16دسامبر2017

30 آبان 1396 نوشته شده توسط 

دکتر هوشنگ کریمی، استاد دانشکده برق، پلی‌تکنیک مونترال:

پردیس

دانشجوی خوب هم در جست‌وجوی «پرسش» است و هم «پاسخ»

محمد کرم زاده، امیر مولائی
P48-IMG 0192
دکتر هوشنگ کریمی استاد دانشکده مهندسی برق دانشگاه پلی‌تکنیک مونترال تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در مهندسی برق کنترل در دانشگاه صنعتی اصفهان گذرانده و مدرک دکترای خود را سال 2007 از دانشگاه تورنتو گرفته است. او پس از اتمام تحصیلات در دانشگاه تورنتو به ایران بازگشت و 3 سالی در دانشگاه شریف تدریس کرد و بعد به دعوت دانشگاه کویینز به کانادا بازگشت و یک سالی آنجا تدریس کرد تا اینکه دانشگاه پلی‌تکنیک مونترال را به‌عنوان محل تدریس انتخاب نمود.
زمینه کاری شما روی چه حوزه‌ای متمرکز است؟
من بیشتر درزمینهٔ سیستم‌های انرژی مشغول به کار هستم و با توجه به پیش‌زمینه کنترلی که داشتم زمینه کاری من کاربرد کنترل در سیستم‌های انرژی نو است. به‌طور خاص ماکرو گرید کنترل و اسمارت گرید و بیشتر کاربردهای کنترل در سیستم‌های قدرت.
خب این‌که خیلی سخت شد. ساده‌ترش چه می‌شود؟
الان در دنیا با توجه به مشکلات زیست‌محیطی چون افزایش دمای کره زمین، گرایش به استفاده از انرژی‌های نو زیاد شده است. انرژی باد و انرژی خورشید دو نوع پرکاربرد از انرژی‌های نو است. هنگامی‌که انرژی تولیدشده توسط توربین بادی می‌خواهد وارد شبکه توزیع برق شود با توجه به اینکه انرژی باد ثابت نبوده و دائم در حال بالا و پایین رفتن است این تغییرات موجب ایجاد مشکلاتی در کیفیت توان انرژی تولیدی است که هدف ما استفاده بهینه از انرژی تولیدشده و کاهش مشکلات کیفیت توان توسط این نوع انرژی است.
سرمایه‌گذاری کانادا بر روی انرژی‌های نو در چه حدی است؟
مسئله‌ای که در این میان وجود دارد این است که آیا این انرژی نو ازنظر قیمت باصرفه است یا نه. در کبک با توجه به اینکه انرژی آبی به مقدار زیادی، در حد 95 درصد، منبع تولید انرژی برق استان است و انرژی بادی به‌صرفه نیست. ولی بااین‌حال دولت سعی بر استفاده از انرژی‌های نو دارد و شرکت‌هایی هم در این زمینه در کبک فعالیت دارند. در انتاریو بیشتر رویکرد به سمت انرژی خورشیدی است و سمت شمال و غرب انتاریو هم تعدادی زیادی توربین بادی وجود دارد. در آمریکا استفاده از سلول‌های خورشیدی بسیار زیاد است و توربین‌های بادی هم بیشتر در اروپا و در کشورهایی مثل دانمارک، نروژ و آلمان است.
پلی‌تکنیک مونترال یک دانشگاه فرانسوی‌زبان است. برای استاد شدن در اینجا مشکل زبان نداشتید؟
برای شروع نه ولی از من خواستند که درس‌های مربوطه را بگذرانم و چند مرکز آموزشی به من معرفی نمودند. با توجه به اینکه اینجا تمامی درس‌های کارشناسی به زبان فرانسه است و جلسات دانشگاه نیز به زبان فرانسه است، زبان فرانسه الزامی است. البته دانشجویان ارشد و دکترا می‌توانند پایان‌نامه را به زبان انگلیسی بنویسند و درس‌های ارشد درصورتی‌که در کلاس توافق شود می‌تواند به زبان انگلیسی ارائه شود.
اگر این مسیر را نرفته بودید آیا مسیری بود که دوست داشته باشید امتحانش کنید؟
من از دوران راهنمایی پیش یکی از برادرانم تجربه کارهای مربوط به قالب‌سازی داشتم و این کار را خیلی دوست داشتم و اگر هم نمی‌توانستم به دانشگاه بیاییم می‌توانستم این کار را ادامه بدهم و موفق هم می‌شدم. از همه این‌ها که بگذریم من به کشاورزی هم خیلی علاقه دارم، شاید به دلیل اینکه پسر یک کشاورز بودم و شاید بازنشسته بشوم بروم به این سمت و یک مزرعه بگیرم و این کار را انجام دهم، از الان هم کم‌کم دارم مطالعه می‌کنم که چه مسائلی وجود دارد و چه راه‌هایی هست و این کاری است که به روحیاتم بیشترم می‌خورد.
معیار شما برای انتخاب دانشجو چیست؟
ریزنمرات برای من خیلی مهم است به‌اضافه نمره زبان. دانشگاه ما حدی برای نمره زبان نگذاشته است ولی خب برای من مهم است چون برای مقاله نوشتن این قضیه نیاز است. نمره پایه یک سری درس‌های برق و ریاضی هم برای من مهم است. ممکن است که دانشجو حتی در بعضی درس‌های دیگر نمره پایینی آورده باشد اما آن درس‌ها تعیین‌کننده نباشد. البته منظور بیشتر نمرات لیسانس نه فوق‌لیسانس.
مقاله چطور؟
داشتن مقاله برای دانشجوی لیسانس خب انتظار بالایی است اما دانشجوی ارشد خب اگر حداقل مقاله کنفرانس داشته باشد میدانم که الفبای تحقیق را بلد است.
شما دانشجوی خوب را چگونه تعریف می‌کنید؟
من سوژه کار را بدهم به او و خودش بتواند دنبال خط برود. چون آن دانشجوی دکترا دیر یا زود می‌خواهد شغل آکادمیک داشته باشد و اگر نتواند مستقل عمل کند به مشکل بر خواهد خورد؛ و حتی در صنعت نیز موفق نخواهد شد. باید جزئیات را خودش برود دنبالش. نه اینکه منتظر باشد من سؤالی را بدم و ایشان پی جوابش باشد و بعد دوباره منتظر سؤال بعدی باشد. باید بتواند خودش مسئله را ببرد جلو؛ و یک نکته دیگر توانایی نوشتن خوب است.
پیشنهادتان به دانشجویان در غربت برای برقرار کردن تعادل بین درس و زندگی چیست؟
مهم‌ترین مسئله وارد شدن به جامعه این‌هاست برای اینکه غربت اذیت نکند؛ و این نیازمند تقویت زبان است چون بدون زبان خوب شاید فرد نتواند وارد جامعه شود و این خود باعث می‌شود ایزوله شود و این ممکن است باعث افسردگی شود. استاد خود من، دکتر رضا ایروانی در دانشگاه تورنتو، همیشه به ما می‌گفت که سعی کنید وارد جامعه میزبان شوید.
و می‌دانید که جمعیت دانشجویی جامعه ایرانی مونترال بسیار زیاد است...
امکانات دانشجویی مونترال خیلی بهتر از تورنتو است. جمعیت دانشجویی منسجم‌تری دارد البته خیلی از آن‌ها بعد از اتمام تحصیل از مونترال می‌روند بیشتر به خاطر زبان فرانسه؛ اما به نظرم ایرانی‌ها آن همبستگی که انتظار دارم را ندارند. البته شاید نسل جدید بهتر باشد اما زمانی که من دانشجو بودم آن انسجام وجود نداشت؛ اما اگر افرادی مثل شما بتوانند محیط‌های سالمی ایجاد کنند مخصوصاً برای انتقال اطلاعات و تجربیات خیلی خوب خواهد بود. هنوز آن شبکه وجود ندارد مثل جامعه چینی‌ها. ما نباید به دید رقیب به هم نگاه کنیم.
حالا به نظر شما خوب است که تعداد دانشجویان ایرانی هرروز بیشتر می‌شود؟
خب برای مملکت ما خوب نیست. یادم هست یکی از همکاران در ایران می‌گفت که طی زمان، متوسط آی‌کیو شاید در ایران پایین بیاید. همین اتفاق افتاده بود بین انگلیس و اسکاتلند که خیلی‌ها از اسکاتلند به انگلیس مهاجرت کردند و متوسط آی‌کیو در اسکاتلند کمی پایین آمده بود. شاید اگر شرایط جوری بود که همه فارغ‌التحصیل‌ها برمی‌گشتند به ایران شما حساب کنید چند دانشگاه باکیفیت می‌شد با همین دانشجویان و اساتید ساخت؛ اما خب این‌که اینجا این‌همه ایرانی هست خوشحال‌کننده است. من فکر می‌کنم دانشکده برق اینجا چند سال پیش در تحصیلات تکمیلی حدود 35 درصدش ایرانی بود.
باوجوداینکه دانشگاه فرانسوی‌زبان است! دانشجوی ایرانی همه‌جا دیده می‌شود؟
بله من یادم هست یکی از دوستانم که در یکی از دانشگاه‌های تایوان درس می‌دهد از من خواست در آنجا سخنرانی داشته باشم. بعد از سخنرانی یک دانشجوی ایرانی که پیش من آمد و من تعجب کردم که آنجا هم دانشجوی ایرانی دارد!
کار آکادمیک برای یک مهندسی چه تفاوت‌هایی با کار در صنعت دارد؟
کار آکادمیک مزایایش این است که خب ساعت کاری تا حدودی دست خودتان است و به قولی شما رئیس ندارید. در صنعت احتمال پیشرفت زیاد وجود دارد البته نه در همه مواقع اما خب کمی فشار کاری‌اش بیشتر است. کار آکادمیک هم البته فشار کاری خودش را دارد. شما جدا از تدریس، تحقیق باید در کارهای داوطلبانه‌ای مثل داوری مقالات شرکت داشته باشید.
اما دراین‌باره که شما بعد از ارشد وارد بازار کار شوید و بعد دوباره برگردید دکترا بخوانید من زیاد موافق نیستم. اگر فاصله زیادی بیفتد سن شما بالاتر می‌رود و این برای گرفتن کار آکادمیک کار را سخت‌تر می‌کند. چون سن هم برای موقعیت استادی یک فاکتور به‌حساب می‌آید.
الگوی شما در مسیر زندگی چه کسی بوده؟
آقای دکتر محزون که استاد دانشگاه شیراز هستند که البته آن موقع صنعتی اصفهان بودند. ایشان ازلحاظ وارستگی خیلی انسان والایی بودند و هم لحاظ علمی. هر موقع که می‌خواهم فکرم را آزاد بگذارم فکرم می‌رود سمت ایشان. نکته جالبی که در ایشان بود این بود که خیلی مثل ما دنبال کاغذ و مقاله و این‌جور چیزها نبود. ایشان می‌گفتند کاری باید مقاله باشد که واقعاً کار روی آن انجام‌شده و نه اینکه چند تا شبیه‌سازی و غیره. بااینکه می‌توانستند خیلی راحت مثل بقیه مقاله چاپ کنند؛ اما دنبال ارتقا گرفتن و این‌جور مسائل به‌اصطلاح دنیوی نبودند.
و حرف آخر؟
تشکر می‌کنم و کار شما را بسیار تحسین می‌کنم. با این سطح پتانسیل که دانشجوهای ایرانی اینجا دارند می‌توانیم جامعه ایرانی اینجا را خیلی بهتر نشان داد و بالاتر برد.