18نوامبر2017

10 آبان 1396 نوشته شده توسط 

گفت‌و‌گو با راسل کاپمن، شهردار فعلی منطقه ان‌دی‌جی کت‌دنژ

21-Russell-Copeman-City-Councillor

حجت صالحی

 

آقای راسل کاپمن، شهردار فعلی منطقه کت‌د‌نژ ان‌دی‌جی و به‌طور هم‌زمان عضو کمیته اجرایی شهر مونترال و مسئول امور مسکن، برنامه‌ریزی و استراتژی شهری است. او در سال 1960 متولدشده و در سال 1983 از دانشگاه مک‌گیل لیسانس علوم سیاسی دریافت کرده است. در سال‌های 1994 تا 2008 نماینده مجلس ملی کبک از همین منطقه بود و سپس به‌عنوان معاون دانشگاه کنکوردیا به خدمت پرداخته است. برای مصاحبه با وی به دفتر کارش در طبقه هفتم یک ساختمان اداری در بلوار «دکری» رفتم. با تصویری که از شهرداری‌های سرزمین مادری داشتم، فکر می‌کردم با انبوه ارباب‌رجوعِ پرونده به دست مواجه شوم و حتی چند سؤال هم برای پرسیدن از آن‌ها آمده کرده بودم؛ اما برخلاف انتظار من هیچ‌کس در انتظار دیدن شهردار نبود و قسمت انتظار دفتر کار او، آن‌قدر خالی بود که در نگاه اول فکر کردم اشتباه آمده‌ام. گفت‌و‌گوی ما به سبب مسئولیت‌های مختلفی که کاپمن در سالیان اخیر داشته، بسیار طولانی شد اما به خاطر کمبود جا در مجله به همین چند سؤال بسنده کردیم.

چرا در سال 2009 تصمیم گرفتید از نمایندگی پارلمان کبک استعفا داده و سمت معاونت دانشگاه کنکوردیا را بپذیرید؟
من اولین بار سال 1995 به نمایندگی انتخاب شدم و حدود 14 سال عضو پارلمان بودم، 9 سال در جناح مخالف و پنج سال هم عضو دولت بودم. دلیل تصمیم به استعفا مجموعه‌ای از عوامل بود. ازجمله هزینه‌هایی که عضو پارلمان بودن به خانواده‌ام تحمیل می‌کرد. من حدود یک‌سوم سال را در کبک‌سیتی و دور از خانواده می‌گذراندم و دوری از خانواده به‌طور روزافزونی سخت شده بود. در اولین دوره نمایندگی من در 1995، دخترم به دنیا آمد و تنها سبک زندگی که می‌شناخت این بود که پدری دارد که عضو پارلمان است. من یک روز نشستم حساب کردم و متوجه شدم که تا آن روز، من در حدود یک‌سوم روزهای زندگی دخترم حضور نداشتم و در کبک‌سیتی بودم. دلیل بعدی این بود که یک مختصر مشکل سلامتی در آن زمان داشتم که رفع شده است. دلیل سوم اینکه در زمانی که من استعفا دادم، بعد از پانزده سال نمایندگی، انرژی و شوق کمتری برای این کار احساس می‌کردم و به این نتیجه رسیدم که باید فرد جدیدی که انرژی و شوق بیشتری دارد این کار را بر عهده بگیرد و بنابراین داوطلبانه استعفا دادم. معمولاً گفته می‌شود که وارد شدن به سیاست آسان‌تر از خارج شدن از آن است اما من تصمیم گرفتم که خارج شوم و پشیمان نیستم چون نیاز داشتم کار دیگری را انجام بدهم وقتی‌که این فرصت در کنکوردیا پیش آمد قبول کردم چون علاقه به تدریس هم داشتم البته این تغییر خیلی بزرگی بود که معتقدم تصمیم درستی برای من و خانواده‌ام و برای حوزه انتخابیه من بوده که شاید به فرد جدیدی باانرژی جدید نیاز داشتند.

تا چه حد با جامعه ایرانی و افغان مونترال و منطقه کت‌دنژ ان‌دی‌جی آشنا هستید؟
نه به‌اندازه کافی، ما آن‌قدرها با کامیونیتی ایران و افغان در ارتباط نبودیم. در چهار سال گذشته یکی از روش‌هایی که ما برای آشنایی با کامیونیتی‌ها بکار بردیم استفاده از آمار بوده است مثلاً آماری که Stat Canada در رابطه با زبان یا اصلیت ساکنان هر منطقه می‌دهد. بر اساس آمار 2016 ساکنین ایرانی کانادا رشد زیادی داشته‌اند. ولی ارتباط زیادی تابه‌حال بین کامیونیتی یا سازمان‌هایی که معرف جامعه ایرانی هستند و شهرداری وجود نداشته است؛ و من مایل هستم که این مسئله در آینده اصلاح بشود.

تا آنجایی که من اطلاع دارم درصد عمده‌ای از ایرانی‌ها و افغان‌های ان‌دی‌جی تازه مهاجرانی هستند که چالش‌هایی مثل یادگیری دو زبان جدید و پیدا کردن کار دارند. فکر می‌کنید شهرداری چه کمکی می‌تواند به کاهش این مشکلات بکند؟
این مسئله جدی است و من وقتی‌که عضو پارلمان بودم از این مشکلات تازه مهاجران اطلاع داشتم و اهمیت این مسئله را می‌دانم. حل این مشکل تا حد زیادی بر عهده دولت استانی است و قدم اول در این زمینه این است که این مشکل به رسمیت شناخته شود و انکار نگردد. شهر مونترال تحت ریاست دنی کودر خیلی در این زمینه فعال بوده و دفتر تازه‌واردان به مونترال BINAM را ایجاد کردیم، است. این دفتر در زمان ورود مهاجران سوری به مونترال که تعداد قابل‌توجهی بودند، به وجود آمد تا سازمان‌های مختلفی را که به مهاجران کمک می‌کنند سازمان‌دهی نماید. همه مهاجران می‌توانند از خدمات این دفتر که حدود یک سال است تأسیس‌شده، بهره ببرند. به‌عنوان‌مثال این دفتر با گروه‌هایی که درزمینهٔ اسکان مهاجران یا گروه‌هایی که درزمینهٔ آموزش زبان فرانسه فعالیت دارند، همکاری می‌کند. شهرداری همین‌طور به‌طور مرتب به دولت کبک درباره مسائلی مانند معادل‌سازی مدارک و غیره گزارش می‌دهد چون ما واقف هستیم به این واقعیت که اکثر قریب به‌اتفاق مهاجران به‌استثنای پناهندگان، داری تحصیلات عالیه و تجربه کاری مناسب هستند و ما باید با سازمان‌های مختلفی مثل نظام پزشکی یا نظام‌مهندسی کارکنیم تا در آن‌ها حساسیت بیشتری ایجاد بشود نسبت به این‌که این مدارک باید معادل‌سازی گردد. آن‌هم در زمان کمتری.
به این دلیل که می‌دانیم این مهاجران می‌خواهند وارد جامعه بشوند و برای این منظور باید کار مناسب و مرتبط باسابقه کاری خود داشته باشند.

وقتی‌که شما چهار سال پیش کارتان را شروع کردید سه چالش عمده ‌این منطقه چه بود؟
وضعیت زیرساخت‌ها، خیابان‌ها و پیاده‌روها، مشکل منازل اجاره‌ای غیربهداشتی و مسئله فقر چه در میان تازه مهاجران و چه در بین کسانی که در اینجا به دنیا آمده‌اند و البته مشکل اختلاف طبقاتی.

الان در مقایسه با چهار سال پیش کجا هستیم؟
سؤال خیلی خوبی است، من معتقدم که شرایط هم در منطقه کت‌دنژ ان‌دی‌جی و هم به‌طورکلی در سطح شهر مونترال بسیار بهتر از چهار سال پیش است و اگر با شهروندان صحبت کنید می‌بینید که بیشتر به آینده شهرشان امیدوار هستند و افتخار می‌کنند. پیشرفت زیادی در مبارزه با فساد حاصل‌شده است، سرمایه‌گذاری عظیمی در زیرساخت‌ها انجام‌شده و اعتماد به شهرداری بازگشته است. ما در منطقه خودمان در طی چهار سال گذشته چهل درصد راه‌ها را بازسازی و نوسازی کرده‌ایم، کتابخانه جدید، مکان‌های ورزشی و کلبه‌هایی در پارک‌ها ساخته‌ایم و سرمایه‌گذاری بزرگی در ساختارهای شهری انجام داده‌ایم. البته می‌دانم که این ساخت‌وسازها باعث مشکلاتی مثل ترافیک هم شده است ولی من این روزها که برای انتخابات به خانه‌های شهروندان مراجعه می‌کنم اکثر افراد راضی هستند. البته هنوز کارهای خیلی زیاد دیگری هم باقی ‌مانده، ما تعهد کرده‌ایم که در چهار سال آینده چهل درصد دیگر را هم انجام بدهیم و شرایط زیرساخت‌ها را به سطحی برسانیم که ساکنان منطقه به آن افتخار کنند. در رابطه با تأمین بهداشت خانه‌های مسکونی هم پیشرفت‌های زیادی حاصل کردیم، تعداد بازرس را افزایش داده و بازرسی‌ها را سخت‌گیرانه‌تر کردیم. تا حدی که الان صاحب‌خانه به من ایمیل می‌زنند و از سخت‌گیری بازرس‌ها شکایت می‌کنند؛ و البته من از این موضوع خوشحالم. ما همچنان یک بودجه 250 هزار دلاری اختصاص داده‌ایم که اگر امنیت و ایمنی مستأجری در خطر قرار بگیرد و صاحب‌خانه‌ها تعمیرات لازم را انجام ندهد، ما آن را انجام داده و هزینه را پرداخت کرده و فاکتور را برای صاحب‌خانه می‌فرستیم. برای فقرزدایی هم یک سازوکاری را شروع کرده‌ایم که فکر می‌کنم دوره بعدی ثمر خواهد داد.

آیا آماری هم از کاهش فقر دارید؟
نه هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم، این کار تازه شروع‌شده است. کمیته‌ای داریم که در حال بررسی عملکرد شهرهای دیگر مانند تورنتو و ادمونتون است که یک سری اقدامات را برای سال آینده پیشنهاد کند.

22-DSC00709

همان‌طور که گفتید ساخت‌وسازهای زیادی در دو سه سال گذشته انجام‌شده اما مشکلات زیادی ازجمله ترافیک را هم به بار آورده است، آیا فکر نمی‌کنید این کار می‌توانست به شکل بهتری مدیریت شود که مسائل کمتری را ایجاد نماید؟
درست است که ما حجم زیادی از کار را یک‌باره شروع کردیم، اما باید توجه کرد که ما با عواقب چند دهه غفلت از شهر و نبود مراقبت از زیرساخت‌ها مواجه بودیم، ما تا حد امکان کار را سرعت بخشیدیم که البته باعث مشکلاتی هم شد؛ اما فکر می‌کنم این کار باید انجام می‌شد. راه‌حل جایگزین این بود که این حجم کار در طی ده سال پخش می‌شود که به نظرم قابل‌قبول نبود. من مسئولیت این کار را بر عهده می‌گیرم و معتقدم اگر مشکلات کوتاه‌مدت را تحمل‌کنیم از مزایای بلندمدت آن برخوردار می‌شویم. در مورد اینکه آیا می‌شد کارها بهتر هماهنگ شوند، بله ما باید هماهنگی بهتری انجام دهیم ولی حجم عظیم کار هماهنگی را به یک چالش بزرگ تبدیل می‌کند. البته باید توجه داشته باشیم که تمام این کارها توسط بخش خصوصی انجام می‌شود و فکر می‌کنم شهرداری نظارت بهتری بر کار آن‌ها می‌تواند داشته باشد.

و در مورد شفافیت در شهرداری و قراردادها که همیشه یک مسئله بوده است، چه اقداماتی برای شفاف‌سازی در شهر مونترال و در منطقه انجام‌شده است؟
فکر می‌کنم مهم‌ترین پاسخ به این مسئله دوره آقای کودر داده شد، تأسیس دفتر بازرس کل که در سال 2014 ایجاد شد. این دفتر کاملاً مستقل از مدیریت شهرداری است و توسط آرای دوسوم از اعضای شورای شهر انتخاب می‌شود این دفتر همچنین قدرت بازرسی قراردادها را برای حصول اطمینان انعقاد قراردادها عادلانه و شفاف بوده را دارد و همچنین می‌تواند قراردادها را لغو نماید، اگر به این نتیجه حاصل شود که خلاف قانون عمل شده. این دفتر تاکنون نقش عمده‌ای در کاهش فساد و تبانی در قراردادها داشته است. از زمان افتتاح این دفتر هزینه ساخت‌وساز در مونترال حدود 5 درصد کاهش داشته چراکه تا حد زیادی از تبانی شرکت‌ها جلوگیری کرده است. این دفتر چند قرارداد را هم لغو کرده که البته هیچ‌کدام در این منطقه نبوده و ما از این امر بسیار خوشحالیم.

در مورد حزب شما گفته می‌شود که حزبی است که حول محور ایده‌ها و شخصیت یک شخص، آقای دنی کودر، شکل‌گرفته است و اگر بنا به هر دلیلی این شخص قادر یا مایل به انجام کار نباشد چه اتفاقی برای انسجام و موجودیت این حزب خواهد افتاد؟
این تقریباً در مورد تمام احزاب شهری صادق است که حول محور یک فرد شکل‌گرفته‌اند مثلاً حزب پروژه مونترال اسمش هست حزب پروژه مونترال اکیپ والری پلانت و رهبری حزب یک نیروی پیش برنده است؛ اما از طرف دیگر ما یک پلت فرم هم داریم که در اختیار عموم است که ارزش‌ها و چشم‌اندازهای ما را تشریح می‌کند و در کنار رهبر حزب به آن انسجام می‌بخشد. این حزب برخلاف ادعای رقبا حزب حاکم کره شمالی نیست!!!