Fengye College Center
خانه / عمومی / اخبار کانادا / کانادا / یک سال بعد از جنبش #MeToo | آیا اهانت به زنان کمتر می‌شود؟
زنان از هر گروه و با هر پوشش و باوری در معرض خطر آزارها و رفتار نامناسب جنسی هستند.

یک سال بعد از جنبش #MeToo | آیا اهانت به زنان کمتر می‌شود؟

سجاد صاحبان زند/ یک سال از رسوایی هاروی واینستین، تهیه‌کننده مشهور هالیوودی می‌گذرد، از همان روزی که زنان بسیاری به سخن در آمدند و درباره تعرضات جنسی به خود گفتند و با هشتگ #MeToo  آن‌را همرسانی (share) کردند. البته نام هاروی واینستین کمتر از شش ماه بعد از آغاز جنبش سایبری زنان کم‌رنگ شد، چرا که او تنها مرد مشهور و قدرتمندی نبود که از قدرت خود برای به دست آوردن زنان بهره برده و به آنان تعرض کرده بود. در گزارش‌ها و پرونده ویژه‌ای که سال گذشته در هفته منتشر شد به طور تفضیلی در این مورد نوشتیم و این چهره‌های نامدار را معرفی کردیم، مردانی از حوزه سیاست، هنر و ادبیات. کمی بعد فاش شد که چهره‌های بیشتری هم درگیر ماجرا بوده‌اند، حتی دانشگاهی‌ها. از بخت بد در میان آن‌ها هنرمندان و نویسندگان مونترالی هم بودند.

یک سال از این اتفاق می‌گذرد و مسایل گوناگونی مطرح شده است، اما پرسش این است که بعد از یک سال آشکار شدنِ چهره‌هایی که به زنان تعرض و اهانت کرده بودند، زنان، و به طور کلی جامعه بشری به چه دستاوردی رسیده است؟ اصلا از اول قرار بود به چه دستاوردی برسیم و آیا به این هدف رسیده‌ایم یا خیر؟ فاش کردن نام مردانی که به زنان اهانت کرده بودند، آیا کارکردی مثبت داشته است؟ جدا از این که برخی از این مردان از مسند خود برکنار شدند، آیا جامعه هم از این حرکت سود برده است؟

نکته دیگر این‌که آیا خود زنان بعد از این همه فراز و نشیب، با حقوق شهروندی و انسانی خود بیشتر آشنا شده‌اند؟ آیا آن‌ها می‌دانند که در صورت بحران باید چه کنند؟ آیا می‌دانند که برای بهبود وضعیت خود باید به چه نهادی مراجعه کنند؟ به هر حال همه زنان همچون ستاره‌های هالیوودی دارای رسانه و جایگاه نیستند و نمی‌توانند به سادگی حرف‌شان را بزنند. همه مردان هم وضعیتی شبیه هاروی واینستین ندارد. آیا زنان آگاه‌تر شده‌اند؟

جنبش #MeToo در ماه اکتبر سال گذشته آغاز شد و بسیاری از زنان در شبکه‌های مجازی از دردهای مگوی خود گفتند. شاید انتظار این بود که آزار جنسی زنان بعد از این همه فعالیت کاهش پیدا کند، اما گزارشی که پلیس کانادا هفته گذشته ارایه داد، کاملا مخالف این نظریه بود.

درست است که دستاوردهای زیادی بعد از حرکت #MeToo حاصل شد، اما هنوز نکات منفی فراوانی وجود دارد که نمی‌توان از آن‌ها به سادگی چشم پوشید. گفته می‌شود که حتی در برخی از موارد، این جنبش برضد خود عمل کرده است. البته شاید باید منتظر زمان بود. به هر حال اتقاق‌های اجتماعی برای رسیدن به هدف، به زمان احتیاج دارند و نمی‌شود خیلی زود نتیجه گرفت که جنش #MeToo زنان، که بعد از جنبش برای حق رای، آن‌را بزرگترین حرکت زنان می‌دانند، بی‌نتیجه بوده است.

در پرونده‌ای که به این منظور گرد آورده‌ایم، به برخی از ابهامات و نقاط تاریکی می‌پردازیم که هنوز وجود دارند و با وجود این موارد، و تا زمانی که آنها وجود دارند به معنی آن است که زنان به حقوق شهروندی خود نرسیده‌اند. قطعا نقاط مثبت فراوانی وجود دارد، نکاتی که نشان می‌دهد این جنبش با وجود برخی از مشکلات در مسیر درستی قرار دارد.

صورت قبیحه

جنبش #MeToo در ماه اکتبر سال گذشته آغاز شد و بسیاری از زنان در شبکه‌های مجازی از دردهای مگوی خود گفتند. شاید انتظار این بود که آزار جنسی زنان بعد از این همه فعالیت کاهش پیدا کند، اما گزارشی که پلیس کانادا هفته گذشته ارایه داد، کاملا مخالف این نظریه بود.

درست در ماه اکتبر، یعنی در یک‌سالگی جنبش #MeToo ، میزان گزارش‌های آزارهای جنسی در استان کبک نسبت به سال گذشته ۴۹ درصد افزایش داشته است. حتی این رقم نسبت به ماه سپتامبر همین امسال هم ۲۹ درصد زیاد شده است. پلیس اعلام نکرده است میزان گزارش‌های آزار جنسی در تابستان چقدر بوده، اما به طور سربسته گفته است که میزان این گزارش‌ها در تابستان بیشتر بوده و این‌که دختران زیر ۲۵ سال بیشتر در معرض آزار بوده‌اند. البته ۱۰ درصد گزارش‌های آزار جنسی هم متوجه مردان بوده است که در مقابل ۹۰ درصد آزار زنان رقم چندان زیادی نیست. (خبر و گزارش کامل این آمار را می‌توانید در وب‌سایت هفته  www.hafteh.caبخوانید.)

سوال این است که چرا میزان گزارش‌های آزار جنسی در کانادا افزایش یافته است. آیا کانادایی‌ها بعد از آغاز جنبش #MeToo افراد خشن‌تری شده‌اند؟ آیا میزان جرم و جنایت درزمینه‌های دیگر هم افزایش یافته یا تغییرات تنها در حوزه آزارهای جنسی بوده؟ چه چیزی تغییر کرده است؟

گاهی اطلاع‌رسانی نادرست درباره یک موضوع نتیجه برعکس می‌دهد، نظریه‌ای که آن‌را در علم رسانه با عنوان «حرکت بومرنگی» می‌شناسیم. یعنی افشای بیش از حد رسوایی اخلاقی مردان مشهور، سبب شده نه تنها به اهمیت حقوق زنان اضافه نشود که حتی بر ضد آن‌ها عمل کند.

برای پاسخ به این پرسش می‌توان دو فرضیه را مطرح کرد. فرضیه نخست این است که زنان و دختران جوان بعد از جنبش #MeToo به حقوق‌شان آگاه‌تر شده‌اند و از این‌رو می‌دانند که نباید در مورد آزار و اذیت خاموش باشند. شاید آن‌ها آموخته‌اند که باید شرم را کنار بگذارند و مشکلات‌شان را بیان کنند. اگر این‌گونه به ماجرا نگاه کنیم شاید به این نتیجه برسیم که میزان آزار جنسی در کبک افزایش نیافته، بلکه تعداد گزارش‌ها زیاد شده است.

اما تحلیلی دیگر هم می‌توان بر ماجرا داشت. برای رسیدن به این تحلیل باید یک بار دیگر صورت مساله را مرور کنیم. یکی از تهیه‌کنندگان مطرح هالیوود متهم به آزار جنسی زنان شد و بعد از این جنبشی راه افتاد که زنان دیگر هم از مشکلات‌شان گفتند. بسیاری از مردان سیاست، هنر و علم متهم به آزار جنسی زنان شدند. آن‌ها از قدرت خود سوءاستفاده کرده بودند. حالا یک سوال.

آیا افشای گسترده نام بسیاری از مردان سرشناس به عنوان آزاردهندگان جنسی درست بود؟ قرار بود چه نتیجه‌ای از این افشاگری بگیریم؟ وقتی بسیاری از مردان سرشناس جامعه، اقدام به عملی می‌کنند، آیا قبح مساله فرو نمی‌ریزد؟ شاید برخی دیگر گمان کنند که این عمل نادرست نیست و آن را به عنوان یک هنجار بپذیرند. درست است بسیاری از این افراد موقعیت و شغل خود را از دست دادند، اما آیا تکرار یک عمل قبیح، آن‌را برای جامعه عادی نمی‌کند؟ به نظر می‌رسد که رسانه‌ها در این مورد درست عمل نکردند و البته نام رسانه‌های اجتماعی همچون فیس‌بوک و توییتر هم مطرح است.

گاهی اطلاع‌رسانی نادرست درباره یک موضوع نتیجه برعکس می‌دهد، نظریه‌ای که آن‌را در علم رسانه با عنوان «حرکت بومرنگی» می‌شناسیم. یعنی افشای بیش از حد رسوایی اخلاقی مردان مشهور، سبب شده نه تنها به اهمیت حقوق زنان اضافه نشود که حتی علیه آن‌ها عمل کند. البته این نکته در حد یک نظریه است و باید برای درستی یا نادرستی‌اش پژوهشی گسترده انجام شود.

برت کاوانا که نامزد مورد علاقه ترامپ برای ریاست دیوان عالی آمریکاست، متهم به آزار جنسی زنان است.

ماجرای برت کاوانا و زنانی که همچنان به دونالد ترامپ رای می‌دهند

حالا بیاییم از زاویه دیگری به ماجرا نگاه کنیم. آیا می‌توان چشم به رسوایی اخلاقی مردان سیاست فروبست؟ قطعا نه. آیا نباید آن‌ها را بازگو کرد؟ قطعا چرا. باید اخبار منشر شوند تا مثلا فردی که می‌خواهد عضو دیوان عالی آمریکا، بالاترین مقام قضاوت در قرتمندترین کشور جهان، بشود و تا هنگام مرگ بر این صندلی بنشیند، رسوایی‌هایی اخلاقی در کارنامه‌اش نداشته باشد. باید فاش شود که کاندیدای دونالد ترامپ برای عضویتِ دیوان عالی آمریکا کیست: برت کاوانا متهم است به آزار جنسی زنان.

زنی که علیه کاوانا شهادت داد شرمگینانه سخن گفته و حتی می‌شد نوعی بخشش طرفِ مقابل را در لحن‌اش دید چرا که سال‌ها از ماجرا گذشته است. اما کاوانا پاسخ‌اش تند و خشن بود. آیا او نمی‌توانست با یک عذرخواهی، ماجرا را تمام کند؟ ممکن است کاوانا در سن جوانی اشتباهی کرده باشد، اما دست کم می‌تواند با پذیرش اشتباه در سن ۵۲ سالگی نشان دهد که آن ماجرا یک اشتباه کودکانه بوده است و بس. اما نه تنها کاوانا از رفتارش عذر نخواست بلکه زن شهادت‌دهنده علیه‌اش را تهدید کرد و دونالد ترامپ هم از او حمایت کرد و البته حمایت او به هیچ وجه مودبانه نبود.

تلخی ماجرا زمانی بیشتر روشن می‌شود که ترامپ در تبلیغات انتخابات میان‌دوره آمریکا در می‌سی‌سی‌پی رسما به تمسخر زنان و زن شهادت دهنده علیه کاوانا پرداخت. رفتار او از دیدِ بسیاری از رسانه‌ها به شدت منزجر کننده و بد بود. در ادامه ماجرا، چند روز بعد، هنوز زنانی بودند که از حزب آقای ترامپ حمایت کردند تا آن‌ها هنوز در مجلس سنا اکثریت داشته باشند.

ژیلا تولنتیو (Jila Tolentino) نویسنده هفته‌نامه نیویورکر با توجه به اتفاقات اخیر آمریکا از خستگی برخی از زنان از جنش‌هایی برای احقاق حقوق‌شان نوشت و از این که برخی می‌کوشند تا زنان را از تک و تا بنیدازند ابراز نگرانی کرد: «تا کنون حتی یک زن را ندیده‌ام که مثل کاوانا چنین بی‌پرده و خشن درباره آزار جنسی دیگران حرف بزند، آن‌هم در برابر سناتورهای مجلس سنا. اما ما همیشه باید نگران حرف زندنمان باشیم. این یک تبعیض بزرگ است و باید خاتمه یابد.»

او در بخشی دیگر از یاددشت‌اش از برخی از زنان انتقاد کرده که بی‌توجه به حقوق زنان دیگر، در فعالیت‌های اجتماعی شرکت نمی‌کنند یا به مسیری اشتباه می‌روند. به عبارتی، متاسفانه بخشی از مشکلات زنان، خود زنان هستند؛ زنانی که توجهی به اتفاقات ندارند و با اعمال خود سبب می‌شوند تا جایگاه زنان بیشتر و بیشتر تهدید شود و البته حتما خودشان هم ضرر این فقر اطلاعات را خواهند خورد.

 

خشونت جنسی، فرهنگ و دین؟

متاسفانه آزار و اذیت جنسی زنان و مردان ربطی به پوشش، فرهنگ، آموزش و بسیاری از پیش‌فرض‌ها ندارد و در همه نقاط دنیا روی می‌دهد. مثلا آمار می‌گوید که سوئد یکی از کشورهایی است که میزان آزار جنسی در آن بسیار زیاد گزارش شده است. اما آیا زنان سوئدی ۲۰ برابر زنان پاکستانی و ۶ برابر زنان کلمبیایی مورد تجاوز قرار می‌گیرند؟

پاسخ به این سوال قطعا منفی است. دلیل این گستردگی این است که اولا زنان سوئدی راحت‌تر مشکلات خود را گزارش می‌دهند و البته خیلی از مسایلی که در سوئد آزار جنسی تعبیر می‌شود، در جای دیگر چنین تعبیری ندارد. مثلا در مورد جولیان آسانژ، اتفاقی افتاده که شاید در جاهای دیگر دنیا جرم به حساب نیاید. یکی از دو شاکی او می‌گوید که در ماه اوت ۲۰۱۰ آسانژ را به خانه‌اش دعوت کرده و با رضایت کامل و با استفاده از وسایل جلوگیری (کاندوم) با او رابطه جنسی داشته‌است. خانم صبح از خانه خارج می‌شود و وقتی برمی‌گردد، باز هم با مدیر ویکی‌لیکس با او ارتباط برقرار می‌کند. هیچ حرفی هم از اجبار و زور نیست، فقط این بار آسانژ از وسایل جلوگیری استفاده نکرده‌است. دادگاه سوئد به همین دلیل آسانژ را متهم اعلام می‌کند.البته آسانژ این اتهامات را بی‌اساس و سیاسی خوانده و گفته است که رابطه جنسی با زن سوئدی بر مبنای توافقی دوجانبه رخ داده است. او از بهار ۲۰۱۲ تاکنون به عنوان پناهنده در ساختمان سفارت اکوادور در لندن زندگی می‌کند. آیا زنان آفریقایی، آسیایی و خاورمیانه می‌دانند که می‌توانند چنین ادعاهایی را مطرح کنند؟

داستان غم‌انگیز و اعتراض زنان، قبل از رسوایی هاروی هم وجود داشته است، به همین دلیل هشتگ‌هایی در سال ۲۰۱۴ برای افشای آزار جنسی ایجاد شده بود، مواردی مانند YesAllWomen# ( بله، همه زنان). مطرح شدن هشتگ‌هایی مثل  WhatWereYouWearing# (چه لباسی پوشیده بودی) نشان می‌دهد که تعرض جنسی ربط چندانی به پوشش زنان ندارد و زنان همیشه می‌توانند در معرض خطر باشند.

جنبشی موفق یا ناموفق؟

هر چند برخی از آمار نشان می‌دهد که میزان آزارهای جنسی بعد از آغاز جنبش #MeToo افزایش داشته است و همچنان برخی از چهره‌ها همچون دونالد ترامپ به تمسخر آن می‌پردازند و حتی مردان را قربانی می‌دانند. هرچند گروهی از افراد معتقدند که برخی زنان می‌خواهند از آب گل‌آلود «آزار و اذیت‌های جنسی» ماهی‌های خود را بگیرند و سو‌‌ء‌استفاده کنند. هرچند گروهی از تحلیل‌گران بر این باورند که گروه‌های سیاسی ( مثلا دموکرات‌ها ) از این ماجرا برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند و #MeToo را سیاسی کرده‌اند و بیش از آن‌که برایشان حقوق زنان مهم باشد، از آن به عنوان ابزاری برای برتری‌های سیاسی استفاده می‌کنند. اما می‌توان نقاط مثبت بی‌شماری را برای حرکت زنان در یک سال اخیر برشمرد.

نگاه خوشبینانه به ماجرا این است که بعد از آغاز جنبش #MeToo بسیاری از زنان فرصت یافتند تا دردهای مگوی خود را اعلام کنند. بسیاری از افراد، این نقطه را مثبت و مهم ارزیابی می‌کنند، چرا که بیان یک موضوع، آغاز شناخت و البته پیدا کردن راه حل برای آن است.

باید اخبار منتشر شوند تا مثلا فردی که می‌خواهد رییس دیوان عالی آمریکا شود و تا هنگام مرگ بر این صندلی بنشیند، رسوایی‌هایی اخلاقی در کارنامه‌اش نداشته باشد. باید فاش شود که نامزد  دونالد ترامپ برای ریاست دیوان عالی آمریکا کیست: برت کاوانا متهم است به آزار جنسی زنان.

مطابق آمار ارایه‌ شده توسط دویچه‌ووله، دو سوم آلمانی‌ها معتقدند این جنبش مثبت بوده است. آلمانی‌ها معتقدند که این جنبش سبب شده تا «توجه افکار عمومی به یک مشکل مهم جلب شود» و «راه برای بحث درباره اذیت و آزار جنسی باز» شود. این نظرسنجی که توسط موسسه پژوهشی کانتر پاپلیک Kantar Public و به سفارش «اشپیگل آنلاین» انجام شده، نشان می‌دهد که هیچ تفاوتی میان پاسخ‌های زنان و مردان شرکت کننده وجود نداشته است. در هر دو گروه ۶۶ درصد بر این نظر بوده‌اند که به راه افتادن بحث #MeToo در محیط کار موثر بوده و تاثیر مثبت داشته است. تنها ۲۲ درصد مردان و ۲۵ درصد زنان بر این باور بوده‌اند که تاثیر این جنبش منفی بوده است. سه درصد زنان و چهار درصد مردان هم گفته‌اند که علاقه‌ای به این بحث ندارند و این موضوع هیچ ربطی به آنها ندارد.

گزارش مجله اکومونیست هم بازتابی مثبت از این جنبش را ارایه می‌کند. در گزارشی که این نشریه به مناسبت یک سالگی #MeToo منتشر کرده، به نکته بسیار جالبی اشاره شده است. به نوشته این نشریه، الگوهای رفتاری برای تغییر به زمان نیاز دارند و شاید دو یا سه دهه طول بکشد که تغییر کنند و با توجه به زمان یک ساله جنبش، هنوز زود است درباره‌اش به قضاوت بپردازیم. نویسنده این مقاله معتقد است دست کم این روزها کسی زنی را ادعای آزار و اذیت شدن دارد، تمسخر نمی‌کند یا عده کوچکی چنین می‌کنند در حالی که در سال ۱۹۹۱چنین نبود. در این سال، آنیتا هیل ادعا کرد که کلارنس توماس (قاضی دیوان عالی کشور آمریکا) به او تعرض کرده است، اما نه تنها کسی از او حمایت نکرد که حتی دوستان توماس او را دیوانه خواندند. این ماجرا خیلی قدیمی نیست و نشان می‌دهد که زنان کمتر از سه دهه قبل حتی نمی‌توانستند مشکلات‌شان را مطرح کنند.

اما اکنون زنان به آسانی انتقاد می‌کنند و می‌توانند از حقوق‌شان دفاع کنند. از خاطر نبریم که زنان مدت زیادی نیست که توانسته‌اند حق رای به دست بیاورند. یعنی جامعه حتی آن‌ها را برای رای دادن به رسمیت نمی‌شناخت، چه برسد این‌که بخواهد از آن‌ها در مقابل مردان حمایت کند. با این همه زنان به حق رای رسیدند و مسیرشان برای رسیدن به حقوق‌شان ادامه دارد. آن‌ها مسیری دشوار را برای رسیدن به اهدافشان در مقابل دارند، اما شواهد نشان می‌دهد که آینده‌ای روشن دربرابر ماست.

 

جلد ویژه نشریه تام برای جنبش #MeToo در پایان سال گذشته نشان از اهمیت این ماجرا دارد.

چرا زنان ایرانی اعتراض نمی‌کنند؟

هیس! دختران فریاد نمی‌زنند

اهانت جنسی در همه دنیا وجود دارد، اما آمار مربوط به این جرم، در بسیاری از کشورها از جمله ایران ارایه نمی‌شود. زنان افغان هم سرنوشتی شبیه زنان ایرانی دارند. در طول سال گذشته کمتر زنی ایرانی به اعتراض پرداخته است. چرا؟ چرا دختران ایرانی فریاد نمی‌زنند؟ یا آن‌که مشکلی برایشان وجود نداشته است؟

حدود دو ماه پیش، داستانی در رسانه‌های اجتماعی مطرح شد. دختربچه‌ای هفت ساله، بر اثر ریزش دیوار فرسوده مدرسه مرده بود. کمتر از چند ساعت بعد از مطرح شدن این داستان، روایتی دیگر مدعی شد که دختربچه، مورد آزار جنسی قرار گرفته شد و متهم بعد از آن با صحنه سازی، علت مرگ را فرو ریختن دیوار مدرسه نشان داده است. نکته دردناک ماجرا این بود که برخی مدعی شدند که پدر دخترک، به دلیل حفظ آبرو دوست ندارد ماجرای هتک حرمت به او علت مرگش شناخته شود. چرا؟ آیا دختر بچه‌ای که مورد آزار قرار گرفته، خطایی انجام داده است؟ چرا باید از بیان یک حقیقت شرم داشته باشیم؟

یکی از مشکلات جوامعی مثل ایران و افغانستان این است که دختران فرصت صحبت کردن پیدا نمی‌کنند. بسیاری از آن‌ها از حقوق خود آگاه نیستند و اگر هم بخواهند اعترض کنند، جامعه آن‌ها را سرجای خودشان می‌نشاند. جوامع سنتی از دختران می‌خواهد تا سکوت کنند و حرفی نزنند، حتی در برخی موارد آن‌ها را متهم می‌کنند که با حرکات خود مردان را تحریک کرده‌اند و مقصر آن‌هایند و نه مردان.

متاسفانه تابو و شرم بیان مسایل جنسی در ایران سبب شده تا فجایع بزرگی در جامعه شکل بگیرد و کسی هم نباید درباره‌شان صحبت کند.

 

نویسنده: هفته.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *