشته‌اند.

از زمان شکل گیری کشوری تحت عنوان کانادا در قرن نوزدهم میلادی ( ۱۵۰ سال قبل) ، دولت این کشور در طرحی که برای «آشناکردن بومیان با فرهنگ مدرن» به اجرا در می‌آمد، کودکان بومیان کانادا را از خانواده و قبیله شان جدا می‌کرد و آنها را در مدارس شبانه روزی و نزد خانواده‌های سفید پوست به فرزند خواندگی می‌فرستاد. اگر مطالب هفته را دنبال می‌کنید ما در چند شماره پیشین به این ماجرا به طور مبسوط پرداختیم. کودکان بومی در مدارس شبانه‌روزی با آزار و اذیت جنسی و جسمی روبرو شدند. با این همه این مدارس تا سال‌های پایانی دهه ۱۹۹۰ به فعالیت خود ادامه می‌دادند.

هر چند در سال‌های اخیر تلاش شده تا رفتار بهتری با بومیان انجام شود و دو نخست‌وزیر اخیر کانادا بابت اعمال گذشته بارها عذرخواهی کرده‌اند، اما شاید برای ما جالب باشد که هنوز هم برخوردهای نه‌چندان خوبی با بومیان کانادا انجام می‌شود. گزارش‌هایی وجود دارد که ادعا می‌کنند دولت کانادا در تلاش است تا جمعیت بومیان را کاهش دهد. اکتبر امسال گزارش‌های توسط رسانه‌هایی از جمله گلوبال نیوز منتشر شد که در آن به عقیم‌سازی زنان بومی اشاره شده بود.

در این گزارش‌ها دست‌کم ۶۰ زن بومی گفته‌اند که هنگام مراجعه به بیمارستان‌های دولتی برای زایمان، لوله‌های رحمی آنها بدون رضایتشان بسته یا قطع شده است. البته بخشی از این ۶۰ زن مجبور شده‌اند بسته شدن لوله رحم خود را بپذیرند، چرا که در صورت انجام نشدن این کار، گویا آن‌ها اجازه دیدن نوزاد تازه متولد شده خود را نداشته‌اند. گزارش‌ها می‌گویند که عقیم‌سازی زنان از سال ۲۰۱۵ افشا شده‌ و تا سال ۲۰۱۷ ادامه داشته است.

این‌که تا چه حد این گزارش‌ها و ادعاها درست باشد در حد وظایف این نوشته نخواهد بود، چرا که کمی عجیب به نظر می‌رسد که در کشوری که نژادهای گوناگون در کنار هم به خوبی زندگی می‌کنند، چنین برخوردی با ساکنان اولیه آن صورت گیرد. با این‌همه گزارش‌هایی از این دست نشان می‌دهد که هنوز در این عرصه نگرانی‌هایی جدی وجود دارد، هر چند که بومیان کانادا از پرداخت مالیات به دولت معاف هستند و تحصیلات دانشگاهی برای آنها رایگان است.

گزارش‌هایی نشان می‌دهد که بومیان نخستین کانادا، مهاجرانی هستند که حدود هشت هزار قبل از شرق آسیا به این منطقه مهاجرت کرده باشند. تاریخ نشان می‌دهد که مهاجران بعدی چینی هم وضعیت بهتری نداشته‌اند. موج مهاجران چینی در دهه ۱۸۵۰ آغاز شد و کمی بعد شدت گرفت چرا که دولت برای احداث راه‌آهن شرق به غرب به نیروی کار زیادی احتیاج داشت.

با این‌همه رفتار مناسبی با مهاجران چینی انجام نمی‌شد. آن‌ها شهروندان درجه دو بودند و در کانادای سفید آن روز جایی نداشتند. دولت در ابتدا از هر نفر چینی ۵۰ دلار مالیات می‌گرفت و این رقم در سال ۱۹۰۳ به ۵۰۰ دلار رسید. برای آن‌که مقیاسی در مورد پول آن روزها داشته باشید باید بدانیم که در سال ۱۹۰۰، قیمت یک نان ۷ سنت و قیمت یک پوند گوشت ۲۶ سنت بوده است.

مردم اروپایی‌نژاد کانادا در آن روزها چینی‌ها را اقوامی بدوی و عقب‌مانده می‌دانستند که تریاک می‌کشند و مسبب همه مشکلات اقتصادی و فرهنگی جامعه هستند. به همین دلیل بود که وقتی اوضاع اقتصادی در سال ۱۹۰۷ بد شد، به مغازه‌ها و خانه‌های چینی ریختند و آن‌ها را آتش زدند.

سیاهان هم وضعیت خوبی در کانادا نداشته‌اند. گزارش‌های وجود دارد که سیاهان بسیاری در قرن نوزدهم از آمریکا به کانادا فرار کرده‌اند چرا که در این کشور برده‌داری به مانند آمریکا وجود نداشته است. این سیاهان هرچند وضعیت بسیار بهتری در کانادا داشته‌اند، اما همچنان از حقوق شهروندی همچون اروپاییان بهره‌مند نبو‌دند.

تاریخ می‌گوید که سیاهان از قرن شانزدهم به کانادا مهاجرت کرده‌اند، اما فیلم مستندی که سال قبل از شبکه سی‌بی‌سی پخش شد نشان می‌دهد که سیاهان هنوز بخشی از جامعه کانادایی محسوب نمی‌شوند. در آن فیلم مستند، زنی درباره زندگی روزمره خود حرف می‌زد. از او مدام سوال می‌شده که اهل چه کشوری است، یا کشور اصلی‌اش کجاست و یا در نهایت اجدادش از کدام کشور به کانادا مهاجرت کرده‌اند و زن در پاسخ به همه کسانی که سوال‌هایی از این دست داشتند می‌گفت که او و خانواده‌اش تا جایی که می‌داند کانادایی هستند.

در گفتگویی که چندی قبل و در روزهای نزدیک به «روز یادآوری» با یکی از نظامیان بازنشسته کانادایی داشتم، او از حضور سیاه‌ها و بومیان اصلی کانادا در جنگ اول جهانی می‌گفت، اما به گفته او ارتش کانادا اعتمادی به سیاهان و بومی‌ها نداشت و به همین دلیل به آن‌ها برای جنگیدن اسلحه نمی‌داد. آن‌ها فقط می‌توانستند کارهای خدماتی انجام دهند.

نژادپرستی و مهاجران

به عنوان کسی که در مونترال زندگی می‌کنم، تاکنون هیچ اتفاقی که نشان از نژادپرستی باشد در کانادا ندیده‌ام، اما برخی افراد نظراتی مخالف من دارند. در جستجویی که در فضای مجازی داشتم و صحبت‌هایی که با برخی از آشنایان انجام دادم، برخی از رفتار متفاوت کارفرمایان با مهاجران نوشته‌ و گفته‌اند. آن‌ها معتقدند که کارفرمایان کانادایی معمولا مهاجران را استخدام نمی‌کنند و اگر یک مهاجر را بپذیرند معمولا به او حقوق و مزایای کمتری می‌دهند.

جدای از این شنیده‌ها، سال گذشته شبکه سی‌بی‌سی گزارشی از یک پژوهش منتشر کرد که توسط عرفان چادهری، دانشجوی دوره دکتری جامعه شناسی دانشگاه آلبرتا انجام شده بود. به عقیده او، نژادپرستی یک امر پنهان شده زیر پوست این کشور است و باید آثار آن فاش شود. او از حقوق نامساوی مهاجران و اروپایی‌تبارهای کانادا می‌گوید و آن‌را یک بحث تاریخی می‌داند: « در زمان جنگ جهانی اول و دوم بیش از ۶۰ درصد سربازان کانادایی که به صورت رسمی به نام این سرزمین در جبهه‌های جنگ حضور داشتند، بریتانیایی بودند. همین باعث شد تا نسل جدید، استقلال خود را مدیون بریتانیا بدانند، اما چرا هیچ محقق یا استاد دانشگاهی جرات کلید زدن پایان نامه‌ها و پروژه‌های جامعه شناسی درباره سربازان ژاپنی یا افریقایی تبارهای تحت استخدام کانادا را ندارد؟»

البته این ادعای چادهری بسیار جالب است که هیچ استادی جرات انجام پژوهش‌هایی از این دست را ندارد، چرا که خود او با عنوان یک دانشجو در حال انجام آن است. البته پژوهش او تنها موردی نیست که نشان می‌دهد نژادپرستی هنوز در کانادا وجود دارد. در پژوهشی دیگر، این نکته بررسی شده که کارفرمایان تا چه حد نسبت به اسم متقاضیان کار حساسیت دارند. در این پژوهش که در سال ۲۰۰۹ انجام شده آمده افرادی که دارای اسامی انگلیسی هستند شانس بیشتری نسبت به اسامی چینی، پاکستانی یا هندی در دریافت مصاحبه استخدامی و یافتن کار دارند. برای انجام این تحقیق، هزاران رزومه با اسامی مختلف به کارفرمایان کانادایی ارسال شد. نتیجه آن بود که یک نام انگلیسی مانند Jill Wilson یا John Martin به میزان ۴۰ درصد بیشتر برای مصاحبه دعوت شد تا یک نام غیر انگلیسی مانند  Sana Khan  یا  Lei Li.

اما از آن‌طرف برخی از مهاجرانی که به کانادا می‌آیند هم گرایش‌های نژادپرستانه دارند. در اتفاقی که در سال ۲۰۱۴ در تورنتو روی داد، یک رستوران چینی از مشتریان سیاه‌پوستش خواست که پیش از دریافت غذا هزینه آن‌را بپردازند در حالی که پرداخت پول پیش از دریافت غذا در سیاست‌های این رستوران نبود. هر چند دادگاه رستوران را به دلیل سرویش نامناسب و توهین‌آمیز به ۱۰ هزار دلار جریمه محکوم کرد، اما این اتفاق نشان می‌دهد که نژادپرستی در میان مهاجران هم وجود دارد.

برخی از ایرانی‌ها در فضای مجازی از نژادپرستی پنهان کانادایی‌ها گفته‌اند و این‌که مثلا بچه‌هایشان را در مدراسی که مهاجر دارد ثبت‌نام نمی‌کنند، اما مهاجری دیگر گفته «جالب اینه که این حرف رو من از خود مهاجرها هم زیاد شنیدم  که فلان محله نمیرم یا فلان مدرسه بچه‌ام را نمی‌گذارم چون محله مهاجرهاست.» کاربر دیگری به اسم مینو هم گفته: «باور کنید یا نه، ما ایرانی‌ها متاسفانه خودمون خیلی خیلی نژادپرست هستیم. بارها از افراد مختلف شنیدم که گفتن ما به عرب خونه اجاره نمی‌دیم.»

متاسفانه نژادپرستی هنوز وجود دارد و ما هم بخشی از آن هستیم. شاید نپذیریم، اما وقتی افراد را به جای هویت‌شان با نژادشان صدا می‌کنیم، یعنی این نکته هنوز مساله ماست. اما یک پرسش: آیا کسانی هستند که می‌خواهند از این آب گل‌آلود ماهی بگیرند؟ آیا کسانی هستند که می‌خواهند با نشان دادن خود در موقعیت ضعیف‌تر امتیاز بگیرند؟ مثلا تا چه اندازه به مردی که در ابتدای گزارش به آن اشاره کردم توهین شده بود؟ آیا او نمی‌خواست مثل مردی که در رستوران چینی غرامت گرفته بود، ادعای غرامت کند؟

نویسنده: هفته.

مطلب پیشنهادی:

کانادا حضور نظامی خود در قطب شمال را تقویت می‌کند

بر اساس یک برنامه استراتژیک 10 ساله که دولت جاستین ترودو روز سه‌شنبه 10 سپتامبر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار