22آوریل2018

22 آذر 1396 نوشته شده توسط 

گر پرده برافتد نه تو مانی و نه من؟


یادداشت‌های یک ذهن خطرناک
حجاب، بی‌حجابی، مهاجرت، آزادی‌های مدنی و باقی قضایا
سجاد صاحبان‌زند
قانون ممنوعیت پوشیدن نقاب یا روبند موسوم به قانون 62 با حکم دادگاه عالی کانادا لغو شد. این اتفاق بعد از شکایت یک زن مسلمان روی داد که این قانون را با آزادی شخصی‌اش متضاد می‌دانست؛ اما آیا فقط این زن مسلمان، مخالف این قانون بود؟ آیا مخالفت یک فرد با یک قانون، می‌تواند به آن خاتمه دهد؟ اجازه بدهید برای رسیدن به طرح چند پرسش بیشتر، چند نکته را مرور کنیم. اساساً هدف از نوشتن صفحه یادداشت‌های یک ذهن خطرناک، بیان پرسش‌هاست. پاسخ‌ها را شما پیدا می‌کنید و من هیچ ادعایی در دانستن چیزی ندارم.
روایت کانادایی
صبح روزی که رسانه‌های مونترالی در مورد قانون ممنوعیت حجاب در محیط‌های عمومی کبک، مثل اتوبوس و مترو، نوشتند یکی از دوستان انگلیسی‌زبان کبکی‌ام با عصبانیت تمام از این طرح گفت و بابت آن از من عذر خواست. این دوستم که به دلیل پوست بسیار سفیدش، خیلی زود در هنگام عصبانیت و شرم، سرخ می‌شود گفت که پوشش هر فردی انتخاب اوست و هیچ‌کس نباید در این مورد دخالت کند؛ یعنی اگر کسی عقیده دارد حجاب داشته باشد، نباید مخالفتی با آن انجام شود.P38-quebecs-burqa-banning
اعتصاب کبکی‌هایی که مخالف قانون حجاب بودند. به گمان آن‌ها هرکس آزادی دارد لباس خود را انتخاب کند و حجاب می‌تواند یک انتخاب باشد.
قبل از این‌که دوستم را ببینم، کاری را انجام داده‌ بودم که تقریباً هرروز انجام می‌دهم. یکی از کارهای روزانه من این است که وقتی صبح‌ها سوار اتوبوس می‌شوم خبرهای روز را می‌خوانم و سری به کانال‌های تلگرامی می‌زنم. آن روز ازقضا وقتی خبر ممنوعیت حجاب را خواندم، سری به گروه‌های تلگرامی زدم تا ببینم نظر هم‌وطن‌های ایرانی در این مورد چیست. کار دیگری که کردم، خواندن کامنت‌هایی بود که مخاطبان زیر خبر مربوط به ممنوعیت حجاب، در سایت سی‌.بی.سی نوشته بودند. گروهی از کاربران و خوانندگان سی.‌بی.سی مخالف قضیه بودند و گروهی دیگر نه. مخالفان طرح ممنوعیت حجاب در محیط‌های عمومی، همان حرف‌هایی را می‌زدند که دوستم می‌‌گفت. این قانون را مخالف دموکراسی می‌دانستند؛ اما موافقان چیزهایی می‌گفتند که بسیاری از آن‌ها کلیشه‌ای بود. البته نکته‌هایی هم در کامنت‌ها وجود داشت. تلاش کردم این نکته‌ها از دوستم بپرسم تا جواب او را بدانم. او که هنوز سرخ بود، پاسخ‌هایم را داد.
مخالفت با دموکراسی؟ هرگز
یک سری از کاربران اینترنتی موافق با طرح ممنوعیت روبند در محیط‌های عمومی، می‌گفتند که این طرح خوب است چون از فعالیت‌های تروریستی جلوگیری می‌کند. بسیاری از آن‌ها چیزهایی نوشته بودند که دلیلش را به‌درستی نمی‌دانستند. به‌طور حتم هیچ‌کس نمی‌تواند در پشت روبند خمپاره یا حتی یک هفت‌تیر پنهان کند؛ اما افراد می‌تواند هویتشان را پنهان کنند. دوستم معتقد بود که اگر این‌جوری به ماجرا نگاه کنیم، الکل هم باید ممنوع شود، چون می‌تواند رانندگی در هنگام مستی یا حتی جنایت به همراه داشته باشد.
کس دیگری نوشته بود که روبند نوعی آلودگی زیبایی‌شناسانه ایجاد می‌کند. کاربر دیگری از کسانی که می‌خواهند حجاب داشته باشند خواسته بود که به کشورهایی مثل عربستان سعودی بروند و راحت باشند. دوستم، تعیین محل زندگی هر فردی را یک حق شهروندی ساده می‌داند.P38-Ahmad-Ghabel
احمد قابل یکی از شاگردان آیت‌الله منتظری است و درجه اجتهادش را از او دریافت کرده است. او از کسانی است که حجاب را با آیات و روایات اسلامی قابل‌اثبات نمی‌داند.
کاربری ایرانی، از قانون حجاب در ایران نوشته بود و این‌که افراد باید این قانون را بپذیرند. دوستم، یک قانون مخالف دموکراسی غربی را دلیل آن ندانست که دموکراسی در کشورهای دیگر هم باید به دموکراسی بی‌تفاوت باشند. او تحت هر شرایطی روی حرفش ماند. انتخاب پوشش حق هر فرد است.
حالا از دیدگاهی دیگر به ماجرا می‌پردازیم.
حجاب، روبند و قوانین پوشش اسلامی
نگاه‌های گوناگونی در مورد مسئله حجاب در اسلام وجود دارد، اما تقریباً هیچ گرایش اسلامی موجه‌ای روبند یا نقاب را توصیه نمی‌کند؛ یعنی کسانی که می‌خواهند گردی صورتشان را بپوشانند، از قوانین اسلامی متعارف فراتر رفته‌اند. بخشی از این نوع نگاه، به تعصب‌ها یا عرف‌های منطقه‌ای برمی‌گردد، برخی دیگر به تفسیرهای عجیب از اسلام، تفسیرهایی که مثلاً داعش یا القاعده از اسلام دارند.
در گرایش‌های اسلامی، گروهی معتقدند که گردی صورت و دست‌ها تا مچ نباید پوشانده شود. همین گروه به دودسته تقسیم می‌شوند. گروهی معتقدند که حجاب یک واجب شرعی است و نباید با اجبار همراه باشد. مثلاً نماز در اسلام واجب است، اما هیچ‌کس نمی‌تواند شما را وادار به نمازخواندن کند. مطابق این نوع تفسیر، حجاب هم با توجه به واجب بودنش، برای شهروندان الزامی نیست. یکی از طرفداران این نوع نگاه، آیت‌الله طالقانی بود که در روزهای آغازین انقلاب اسلامی، با حجاب به شکل روسری مخالفت کرد. به باور او حجاب خوب است و بهتر است توسط زن مسلمان اجرا شود، اما نباید اجباری باشد.
دسته‌ای دیگر موافق اجرای قانون حجاب هستند و آن را به‌عنوان قانون می‌پذیرند. مطابق این قانون، مثلاً کسی که می‌خواهد در خیابان تردد کند، یا به یک اداره دولتی برود، باید حجاب قانونی و کامل داشته باشد.P38-GinellaMassa   
جلینا ماسا (Ginella Massa)، نخستین زن خبرنگار کانادایی است که از سال گذشته باحجاب جلوی دوربین رفته است‌. او خبرنگار شبکه CTV است.
اما در میان علما و دانشمندان مسلمان کسانی هستند که به آیات و روایات استناد می‌کنند و معتقدند که هیچ الزامی در اسلام برای حجاب وجود ندارد. در هر دوشاخه بزرگ اسلامی، ازجمله اهل سنت و شیعه می‌توان کسانی را پیدا کرد که چنین فکر می‌کنند و شاید جرقه‌های این نوع نگاه از جانب اهل تسنن آمده باشد.
مثلاً یادم می‌آید که در سال ۱۳۸۰ کتابی با عنوان «زنان پرده‌نشین و مردان جوشن‌پوش» در ایران منتشر شد که البته با هیاهوی بسیاری همراه بود. حتی بنفشه سام‌گیس، خبرنگاری که این کتاب را در روزنامه ایران معرفی کرده بود، با مشکلاتی روبرو شد. فاطمه مرنیسی، نویسنده مراکشی و اهل سنت این کتاب معتقد است که در تحقیق‌های خود، هیچ سندی را درباره الزامی بودن حجاب ندیده است و نشان داده که این‌همه سخت‌گیری در مورد حجاب زنان برخلاف فکر قرآنی و سنت نخستین پیامبر اسلام و حداقل برخلاف ایده و فکر اصولی پیامبر است.
در میان ایرانیان متدینی که چندان با روسری و به قول احمد قابل، حجاب سر و گردن، موافق نیستند باید از خود او و حسن یوسفی اشکوری یاد کنیم. از این دو، اولی تا مرحله اجتهاد پیش رفت، اما ترجیح داد لباس طلبگی نپوشد و دیگری بعد از اتفاق‌هایی خلع لباس شد. قابل، دو روایت درباره حجاب حضرت زهرا پیش ما می‌گذارد و معتقد است هر دو روایت جعلی هستند. این داستان را به دختر پیامبر نسبت می‌دهند که او در مقابل مرد نابینایی خودش را پوشاند و گفت که اگر او مرا نمی‌بیند من که او را می‌بینم. یکی دیگر از سخنان نسبتاً مشهور درباره او این است که وی معتقد بود بهترین زن کسی است که مردان را نبیند و مردان نیز نتوانند او را ببینند. به باور قابل، هردوی این داستان‌ها جعلی هستند.
حتی بسیاری عقاید علامه مطهری را با حجاب به شکل عرفی و سنتی متضاد می‌بینند و معتقدند که کتاب «مسئله حجاب» او، موافق نظر بسیاری از فقهای سنتی نیست. گامی از این فراتر، بر اساس برخی از گفته‌های احمد قابل، نه‌تنها پوشش روسری در اسلام الزامی نیست، بلکه در هنگام نماز هم فقط پوشاندن آلت تناسلی کفایت می‌کند. او در ویدیویی که در یوتیوب موجود است، می‌گوید: «پوشش سر و گردن واجب نیست، اما مستحب است... یعنی خوب است... مدرکی که حجاب را ثابت کند در قرآن و روایت پیدا نشد.»(منظورش این است که او مدرکی پیدا نکرده است.)
بسیاری از مسلمان هم معتقدند که حجاب باید درونی باشد و تنها به روسری سر کردن نیست. آنها می‌پرسند آیا می‌توان کسی را که روسری به سر کرده و پیراهنی چسبان پوشیده، چنان‌که‌ دکمه‌های پیراهنش در حال پاره شدن هستند، باحجاب دانست؟ این نوع لباس پوشیدن هم از نظر آن‌ها مشکل دارد.
آزادی، فلسفه و حجاب
مفهوم آزادی در سال‌های بسیاری تغییر کرده است و از طرفی مفهوم آزادی سیاسی، با آنچه اهل اندیشه می‌گویند متفاوت است. ما تقریباً هیچ کشوری را در دنیا نداریم که بتواند ادعای آزادی مطلق داشته باشد. مثلاً همین‌الان، جدای از بحث حجاب داشتن، هیچ زن کانادایی نمی‌تواند بدون پوشش بالاتنه در مکان‌های عمومی حاضر شود؛ یعنی عملاً حق انتخاب لباس در کانادا هم وجود ندارد.
اما انسان‌ها تا چه حد می‌توانند آزادی داشته باشند؟ آیا آزادی انسان بی‌مرز است. قطعاً نه. کلاسیک‌ترین پاسخ به این پرسش این است که اگر آزادی شما، آزادی کسی دیگر را به خطر انداخت، شما از مرز و قانون آزادی گذشته‌اید. جان استورات میل، یکی از طرفداران سرسخت آزادی است، کسی که معتقد است دولت هیچ حقی برای محدودیت آزادی ندارد، اما از طرفی آزادی نباید باعث آزار دیگران شود.
اما چنانچه که می‌دانیم، چیزهای بسیار متفاوتی باعث آزار دیگران می‌شود. مثلاً اگر کسی به من بگوید زیر ابروهایت دو چشم سیاه داری، به‌شدت ناراحت می‌شوم. چون چشم‌هایم قهوه‌ای هستند. پس این قانون کلی هم جواب نمی‌دهد. بهترین چیز شاید راه‌حلی باشد که کانت در برابر ما می‌گذارد. در نظریه کانت، شرط ارزش اخلاقی این است که فاعل آن، فقط برای اطاعت از حکم عقل، آن را انجام دهد؛ یعنی هر کاری که می‌خواهی انجام دهی، باید با عقلت جور دربیاید؛ یعنی نمی‌توانی مثلاً هیجان‌زده شوی و کاری انجام دهی. یا مثلاً نمی‌توانی چشم‌هایت را ببندی و بدون توجه به جامعه، به مسیری بروی باعث به هم خوردن نظم عمومی شوی.
دوستی تعریف می‌کرد که چندی قبل در منطقه اولد‌پورت (بندر قدیمی مونترال) قدم می‌زده که ناگهان می‌بیند مردی عرب با همان لباس عربی می‌چرخد و می‌گوید: الصلات؛ یعنی نماز. بسیاری از کسانی که زبان عربی نمی‌دانستند و مسلمان نبودند، وحشت‌زده شدند چون گمان می‌کردند که نکند یک حمله تروریستی در راه است. آیا عمل این مرد مسلمان در شرایط اخیر، منطقی و عقلانی است؟
هگل هم نظریه‌ای مشابه را مطرح می‌کند. مطابق نظر او، آزادی یعنی چیزی که جامعه آن را بپذیرد، یا تفسیری که با هنجارهای همگانی مطابق باشد. سؤال این است: آیا گذاشتن روبند در جامعه‌ای که پوشاندن سر در آن مرسوم نیست، سبب جلب‌توجه بیشتر نخواهد شد؟ از طرف دیگر، آیا تحمیل یک قانون به جامعه‌ای که افراد با گرایش‌های گوناگون (مثلاً با حجاب) را می‌پذیرد، باعث تحریک گروهی دیگر نمی‌شود.
پاسخ با شما.