قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / باهمستان افغان و ایرانی در کانادا / اخبار مونترال / بی‌خانمانی، زخمی بر چهره مونترال

بی‌خانمانی، زخمی بر چهره مونترال

رامین دادرس/بی‌تردید همه ساکنان و بازدیدکنندگان از مونترال و زیبایی‌های آن، تجربه‌ای دارند از مشاهده بی‌سرپناهان آواره در خیابان که گاه با زمزمه‌ای طلب کمکی مالی اندک از رهگذران می‌کنند. داوری عمومی رایج که در جامعه فارسی‌زبان پرشمار شنیده می‌شود، تلخ‌کامی و گله‌مندی از در معرض‌دیدگان بودن این پدیده نازیبا با همراهی تاسف و تعجب از نابسامانی وضعیت بی‌خانمان‌های شهر با وجود تعداد پرشمار نهادهای رسمی و غیررسمی حمایتی در کاناداست. این داوری‌های عمومی البته گاه با جمله «این وضعیت حاصل یک انتخاب شخصی است» پایان  می‌گیرد. حقیقت آن‌ست که پدیده بی‌خانمانی با تمرکز بر کشور کانادا و شهر مونترال، پدیده‌ای بسیار پیچیده‌تر از تصویر و تصور یاد شده است.

از زمانی که آدام اسمیت (Adam Smith)، با فرض وجود رقابت کامل، دست نامرئی قیمت‌ها را کارآمدترین سامان‌دهنده اجتماعی- اقتصادی در جوامع بشری خواند، بیش از 350 سال می‌گذرد. در طول سه قرن و نیم گذشته، تجربه‌های تلخی بر سر بشر گذشت تا فهم مشترکی از ضرورت وجود دست‌هایی بیش از دست نامرئی برای رفاه جمعی بالاتر بدست آید. نظام سرمایه‌داری که سقف خود را بر ستون دست نامرئی‌ قیمت‌ها بنا کرده بود، گام‌به‌گام به اصلاح شیوه‌های خود پرداخت و به اهمیت نظام‌های حمایتی برای تضمین تداوم سلامت رفاه جمعی پی برد. علیرغم انباشت عظیمی از تجربه و مسیرهای رفته، هنوز نهادهای اجتماعی-اقتصادی نظام مبتنی بر سرمایه، از پس برخی ناکارآیی‌های ذاتی آن برنیامده است. بی‌خانمانی در زمره یکی ازهمین معضلات زندگی جمعی است که صورتی ناهمگون با آرمان رفاه را به رخ بشریت می‌کشد. کانادا نیز دست به گریبان این پیچیدگی پدیده بشری است. علیرغم بودجه‌های هنگفتی که کانادایی‌ها برای پروژه‌های معطوف به بی‌خانمانی می‌پردازند (53144 دلار بازای هر بی‌خانمان)، به نظر می‌رسد به دلیل نپرداختن به ریشه‌های بروز این مشکل، تلاش‌ها ثمربخش نبوده و نرخ بی‌خانمانی در 5 شهر بزرگ کانادا روبه رشد گذاشته است. براساس نتایج پژوهش‌های موسسه ملی مطالعات بی‌خانمانی کانادا، حداقل 6 دلیل عمده برای رخ داد نامطلوب بی‌خانمانی در کانادا قابل شناسایی است که عبارتند از:

  • مولفه‌های ساختاری؛ همچون درآمد ناکافی، عدم دسترسی به سرپناه و مراقبت‌های بهداشتی ارزان و یا تبعیض.
  • فقر؛ به معنای ناتوانی از پرداخت هزینه‌های مربوط به نیازهای اولیه.
  • کمبود شدید فضای مسکونی مناسب و متناسب با سطوح مختلف درآمدی.
  • عواقب ناشی از انتخاب‌های نادرست شخصی و یا نتایج منطقی مشکلات فردی؛ مسائلی هم‌چون رانده شدن از خانواده، از بین رفتن خانه بر اثر حادثه، بیماری‌های روانی و اعتیادهای آسیب زننده به قوای عقلانی در این بخش طبقه‌بندی می‌شوند.
  • خشونت‌های خانگی؛ که به ویژه برای جوانان و زنان عواقب عمیق‌تری به همراه دارد.
  • ناتوانی نظام‌های حمایتی در شناسایی آسیب‌دیدگان در حالی‌که نظام رسمی آن‌ها را نادیده می‌گیرد. این عامل یکی از کاستی‌های نظام‌های رسمی است که شاید اهمیت عنوان بی‌خانمانی را بارزتر کند. سیستم‌های حمایتی رسمی چنان تعریف شده‌اند که پس از احراز شرایط و صلاحیت‌های مددجو، نیازمند برخورداری دریافت‌کننده خدمات از آدرس محل سکونت هستند. به این ترتیب بسیاری از آسیب‌دیدگان معضل بی‌خانمانی، از چشم دستگاه‌های رسمی پنهان می‌مانند و نادیده انگاشته می‌شوند.

موضوع پیچیده‌تر می‌شود وقتی پای شناسایی آسیب‌دیدگان از معضل بی‌خانمانی به میان می‌آید. تاکنون  آن‌چه به شکل تعریف رسمی از بی‌خانمان مورد پذیرش نهادهای اجتماعی کانادایی قرار گرفته شخصی را شامل شده است که شب را در خیابان به سر می‌برد. این تعریف از سوی برخی فعالان و پژوهشگران اجتماعی از این زاویه که این تعریف جنبه‌های عمیق‌تری از بی‌خانمانی را در بر نمی‌گیرد مورد انتقاد است. عمده تاکید این گروه بر آسیب‌های موجود به ویژه در حوزه زنان، جوانان بدون مکان و آدرس ثابت که به طور متوالی ناچار به تغییر محل زندگی هستند، افرادی که برای برخورداری از سرپناه ناچار به قبول شرایط و یا انجام کارهایی هستند که به آن تمایل ندارند و… است.

از آن‌چه به میان آمد، می‌توان دریافت، بی‌خانمانی به عنوان پدیده‌ای نامطلوب، یکی از دشواری‌های زمانه مدرن برای فائق آمدن بر آن‌ست. پدیده‌ای که ریشه بروز و ظهور آن را بیش از انتخاب‌های فردی، می‌بایست در کارکرد نادرست و گاه ناکارآمد سیستم‌های اجتماعی جست. در چنین شرایطی، نهادهای اجتماعی غیررسمی با تکیه بر ذخائر عواطف و احساسات نوع دوستی و خیرخواهی، می‌توانند به جبران گوشه‌ای از این کاستی‌ها یاری رسانند و مرحمی برای زخم‌های موجود باشند. تکرار چنین فرصت‌هایی می‌تواند در کنار تامین نیازهای مادی مددجویان، انگیزه امید و حس دیده شدن را در مخاطب زنده نگهداشته و همزمان زمینه بی‌بدیلی برای رشد قابلیت‌های حسی و عاطفی فرد مشارکت‌کننده فراهم آورد.

نویسنده: هفته.

مطلب پیشنهادی:

میزان فقر در کانادا

تعداد فقیران کانادا کم شد

اداره آمار کانادا اعلام کرد با این که نرخ فقر در سطح ملی در کشور کاهش یافته است، سه میلیون و دویست هزار کانادایی در سال 2018 همچنان زیر خط فقر قرار داشتند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *