20سبتامبر2018

21 آذر 1396 نوشته شده توسط 

میهن زیبایم افغانستان

حبیب عثمان
P68-1
افغانستان کشور کوهستانی است. سلسله هندوکش ستون فقرات اوست و جبال سلیمان از شمال به جنوب کشیده شده، کوه‌های دیگری هم است که از شرق به غرب می‌رود. مثل کوه بابا، سفیدکوه و سیاه کوه. این کوه‌هاست که وادی‌ها و دره‌های داخلی افغانستان را تشکیل می‌نمایند. از جانبی اراضی هموار بشکل حلقوی در اطراف کشور گسترش‌یافته است.
آب‌های افغانستان در شمال رو به آمو، در شرق رو به سند و در جنوب غربی رو به هامون دارد. هریرود، خاشرود، ارغنداب، آمو، دریای کابل ازجمله دریاهای کشور است.
خاک افغانستان استعداد زراعتی و جنگلی هر دو را دارد؛ حتیٰ در حصص شرقی و جنوبی مملکت میوه‌های مناطق گرم می‌پرورد. [نارنج، مالته، نیشکر، انار، انگور، توت، خربوزه، تربوز، آلوبالو، چهارمغز، پسته، بادام، سیب، ناک، شفتالو، زردآلو ... به کثرت در افغانستان پیدا می‌شود].
افغانستان معادن سرشار دارد. نقره، آهن، نفت، زغال‌سنگ، نمک، طلا، لاجورد، گوگرد و غیره . ولی معادن افغانستان دست‌ناخورده مانده هر آنچه تحت استخراج قرارگرفته بسیار جزیی است.
هوای افغانستان بیشتر به ارتفاع زمین و تقسیمات اراضی به سلسله جبال و غیره عوارض طبیعی مربوط است. بعضی اراضی مرتفع نسبتآ معتدل دارد و فصول چهارگانه مشخص بوده چون؛ هزاره، کتواز، غزنی، کابل و بدخشان. مناطق دشتی یا کم ارتفاع دارای تفاوت زیاد بین گرمی و سردی بوده کمتر بارندگی دارد، تابستانش بسیار گرم است چون مناطق شمالی بلخ، چخانسور و جلال آباد.
افغانستان از شمال مغرب با تاجکستان، ازبکستان و قزاقستان هم‌سرحد است و حدفاصل طبیعی هردو طرف دریای آمو است. گوشه‌ی شمال شرق با چین و از شمال به‌طرف شرق تا تورخم با پاکستان و از غرب با ایران هم‌سرحد است.
کشوری که متشکل از ملیت‌های مختلف چون تاجک، هزاره، پشتون، ازبک، بلوچ و هندو است، مردمش نیز با زبان‌های مختلف تکلم می‌کنند.
زبان دری - در ولایات مرکزی، شمالی، غربی و در تمام شهرهای مملکت سخن زده می‌شود.
زبان پشتو - در ولایات شرقی، جنوبی و جنوب غربی کشور بیشتر تکلم می‌شود.
زبان ازبکی‌- در شمال وطن. ازجمله زبان‌های دیگر محلی مهم‌ترین آن بلوچی و نورستانی است. اما زبان عمومی مردم افغانستان دری و پشتو است که گویندهگان سایر السنهها به یکی ازین دو زبان آشنا استند.
P68-2
کوه‌های پر از برف زمین‌های حاصل خیز، دریاهای مست و خروشان، وادی‌های سرسبز و شاداب، درختان میوه‌دار، درختان ارغوان و یاسمن، گندم‌های رسیده زرین رنگ، گل انار ، گل نارنج، جلوه گری گل بته‌های نسترن، گلاب، شبو و نرگس، سرسبزی علف‌های نورسیده فصل چیدن میوه و گندم دَروی ، چشمه‌های آب زلال و سرد، غریو آبشارها، دشت‌های لاله‌زار و صدها منظره زیبایت، همه این‌ها دل از بیننده می‌ربایند. دره‌های پغمان، استالف، پنجشیر، سالنگ، فرخار، بدخشان. از جانبی بندامیر بامیان، چهل زینه قندهار، مسجد جامع هرات، باغ بابر کابل، باغ های جلال‌آباد، سمنگان، کنر، پکتیا، هلمند، بلخ و ده جای دیگر آن دیدنی و تماشایی است.
در نگارش متن، مختصری از تاریخ مرحوم غبار برداشته‌شده است.
وطن ای نیکو نامت افغانستان
هوایت خوش و منظرت دل‌ستان
روان‌بخش دل‌هاست بوم و برت
سر الفت ما و خاک درت
ز بس دارد از گردش دهر یاد
لقب یافت بلخ تو ام البلاد
به عالم بلند است نام هرات
می علم و عرفان به جام هرات
بدخشانت از لعل شد سرخ‌رو
بود معدن لاجورد اندرو
چه خوش فیض جاری ست با هیرمند
که تازه است از و مزرع کشت مند
ثمر خیز از بس بود قندهار
خجل ساوه را می‌کند از انار
گرشک و فراه تو معمور باد
ز خاکت پراگندگی دور باد
سخن ساز کردم چو از غزنه‌ات
سپهر برین می‌شود فتنه‌ات
زمین و فضای کابل پرگلت
جهان مست و شیداست چون بلبلت
فلک در کمین گزندت مباد
تزلزل به کاخ بلندت مباد
« قاری عبدالله ملک‌الشعرا »