18نوامبر2017

10 آبان 1396 نوشته شده توسط 

کامیونیتی افغان-ایرانی و انتخابات شورای شهر مونترال

 شهرام یزدان‌پناه

این روزها انتخابات شورای شهر مونترال، چهره شهر را عوض کرده است. هر جا که می‌روی و هر کانال تلویزیونی که باز می‌کنی، سخنی از این انتخابات در میان است. مونترالی‌ها قرار است برای 4 سال، کلید شهرداری شهرشان را تحویل گروهی دهند که بیشترین تلاش را برای رضایت خاطر مونترالی‌ها معطوف دارند. درست مثل کارفرمایی که قرار است از بین چند متقاضی کار، کارمند جدیدی برای خود انتخاب کند.
اگر از زاویه زندگی روزمره به نظام سیاسی کانادا نگاه کنیم، انتخابات شورای شهر مونترال را می‌توان مهم‌ترین انتخابات برای یک مونترالی نامید. این انتخابات نظام فکری حاکم بر شهر را برای یک دوره 4 ساله مشخص می‌کند و همین موضوع مشخص می‌کند آیا قرار است ما به سمت شهری مدرن‌تر و ثروتمند‌نشین‌تر پیش برویم یا شهری سبز‌تر و متوسط‌نشین‌تر، آیا قرار است به سروصورت اتوبان‌ها و بزرگ‌راه‌ها دستی کشیده شود یا قرار است مترو‌ توسعه یابد و خطوط اتوبوس‌رانی بیشتر شوند، آیا قرار است هرسال جشن‌های عمومی بیشتری در شهر برگزار کنیم یا شاید بهتر باشد به‌جایش خانه‌های ارزان‌قیمت برای خانواده‌های کم‌درآمد بسازیم و ده‌ها سؤال دیگر.
در این میان این من و شما هستیم که پاسخ این سؤال‌ها را مشخص می‌کنیم. ما در یک فرایند رأی‌گیری و مبتنی بر نظر اکثریت، تصمیم می‌گیریم شهرمان به کدام سو حرکت کند، چه شکلی باشد و چقدر منابع طبیعی مصرف کند. این ما هستیم که شهری برای فرزندانمان بنا می‌کنیم، با مالیاتی که پرداخت می‌کنیم و با رأیی که می‌دهیم.
به همین دلیل است که مشارکت در انتخابات و مخصوصاً انتخابات شورای شهر مهم است. هم به خاطر همه آنچه که گفتم و هم به خاطر یک نکته مهم‌تر یعنی کامیونیتی!
مونترال شهری چند فرهنگی است. شهری متشکل از کامیونیتی‌های مختلف که معمولاً دور هم گرد می‌آیند تا با فرهنگ و زبان مادری مشترک، احساس راحتی بیشتری داشته باشند و زندگی در دوران سخت مهاجرت را دل‌پذیرتر کنند. در این میان داشت یک یا چندصدای رسا در مجامع تصمیم‌گیری و اجرایی باعث می‌شود تا کامیونیتی‌ها بتوانند خواسته‌های خود را مطرح و برای حفاظت بیشتر از فرهنگ و زبان خود، روی سیاستمداران سطح بالای کشور تأثیرگذار باشند.
اما نباید فراموش کرد که داشتن صدای کامیونیتی در مجامع تصمیم‌گیری مثل شورای شهر، دولت استانی یا دولت فدرال نباید به قیمت داشتن یک نماینده فاقد صلاحیت باشد. چراکه هزینه رای‌دادن به یک نماینده فاقد صلاحیت درنهایت از جیب کامیونیتی پرداخت خواهد شد و دودش به چشم خودمان خواهد رفت. اینجا هم مثل هر موضوع دیگری بحث سود و زیان مطرح است، اگر نماینده‌ای افغان یا ایرانی بود، بدون اینکه به نظراتش و سیاست‌هایش برای اداره شهر، استان یا کشور گوش کرد، نباید به او رأی داد. رأی دادن به‌صرف هم‌وطن بودن، اشتباه بزرگی است.