Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دانش و اندیشه / حقیقت | بخش دوم و پایانی

حقیقت | بخش دوم و پایانی

رضا داوودی|

دائره‌المعارف فلسفی فرانسه|

 

 چهار : آیا حقیقت عینی است؟

با توجه به مشکلاتی که بر سر راه مفهوم نسبی‌گرایانه از حقیقت وجود دارد، باید تمایزی میان تصورات ذهنی‌مان که در طول زمان متغیر هستند و محتوای انتزاعی این تصورات ذهنی که در سنت فلسفی آن‌ها را «گذاره» می‌نامیم که غیر قابل تغییر هستند، قائل شد. تصورات ذهنی ما به تاریخ خاص خودمان، به بافت تاریخی و اجتماعی که در آن تحصیل کردیم و ایده‌هایی که با آن‌ها مواجه بودیم، بستگی دارد. فرض کنیم که علت مرگ رامسس دوم باسیل کُخ است.

ما این اعتقاد را تا زمانی که فرضیه وجود میکروب‌ها را نمی‌شناسیم و در صورتی که تصوری ذهنی از مفهوم باکتری مسئول سل نداریم، نمی‌توانیم داشته باشیم. اما گذاره‌ای که اجازه می‌دهد تا این اعتقاد را توصیف کنیم، یعنی گذاره مرگ فرعون با بیماری سل کاملا از این تصورات ذهنی، شرایط تاریخی و اجتماعی که امکان نشر آن را فراهم کرده، مستقل است. حتی اگر ما وجود نداشتیم، هیچ تغییری در این گذاره و به ویژه در صحت آن به وجود نمی‌آمد. همان‌طور که گوتلوب فرگه بیان می‌کند: «هرگز نباید فراموش کرد که وقتی من به گذاره‌ای فکر نمی‌کنم، آن گذاره دیگر صحیح نیست، و یا این‌که وقتی چشمانم را می‌بندم، خورشید نابود نمی‌شود.»

حقیقت

در نتیجه حقیقت یک اعتقاد نه به نگاه فردی که این اعتقاد را شکل داده و نه حتی به علل سوبژکتیوی که این فرد می‌تواند این اعتقاد را داشته باشد، بستگی دارد، بلکه به شرایط خارجی و عینی بستگی دارد. ما فرضیه‌ای را که بنابر آن حقیقت هر گذاره‌ای فقط به جهان خارج بستگی دارد.

پنج: حقیقت، هماهنگی با واقعیت یا مسئله اعتقاد؟

در این چهارچوب عینی گرایانه، اعتقادی کاملا موجه می‌تواند اشتباه باشد و یا برعکس، اعتقادی غیرعقلانی، که بدون توجه به داده‌ها شکل گرفته، می‌تواند درست باشد. آیا با این حال باید از این مفهوم طرفداری کرد؟ دو رویکرد اصلی در این مسئله در روبه‌روی یکدیگر قرار می‌گیرند: مفهوم معرفت شناختی از حقیقت و مفهوم واقع‌گرایانه از حقیقت.

طرفداران رویکرد معرفت شناختی از حقیقت معتقدند که مفهوم حقیقت، برخلاف آن‌چه که شهود پیش-فلسفی ما القا می‌کند، در واقع مستقل از مفهوم شناخت نیست، و باید بازتعریف شود. براین‌اساس، حقیقت یک گذاره ضرورتا به این وابسته است که مورد قبول عقل قرار گیرد: بی‌معنی است که گذاره‌هایی درست وجود داشته باشند، اما این گذاره‌ها باید برای همیشه برای بشر ناشناخته باقی بمانند. تصور کنید که صندوقی وجود دارد که در آن، با سحر و جادو بسته شده است و باز کردن آن برای مشاهده محتوای آن غیر ممکن است. فرض کنیم که در این صندوق یک سرگین غلطان وجود دارد. هیچ کسی در موقعیتی قرار ندارد که بتواند به درون این صندوق دسترسی داشته باشد و این جمله را بگوید: «یک سرگین غلطان درون این صندوق وجود دارد.»

در نتیجه، کسی که طرفدار رویکرد معرفت شناختی است از این ایده دفاع خواهد کرد که جمله بیان شده را نمی‌توان در ارتباط با شناختی قرار داد که به طور عقلانی قابل تایید باشد. برعکس، طرفدار رویکرد عینی‌گرایانه خواهد گفت که حتی اگر کسی نتواند اعتبار این جمله را تایید کند، این جمله دارای اعتباری از حقیقت است.

بیایید برای روشن شدن این اختلاف، تحلیل این شرایط را در نزد ارسطو، یکی از اولین مدافعان نظریه حقیقت به مثابه تطابق با واقعیت و هم‌چنین گودمن، یکی از طرفداران رویکرد معرفت شناختی مقایسه کنیم. به نظر ارسطو، حقیقت یک گذاره برپایه واقعیتی مستقل از اعتقادات ما و درجهان خارج قرار می‌گیرد.

او در رساله «مقولات» می‌نویسد که «گذاره درست به هیچ وجه علت وجود خارجی یک چیز نیست؛ برعکس، آن چیز است که به نظر به نوعی علت حقیقت‌گذاره است، زیرا درستی و یا نادرستی گذاره، به وجود و یا عدم وجود آن چیز بستگی دارد.» بنابراین ارسطو معتقد بود که وجود سرگین غلطان در آن صندوق ضامن حقیقت آن گذاره است، حال اعتقادات ما هر چه که باشد. گودمن در عوض معتقد است که حقیقت می‌تواند اعتباری «تمام و دائم» باشد. بنابراین، گذاره مورد نظر در نبود هر گونه اطلاعاتی در مورد محتوای صندوق، نسبت به گذاره نفی خود اعتبار بیشتری ندارد.

رویکردهای معرفت شناختی از حقیقت با شهود ما منطبق نیستند. در مناظره خیالی میان ارسطو و گودمن، نگفتن این که انسان‌ها کامل نیستند و بنابراین همیشه عقلانی نیستند، دشوار است. به راحتی می‌توان تصور کرد که گذاره‌های نادرست نه تنها در برخی مواقع برای بشر معتبر هستند، بلکه برای همیشه معتبر باقی می‌مانند. برعکس، می‌توان تصور کرد که فهم برخی حقایق آن‌چنان دشوار باشد که هرگز انسان‌ها به آن‌ها اعتقاد پیدا نکنند.

گودمن در پاسخ می‌گفت که باید با این مفهوم عینی‌گرایانه از حقیقت خداحافظی کرد. او اصرار داشت که در برخی موارد، اعتقادات ما کاملا و به طور دائم معتبر هستند، حتی زمانی که یافتن واقعیتی در جهان برای حقیقی یافتن آن‌ها دشوار باشد. به این ترتیب، این جمله اخلاقی را در نظر بگیرید: «شکنجه کودکان کار بدی است.»

این‌که معتقد باشیم این جمله معتبر نیست، بسیار وحشتناک است. با این حال، آیا در جهان چیزی هست که آن را به حقیقت تبدیل کند؟ آیا واقعیتی اخلاقی عینی که نشان دهد این جمله حقیقت را بیان می‌کند، وجود دارد؟ پاسخ دادن مثبت به این جمله لزوما تعهد به ماهین این واقعیت اخلاقی نیست: طرفداران نظریه انطباق حقیقت با واقعیت معتقدند که همیشه مشخصات عینی جهان است که به گذاره‌ها حقیقت و اعتبار می‌بخشد، حتی زمانی که ماهیت مشخصات مورد نظر برای ما مبهم باشد.

شش : آیا ما وارد دوران پسا-حقیقت شده‌ایم؟

براساس رویکرد عینی گرایانه، حقایق مستقل از اعتقادات ما هستند. این به این معنی نیست که ارتباطی تنگاتنگ میان مفهوم اعتقاد و مفهوم حقیقت وجود ندارد. در واقع به نظر می‌رسد قبول این‌که یک اعتقاد نادرست صحیح باشد، دشوار است و می‌توان مخاطب خود را در صورتی که گذاره‌ای نادرست بیان کند، مورد انتقاد قرار داد.

در این معنا، حقیقت هنجاری برای اعتقاد است: وقتی اعتقادی نادرست است، می‌توان به طور مشروع آن را مورد انتقاد قرار داد. برجستگی این هنجار در میان مجموع هنجارها مورد انتقاد و اعتراض شدید به ویژه در جهان سیاست قرار گرفته است. این موضوع پسا-حقیقت است. یک طرفدار پسا-حقیقت یک دروغگو یا متقلب نیست، بلکه کسی است که اهمیت خود حقیقت را به مثابه هنجار زیر سوال می‌برد.

حتی اگر قبول کنیم که حقیقت یک هنجار است، و به همین واسطه اعتقادات درست خواستنی هستند، می‌توان هنجارها و ارزش‌های دیگر را به آن ترجیح داد: موثر بودن، فایده، عدالت، آزادی و سعادت گاهی در ورای هنجار حقیقت قرار می‌گیرند. مشکل این موضع‌گیری این است که فراموش می‌کند که ارتباطی ذاتی میان حقیقت و این ارزش‌های دیگر وجود دارد. آیا یک سیاست بهداشتی موثر می‌تواند کاملا نسبت به واقعیت‌های پزشکی بی‌تفاوت باشد؟

وقتی یک سیاستمدار ادعا می‌کند که موثر بودن را در ورای حقیقت قرار داده است، این نکته را که واقعیت‌ها لجباز هستند و نمایان می‌شوند را ناگفته باقی می‌گذارد: برای مثال کافی نیست که بگوییم واکسیناسیون برای مبارزه با اوتیسم موثر است، زیرا عمل کردن بر پایه اعتقادات غلط غالبا منتهی به موفقیت نمی‌شود.

بنابراین، می‌دانیم که واکسیناسیون باعث اوتیسم نمی‌شود. البته حقیقت هنجاری منحصر به فرد نیست، و می‌تواند با هنجارهای دیگر در مناقشه قرار گیرد. اما نمی‌توان آن را کنار گذاشت و نسبت به حقیقت بی‌تفاوت بود.                                                                                           

                                                                                     پایان

نویسنده: هفته.

مطلب پیشنهادی:

خیر و شر

تاملی در باب شر

شر حرکت در مسیر نادرست در زندگی است؛ شر عادات غلط در زندگی است؛ شر همان دو رویی است؛ دورویی همان گرفتن دو جهت متناقض در اعمال و رفتار است؛ دورویی گفتن چیزی و قصد چیزی دیگر است. شر ما را به بند می‌کشد و خیر رها می‌سازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *