قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته

طنز و حکایت هفته

نکته مثبت هفته

امروز المثنی ندارد. نفس عمیق بکشیم، شاد باشیم، مهربانی کنیم، لبخند بزنیم و عاشق باشیم….

 

حکایت هفته

«اردک ناجی»

این رویداد را از مجله «مونترال استار» نقل می‌کنم.

در حدود سال 1930، آسیابان جوانی با همسر و دو فرزندش در نزدیکی‌های «کانزالس سیتی» آمریکا، کنار رودخانه‌ای زندگی می‌کردند. این زن و شوهر در خانه‌شان تعدادی مرغ و خروس و بوقلمون و اردک و غاز داشتند.

یکی از نیمچه اردک‌ها خیلی اهلی و خانگی شده بود و از صاحبانش فرار نمی‌کرد. این نیمچه اردک اغلب با خیال راحت وارد خانه محل زندگی صاحبش می‌شد و بعد پیش بقیه برمی‌گشت. این نیمچه بزرگ شد و شد یک اردک حسابی. این اردک مقل بقیه، شب‌ها تو قفس نمی‌خوابید. برای خودش در یک کنج اتاق می‌گرفت می‌خوابید. و صاحبش هم چیزی نمی‌گفت.

یک شب، نزدیکی‌های سپیده، اردک پرید تو رختخواب صاحبش. از یک طرف صدا می‌کرد و از طرف دیگر هم لحاف را با نوکش گرفته بود و از رویشان پس می‌زد.

آسیابان و همسرش که خیلی عصبانی شده بودند، خواستند فرارش بدهند. اما اردک هیچ اهمیتی نمی‌داد و با سر و صدای بیشتری به طرف آنها می‌پرید.

ولی آسیابان که کلافه‌ی خواب بود، با داد و فریاد اردک را گرفت و زد زیر بغلش که ببرد بیرون. همسرش گفت:

«خیلی لوس شده. بندازش تو قفس، درم روش ببند.»

اما وقتی آسیابان در را باز کرد، از تعجب خشکش زد. رودخانه‌ای که از کنار خانه می‌گذشت طغیان کرده بود و آب داشت از پله‌ها هم بالا می‌آمد. زن و شوهر به سختی توانستند بچه‌هایشان را بغل کنند و خودشان را به تپه‌ای که در آن حوالی بود برسانند. این اردک خطر را احساس کرده بود و صاحبانش را از مرگ نجات داده بود.

 

«انتقام کلاغ‌ها»

نقل از روزنامه «حریت» مورخ سوم ژوئن 1974:

استکهلم: سگی با صاحبش مورد حمله‌ی هزاران کلاغ خشمگین قرار گرفتند. این سگ چند روز قبل کلاغی را گرفته و کشته بود. حمله کلاغ‌ها قطع نمی‌شد جریان به اطلاع پلیس رسید. وقتی پلیس‌ها به ده رسیدند آنها هم مورد حمله‌ی کلاغ‌های خشمگین قرار گرفتند و ناچار به تیراندازی شدند.

خانم چهل ‌ساله‌ای از اهالی سوئیس که صاحب سگ است. وقتی مورد حمله این پرنده‌های خشمگین قرار می‌گیرد. خودش را می‌بازد. کلاغ‌ها تمام لباس‌های او را به تنش پاره می‌کنند. پلیس برای دفاع از چتر نیز استفاده می‌کند و سرانجام با تیراندازی، موفق می‌شوند سگ و صاحبش را از مهلکه به در برند. در رسیدگی به عمل آمده، این خانم اعتراف کرد که سگش دو روز پیش کلاغی را کشته بود.

(منبع: حیوان را دست کم نگیر. عزیز نسین( 1915 _ 1995). ثمین باغچه‌بان. تهران پارمیدا 1397)

 

لطیفه‌های هفته

  • دیدن فوتبال با خانواده خریت محض است. نه می‌توانید سیگار بکشید، نه فحشی، نه توهینی. فکر کنید بازیکنتان موقعیت 100 درصدی را از دست می‌دهد و شما باید بگویید: ای نابخرد، چرا اینگونه کردی؟
  • مردی از حکیم پرسید: چگونه عیب‌های خودم را بشناسم؟ حکیم گفت: کافیست یک عیب زنت را به او بگویی، خواهی دید که تمام عیب‌های خودت، پدر، مادر و بستگان، همسایگان و دوستان و حتی آشنایان در کشورهای خارجی را به تو خواهد گفت. واقعا که حکیم دانایی بود….
  • خاطرات یک معلم از امتحانات شاگردانش: کاربرد سوزن خط کش را در صنایع فلزی بنویسید؟ آقا گفتین این نمیاد. چهار «کیسه تن» را نام ببرید؟ از کیسه تن برای حمام استفاده می‌شود. رود نیل به چه دریایی می‌ریزد؟ مهدی ترانه (منظور مدیترانه است)
  • مراحل خرید کردن خانم‌ها: 1.چیزی لازم ندارم فقط نگاه کنم. 2. پوشیدنش که ضرر نداره. 3. انگار برای من دوختنش 4. حالا ی بار که صد بار نمیشه. 5. آقا اینو حساب کنید…
  • زنگ زدم دفتر پاسخگویی مسائل شرعی، گفتم حرام جدید چی داریم؟ اعلام کرد: نگهداشتن همزمان مربای مجید با عسل در یخچال بعلت مونث و مذکر بودن شرعا حرام است. مگر اینکه در یخچال باز باشد…
  • این همه می‌گویند تک فرزندی بد است. می‌دانستید اگر تک فرزندی باب بشود و همه یک بچه داشته باشند، چه کمک بزرگی به بشریت می‌شود؟؟ آن وقت سه نسل منقرض می‌شود: خواهر شوهر، جاری، باجناق….
  • اگر رنگ مورد علاقه‌تان یکی بود دلیل نمی‌شود با هم ازدواج کنید ولی می‌توانید با هم نقاشی بکشید…

 

نکته هفته

وقتی گذشته‌ات زنگ می‌زند، جوابش را نده، چون حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد…

 

نقل‌قول هفته

جبران خلیل جبران می‌گوید: زنی که حالش با یک کتاب، شعر، آهنگ یا فنجانی قهوه خوب می‌شود، هیچکس در برابر او پیروز نمی‌شود. حتی زندگی در مقابلش شکست می‌خورد.

 

ضرب‌المثل هفته

پارسی: چو دشنام گویی دعا نشنوی!

آلمانی: اماهای نق‌زننده، سدی هستند در مسیر پیشرفت!

 

نویسنده: هفته.

مطلب پیشنهادی:

طنز و حکایت هفته

طنز و حکایت هفته ۶۰۳

کم‌هزینه‌ترین لذت‌های دنیا: بیشتر شکر کن و کمتر گله کن، گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشین و گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ای را بیرون بیاور و تماشا کن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *