18نوامبر2017

10 آبان 1396 نوشته شده توسط 

گفتگو با سعید آل‌وردی، داور لیگ PLSQ استان کبک

فوتبال کانادا بی‌سروصدا اما منظم است 

 

24-803711770 101961 

شهرام یزدان‌پناه

سعید آل‌وردی را خیلی اتفاقی و وقتی برای ترجمه مدارک به دارالترجمه فرهنگ مراجعه کرده بود دیدمش. گوش شکسته‌اش من را واداشت تا به شوخی از ورزشکار بودنش بپرسم که او هم با تواضع در پاسخ گفت مربی فوتبال است و الان هم اینجا در برخی مسابقات سوت می‌زند. من که غافلگیر شده بودم و کمی هم شرمنده از او دعوت کردم تا بنشینیم و کمی بیشتر صحبت کنیم که غافلگیریم تکمیل شد. روایت‌ها و داستان‌‌‌هایی برایم تعریف کرد که حیفم آمد بقیه مخاطبان «هفته» از آن‌ها بی‌خبر باقی بمانند مخصوصاً حالا که آقا سعید همشهری ما هم شده است.

داوری کردن در ایران و کانادا چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟
متاسفانه فوتبال ایران حاشیه‌‌های زیادی دارد. زمانی که من داوری می‌کردم مشکلات خاص خودش را داشت یعنی اگر اشتباهی مرتکب می‌شدم، باید به همه جوابگو می‌بودم. قاعدتاً در ایران داوری کردن به خاطر شرایط و جوی که حاکم است، بسیار سخت است. عرض کنم خدمتتان که چون فوتبال در ایران ورزش اول هست و خیلی‌ها آن را دوست دارند و دنبال می‌کنند، از حساسیت بالایی برخوردار است. فوتبال ایران خیلی پرسروصداست فوتبال کانادا حاشیه‌اش کمتر است یعنی خیلی منظم‌تر انجام می‌شود.
شاید آن حاشیه‌ها باعث جذابیت بیشتری می‌شوند و مخاطب پسندتر می‌شود و وقتی مخاطب پسندتر می‌شود بودجه‌ی بیشتری تعلق می‌گیرد اما ما اینجا آرامش داریم. صددرصد در لیگ ایران آن هزینه‌ای که می‌شود؛ به‌مراتب خیلی بیشتر از هزینه‌ای ست که در فوتبال کانادا انجام می‌شود. درواقع فوتبال ایران دولتی محسوب می‌شود یعنی دولت حمایت می‌کند ولی فوتبال در کانادا کاملاً شخصی هست.

آیا آن موضوع حاشیه و جنجال را در هاکی اینجا می‌بینیم؟
هاکی را زیاد دنبال نکرده‌ام ولی چند باری صحبتش شد و از تلویزیون که دیدم فکر می‌کنم هاکی اینجا مثل فوتبال ایران است، خیلی حساس است و خیلی صحبتش زیاد است و مردم خیلی زیاد به آن توجه می‌کنند و بنابراین هاکی کانادا حاشیه زیاد دارد.

شما اینجا در چه لیگی سوت می‌زنید؟
در بالاترین رده‌ای که در حال حاضر در استان کبک هست PLSQ به‌عنوان کمک‌داور هستم. چون قبلاً هم که در لیگ برتر ایران بودم به‌صورت حرفه‌ای کمک‌داوری می‌کردم اینجا بالاترین سطح را کمک‌داوری می‌کنم ولی در رده‌های دوم و سوم داور وسط هستم.

به ما دیدی نسبت به فوتبالی که در کبک در جریان است بدهید. اینجا با چه تیم‌هایی روبرو هستیم و چند لیگ داریم؟
اینجا فوتبال در حال رشد است و برای تیم‌های پایه و تیم‌های مدارس بسیار هزینه می‌کنند و خیلی توجه می‌کنند. بحث حرفه‌ای چون فوتبال که اینجا ساکر می‌گویند جنبه‌ی تبلیغاتش در دنیا بسیار زیاد است و کانادا هم کشور پیشرفته‌ای است و نمی‌خواهد از این بُعد عقب بماند. تیم ایمپکت مونترال که در لیگ MLS در آمریکای شمالی بازی می‌کند خیلی از لحاظ مالی قوی هست. کانادا سه تیم دارد ایمپکت، تورنتو و ونکوور؛ که در لیگ MLS حرفه‌ای آمریکای شمالی بازی می‌کنند. من خیلی سورپرایز شدم وقتی دیدم در دیدار با سیاتل آمریکا همان حال و هوای ایران بر ورزشگاه حاکم بود. خیلی شلوغ بود و تماشاگر زیادی آمده بودند؛ و برایم خیلی خوشایند بود که برای دیدن فوتبال در کانادا هم خیلی تماشاگر می‌آید.

برای علاقه‌مندان به فوتبال، آیا فرصت پیوستن به تیمی وجود دارد؟
اگر در مونترال بخواهند فوتبال را دنبال کنند اینجا ناحیه متفاوت است یعنی برای آن‌هایی که در داون‌تاون هستند (من اطلاعات داون‌تاون را دارم) باشگاه‌هایی که فعالیت می‌کنند در حال حاضر ان‌دی‌جی هست. در شربروک باشگاهی هست که تمامی رده‌ها را پوشش می‌دهد. در تمام رده‌ها بازی برگزار می‌کند. پدر و مادری که علاقه‌مند باشند و یا کسی که بخواهد فوتبال را دنبال کند با توجه به شرایط سنی می‌تواند ثبت‌نام کرده و ورزش موردعلاقه‌اش را دنبال کند. اینجا در همه سطوح بازی برگزار می‌کند دوستانه، برای پیشکسوت‌ها، خانم‌ها، آقایان، بچه‌های ده، یازده‌ساله و گلچین این بازیکنان در لیگ کبک آمده و بازی می‌کنند که مدیریتش با فدراسیون کبک هست.

بازیکنان فوتبال تیم‌های کبک بیشتر از کدام کامیونیتی هستند؟
اینجا بازیکن‌هایی از الجزایر، آمریکای جنوبی، اروپا، کلمبیا، مکزیک هستند که مثلاً بازیکن‌های الجزایر بازیکن‌های خوبی هستند. برای قضاوت که به بازی‌ها می‌روم در هر تیم 4، 5 بازیکن خوب الجزایری یا آمریکای جنوبی هست. چند وقتی پیش آقایی به نام پیمان امیری بازیکن شماره هفت تیم مونترال را دیدم که در جریان بازی دو سه باری هم به داوری اعتراض کرد و اعتراضش نابجا بود. من بعداً فهمیدم که ایشان ایرانی هستند رفتم که بگویم من هم ایرانی هستم و خوشحالم. ولی احساس کردم شاید کمی عصبانی باشد. من کمک‌داور بودم. داور به او تذکر داد که اگر یک‌بار دیگر اعتراض کند کارت زرد می‌گیرد؛ و البته بازیکن خیلی خوبی است. فیکس بازی کرد و البته گل هم زد.

از چه زمانی زندگی شما با داوری فوتبال گره‌خورده است؟
داوری را بیست سال پیش در ایران شروع کردم. ورزش را خیلی دوست دارم. اصالتاً آذری و متولد شمال ایران هستم. انتخاب اول مردم آن منطقه ورزش کُشتی است. من هم چند سالی کشتی را دنبال کردم به مراحل بالا هم رسیدم ولی نتوانستم که خیلی موفق بشوم چراکه از من خیلی قوی‌تر بودند و من نمی‌توانستم با آن‌ها رقابت کنم. به همین دلیل کشتی را کنار گذاشتم. بعدازآن پینگ‌پونگ بازی کردم در رده‌های آموزشگاهی استان خودم و بعدازآن به داوری فوتبال رو آوردم. ورزش را خیلی دوست دارم و تا اکنون هیچ‌وقت آن را رها نکرده و به‌صورت حرفه‌ای دنبال کردم.

جدا شدن از فوتبال در ایران و مهاجرت به کانادا باید کار سختی بوده باشد؟
بله خیلی سخت بود. من به هیاهوی فوتبال ایران عادت کرده بودم. بااین‌حال انتخاب کردم. فوتبال یک بخش زندگی من هست و بخش دیگر خود زندگی آینده خود و فرزندانم هست. البته اینجا هم فوتبال را دنبال می‌کنم. ولی بازی آخر در ایران که بازی استقلال و سایپا بود و خیلی هم مهم بود بنابراین خداحافظی خیلی سخت‌تر بود. من از ایران خاطرات خیلی خوبی دارم. مثلاً دو سال پیش بود، بازی‌های لیگ آزادگان که لیگ دسته یک محسوب می‌شود. در دقیقه‌ی 85 در ده متری من یک ضربه به سر یکی از بازیکنان خورد. زبانش برگشت و راه تنفسی او بسته شد. این مشکل، کار تخصصی من نبود. البته دوره‌های اورژانس را گذرانده‌ام و ازآنجایی‌که همسرم پرستار هستند خیلی وقت‌ها من از ایشان می‌پرسیدم مثلاً در این صحنه چه‌کار باید کرد و کلی اطلاعات عمومی داشتم. رفتم بالای سر بازیکن و دیدم زبانش برگشته و مجرای تنفسی او بسته‌شده. کار خاصی انجام ندادم. انگشتم را در دهانش قراردادم دیدم نمی‌شود. با سوت داوری این کار را انجام دادم و با انگشت اشاره زبانش را برگرداندم، گردنش را فیکس کردم و آن‌وقت بود که آمبولانس رسید. در چنین مواردی زمان خیلی مهم و دو دقیقه هست که به آن تایم طلایی می‌گویند. آمبولانس و پزشک بودند ولی دور بودند. بازیکن حدود یک هفته در بیمارستان که سه روز آن در کما بود ولی ریکاوری شد و خدا رو شکر که این کار را توانستم انجام بدهم. خیلی‌ها تشویقم کردند. در برنامه پربیننده و مهم نود آقای عادل فردوسی‌پور گزارشگر و مجری این برنامه یک روز به من زنگ زد و دعوت کرد به این برنامه بروم و این قضیه برای مردم خیلی خوشایند بود و دوستش داشتند. یک هفته بعد بازیکن مصدوم، آقای محمود دیانورد به من زنگ زد و گفت: «من نمی‌دانم با چه زبانی از شما تشکر کنم تازه دخترم به دنیا آمده و بابا شده‌ام. بعد از به هوش آمدنم دوستانم گفتند که چه اتفاقی افتاده بوده و کمک‌داور جانم را نجات داده و شماره شما را پیدا کردم تا به شما زنگ بزنم.» و دعا کردند که سلامت باشم و به هر چه می‌خواهم برسم. من هم گفتم که این وظیفه من بوده و انجام ‌وظیفه کرده‌ام و خوشحالم که با شما صحبت می‌کنم.

به نظر می‌رسد خیلی زود برای ورود به عرصه‌ی فوتبال کانادا اقدام کردید؟
حدود یک سال و چهار ماه هست که آمدم. دقیقاً دو ماه بعد از ورودم کارهای مدارک فوتبالی را انجام دادم چون باید کارهای اداری انجام می‌شد و شروع به کارکردم. اوایل در رده‌های پایین‌تر بود خوشبختانه برای کانادایی‌ها کار خیلی مهم هست. وقتی می‌گویید این‌کاره هستم و در عمل ثابت بشود که حرف‌هایت درست است خیلی کمک می‌کند. زبان انگلیسی من خیلی خوب نبود باوجوداین من را پذیرفتند. در اینجا آقایی هست به نام رضا پاکدل که ایرانی متولد اینجا و ساکن شربروک هستند. ایشان ایرانی را خوب صحبت می‌کنند. در کلاس‌ها همیشه جایشان پیش من بود تا برای من صحبت‌های فرانسه را ترجمه کنند. ایشان خیلی کمک کردند تا بتوانم به اینجا عادت کنم. همیشه رسیدن به یک چیزی سخت هست و نگه‌داشتنش سخت‌تر. به چیزی که می‌خواستم رسیدم تلاشم را می‌کنم که این جایگاه را نگه‌دارم.

یک خاطره‌ای لیگ PLSQ به ما بدهید؟
عرض کنم خدمتتان، زمین‌هایی که تیم PLSQ آنجا بازی می‌کنند خط‌کشی زیاد دارد. فوتبال آمریکایی هم در همین زمین‌ها انجام می‌شود. ابعاد این دو فوتبال با هم فرق می‌کند. ابعاد زمین فوتبال عرض 45 و طول بین 90 تا 100 متر هست که من یک‌بار به‌اشتباه روی خط ایستاده بودم و اصلاً متوجه هم نبودم داور هم متوجه نشد که من اشتباه ایستادم و بازی شروع شد. یک‌لحظه دیدم همه پشت سر من بازی می‌کنند. بعد به خودم آمدم که من اشتباه ایستاده‌ام و زمانی که برگشتم تا بیایم روی جای خودم بایستم توپ به من خورد و به اوت رفت. موقعیت خوبی برای مهاجم بود. خیلی جالب بود وقتی‌که فهمید من اشتباه کردم هیچ اعتراض خاصی نکرد. به داور هم گفتم که اشتباه من باعث شد شرایط این‌گونه پیش برود. گفتم من پیشنهاد می‌دهم که اگر اشکالی نداشته باشد با همین حالت (از نظر قانون شروع مجدد با پرتاب‌کننده توپ است) توپ را به همین مهاجم بدهیم از همان‌جا شروع کند. گفت دو تا بازیکن باید باشند. گفتم درسته من قانون را نمی‌شکنم ولی چون اشتباه از من بوده و بازیکن هیچ مقصر نیست. داور همین کار را انجام داد و پرتاب توپ را به مهاجم داد ولی او ادامه نداد. سمت دروازه رفت و توپ را به اوت زد. این حرکت برای من خیلی خوشایند بود. آخر بازی هم آمد و گفت: «خیلی ممنون از اینکه این کار را انجام دادید و من هم می‌توانستم گل بزنم و این کار را نکردم توپ را به بیرون زدم که هم شما زیر سؤال نروید درعین‌حال من هم کارم را انجام داده باشم.»