قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنزها و حکایت هفته

طنزها و حکایت هفته

نکته مثبت هفته

لمس کردن و در آغوش کشیدن دیگران، هورمون «احساس خوب» را بطور طبیعی در بدن آزاد می‌کند و باعث می‌شود احساس بهتری نسبت به زندگی و محیط پیرامون خود داشته باشیم.

حکایت هفته

«فکر می‌کنند کبک آنها را نمی‌بیند»

«قدر زر زرگر شناسد، آن که بنیادش بد است» جنس مرغوب همیشه مشتری دارد. سطح کار که بالا باشد، دنبال آدم هم می‌آیند. اما امان از کار بد! بیخود نیست گفته‌اند: «کار بد، بدتر بود از مار بد!» حالا ناشر هر چقدر هم خوب باشد فایده ندارد. چون «ذات بد نیکو نگردد، قدر گوهر گوهری» گفتم که، کار باید مقبول باشد.

گاهی مردم چاره دیگری ندارند، مظلومانه افاضات و تراوشات مغزی شما را می‌خوانند و چیزی هم نمی‌گویند، اما همین مردم با این ملاحظه که «آش کشک خالشه، بخوری آشه، نخوری آشه» همه را از «زیر سبیل رد می‌کنند». ایشان می‌دانند که «مرغ همسایه همیشه ناز نیست» ترس من از این است که این بندگان پاکدل و سلامت خدا به شما اعتماد کنند و از پایه، همین طور غلط بالا بروند و بشود، «خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می‌شود بسیار کج» (این ثریا هم ماجراها داشته که بماند برای بعدها یا به عبارت دیگر: بزک نمیر باهار بیاد/ خربزه با خیار بیاد) من اگر «حرفی چیزی می‌زنم یا می‌گویم». یکی این است که «الف و نشر مرتب» به کار می‌برم  به گسترش ادبیات به ویژه صناعات ادبی کمک می‌کنم یکی هم اینکه دل‌سوزی می‌کنم برای قشر کتابخوان.

من معتقدم که: زبون خوش، هم مارو از سوراخش می‌یاره بیرون، هم شمارو» البته! گاهی هم اعتقاد دارم که: «زبون خوش اونه که مارو ببره توی سوراخش» و گرنه مار که خودش بدون زبون خوش از سوراخ بیرون می‌یاد. تاکید می‌کنم که تکلیف پدید آورنده باید با خودش و دیگران روشن باشد. نه اینکه «یک روز عاشق باشد و یک روز معشوق». درست است که بعضی‌ها هر دو جورش را می‌پسندند. بدون هیچ رودربایستی، منظورم این است که: «در دیزی بازه، گربه کجا رفته؟» اگر تلاش و دقت خوب بکنیم و از تلاش و دقت بد دوری کنیم همه چیز خوب می‌شود و گرنه شاعر علیه‌الرحمه هرگز نمی‌گفت. «برو کار می‌کن مگو نیست کار/ که دارند برخی کسان بیست کار» همه این حرف‌ها را زدیم که بگوییم: بیا! این هم اثر. و نمونه‌هایی را، هم لابه‌لای عرایضمان آوردیم که در کارآمد بودنشان تردید نکنید.

پدیدآورنده باید همیشه با ناشر در ارتباط باشد تا شکاف میان این دو فشر محترم در اثر همفکری و تبادل آرا» و عقاید سازنده پر شود! چرا باید مردم فکر کنند که پدیدآورنده خود را پنهان کرده است و تنها اثرش در معرض دید و نقد و بررسی قرار دارد، پس لازم است که پدیدآورنده گاهی هم خودش را پدید بیاورد و در کنار ناشر و خوانندگان آثارش دیده شود که برای همه سودمند است. «کبوتر با کبوتر فیل با فیل/ کند هم جنس را هم‌جنس تکمیل» اثری که عرض شد می‌تواند عنوانش «زرب‌المسل‌حای تنظعامیذ فارثی» باشد.

خدا را صد گیگا مرتبه شکر که الان حالمان خوب است! برویم نان بخوریم و صد تومان بدهیم به گدا!

(منبع: نزدیک ته خیار. مجموعه طنز. ناصر فیض. تهران شرکت انتشارات سوره مهر. 1387)

لطیفه‌های هفته

  • داشتم از خیابان رد می‌شدم یک ماشین نزدیک بود بزند شل و پلم کند، داد زدم هاااااای روانی… راننده سرش را از پنجره بیرون آورد و گفت: ها ها ها دیگه ماه صفر تمام شده، تو الان دیه 50 درصد off خوردی! ملت روانین بخدا….
  • من باشم، تو باشی، یک سقف باشد، فنجانی چای، یک استخر کوچک با جکوزی، یک دانه هم مازراتی، دیگر تو هم نبودی مهم نیست، فدای تو بشم من…
  • طرف زنگ زده رادیو می‌گوید: به آمریکا بگویید اگر صد تا موشک به تهران بزنید ما از جایمان تکان نمی‌خوریم!!! مجری گفت احسنت. از کجا تماس می‌گیرید؟ گفت: از شیراز…
  • حکیمی را گفتند تو که داناترین پیر جهانی، همه چیز میدانی، با سوادی، ما را بگو چگونه در ایران شاد باشیم؟ حکیم لختی تامل نمود و اندکی بعد بیشتر تامل نمود و آنقدر تامل نمود تا جان از کف داد و مریدان جامه بدرانیدند و گریختند….
  • مهمانی از آلمان داشتیم. عصر با ماشین می‌گشتیم. پرسیدم: چه جور جایی دوست داری برویم؟ گفت: دیسکو. گفتم: اینجا دیسکو نداره که، ایران ممنوعه. گفت پس این خانوم‌ها با این همه آرایش کجا می‌روند؟ گفتم: ختم انعام….
  • مرد: قلبم درد می‌کنه، زنگ بزن دکتر، سریع. زن: باشه عزیزم آروم باش، رمز موبایلت رو بگو… مرد: وایسا؛ نه نیاز نیست، حس می‌کنم بهتر شدم….
  • مهمترین حرفی که بعد از اربعین از زائران ایرانی کربلا می‌شنویم: پراید آنجا 3 میلیون بود!!!

نکته هفته

در مسیر دوستی، با کسی که به تو اطمینان دارد، دوست صمیمی و راستگو باش.

نقل‌قول هفته

ناپلئون بناپارت: غیرممکن، کلمه‌ایست که فقط در فرهنگ لغت احمق‌ها یافت می‌شود.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: ما صد نفر بودیم تنها، اونا سه نفر همراه!

افریقایی: اگر می‌خواهی عاقل شوی، بنشین و گوش کن!

شعر طنز هفته

«حسب حال»

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

تف به گور پدرت باد و دشنامی چند

بعضیا عین یه گاوند تعجب نکنید

چشم اِنعام مدارید ز اَنعامی چند

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید

با همین شل‌شلکی رفتن و با گامی چند

حافظ از کوچه رندان به ظرافت بگذر

تا نگیرند گریبان تو را خامی چند

قند آمیخته با گُل نه علاج دل ماست

خواب ما بسته با آبی و دیازپامی چند!

چون می از خم به سبو رفت و گل انداخت نقاب

من و دیم دیم دارارام و دیری ریم رامی چند!

(منبع: نزدیک ته خیار. مجموعه طنز. ناصر فیض. تهران شرکت انتشارات سوره مهر. 1387)

نویسنده: هفته.

مطلب پیشنهادی:

سرگرمی

طنز و حکایت هفته ۵۹۴

نکته مثبت هفته: به‌جای اینکه بشینی و حسرت موفقیت را بخوری، بلند شو و قدمی به سمتش بردار.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *