24جون2018

22 آذر 1396 نوشته شده توسط 

طرحی از زندگانی، اندیشه‌ها و آثار

ازجمله مطالبی که خوانندگان از ما درخواست کرده‌اند تا در صفحات ادبی بگنجانیم، شرح احوال و آثار نویسندگان خارجیِ محبوب است. اجابتِ این خواسته را با کازانتزاکیس شروع کرده‌ایم که در میان نظرسنجی‌هایمان از همه بیشتر خواستار داشت. امیدواریم بپسندید.
نیکوس کازانتزاکیس
بخش دوم از سه بخشP46
کازانتزاکیس هم انسان بود و وسوسه تن در او آغازشده بود. در هنگامه مبارزه و کشاکش با نیروهای سرکش درون مبتلابه اگزمای صورت شد و در کمال ناباوری پزشک معالج او این مرض را بیماری قدیسین نامید. بیماری تبعیت جسم از روح. وی حاصل تأملاتش را در نمایش‌نامه‌ای درباره زندگی بودا مطرح کرد و از وین گریخت.
وی اندیشه‌های کمونیستی‌اش را در سال ۱۹۲۳ کامل کرد و مطالعات خود را در مورد بودا گسترش داد. اقامت سه‌ماهه او در ایتالیا باعث شد که کازانتزاکیس از شهر پومپی که بعدها یکی از مکان‌های تأثیرگذار بر آثار وی شد دیدن کند. شاید او با تأثیرپذیری از کتاب انحطاط غرب که آن روزها جلد دومش درآمده بود پذیرفت که تمدن غرب در حال نابودی است. ارتباط کازانتزاکیس با النی سامیو و تأثیراتی که او بر رویش داشت باعث شد که وی اندیشه‌های کمونیستی را دنبال کند و رهبری یک دسته از دختران و پسران کمونیست را در هراکلیون بر عهده بگیرد.
در اوج شور و شتاب‌های اجتماعی تنهایی‌های روحی‌اش در این برهه از زمان باعث شد که روابطش با النی سامیو عمیق‌تر شود. به دلایلی که چندان روشن نیست کازانتزاکیس و گالاته در سال ۱۹۲۶ به‌طور دوستانه از هم جدا شدند. وی سال ۱۹۲۷ دوباره به راه افتاد. سفرهای دائمی او فصل عمده‌ای از جست‌وجوهای خستگی‌ناپذیرش در پی حقیقت است. عبور از لحظه پیش، قانون روح بود. دوباره بار سفر بست اما این بار در کسوت یک روزنامه‌نگار به ایتالیا، مصر، صحرای سینا، فلسطین و قبرس رفت.
او سال ۱۹۲۹ به‌قصد دیدن برلین روسیه را ترک کرد. ماه میهمان سال درون یک‌خانه روستایی در چک‌اسلواکی اقامت کرد تا در خلوت به نگارش رمان‌هایش بپردازد اما او فقط توانست رمان فرانسوی کاپیتال الینا را تکمیل کند و تغییراتی در ادیسه به عمل آورد. در سال ۱۹۳۱ دوباره به روسیه رفته آژینا را برای اقامت برگزید و تنظیم فرهنگ لغت فرانسوی، یونانی را آغاز کرد. در ماه ژوئن به‌منظور الهام‌گیری برای نگارش صحنه‌های آفریقایی ادیسه به پاریس رفت تا زندگی جمعی را تجربه کند. کازانتزاکیس در سال ۱۹۳۲ برای بهبود اوضاع اقتصادی خود همکاری‌هایی شامل فیلم‌نامه‌نویسی و ترجمه را با پرولاکیس طرح‌ریزی می‌کند. او دانته را بسیار دوست داشت ازاین‌رو در این سال تمام کمدی الهی را در ۴۵ روز به یونانی ترجمه کرد. سرانجام فشارهای زندگی مجبورش کرد که به یونان برود تا شغلی به‌دست آورد. در این ایام ترجمه اشعار اسپانیایی را نیز شروع می‌کند. سال بعد برداشت‌های خود از سفر اسپانیا را می‌نویسد و به آژینا برمی‌گردد و چهارمین پیش‌نویس از ادیسه را می‌نویسد. روزها می‌گذشت اما فشارهای زندگی پایان‌ناپذیر بود. حالا جبر زندگی، نویسنده بزرگی چون او را مجبور کرده بود برای به‌دست آوردن پول، کتاب درسی برای کلاس‌های دوم و سوم بنویسد.
در سال ۱۹۳۵ پس از تکمیل پنجمین پیش‌نویس ادیسه، به قول خودش ابزارهایش، بینایی، بویایی، بساوایی، چشایی، شنوایی و عقل را برمی‌دارد و به سمت چین و ژاپن حرکت می‌کند. سال بعد در بازگشت، رمان باغ صخره‌ها را به فرانسه می‌نویسد که اشاره‌ای از سفر او به شرق دور است. او باور داشت که وظیفه یک روح صادق در زمانه ما نفرت از وضعیت فعلی جهان است و همواره تنفر خویش را با قلمش ابراز می‌داشت. به همین دلیل پیوسته می‌نوشت و در همین سال کتاب (نمایش‌نامه) امشب ما بداهه‌نوازی می‌کنیم اثر پیراندلو را ترجمه می‌کند و بازگشت اتللو را که در زمان حیات کازانتزاکیس ناشناخته ماند ارائه کرد.
سال ۱۹۳۷ سال پرباری برای کازانتزاکیس بود. در این سال او در آژینا ششمین پیش‌نویس ادیسه را تهیه کرد و کتاب مسافرت به ژاپن و چین منتشر شد. در همین سال تراژدی ملیسا را برای تئاتر سلطنتی نوشته، کتاب زنده‌باد مرگ انتظار یافته و پیش‌نویس دیگری از ادیسه تنظیم می‌کند ولی بروز ناگهانی بیماری اگزما او را نگران می‌کند. سال بعد، از ژوئیه تا نوامبر، به‌عنوان مهمان سفیر انگلیس در انگلستان به سر می‌برد و تراژدی ژولین یاغی را می‌نویسد. در سال ۱۹۴۰ آخرین سفرنامه‌اش یعنی سفرنامه انگلیس را نوشت و نگارش طرح‌های ابتدایی اکریتاس و بازنگاری مونپر را آغاز کرد. فشارهای مادی زندگی این بار او را واداشت تا بیوگرافی‌های رمان مانندی برای کودکان بنویسد. ناراحتی حمله ایتالیا به یونان کازانتزاکیس را بر آن داشت تا با کار کردن این رنج را فراموش کند و حاصل این پرکاری آن شد که پیش‌نویس اول درام بودا را نوشته، ترجمه کمدی الهی را بازنویسی کند و رمانی را که در ابتدا آن را زندگی قدیس زوربا نامید شروع کند. درنتیجه این پرکاری‌ها احساس کرد که ذهنی شده است و برای ورود مجدد به سیاست باید نوشتن را کنار بگذارد اما علی‌رغم این تصمیم نگارش رمانی در مورد مسیح را آغاز کرد که اتوبیوگرافی مسیح نامیده شد. این رمان هسته کتاب جنجال‌برانگیز آخرین وسوسه مسیح بود که در او شکل می‌گرفت. سال بعد علی‌رغم مشکلات جنگ، کازانتزاکیس دومین پیش‌نویس بودا و الکسی زوربا و ترجمه ایلیاد را تکمیل می‌کند. سپس ویرایش جدیدی از تراژدی پرومته آسکیلوس را می‌نویسد. او در آن قحطی بزرگ که سال پیش آغازشده بود نوشتن را وسیله تسکین گرسنگی خود می‌دانست.
در بهار و تابستان ۱۹۴۴ نمایش‌نامه‌های کاپودیستریا و کنستانتین پالایلوگوس را می‌نویسد که به همراه تراژدی پرومته، این نمایش‌نامه‌ها دروه‌های باستان، بیزانتین و مدرن یونان را دربردارند. پس از خروج آلمان‌ها کازانتزاکیس بلافاصله به آتن می‌رود که با پیشواز تی‌آنمویانی مواجه می‌شود اما از پذیرفته‌شدن در آکادمی آتن با دو رأی مخالف بازمی‌ماند. دولت‌مردان او را به مأموریتی جست‌وجوگرانه به کرت برای تهیه گزارش رفتار ظالمانه آلمان‌ها می‌فرستند. در نوامبر با دوست قدیمی‌اش النی سامیو ازدواج می‌کند. به‌عنوان وزیر در دولت سوفولیس سوگند یاد می‌کند. سال بعد که اتحاد احزاب سوسیالیست اتفاق افتاد از وزارت استعفا داد. در ۲۵ مارس، سالگرد استقلال یونان نمایش کاپودیستریا در تئاتر سلطنتی به روی صحنه رفت و منجر به این شد که طرفداران حزب ملی‌گرا ساختمان تئاتر را آتش بزنند. در همین ایام، جامعه نویسندگان یونان او و سیکلیانوس را کاندید جایزه نوبل ادبیات کردند.

در مونترال کتاب‌های کازانتزاکیس را از کتابخانه نوروززمین بخواهید.