22می2018

09 بهمن 1396 نوشته شده توسط 

نقش زنان در جنبش اعتراضی ایران

 12--iran-protest-we-want-democracy1

رویا طلوعی

گرچه شعله اعتراضات در ایران فروکش کرده است اما خبرها حاکی از آن هستند که حرکت‌های اعتراضی دراین سوی و آن سوی همچنان ادامه دارد. همین امروز دوستی از مقابل زندان اوین از تهران تماس گرفت و از گروه بزرگی از خانواده‌ها گفت که در پی یافتن و یا دیدار اعضای خانواده‌شان در برابر اوین جمع شده‌اند. طبیعتا نابه‌سامانی‌های ایران نیاز به بررسی جدی دارد. بررسی که اگر به طور جدی و مداوم صورت نگیرد یافتن راه برون رفت از بن‌بست موجود بی‌تردید به درازا خواهد کشید. در جهت بررسی شرائط امروز ایران مقاله‌ها و ابرازنظرهای بسیار در این روزها منتشر شده است که طبیعتا هرکدام از آن‌ها هسته‌ای از حقیقت را در خود حمل می‌کند اما اینکه این نوشته‌ها تا چه حد راهگشا و راه‌نما هستند آینده نشان خواهد داد.
نوشته‌ی زیر به قلم خانم روویا طلوعی که در روزهای گذشته در سایت‌های مختلف منتشر شده است توسط خانم الاهه مشعوف به آدرس هفته ای میل شد. به عنوان نمونه‌ای از نظرات موجود در اطراف بحث اعتراضات اخیر نوشته‌ی خانم طلوعی خدمت شما خوانندگان تقدیم می‌شود. / تحریریه هفته


شعارهای تظاهر کنندگان حاکی از ظهور یک جنبش سکولار با خواست تحولات بنیادین است که به طور واضح و شفاف خواهان برچیده شدن بساط حکومت مذهبی در ایران می باشد. چنانچه حضور زنان از هم اکنون همراه با آگاهی های فمینیستی و جنسیتی، مطالبات مشخص، کارتیمی و شبکهای، سازماندهی گروهی و اعمال تواناییهای لیدرشیپ و رهبری گروهی باشد، هیچ کس نخواهد توانست پس از پیروزی این جنبش اعتراضی افقی که خوشبختانه تا حال حاضر رهبر کاریزمای واحدی با قابلیت تبدیل به دیکتاتور آینده را ندارد، دوباره زنان را به حاشیه و کنج خانه‌ها براند
یک هفته ازتداوم تظاهرات اعتراضی ایرانیان که چشمان جهانیان را به خود خیره کرده می گذرد. شعارهای تظاهرکنندگان حاکی از ظهور یک جنبش سکولار با خواست تحولات بنیادین است که به طور واضح و شفاف خواهان برچیده شدن بساط حکومت مذهبی در ایران می‌باشد. اگر چه ظهور خیابانی سرنگونی خواهان ساختارشکن ناگهانی به نظر می‌رسد، اما این جنبش ریشه‌ای عمیق در چهار دهه سرکوب و انباشت مطالبات و وعده‌های محقق نشده دارد. ظرفیتی که اشباع شده و اکنون دیگر فوران می‌کند. اعتراضات خیابانی بارها در مناطق مختلف ایران روی داده، اما هیچگاه اقبال گسترش در دیگر مناطق را با این وسعت نداشته است. این گستردگی و این رادیکال بودن شعارها و خواسته‌هاست که بسیاری از مخالفین را به ناتوانی حاکمیت در سرکوب کامل اعتراضات امیدوار کرده است.
ویدیوهای مختلف شهروندان خبرنگار حاکی از حضور شجاعانه زنان در این اعتراضات است. زنان هم در تظاهرات خیابانی، هم در حال شعارنویسی بر دیوارها و هم به صورت شهروندان فیلمبردار و گزارشگر دیده می‌شوند. کسانی که شاهد انقلاب ۱۳۵۷ در دوران کودکی و نوجوانی‌مان بوده‌ایم، حضور فعال زنان را در آن زمان نیز بیاد داریم. صرف حضور گسترده زنان در آن انقلاب موجب آزادی، بهبود وضعیت و ارتقای حقوقشان نشد بلکه بر عکس، زنان از اولین سرکوب شدگان انقلاب ۱۳۵۷ بودند که نه تنها تظاهراتشان علیه حجاب اجباری در هفده اسفند ۱۳۵۷ سرکوب شد، بلکه حقوق قانونی دوران سلطنت پهلوی را هم از دست دادند.
تجربه‌ی چهار دهه تبعیض جنسیتی طاقت فرسا به زنان می‌آموزد که این بار بایستی کاملا آگاهانه و هوشیارانه در جنبش اعتراضی‌ که احتمال دارد سرآغاز انقلاب دیگری باشد مشارکت نمایند. زنان باید نه تنها در اعترضات، بلکه در پیروزی و دستاوردهای پس از آن هم سهیم باشند و حق برابر خود را بگیرند. چنانچه حضور زنان از هم اکنون همراه با آگاهی‌های فمینیستی و جنسیتی، مطالبات مشخص، کارتیمی و شبکه‌ای، سازماندهی گروهی و اعمال توانایی‌های لیدرشیپ و رهبری گروهی باشد، هیچ کس نخواهد توانست پس از پیروزی این جنبش اعتراضی افقی که خوشبختانه تا حال حاضر رهبر کاریزمای واحدی با قابلیت تبدیل به دیکتاتور آینده را ندارد، دوباره زنان را به حاشیه و کنج خانه‌ها براند. درواقع زنان امروز ایران از پشتوانه‌ی سال‌ها تجربه‌ی غنی مشارکت کمابیش زنان در جنبش زنان ایران برخوردارند که در نوع خود یک جنبش شبکه‌ای و افقی بوده‌ است. در وهله حساس کنونی می‌توان از تجربیات جنبش زنان استفاده کرد و حتی موانع و ضعف‌های آن را ارزیابی و نقد کرده و اشتباهاتش را تصحیح نمود.
از موارد مهم حضور آگاهانه‌ی زنان تنظیم شعارهایی با مضمون برابری طلبی جنسیتی و حمل شعار نوشته‌ها و یا فریاد آن شعارها در تجمعات است. حتی اگر تعداد زنان کمتر از مردان باشد یا طنین صدایشان در غریو صدای مردان ادغام گردد باز هم دوربین های شهروندان خبرنگار به شکار لحظه‌های حضور زنان و اشتراک آنها در شبکه‌های اجتماعی که اتفاقا نقش برجستهای در اطلاع رسانی اعتراضات کنونی دارند، خواهد پرداخت. پس صدای زنان و خواسته‌هایشان به گوش خواهد رسید، کافیست که زنان مشارکت کننده آگاهانه شعارهای خود را مطرح نمایند. فراموش نکنیم که تکرار خواسته‌های برابری طلبی و رفع تبعیض خواه ناخواه آنها را ملکه اذهان خواهد ساخت.
در خیزشها و انقلابات همیشه از زنان به عنوان نماد مشارکت در پوسترها و عکس‌ها استفاده شده است. بسی حائز اهمیت است که زن شجاع امروز ایران که جان بر کف نهاده و علی رغم تمامی مخاطرات در اعتراضات شرکت می‌کند تنها در پوسترهای هیجانی تحسین‌آمیز، و تشویق‌کننده خلاصه نگردد. حضور زن در این پوسترها با همت و خواست خود زنان می‌تواند معنادار گردد. در کنار همه‌ی پیامهای پوسترها می‌توان پیام‌های برابری طلبی و احقاق حقوق مسلم زنان را ماهرانه گنجاند. به عنوان مثال هنگامی که پوسترهایی با تصویر مشت‌های گره کرده طراحی می‌شوند، مطمئن گردیم که مشت‌های گره کرده زنان و مردان با هم دیده می شوند. اگر تنها مشت‌های مردانه در تصویر دیده شوند این برداشت به ذهن متبادر می‌شود که انقلاب و خیزش امری مردانه است و باید آنرا “مردانه” انجام داد و به ثمر رساند.
شعارهای داده شده در تظاهرات نیز به لحاظ بار جنسیتی بسیار حائز اهمیت هستند. برخی شعارها درعین اینکه به ظاهرحالتی دعوت کننده دارند، اما می توانند کاملا بار منفی جنسیتی داشته و ضد زن باشند. به عنوان مثال اخیرا ویدیویی در فضای مجازی دست به دست می شد که تظاهر کنندگان فریاد می زدند: «بی غیرتها» نشستن، «زنان» به ما پیوستن! چنین شعاری حاوی تبعیض جنسیتی و توهینی بزرگ به زنان است. این شعار عملا به کسانی که مشارکت نکرده‌اند می‌گوید که ما گروهی از «مردان» در حال خیزش و انقلابیم. پس ای «مردانی» که به ما نپیوسته‌اید، شما از «زنان» هم کمتر و پست تر هستید! فراموش نکنیم که ما به پا خواسته‌ایم چون از وضع موجود ناراصی هستیم و می خواهیم تغییر مثبتی ایجاد کنیم. یک تغییر بسیار مهم تغییر در فرهنگ زن خوار پنداری است. چنانچه زنان و مردان آگاه و مخالف تبعیض جنسیتی در حین تظاهرات به مخالفت با طرح چنین شعارهایی برخیزند و یا در شبکه‌های اجتماعی به بازبینی و نقد شعارها بپردازند، می توان از تکرارچنین اشتباهاتی اجتناب ورزید.
پایان سخن اینکه بدون شک ما شاهد تنوعات بسیاری در مشارکت کنندگان در خیزش اعتراضی هستیم. این تنوع و تفاوت در خواسته‌ها ومطالبات شامل زنان و جنبش زنانی‌ها هم می شود. یکی از حسن های جنبش جهانی زنان به رسمیت شناخته شدن تفاوت‌ها در طی موج سوم فمینیزم است. این حسن را می توان در برهه حساس کنونی که به اتحاد و همکاری همگان نیاز است به کار گرفت و از آن بهره برد. لزومی ندارد که همه ما یکسان فکر کنیم و مطالبات یکسانی داشته باشیم. کافیست تفاوت‌ها را به رسمیت شناخت و به آنها احترام گذاشت. به عنوان مثال زنان ملیت ها و اقوام و طبقات مختلف ایران طبق تئوری اینترسکشنالیستی از لایه‌های تودرتو و درهم تنیده‌ی تبعیض رنج می‌برند و همه مطالبات آنان را نمی توان تنها دررفع تبعیض جنسیتی خلاصه کرد. از همین روی به رسمیت شناختن لایه‌های مختلف تبعیض، تلاش برای رفع آن و دوری کردن از ادبیات سیاسی غلط حاکم که به هرگونه تلاش برای رفع تبعیض‌های ملیتی به دیدهی تردید و نگرانی می نگرد بسیار حائز اهمیت است. قبل از آنکه تسلیم ادبیات غلط سیاسی فعلی شویم و با توهمات مختلف از هم دور گردیم به یاد آوریم که به ثمر نشستن این خیزش به همه‌ی ما نیاز دارد، حتی اگر به صورت شبکه‌ها و دسته‌های مختلف فعالیت می‌کنیم. / رویا طلوعی / ۱۸ دی ۱۳۹۶