20جون2018

21 آذر 1396 نوشته شده توسط 

اولین برف و یاد قصه‌های شب

سال‌ها پیش، وقتی‌که کوچه‌ها هنوز جایی برای برف‌بازی بود و اینترنت هنوز رابطه‌ها را مجازی نکرده بود، اولین برف، سرسره بازی و ساختن آدم‌برفی را نوید می‌داد؛ و سرمای زمستان و شب‌های بلند حاکی از آغاز دوباره قصه‌های پدر بود.
شام تمام نشده منتظر بودیم مادر بساط چای را پهن و پدر داستان جدیدش را شروع کند. معمولاً از همان دقایق اول هیجان شروع می‌شد. پدر با صدای گرمش ما را با قهرمان داستان به میدان می‌برد، با قهرمانی‌های او همراه می‌کرد، در شادی پیروزی او شریک و با دردِ شکست‌هایش غمگینمان می‌کرد. داستان‌های او همیشه دنباله‌دار بود و او ماهرانه در هیجان‌انگیزترین بخش از روایت می‌ایستاد و ادامه‌ی داستان را به شب بعد موکول می‌کرد.
گاهی پایانِ داستانش با آوای سوزناک نی همراه می‌شد. سازش را به لب می‌گرفت و تمام شکایت‌های روزگار را در آن می‌دمید. یادم می‌آید مادرم و همه‌ی ما شش خواهر و برادرِ قدونیم‌قد مسحور نوای نی می‌شدیم.
شیرین‌ترین نوشیدنی‌ زندگی‌ام، شاید، همان چای تلخی بود که مادر با مهر فراوانش آماده می‌کرد و روی کرسی می‌گذاشت...
امروز بازی‌های اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی رابطه‌هایمان را هرروز مجازی‌تر می‌کنند، پس فرصت برای در کنار هم نشستن و باهم به داستان پدر، مادر، مادربزرگ و یا پدربزرگ گوش سپردن کمتر و کمتر می‌شود.
ما در کتابخانه نوروززمین تلاش می‌کنیم با افزایش نقش کتاب به‌اندازه توان خودمان، روند سیل‌آسای جایگزینی دنیای واقعی با جهان مجازی را کندتر کنیم. در کنار ما باشید! / خسرو شمیرانی

خاطره‌های پراکنده از گلی ترقی
کیانا نجفیان
مسعود از جنگ بیزار بود و از مرگ واهمه داشت. دلهره‌های شبانه توان و قرارش را گرفته بود و اضطراب دردناك سحرگاهی آزارش می‌داد. باید می‌رفت؛ جایی دور از هیاهو و بمب و انفجار، دور از امكان مرگ و جنون و انقلاب.
كارهایش را پنهانی، مثل برق و باد كرد. اثاث منزلش را به حراج گذاشت و خانه‌اش را مفت و مجانی به اولین مشتری فروخت. ویزا گرفت. بلیت خرید. باروبندیلش را بست و درست دم رفتنش بود كه مثل آدم‌های تب‌دار چشمش به مادر پیرش افتاد و زیر پایش خالی شد. از خودش پرسید كه تكلیف او چه خواهد شد و دل‌وروده‌اش از درد و استیصال آن‌چنان به پیچ‌وتاب افتاد كه برای آنی جنگ و مرگ از یادش رفت…»
P60-467-Book-Cover-Khatereh-Haye-Parakandeh
«خاطره‌های پراکنده» در قالب هشت داستان کوتاه گوشه‌ای از زندگی آدم‌ها قبل و بعد از انقلاب را روایت می‌کند. چهار داستان اول حکایاتی است نوستالژیک از حال و احوال آدم‌ها قبل از انقلاب؛ خاطراتی گرم و شیرین و روشن از خانواده و عشق دوستی که با قلمی روان و صمیمی حکایت می‌شود.
چهار داستان نیمه دوم کتاب، اما در فضایی یکسره متفاوت روایت می‌شود؛ خاطرات مهاجرت است و غربت. فضا سرد و تاریک است با رنگی از دلهره و ناامنی. آدم‌های داستان به‌اجبار انقلاب چمدان‌ها را بسته‌اند، از امن خانه گذشته‌اند و در فضای ناآشنای غربت در جستجوی یافتن دوباره خویشتن‌اند.
«خاطره‌های پراکنده» یکی از پنج مجموعه داستانی است که تاکنون از «گلی ترقی»، نویسنده ساکن فرانسه، به چاپ رسیده است. عمده داستان‌های کوتاه ترقی با زبانی شیوا و قصه‌گو روایتگر برشی از زندگی آدم‌ها در دوره‌ها و فضاهای گوناگون است. بسیاری از آثار ترقی ازجمله داستان «اتوبوس شمیران» از همین مجموعه با تحسین منتقدان مواجه شده است. ترقی برنده دومین دوره جایزه بیتا در سال ۲۰۰۹ است و در سال ۱۹۸۵ ترجمه فرانسوی «بزرگ بانوی روح من» به‌عنوان بهترین داستان سال فرانسه برگزیده شد.
این كتاب را می‌توانید از كتابخانه نوروززمین به امانت بگیرید.

عنوان: خاطره‌های پراکنده
نویسنده: گلی ترقی / 1318
طرح جلد: ب. صفاری
انتشارات: نیلوفر
نوبت چاپ: هشتم (1391) / چاپ اول: 1371
تعداد صفحات: 231




دسامبر
جمعه 15 دسامبر 2017؛ ساعت 7 عصر؛ دوره آموزشی مقدماتی برای بزرگ‌سالان / لیلا نورمحمدی
جمعه 22 دسامبر 2017؛ ساعت 7 عصر؛ دوره آموزشی مقدماتی برای بزرگ‌سالان / لیلا نورمحمدی
جمعه، 22 دسامبر 2017؛ ساعت 6 عصر؛ جشن شب یلدا، همراه با موسیقی زنده، خواننده پاپ، ایمان شریفی
شنبه، 23 دسامبر 2017 ساعت 6 و نیم عصر؛ شب اول از هزارویک‌شب، آواز شهرزاد با نوای سحرآمیزِ پیانو


دیگر برنامه‌ها در نوروززمین
سه‌شنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها: کلاس‌های خوشنویسیِ انجمن خوشنویسان
چهارشنبه‌ها: یوگا با خانم الهام رسمی.


ساعات کار کتابخانه
سه‌شنبه تا پنج‌شنبه: 12 ظهر تا 7 شب
جمعه و شنبه: 10 صبح تا 4 بعدازظهر


Nowruzland Library Foundation
1650 de Maisonneuve Ouest 2nd Floor
Montreal, QC, H3H 2P3 Buzz: 2000
514-787-8840
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید