16دسامبر2017

15 آذر 1396 نوشته شده توسط 

علاقه‌مندانی که گوگوش را منتظر گذاشتند...

P14-GooGoosh
هفته / مریم ایرانی / مونترال / روز جمعه اول دسامبر 2017 از حوالی ساعت 8 شب، مونترالی‌هایی که از حوالی پلاس دزآرت عبور می‌کردند، می‌توانستند عده زیادی همشهری ایرانی ببینند که دسته‌دسته و با لباس‌های رسمی و مد روز، هیجان‌زده به سالن ویلفرد پلتییر می‌پیوستند. تصویر بزرگی از خواننده محبوبی که آن‌ها را در این شب سرد زمستانی به محل اجراهای هنری بسیار معتبر شهر مونترال کشانده است، روی درهای اصلی سالن دیده می‌شود. فائقه آتشین با نام هنری گوگوش، هنرمندی است که چندین نسل از مردمانِ منطقه‌ ما از افغانستان تا تاجیکستان و آذربایجان و ایران و... در هر سن و سال و سلیقه‌ای با او خاطرات فراوان دارند. هرکدام از این نسل‌ها از زن و مرد گرفته تا نوجوان و حتی کودک، بخشی از ترانه‌های او را در حافظه‌شان گنجانده‌اند. ترانه‌هایی که هم‌نشین روزهای تلخ و شیرین زندگی‌شان بوده است.
کنسرت قرار بود در ساعت 9 شب شروع شود ولی تا ساعت 9 و بیست دقیقه، هنوز تعداد بسیار زیادی از صندلی‌ها خالی هستند. انبوه بسیار زیادی از جمعیتی که در بیرون سالن و در صف‌های تحویل لباس دیده می‌شوند، اهمیتی به ساعت شروع برنامه نشان نداده‌اند و کنسرت تقریباً با 30 دقیقه تأخیر آغاز می‌شود. بالاخره انتظار به پایان می‌رسد و گوگوش برای اجرای برنامه روی سن حاضر می‌شود. استقبال پرشور تماشاگران و صدای تشویق‌ها و ابراز احساسات مردم سالن را در برمی‌گیرد. گوگوش لباس مشکی‌رنگ و برازنده‌ای پوشیده و بعد از سلام و احوالپرسی می‌گوید که در ابتدای ورودش به مونترال، هوای سرد غافلگیرش کرده است و اندکی سرماخورده است، ولی این باعث نخواهد شد که تمام تلاشش را برای اجرایی دوست‌داشتنی تقدیم همه مردمی که به عشق دیدن او و تجدید خاطراتشان در این سالن گرد هم آمده‌اند، نکند. همچنین با اشاره به تأخیر در شروع برنامه به طنز می‌گوید که «ما ایرانی‌ها دوست داریم کلاً برنامه‌ها را با تأخیر شروع کنیم.»
و سپس آغاز می‌کند. انتخاب قطعات به نحوی صورت گرفته است که ترکیبی از خاطرات قدیمی و جدید آهنگ‌های او را برای حضار سالن زنده کند. در حین اجرای هر قطعه، عنوان و نام ترانه‌سرا و آهنگساز آن به همراه تصاویری از گوگوش در روزهای جوانی و یا در حین اجراهای سال‌های دور و نزدیکش در مانیتورهای بزرگ بالای سرش پخش می‌شوند. برای قطعاتی از فیلم‌هایی که گوگوش در آن‌ها به ایفای نقش پرداخته است و در سالن اجرا می‌شوند هم تصاویر منتخبی از بخش‌هایی از فیلم روی مانیتورها نمایش داده می‌شوند. ازجمله مشهورترین این قطعات، «کمکم کن» مربوط به فیلم «ممل آمریکایی»، «وقتشه» مربوط به فیلم «همسفر»، «پل» مربوط به فیلم «ماه عسل» و قطعات دیگری مانند «باران»، «من و تو»، «گل بی گلدون»، «تو اون کوه بلندی» و خیلی قطعات دیگر خاطره‌انگیز بود. یکی از نکات جالب این قسمت حداقل برای من این بود که تمام سکانس‌های مربوط به بهروز وثوقی در این انتخاب‌های سینمایی حذف‌شده بودند.
گوگوش با عشق و تمام توانش تا جایی که صدایش اجازه می‌داد، هر قطعه را برای حضار اجرا می‌کرد و هرازچندگاهی به دلیل اینکه صدایش نمی‌تواند یاری‌اش کند از حضار عذر می‌خواست. ولی آن‌ها با تشویق‌ها و همراهی‌های بی‌وقفه‌شان به او ثابت می‌کردند که چقدر مشتاق و علاقه‌مند هنر او در هر سن و سال و در هر شرایطی هستند.
بعد از یک توقف 20 دقیقه‌ای، گوگوش با لباسی سفیدرنگ به صحنه اجرا بازگشت و قسمت دوم را با اجرای قطعات جدید و قدیمی دیگری پی گرفت. هرچند که عده زیادی از شرکت‌کنندگان که در این فاصله بیرون رفته بودند بازهم بی‌توجه به زمان و زنگ اعلام آغاز برنامه با خیال آسوده در بیرون سالن مشغول نوشیدن و گپ زدن بودند و بازهم با تأخیر وارد سالن شدند.
یکی از حاشیه‌های جالب برنامه حضور عده زیادی از تماشاگران غیرایرانی در سالن بود که تحت تأثیر جمعیت مشتاق سالن که مدام در حال همخوانی و تشویق بودند، سر شوق آمده و در حال پیگیری و تشویق گوگوش بودند. شاید به همین دلیل بود که در بخش دوم اجرا، گوگوش قطعاتی به زبان اسپانیایی را هم برای آن‌ها اجرا کرد و نیز یک قطعه به زبان ترکی را هم تقدیم به همشهریان آذربایجانی خود نمود.
در انتهای اجرا، گوگوش ضمن معرفی تیم هنری همراهش و با تشکر از همه‌کسانی که او را در مراسم آن شب همراهی کرده بودند سالن را ترک کرد. گوگوش از رها اعتمادی هم به‌عنوان تهیه‌کننده برنامه تقدیر ویژه‌ای کرد و به نظر می‌رسید که ممکن است در سالن حضورداشته باشد ولی بااین‌حال صحت این مسئله به اثبات نرسید.
به اعتقاد بعضی شرکت‌کنندگان و شایعاتی که به گوش می‌رسید، گوگوش از ابتدای ورود به مونترال خیلی سرحال نبوده و کمی بدخلق و بی‌حوصله به نظر می‌آمد. روی صحنه هم خبر زیادی از شوخی‌های همیشگی او با تماشاگران نبود که البته شاید با سرماخوردگی که خودش در ابتدای مراسم به آن اشاره‌کرده بود خیلی بی‌ربط نمی‌توانست باشد. درهرحال به نظر می‌آمد شرکت‌کنندگان، راضی از سالن‌ها خارج شدند و شبی پر از خاطره را در کنار خواننده محبوب خود گذراندند. گوگوش برای خیلی از ما مثل یک پل به‌یادماندنی است که از گذشته تابه‌حال را با رشته‌های ترانه و نواهای خاطره‌انگیز متصل کرده است.